
بازتاب انقلاب ایران در الجزایر
رسانه ها گفتند ایران می خواهد مذهب شما را بگیرد و مردم باور کردند!
انقلاب ایران روی انقلابیون الجزایری تاثیر زیادی داشت. ایران از لحاظ سیاسی خیلی مقبولیت دارد ولی مردم از لحاظ مکتبی خیلی به تشیع حساس هستند. رسانه های وابسته به عربستان خیلی تبلیغ کردند که ایران می خواهد مذهب شما را تغییر دهد و شما را شیعه کند!
در گفتگو با یک انقلابی الجزایری مطرح شد: ♦ما ادعاهای جهانی داریم ولی در واقع خودمان را محصور در مرزهای مان کرده ایم. خبر نداریم که در کشورهای دیگر چه اتفاقاتی می افتد و دشمنان چه نقشه هایی که برای جلوگیری از نفوذ انقلاب اسلامی نکشیده اند. همین ندانستن ها باعث می شود که اقدام متقابلی هم انجام ندهیم و در نتیجه آنچه در عمل رخ خواهد داد از دست رفتن عمق استراتژیک جمهوری اسلامی یعنی همراهی قلوب مردم جهان اسلام با انقلاب اسلامی است. کتاب های شریعتی و شهید مطهری من را جذب کرد ♦من شیخ فضیل هستم از الجزایر. وقتی انقلاب اسلامی در ایران پیروز شد من در الجزایر دانشجو بودم، دانشجوی سال اول فیزیک نظری. آن زمان فقط یک شبکه تلویزیونی در الجزایر بود که اخبار انقلاب را مخابره می کرد. از همان زمان خیلی به امام خمینی «ره» علاقمند شدم. یک دانشجوی ایرانی به نام مهدی پرچمی در دانشگاه ما درس می خواند. او در فرانسه درس می خواند. پس از انقلاب از فرانسه اخراجش کردند و به الجزایر آمد. من با او خیلی رفیق بودم. ایشان کانال ارتباطی ما با انقلاب اسلامی بود. او کتابهای انقلابی را برای ما می آورد. مثلا کتاب پیاده شده سخنرانی دکتر شریعتی به زبان فرانسوی را به من داد که خیلی جذاب و زیبا بود. کتاب های شهید مطهری هم خیلی قابل استفاده بود. کتاب های امام خمینی و شهید صدر و دیگر بزرگان را نیز می خواندیم. دولت الجزایر قبل، حین و پس از انقلاب با ایران بود ♦درباره موضع الجزایری ها نسبت به انقلاب اسلامی باید الجزایر را به سه دسته تقسیم کرد. یک گروه دولت است، گروه دیگر مساجد و گروه سوم مردم عادی. دولت کاملا با ایران بود و خیلی به حکومت ایران نزدیک شد. شاذلی بن جدید رییس جمهور وقت الجزایر به ایران آمد و به دیدار امام خمینی رفت. قرار بر این بود که امام خمینی بعد از پاریس به الجزایر برود. چون امام اقامت شش ماهه داشت و بعد از شش ماه باید فرانسه را ترک می کرد. قبل از انقلاب هواری بومدین رییس جمهور الجزایر بود که به شدت انقلابی بود. او دوستی زیادی با امام موسی صدر داشت. بومدین یک بار هم برای دیدار با آیت الله حکیم به نجف رفته بود. خیلی ارتباط خوبی با شیعیان داشت. بومدین و جمال عبدالناصر رقیب آل سعود بودند و با هرچیزی که آل سعود با آن مخالف بود، موافق بودند. به همین خاطر بود که الجزایر از امام درخواست کرد که به این کشور برود. اما انقلاب پیروز شد و فرصتی برای سفر به الجزایر پیش نیامد.هواری بومدین در همان ایام مریض شد و از دنیا رفت. شاذلی بن جدید به جای او آمد. او وزیر اوقاف دولتش را به ایران فرستاد. دولت الجزایر در جنگ تحمیلی هم در کنار ایران بود. روابط خوب ایران و الجزایر تا سال 1992 ادامه داشت. در این ایام جبهه نجات اسلامی الجزایر وارد انتخابات این کشور شد و ایران هم از آن حمایت کرد. به نظر من این کار اشتباه بود. اکثریت جبهه نجات رویکردهای سلفی و ضدشیعی داشتند. البته تعداد کمی هم در آنها بودند که به انقلاب ایران علاقه داشتند. مثلا رابح کبیر که نفر سوم یا چهارم حزب بود به ایران آمد و با امام خمینی «ره» دیدار کرد. البته باید با اینها ارتباط گرفت و نزدیکی ایجاد کرد.دولت الجزایر از این کار ایران یعنی حمایت از جبهه نجات خیلی ناراحت شد و ارتباطات ایران و الجزایر به مدت 7 سال قطع شد. در سال 1999 با دیدار آقای خاتمی و بوتفلیقه رییس جمهور الجزایر در سازمان ملل ارتباطات دوباره از سر گرفته شد. الان هم دولت الجزایر صددرصد با ایران است. دولت الجزایر قبل از انقلاب، در حین انقلاب و پس از انقلاب از ایران حمایت کرده است. دل صوفی ها با ماست ولی ... ♦اما مساجد، مساجدی که متاثر از عربستان بودند مخالف انقلاب بودند. ولی مساجدی که متاثر از عربستان نبودند نگاه بهتری به انقلاب داشتند. ولی متاسفانه اطلاعات کافی و دقیق از ایران نداشتند و از تبلیغات سوء رسانه ها تاثیر می گرفتند. صوفیان خیلی به اهل بیت «ع» علاقه دارند و از این جهت خیلی به شیعه نزدیک هستند ولی متاسفانه رسانه ها در تبلیغات شان علیه ایران موفق بوده اند. در الجزایر تعداد صوفی ها از سلفی خیلی بیشتر است. صوفیان دل شان با ماست ولی خیلی با فرهنگ انقلابی آشنایی ندارند. دولت الجزایر هم تمایل به تصوف دارد و از صوفیان حمایت می کند.مردم عادی هم باز دو قسمت هستند. آنهایی که آگاهی سیاسی بالایی دارند از ایران حمایت می کنند و آنهایی که آگاهی ندارند و تحت تاثیر رسانه ها هستند از ایران حمایت نمی کنند. در خود ایران هم مردمی هستند که آگاهی ندارند و از انقلاب حمایت نمی کنند. مردم از جمعیت تشییع کننده امام متعجب بودند ♦تسخیر سفارت آمریکا موسوم به لانه جاسوسی در تهران یک پدیده سیاسی خیلی مهم برای ایران و الجزایر بود. چراکه الجزایر میان ایران و آمریکا برای حل این قضیه میانجی گری کرد. مردم الجزایر هم در آن زمان خیلی به ایران علاقه داشتند. ولی متاسفانه الجزایر تغییرات زیادی کرده است. در آن زمان اکثر مردم روحیات انقلابی داشتند ولی الان فرهنگ عوض شده است. مردم دیگر یکپارچه نیستند: عده ای اسلامگرا هستند، عده ای سکولار، عده ای بی خیال و دنبال خوردن و خوابیدن و ... زمانی که امام رحلت کردند، من در سفارت ایران در الجزایر بودم. فضا خیلی غمگین بود و من هم خیلی ناراحت بودم. مردم عادی هم با دیدن جمعیت میلیونی که به تشییع جنازه امام آمده بودند خیلی متعجب شدند.
