[[{"content_id":13925,"domain_id":"0","lang_id":"fa","portal_id":"5","owner_id":"370","user_id":"434","view_accesslevel_id":"0","edit_accesslevel_id":"0","delete_accesslevel_id":"0","editor_id":"434","content_title":"وحدت شیعه و سنی در مبارزه با رژیم پهلوی\r\n\r\nتشیع، تسنن، پیوندتان مبارک","content_number":"","content_date_event":"2022-02-06 19:28:21","content_summary":"روزنامه اطلاعات گزارش داد: «... گروهی از جوانان ترکمن با حمل پلاکاردهایی که روی آن نوشته بود: \"تشیع، تسنن، پیوندتان مبارک\" همبستگی خود را با مبارزات مسلمانان شیعه‌ این شهر اعلام داشتند.»","content_summary_fill":"1","content_body":"پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛&nbsp;&quot;وحدت&quot; کلیدواژه&zwnj;ای است که همواره بزرگان اهل سنت و شیعه بر آن تاکید می&zwnj;کنند. با نگاهی بر اندیشه و آرای امام خمینی، رهبر کبیر انقلاب اسلامی نیز در می&zwnj;یابیم که این مهم در اندیشه و عمل ایشان&nbsp;&ndash;&nbsp;چه قبل از پیروزی انقلاب اسلامی و چه پس از آن- نمود بارزی داشته است.\r\n\r\nبا آغاز نهضت اسلامی، امام خمینی به عنوان رهبر نهضت، تاکید ویژه&zwnj;ای بر حفظ وحدت شیعه و سنی داشتند و این موضوع مبنایی اندیشه&zwnj;ای داشت. این راهبرد چه قبل از پیروزی انقلاب اسلامی و چه پس از آن، باعث نزدیکی و پیوند و اتحاد شیعه و سنی شد به طوری که در دوران طاغوت ، شیعیان و اهل سنت بارها در یک صف متحد، به مبارزه با رژیم پهلوی پرداختند.\r\n\r\nاین نوشتار نمونه&zwnj;هایی از وحدت شیعه و سنی در مبارزه با رژیم پهلوی را مورد بررسی قرار می&zwnj;دهد.\r\n\r\nتاکید امام خمینی بر وحدت شیعه و سنی در مبارزه با رژیم پهلوی\r\n\r\nامام خمینی، بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی همواره بر وحدت شیعه و سنی تاکید داشتند و این موضوع یکی از مسائل مبنایی اندیشه ایشان بود. رهبر نهضت اسلامی از همان نخستین سال&zwnj;های آغازین نهضت، به منظور پیوند شیعه و سنی اقدام&zwnj;هایی صورت می&zwnj;داد. براساس&nbsp;سندی از ساواک که مربوط به سال 1343 است، مامور مخفی رژیم پهلوی از دستور امام خمینی مبنی بر وحدت اهل تسنن و شیعیان گزارش می&zwnj;دهد و عنوان می&zwnj;کند: &laquo; از طرف آیت&zwnj;الله خمینی دستورات مکرری به آخوندها صادر شده تا موجبات نزدیکی آخوندهای سنی و شیعه را فراهم و [به] شیعیان هم تذکر بدهند از توهین به مقدسات اهل تسنن خودداری نمایند.&raquo;[1]\r\n\r\nامام در روزهای اوج مبارزات ملت ایران با رژیم پهلوی نیز همواره بر این موضوع تاکید می&zwnj;کردند. ایشان در 24 دی&zwnj;&zwnj;ماه 1357 طی پیامی به&nbsp;&laquo;علمای اعلام و خطبای کرام و عموم اهالی محترم کردستان&raquo; فرمودند: &laquo; در این موقع که وطن ما حساس&zwnj;ترین مراحل تاریخ را می&rlm;&zwnj;گذراند و ملت مسلمان ایران با وحشی&rlm;&zwnj;ترین دژخیمان شاه روبه&zwnj;&rlm;رو هستند بر تمام طبقات محترم کشور است که با&nbsp;&quot;وحدت کلمه&quot;&nbsp;از کشور و اسلام عزیز دفاع کنند و دست خائنان و جانیان را از آن قطع کنند که غفلت از وظیفه، موجب سستی نهضت اسلامی و ـ خدای نخواسته ـ شکست آن می&rlm;&zwnj;شود.&raquo;[2]\r\n\r\nحضرت امام در 17 بهمن همان سال نیز تاکید کردند: &laquo;&nbsp;ما برادری خودمان را به برادران&nbsp;اهل سنت&nbsp;اعلام می&rlm;&zwnj;کنیم. دشمنان اسلامند که می&rlm;&zwnj;خواهند ما را با برادرهای خودمان مختلف کنند. دشمن&zwnj;های اسلام یا گول&rlm;&zwnj;خورده&rlm;&zwnj;&zwnj;ای از آن&zwnj;ها هستند که در این وقت مخالفت مابین دو دسته را اعلام می&rlm;&zwnj;کنند. ما اعلام می&zwnj;&rlm;کنیم وحدت کلمه مسلمین را... یک زمان حساسی است؛ مابین حیات و موت مردد هستیم. ما الآن مملکتمان یا باید تا ابد زیر یوغ استعمار و استبداد باشد، یا باید الآن از این یوغ خارج بشود. اگر وحدت کلمه را حفظ نکنید، تا آخر باید مبتلا باشید...&nbsp;بین شیعه و سنی ابداً تفرقه نیست؛ بین شیعه و سنی نباید تفرقه باشد. باید وحدت کلمه را حفظ کنید. ائمه اطهار ما سفارش کردند به ما که بپیوندید با هم؛ و با هم اجتماعمان را حفظ کنیم...&raquo;[3]\r\n\r\nهمین روشنگری&zwnj;های امام خمینی و هوشیاری ملت ایران، بارها صحنه&zwnj;های بی&zwnj;نظیری از وحدت شیعه و سنی در مبارزه با استبداد پهلوی را رقم زد.\r\n\r\nتظاهرات باشکوه شیعه و سنی علیه رژیم پهلوی در بندرعباس\r\n\r\nحجت&zwnj;الاسلام احمد سالک که در دوران نهضت اسلامی بارها به نقاط مختلف کشور سفر کرده بود، در جریان یکی از سفرهای تبلیغی خود به بندرعباس شاهد وحدت شیعیان و سنیان در مبارزه با رژیم پهلوی بود. وی در این رابطه می&zwnj;گوید: &laquo; به درخواست آقاى متین ـ از علماى بندرعباس ـ باید به بندرعباس می&zwnj;رفتم تا در مسجد فاطمیه&zwnj; بندرعباس سخنرانى کنم... به سمت بندرعباس حرکت نمودم و به منزل آقاى متین رفتم. سپس شروع به ارزیابى از وضعیت شهر، مردم، حضور اهل تسنن، دستگاه&zwnj;ها و حضور ساواک و مقامات امنیتى و پلیس و در آنجا نمودم، به&zwnj;خصوص که بزرگ&zwnj;ترین مفتى اهل سنت در آن&zwnj;جا بود و از طرفى شهر بندرعباس به دلیل بندرى بودن، حساسیت ویژه&zwnj;اى براى رژیم داشت و عوامل قدرت&zwnj;هاى بزرگ از جمله اسرائیل و آمریکا در این مناطق حضور و تردد داشتند.&raquo;\r\n\r\nحجت&zwnj;الاسلام سالک در طول مدتى که در بندرعباس حضور داشت با تعدادى از علماى اهل سنت آشنایى پیدا کرد و با آنها ارتباط گرفت که به گفته خود او &laquo; این امر باعث شده بود همدلى و هماهنگى بین اهل سنت و سایر مردم آن منطقه به وجود بیاید.&raquo;\r\n\r\nسپس به منظور حضور باشکوه اهل سنت و شیعیان در یک تظاهرات عظیم برنامه&zwnj;ریزی شد. به گفته حجت&zwnj;الاسلام سالک: &laquo; با حضور پرشکوه اهل سنت و شیعه و علماى اهل سنت و مفتى آن&zwnj;ها، به سمت مسجد گلوبندک حرکت کردیم.&raquo;[4]&nbsp;و بدین ترتیب، اهل سنت و شیعیان بندرعباس در حالی که دست در دست هم داشتند، نمایش بی&zwnj;نظیری از اتحاد را به نمایش گذاشتند.\r\n\r\nشعار&nbsp;&quot;وحدت&quot;&nbsp;در تظاهرات مردم گنبدکاووس\r\n\r\nدر آبان&zwnj; ماه سال 1357 نیز حرکت دیگری از اتحاد و پیوند شیعه و سنی در مبارزه با رژیم پهلوی رخ داد. روز دهم آبان مردم گنبدکاووس که بیشتر آن&zwnj;ها را دانش&zwnj;آموزان دختر و پسر تشکیل می&zwnj;دادند، همراه دبیران، دانشجویان دست به راهپیمایی زدند. پیشاپیش این افراد روحانیون شهر نیز حضور داشتند. آنها در مسجد قائمیه اجتماع کردند و به سخنان یکی از روحانیون گوش دادند که بر وحدت تسنن و تشیع تأکید می&zwnj;کرد.&nbsp;به گزارش مطبوعات،&nbsp;یکی از شعارهای تظاهرکنندگان در این روز این بود: &laquo;تسنن، تشیع، پیوندتان مبارک&raquo; و &laquo;دین ما دین شماست.&raquo;\r\n\r\nدر اجتماعی که در روز 12 آبان در مسجد جعفری شهر گنبد برپا شده بود، یکی از روحانیون برای مردم سخنرانی و مطالبی درباره وحدت و یکپارچگی طبقات مختلف ایراد کرد. پس از آن شیعه و سنی در یک صف از مسجد خارج شدند و ضمن حمل پلاکاردهایی در طرف&zwnj;داری از امام&zwnj;خمینی به تظاهرات علیه رژیم پهلوی پرداختند.\r\n\r\nدر تظاهرات روز اربعین همان سال نیز، وحدت شیعه و سنی در گرگان بار دیگر نمایان شد. روزنامه اطلاعات گزارش داد: &laquo;... گروهی از جوانان ترکمن با حمل پلاکاردهایی که روی آن نوشته بود:&nbsp;&quot;تشیع، تسنن، پیوندتان مبارک&quot;&nbsp;همبستگی خود را با مبارزات مسلمانان شیعه&zwnj; این شهر اعلام داشتند.&raquo;[5]\r\n\r\nحمایت اهل سنت بوکان از روحانیون تبعیدی شیعه\r\n\r\nبعد دیگری از وحدت شیعه و سنی زمانی نمود می&zwnj;یافت که یکی از مبارزان شیعه به شهرها و استان&zwnj;های سنی&zwnj;نشین کشور تبعید می&zwnj;شد. در این زمان، مردم با حمایت&zwnj;های مادی و معنوی از مبارزین، بعد دیگری از وحدت را به نمایش می&zwnj;گذاشتند.\r\n\r\nآیت&zwnj;الله مهدوی&zwnj;کنی که در ماه رمضان سال 1353 به بوکان تبعید شده بود در این رابطه می&zwnj;گوید: &laquo;بعد از تبعید به بوکان به منزل یکی از مومنان آنجا بنام آقای فروزنده رفتم و او از من پذیرایی گرمی کرد، من خاطره پذیرایی او و خانمش را که سحری درست می&zwnj;کرد و لباس&zwnj;های مرا می&zwnj;شست فراموش نمی&zwnj;کنم همچنین فراموش نمی&zwnj;کنم مردم بومی بوکان که کرد و اهل سنت بودند نسبت به حقیر بیش از حد اظهار محبت می&zwnj;کردند.\r\n\r\nمردم آن&zwnj;جا با این&zwnj;که سنی بودند به من خیلی احترام می&zwnj;گذاشتند، آن&zwnj;ها چون روحانی خود را ماموستا می&zwnj;نامند مرا هم ماموستا می&zwnj;گفتند، من به هر مغازه&zwnj;ای که برای خرید لوازم&zwnj; می&zwnj;رفتم مثلا اگر قصابی بود و صف بود یا دو سه نفر ایستاده بودند، قصاب می&zwnj;گفت: ماموستا مهمان ماست و احترام او واجب است، اجازه دهید ایشان را اول رد کنیم تا معطل نشود، در هر مغازه&zwnj;ای می&zwnj;رفتم صندلی می&zwnj;گذاشتند، چای می&zwnj;آوردند، اگر به حمام می&zwnj;رفتیم مرا مقدم می&zwnj;داشتند و می&zwnj;گفتند ایشان مهمان ما است.&raquo;[6]\r\n\r\nوحدت شیعه و سنی در مبارزه با رژیم پهلوی در بانه\r\n\r\nیک نمونه دیگر از وحدت شیعه و سنی در مبارزه با رژیم پهلوی در شهر بانه رقم خورد. بعد از تبعید حجت&zwnj;الاسلام شاه&zwnj;آبادی به بانه در آذرماه 1355، برخلاف انتظار رژیم پهلوی، مردم بانه که اهل سنت بودند، ضمن استقبال از حجت&zwnj;الاسلام شاه&zwnj;آبادی که از مبارزین شناخته&zwnj;شده نهضت اسلامی بود با همراهی او مبارزات را سامان دادند.\r\n\r\nدر این میان بسیاری از بزرگان اهل سنت نیز روابط نزدیکی با شهید شاه&zwnj;آبادی برقرار کردند. یکی از علمای اهل سنت شهر بانه می&zwnj;گوید: &laquo;شاید بتوانم به جرأت ادعا کنم که آقای شاه&zwnj;آبادی، در مدت تبعید خود هیچ یک از نمازهای یومیه&zwnj;اش را در منزل نخواند، بلکه در همه جماعات شرکت می&zwnj;کرد و حتی در یک یا چند مسجد خاص نماز نمی&zwnj;خواند، بلکه سعی می&zwnj;کرد که در همه چهارده مسجدی که در این شهر بود به نوبت شرکت کند.&raquo;\r\n\r\nشهید شاه&zwnj;آبادی در طول دوران حضور در بانه با علمای اهل سنت رابطه&zwnj;ای صمیمی داشت و به طور مرتب در جلسات مشترک حجت&zwnj;الاسلام شاه&zwnj;آبادی و بزرگان اهل سنت بانه، خط سیر مبارزه با رژیم پهلوی در این شهر ترسیم می&zwnj;شد.[7]\r\n\r\nحمایت بزرگان اهل سنت کردستان از روحانیون شیعه&zwnj;ی متحصن در دانشگاه تهران\r\n\r\nزمانی که روحانیون مبارز و انقلابی در بهمن&zwnj;ماه 1357 در دانشگاه تهران متحصن بودند، گروه&zwnj;های مختلفی از سراسر کشور حمایت خود را از آنها اعلام کردند. در همین زمان، حاج&zwnj; شیخ&zwnj;احمد مفتی&zwnj;زاده&zwnj; یکی&zwnj; از روحانیون&zwnj; سنی&zwnj; مذهب&zwnj; کردستان در راستای اعلام وحدت شیعه و سنی در مبارزه با رژیم پهلوی، با انتشار نامه&zwnj;ای&zwnj; اعلام&zwnj; کرد: دشمن&zwnj; می&zwnj;داند که&zwnj; بزرگ&zwnj;ترین&zwnj; مجاهدات&zwnj; تاریخ&zwnj; حاضر ایران&zwnj;، امام&zwnj; عظیم&zwnj;الشأن&zwnj; خمینی&zwnj; ایده&zwnj;الله تأیید الحق&zwnj;، مرکز مسلم&zwnj; و مستحکم&zwnj; دایره&zwnj; دیانت &zwnj;و الهام&zwnj;بخش&zwnj; حرکت&zwnj; خورشید امید ملّت&zwnj; مسلمان&zwnj; ایران&zwnj; است&zwnj; و به&zwnj; این&zwnj; جهت&zwnj; منع&zwnj; قیادت &zwnj;از رسیدن&zwnj; به&zwnj; امت&zwnj; در حد منع&zwnj; رسیدن&zwnj; جان&zwnj; به&zwnj; پیکر می&zwnj;شناسد.[8]\r\n\r\nوحدت شیعه و سنی و سرنگونی مجسمه شاه در ارومیه\r\n\r\nدر خاطرات حجت&zwnj;الاسلام والمسلمین حسنی هم نمونه&zwnj;های فراوانی از وحدت شیعه و سنی در مبارزه با رژیم پهلوی در ارومیه به چشم می&zwnj;خورد. در یکی از این نمونه&zwnj;ها، شیعه و سنی دست در دست هم دادند و مجسمه شاه را سرنگون کردند. چنانچه حجت&zwnj;الاسلام حسنی می&zwnj;گوید: &laquo; چند روز بعد از فرار شاه، روزى با چند نفر از دوستان به سراغ مجسمه&zwnj; شاه رفتیم اما هر چه تلاش کردیم نتوانستیم آن را سرنگون کنیم. از جاده، یک تریلى 18 چرخ مى&zwnj;گذشت. جلویش را گرفتیم، از برادران کُرد و اهل تسنن بود و فورى مرا شناخت. گفت: ملاحسنى شما هستید؟ گفتم بله. اشک شوق از چشمانش جارى شد، مرا در آغوش گرفت و گفت: اگر حسنى بگوید خودت را آتش بزن، مى&zwnj;زنم.\r\n\r\nدو تا سیم بکسل آورده به گردن مجسمه انداختیم. راننده پشت فرمان نشست و یکى دو متر حرکت کرد، اما مجسمه اصلا تکان نمى&zwnj;خورد حتى گاهى چرخ&zwnj;هاى تریلى از زمین جدا مى&zwnj;شد. راننده گفت: این طور نمى&zwnj;شود باید یک تریلى دیگر هم به کمک بیاید و دو تایى با هم بکشیم. منتظر ماندیم. در این وقت آن برادر اهل سنت دوربین عکاسى&zwnj;اش را از داخل ماشین درآورد و از من خواهش کرد در کنار او و تریلى بایستم و او یک عکس یادگارى از من داشته باشد. موافقت کردم. او مى&zwnj;گفت از اهالى قوشچى هستم و یکى از فامیل&zwnj;هایم که در منطقه بالانج ساکن است از مسلحین شماست. بالاخره تریلى دوم از راه رسید. دوستان دست تکان دادند و توقف کرد. وقتى از ماجرا باخبر شد از همکارى با ما استقبال کرد. سیم بکسل و سایر وسایلش را آورد. به وسیله&zwnj; 2 تریلى با تلاش، بالاخره موفق شدیم مجسمه&zwnj; شاه را به زیر بکشیم و سرنگون کنیم. مردم که بتدریج آمده و میدان را مملو از جمعیت کرده بودند، جشن و شادى نمودند.&raquo;[9]\r\n\r\nاندکی قبل و در 5 دی همان سال نیز، گزارشگر ساواک از طرح مبارزاتی مشترک شیعیان و اهل سنت با رژیم پهلوی خبر داده بود. براساس گزارش ساواک، در مجلس بزرگداشتی که به مناسبت شهادت یکی از انقلابیون نقده برگزار شده بود، &laquo;[حجت&zwnj;الاسلام] حسنی و چند تن از دبیران اهل تسنن مطالب تحریک&zwnj;آمیزی عنوان و حسنی مردم را به مبارزه تحریک و اظهار داشته تا آخرین قطره&zwnj; خون خواهیم جنگید.&raquo;[10]\r\n\r\nصف واحد شیعه و سنی در مبارزه با رژیم پهلوی در زاهدان\r\n\r\nزاهدان یکی دیگر از شهرهایی بود که در دوران نهضت اسلامی شاهد اتحاد شیعه و سنی بود. آیت&zwnj;الله علی آل&zwnj;اسحاق ضمن روایت خاطره&zwnj;ای درباره اتحاد شیعه و سنی در زاهدان در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی می&zwnj;گوید: &laquo;انقلاب در زاهدان اوج مى&zwnj;گرفت... ما شب&zwnj;ها تظاهرات راه مى&zwnj;انداختیم. بلوچ و غیربلوچ به هم مى&zwnj;پیوستند. همواره از مسجد جامع به مسجد مولوى مى&zwnj;رفتیم و در آن&zwnj;جا سخنرانى مى&zwnj;کردیم. جمعیت زیادى هم مى&zwnj;آمدند و شیعه و سنى متحد شده بودند.&raquo;\r\n\r\nوی ادامه می&zwnj;دهد: &laquo;نزدیکى پیروزى انقلاب... ما در سطح خیابان تظاهرات مى&zwnj;کردیم و با بلندگو شعار مى&zwnj;دادیم... در یکی از تظاهرات&zwnj;ها، من جلو رفتم و گفتم: &laquo;آقایان الآن موقع آن است که نام این خیابان&zwnj;ها را عوض کنیم.&raquo; بعد کمى صحبت کرده و در پایان پیشنهاد دادم که نام یک خیابان را به&nbsp;&quot;صدیق&quot;&nbsp;تغییر بدهیم و تهیه&zwnj; تابلوى آن خیابان را بر عهده&zwnj; مولوى عبدالعزیز بگذاریم. اهل سنت به خلیفه اول&nbsp;&quot;صدیق&quot;&nbsp;مى&zwnj;گویند. خیابان دیگرى را نیز به نام امام خمینی تغییر دهیم و تابلویش را آماده کنیم. همین که گفتم&nbsp;&quot;صدیق&quot;، سنى&zwnj;ها بشدت کف زدند... بعد از ما خواستند راهپیمایى را ادامه دهیم. فرداى آن روز هم تابلوى خیابان مورد نظر را آماده کردیم...&raquo;[11]\r\n\r\nاین اتحاد و وحدت شیعه و سنی در مبارزه با رژیم پهلوی در حالی شکل گرفت که رژیم به شدت درصدد ایجاد تفرقه بود و در موارد متعددی نیز موفق به این کار شد. اما با روشنگری&zwnj;های امام خمینی و آگاهی مردم، توطئه&zwnj;های رژیم پهلوی نتیجه&zwnj;ای جز شکست نداشت.\r\n\r\nپی&zwnj;نوشت&zwnj;ها:&nbsp;\r\n\r\n1-&nbsp;آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی\r\n\r\n2-&nbsp;صحیفه امام خمینی، جلد 5\r\n\r\n3- صحیفه امام خمینی، جلد 6\r\n\r\n4-&nbsp;خاطرات حجت&zwnj;الاسلام شیخ احمد سالک، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص166\r\n\r\n5-&nbsp;انقلاب اسلامی در گرگان و دشت، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص365\r\n\r\n6-&nbsp;خاطرات آیت&zwnj;الله مهدوی کنی، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص 153\r\n\r\n7-&nbsp;زندگی و مبارزات شهید مهدی شاه آبادی&shy;، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص94\r\n\r\n8-&nbsp;حجت&zwnj;الاسلام والمسلمین روح&zwnj;الله حسینیان، یک سال مبارزه برای سرنگونی رژیم شاه، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص798\r\n\r\n9-&nbsp;خاطرات حجت&zwnj;الاسلام حسنی، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص142\r\n\r\n10-&nbsp;انقلاب اسلامی در ارومیه، جلد دوم، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص225\r\n\r\n11-&nbsp;خاطرات آیت&zwnj;الله علی آل&zwnj;اسحاق، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص235","content_html":"<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"color:#FF0000;\">پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛&nbsp;</span>&quot;وحدت&quot; کلیدواژه&zwnj;ای است که همواره بزرگان اهل سنت و شیعه بر آن تاکید می&zwnj;کنند. با نگاهی بر اندیشه و آرای امام خمینی، رهبر کبیر انقلاب اسلامی نیز در می&zwnj;یابیم که این مهم در اندیشه و عمل ایشان&nbsp;&ndash;&nbsp;چه قبل از پیروزی انقلاب اسلامی و چه پس از آن- نمود بارزی داشته است.</span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">با آغاز نهضت اسلامی، امام خمینی به عنوان رهبر نهضت، تاکید ویژه&zwnj;ای بر حفظ وحدت شیعه و سنی داشتند و این موضوع مبنایی اندیشه&zwnj;ای داشت. این راهبرد چه قبل از پیروزی انقلاب اسلامی و چه پس از آن، باعث نزدیکی و پیوند و اتحاد شیعه و سنی شد به طوری که در دوران طاغوت ، شیعیان و اهل سنت بارها در یک صف متحد، به مبارزه با رژیم پهلوی پرداختند.</span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">این نوشتار نمونه&zwnj;هایی از وحدت شیعه و سنی در مبارزه با رژیم پهلوی را مورد بررسی قرار می&zwnj;دهد.</span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><strong><span style=\"color:#0000CD;\">تاکید امام خمینی بر وحدت شیعه و سنی در مبارزه با رژیم پهلوی</span></strong></span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">امام خمینی، بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی همواره بر وحدت شیعه و سنی تاکید داشتند و این موضوع یکی از مسائل مبنایی اندیشه ایشان بود. رهبر نهضت اسلامی از همان نخستین سال&zwnj;های آغازین نهضت، به منظور پیوند شیعه و سنی اقدام&zwnj;هایی صورت می&zwnj;داد. براساس&nbsp;سندی از ساواک که مربوط به سال 1343 است، مامور مخفی رژیم پهلوی از دستور امام خمینی مبنی بر وحدت اهل تسنن و شیعیان گزارش می&zwnj;دهد و عنوان می&zwnj;کند: &laquo; از طرف آیت&zwnj;الله خمینی دستورات مکرری به آخوندها صادر شده تا موجبات نزدیکی آخوندهای سنی و شیعه را فراهم و [به] شیعیان هم تذکر بدهند از توهین به مقدسات اهل تسنن خودداری نمایند.&raquo;[1]</span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">امام در روزهای اوج مبارزات ملت ایران با رژیم پهلوی نیز همواره بر این موضوع تاکید می&zwnj;کردند. ایشان در 24 دی&zwnj;&zwnj;ماه 1357 طی پیامی به&nbsp;&laquo;علمای اعلام و خطبای کرام و عموم اهالی محترم کردستان&raquo; فرمودند: &laquo; در این موقع که وطن ما حساس&zwnj;ترین مراحل تاریخ را می&rlm;&zwnj;گذراند و ملت مسلمان ایران با وحشی&rlm;&zwnj;ترین دژخیمان شاه روبه&zwnj;&rlm;رو هستند بر تمام طبقات محترم کشور است که با&nbsp;&quot;وحدت کلمه&quot;&nbsp;از کشور و اسلام عزیز دفاع کنند و دست خائنان و جانیان را از آن قطع کنند که غفلت از وظیفه، موجب سستی نهضت اسلامی و ـ خدای نخواسته ـ شکست آن می&rlm;&zwnj;شود.&raquo;[2]</span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">حضرت امام در 17 بهمن همان سال نیز تاکید کردند: &laquo;&nbsp;ما برادری خودمان را به برادران&nbsp;اهل سنت&nbsp;اعلام می&rlm;&zwnj;کنیم. دشمنان اسلامند که می&rlm;&zwnj;خواهند ما را با برادرهای خودمان مختلف کنند. دشمن&zwnj;های اسلام یا گول&rlm;&zwnj;خورده&rlm;&zwnj;&zwnj;ای از آن&zwnj;ها هستند که در این وقت مخالفت مابین دو دسته را اعلام می&rlm;&zwnj;کنند. ما اعلام می&zwnj;&rlm;کنیم وحدت کلمه مسلمین را... یک زمان حساسی است؛ مابین حیات و موت مردد هستیم. ما الآن مملکتمان یا باید تا ابد زیر یوغ استعمار و استبداد باشد، یا باید الآن از این یوغ خارج بشود. اگر وحدت کلمه را حفظ نکنید، تا آخر باید مبتلا باشید...&nbsp;بین شیعه و سنی ابداً تفرقه نیست؛ بین شیعه و سنی نباید تفرقه باشد. باید وحدت کلمه را حفظ کنید. ائمه اطهار ما سفارش کردند به ما که بپیوندید با هم؛ و با هم اجتماعمان را حفظ کنیم...&raquo;[3]</span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">همین روشنگری&zwnj;های امام خمینی و هوشیاری ملت ایران، بارها صحنه&zwnj;های بی&zwnj;نظیری از وحدت شیعه و سنی در مبارزه با استبداد پهلوی را رقم زد.</span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><strong><span style=\"color:#0000CD;\">تظاهرات باشکوه شیعه و سنی علیه رژیم پهلوی در بندرعباس</span></strong></span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">حجت&zwnj;الاسلام احمد سالک که در دوران نهضت اسلامی بارها به نقاط مختلف کشور سفر کرده بود، در جریان یکی از سفرهای تبلیغی خود به بندرعباس شاهد وحدت شیعیان و سنیان در مبارزه با رژیم پهلوی بود. وی در این رابطه می&zwnj;گوید: &laquo; به درخواست آقاى متین ـ از علماى بندرعباس ـ باید به بندرعباس می&zwnj;رفتم تا در مسجد فاطمیه&zwnj; بندرعباس سخنرانى کنم... به سمت بندرعباس حرکت نمودم و به منزل آقاى متین رفتم. سپس شروع به ارزیابى از وضعیت شهر، مردم، حضور اهل تسنن، دستگاه&zwnj;ها و حضور ساواک و مقامات امنیتى و پلیس و در آنجا نمودم، به&zwnj;خصوص که بزرگ&zwnj;ترین مفتى اهل سنت در آن&zwnj;جا بود و از طرفى شهر بندرعباس به دلیل بندرى بودن، حساسیت ویژه&zwnj;اى براى رژیم داشت و عوامل قدرت&zwnj;هاى بزرگ از جمله اسرائیل و آمریکا در این مناطق حضور و تردد داشتند.&raquo;</span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">حجت&zwnj;الاسلام سالک در طول مدتى که در بندرعباس حضور داشت با تعدادى از علماى اهل سنت آشنایى پیدا کرد و با آنها ارتباط گرفت که به گفته خود او &laquo; این امر باعث شده بود همدلى و هماهنگى بین اهل سنت و سایر مردم آن منطقه به وجود بیاید.&raquo;</span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">سپس به منظور حضور باشکوه اهل سنت و شیعیان در یک تظاهرات عظیم برنامه&zwnj;ریزی شد. به گفته حجت&zwnj;الاسلام سالک: &laquo; با حضور پرشکوه اهل سنت و شیعه و علماى اهل سنت و مفتى آن&zwnj;ها، به سمت مسجد گلوبندک حرکت کردیم.&raquo;[4]&nbsp;و بدین ترتیب، اهل سنت و شیعیان بندرعباس در حالی که دست در دست هم داشتند، نمایش بی&zwnj;نظیری از اتحاد را به نمایش گذاشتند.</span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><strong><span style=\"color:#0000CD;\">شعار&nbsp;&quot;وحدت&quot;&nbsp;در تظاهرات مردم گنبدکاووس</span></strong></span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">در آبان&zwnj; ماه سال 1357 نیز حرکت دیگری از اتحاد و پیوند شیعه و سنی در مبارزه با رژیم پهلوی رخ داد. روز دهم آبان مردم گنبدکاووس که بیشتر آن&zwnj;ها را دانش&zwnj;آموزان دختر و پسر تشکیل می&zwnj;دادند، همراه دبیران، دانشجویان دست به راهپیمایی زدند. پیشاپیش این افراد روحانیون شهر نیز حضور داشتند. آنها در مسجد قائمیه اجتماع کردند و به سخنان یکی از روحانیون گوش دادند که بر وحدت تسنن و تشیع تأکید می&zwnj;کرد.&nbsp;به گزارش مطبوعات،&nbsp;یکی از شعارهای تظاهرکنندگان در این روز این بود: &laquo;تسنن، تشیع، پیوندتان مبارک&raquo; و &laquo;دین ما دین شماست.&raquo;</span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">در اجتماعی که در روز 12 آبان در مسجد جعفری شهر گنبد برپا شده بود، یکی از روحانیون برای مردم سخنرانی و مطالبی درباره وحدت و یکپارچگی طبقات مختلف ایراد کرد. پس از آن شیعه و سنی در یک صف از مسجد خارج شدند و ضمن حمل پلاکاردهایی در طرف&zwnj;داری از امام&zwnj;خمینی به تظاهرات علیه رژیم پهلوی پرداختند.</span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">در تظاهرات روز اربعین همان سال نیز، وحدت شیعه و سنی در گرگان بار دیگر نمایان شد. روزنامه اطلاعات گزارش داد: &laquo;... گروهی از جوانان ترکمن با حمل پلاکاردهایی که روی آن نوشته بود:&nbsp;&quot;تشیع، تسنن، پیوندتان مبارک&quot;&nbsp;همبستگی خود را با مبارزات مسلمانان شیعه&zwnj; این شهر اعلام داشتند.&raquo;[5]</span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><strong><span style=\"color:#0000CD;\">حمایت اهل سنت بوکان از روحانیون تبعیدی شیعه</span></strong></span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">بعد دیگری از وحدت شیعه و سنی زمانی نمود می&zwnj;یافت که یکی از مبارزان شیعه به شهرها و استان&zwnj;های سنی&zwnj;نشین کشور تبعید می&zwnj;شد. در این زمان، مردم با حمایت&zwnj;های مادی و معنوی از مبارزین، بعد دیگری از وحدت را به نمایش می&zwnj;گذاشتند.</span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">آیت&zwnj;الله مهدوی&zwnj;کنی که در ماه رمضان سال 1353 به بوکان تبعید شده بود در این رابطه می&zwnj;گوید: &laquo;بعد از تبعید به بوکان به منزل یکی از مومنان آنجا بنام آقای فروزنده رفتم و او از من پذیرایی گرمی کرد، من خاطره پذیرایی او و خانمش را که سحری درست می&zwnj;کرد و لباس&zwnj;های مرا می&zwnj;شست فراموش نمی&zwnj;کنم همچنین فراموش نمی&zwnj;کنم مردم بومی بوکان که کرد و اهل سنت بودند نسبت به حقیر بیش از حد اظهار محبت می&zwnj;کردند.</span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">مردم آن&zwnj;جا با این&zwnj;که سنی بودند به من خیلی احترام می&zwnj;گذاشتند، آن&zwnj;ها چون روحانی خود را ماموستا می&zwnj;نامند مرا هم ماموستا می&zwnj;گفتند، من به هر مغازه&zwnj;ای که برای خرید لوازم&zwnj; می&zwnj;رفتم مثلا اگر قصابی بود و صف بود یا دو سه نفر ایستاده بودند، قصاب می&zwnj;گفت: ماموستا مهمان ماست و احترام او واجب است، اجازه دهید ایشان را اول رد کنیم تا معطل نشود، در هر مغازه&zwnj;ای می&zwnj;رفتم صندلی می&zwnj;گذاشتند، چای می&zwnj;آوردند، اگر به حمام می&zwnj;رفتیم مرا مقدم می&zwnj;داشتند و می&zwnj;گفتند ایشان مهمان ما است.&raquo;[6]</span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><strong><span style=\"color:#0000CD;\">وحدت شیعه و سنی در مبارزه با رژیم پهلوی در بانه</span></strong></span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">یک نمونه دیگر از وحدت شیعه و سنی در مبارزه با رژیم پهلوی در شهر بانه رقم خورد. بعد از تبعید حجت&zwnj;الاسلام شاه&zwnj;آبادی به بانه در آذرماه 1355، برخلاف انتظار رژیم پهلوی، مردم بانه که اهل سنت بودند، ضمن استقبال از حجت&zwnj;الاسلام شاه&zwnj;آبادی که از مبارزین شناخته&zwnj;شده نهضت اسلامی بود با همراهی او مبارزات را سامان دادند.</span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">در این میان بسیاری از بزرگان اهل سنت نیز روابط نزدیکی با شهید شاه&zwnj;آبادی برقرار کردند. یکی از علمای اهل سنت شهر بانه می&zwnj;گوید: &laquo;شاید بتوانم به جرأت ادعا کنم که آقای شاه&zwnj;آبادی، در مدت تبعید خود هیچ یک از نمازهای یومیه&zwnj;اش را در منزل نخواند، بلکه در همه جماعات شرکت می&zwnj;کرد و حتی در یک یا چند مسجد خاص نماز نمی&zwnj;خواند، بلکه سعی می&zwnj;کرد که در همه چهارده مسجدی که در این شهر بود به نوبت شرکت کند.&raquo;</span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">شهید شاه&zwnj;آبادی در طول دوران حضور در بانه با علمای اهل سنت رابطه&zwnj;ای صمیمی داشت و به طور مرتب در جلسات مشترک حجت&zwnj;الاسلام شاه&zwnj;آبادی و بزرگان اهل سنت بانه، خط سیر مبارزه با رژیم پهلوی در این شهر ترسیم می&zwnj;شد.[7]</span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><strong><span style=\"color:#0000CD;\">حمایت بزرگان اهل سنت کردستان از روحانیون شیعه&zwnj;ی متحصن در دانشگاه تهران</span></strong></span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">زمانی که روحانیون مبارز و انقلابی در بهمن&zwnj;ماه 1357 در دانشگاه تهران متحصن بودند، گروه&zwnj;های مختلفی از سراسر کشور حمایت خود را از آنها اعلام کردند. در همین زمان، حاج&zwnj; شیخ&zwnj;احمد مفتی&zwnj;زاده&zwnj; یکی&zwnj; از روحانیون&zwnj; سنی&zwnj; مذهب&zwnj; کردستان در راستای اعلام وحدت شیعه و سنی در مبارزه با رژیم پهلوی، با انتشار نامه&zwnj;ای&zwnj; اعلام&zwnj; کرد: دشمن&zwnj; می&zwnj;داند که&zwnj; بزرگ&zwnj;ترین&zwnj; مجاهدات&zwnj; تاریخ&zwnj; حاضر ایران&zwnj;، امام&zwnj; عظیم&zwnj;الشأن&zwnj; خمینی&zwnj; ایده&zwnj;الله تأیید الحق&zwnj;، مرکز مسلم&zwnj; و مستحکم&zwnj; دایره&zwnj; دیانت &zwnj;و الهام&zwnj;بخش&zwnj; حرکت&zwnj; خورشید امید ملّت&zwnj; مسلمان&zwnj; ایران&zwnj; است&zwnj; و به&zwnj; این&zwnj; جهت&zwnj; منع&zwnj; قیادت &zwnj;از رسیدن&zwnj; به&zwnj; امت&zwnj; در حد منع&zwnj; رسیدن&zwnj; جان&zwnj; به&zwnj; پیکر می&zwnj;شناسد.[8]</span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"color:#0000CD;\"><strong>وحدت شیعه و سنی و سرنگونی مجسمه شاه در ارومیه</strong></span></span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">در خاطرات حجت&zwnj;الاسلام والمسلمین حسنی هم نمونه&zwnj;های فراوانی از وحدت شیعه و سنی در مبارزه با رژیم پهلوی در ارومیه به چشم می&zwnj;خورد. در یکی از این نمونه&zwnj;ها، شیعه و سنی دست در دست هم دادند و مجسمه شاه را سرنگون کردند. چنانچه حجت&zwnj;الاسلام حسنی می&zwnj;گوید: &laquo; چند روز بعد از فرار شاه، روزى با چند نفر از دوستان به سراغ مجسمه&zwnj; شاه رفتیم اما هر چه تلاش کردیم نتوانستیم آن را سرنگون کنیم. از جاده، یک تریلى 18 چرخ مى&zwnj;گذشت. جلویش را گرفتیم، از برادران کُرد و اهل تسنن بود و فورى مرا شناخت. گفت: ملاحسنى شما هستید؟ گفتم بله. اشک شوق از چشمانش جارى شد، مرا در آغوش گرفت و گفت: اگر حسنى بگوید خودت را آتش بزن، مى&zwnj;زنم.</span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">دو تا سیم بکسل آورده به گردن مجسمه انداختیم. راننده پشت فرمان نشست و یکى دو متر حرکت کرد، اما مجسمه اصلا تکان نمى&zwnj;خورد حتى گاهى چرخ&zwnj;هاى تریلى از زمین جدا مى&zwnj;شد. راننده گفت: این طور نمى&zwnj;شود باید یک تریلى دیگر هم به کمک بیاید و دو تایى با هم بکشیم. منتظر ماندیم. در این وقت آن برادر اهل سنت دوربین عکاسى&zwnj;اش را از داخل ماشین درآورد و از من خواهش کرد در کنار او و تریلى بایستم و او یک عکس یادگارى از من داشته باشد. موافقت کردم. او مى&zwnj;گفت از اهالى قوشچى هستم و یکى از فامیل&zwnj;هایم که در منطقه بالانج ساکن است از مسلحین شماست. بالاخره تریلى دوم از راه رسید. دوستان دست تکان دادند و توقف کرد. وقتى از ماجرا باخبر شد از همکارى با ما استقبال کرد. سیم بکسل و سایر وسایلش را آورد. به وسیله&zwnj; 2 تریلى با تلاش، بالاخره موفق شدیم مجسمه&zwnj; شاه را به زیر بکشیم و سرنگون کنیم. مردم که بتدریج آمده و میدان را مملو از جمعیت کرده بودند، جشن و شادى نمودند.&raquo;[9]</span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">اندکی قبل و در 5 دی همان سال نیز، گزارشگر ساواک از طرح مبارزاتی مشترک شیعیان و اهل سنت با رژیم پهلوی خبر داده بود. براساس گزارش ساواک، در مجلس بزرگداشتی که به مناسبت شهادت یکی از انقلابیون نقده برگزار شده بود، &laquo;[حجت&zwnj;الاسلام] حسنی و چند تن از دبیران اهل تسنن مطالب تحریک&zwnj;آمیزی عنوان و حسنی مردم را به مبارزه تحریک و اظهار داشته تا آخرین قطره&zwnj; خون خواهیم جنگید.&raquo;[10]</span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"color:#0000CD;\"><strong>صف واحد شیعه و سنی در مبارزه با رژیم پهلوی در زاهدان</strong></span></span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">زاهدان یکی دیگر از شهرهایی بود که در دوران نهضت اسلامی شاهد اتحاد شیعه و سنی بود. آیت&zwnj;الله علی آل&zwnj;اسحاق ضمن روایت خاطره&zwnj;ای درباره اتحاد شیعه و سنی در زاهدان در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی می&zwnj;گوید: &laquo;انقلاب در زاهدان اوج مى&zwnj;گرفت... ما شب&zwnj;ها تظاهرات راه مى&zwnj;انداختیم. بلوچ و غیربلوچ به هم مى&zwnj;پیوستند. همواره از مسجد جامع به مسجد مولوى مى&zwnj;رفتیم و در آن&zwnj;جا سخنرانى مى&zwnj;کردیم. جمعیت زیادى هم مى&zwnj;آمدند و شیعه و سنى متحد شده بودند.&raquo;</span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">وی ادامه می&zwnj;دهد: &laquo;نزدیکى پیروزى انقلاب... ما در سطح خیابان تظاهرات مى&zwnj;کردیم و با بلندگو شعار مى&zwnj;دادیم... در یکی از تظاهرات&zwnj;ها، من جلو رفتم و گفتم: &laquo;آقایان الآن موقع آن است که نام این خیابان&zwnj;ها را عوض کنیم.&raquo; بعد کمى صحبت کرده و در پایان پیشنهاد دادم که نام یک خیابان را به&nbsp;&quot;صدیق&quot;&nbsp;تغییر بدهیم و تهیه&zwnj; تابلوى آن خیابان را بر عهده&zwnj; مولوى عبدالعزیز بگذاریم. اهل سنت به خلیفه اول&nbsp;&quot;صدیق&quot;&nbsp;مى&zwnj;گویند. خیابان دیگرى را نیز به نام امام خمینی تغییر دهیم و تابلویش را آماده کنیم. همین که گفتم&nbsp;&quot;صدیق&quot;، سنى&zwnj;ها بشدت کف زدند... بعد از ما خواستند راهپیمایى را ادامه دهیم. فرداى آن روز هم تابلوى خیابان مورد نظر را آماده کردیم...&raquo;[11]</span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">این اتحاد و وحدت شیعه و سنی در مبارزه با رژیم پهلوی در حالی شکل گرفت که رژیم به شدت درصدد ایجاد تفرقه بود و در موارد متعددی نیز موفق به این کار شد. اما با روشنگری&zwnj;های امام خمینی و آگاهی مردم، توطئه&zwnj;های رژیم پهلوی نتیجه&zwnj;ای جز شکست نداشت.</span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">پی&zwnj;نوشت&zwnj;ها:&nbsp;</span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">1-&nbsp;آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی</span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">2-&nbsp;صحیفه امام خمینی، جلد 5</span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">3- صحیفه امام خمینی، جلد 6</span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">4-&nbsp;خاطرات حجت&zwnj;الاسلام شیخ احمد سالک، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص166</span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">5-&nbsp;انقلاب اسلامی در گرگان و دشت، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص365</span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">6-&nbsp;خاطرات آیت&zwnj;الله مهدوی کنی، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص 153</span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">7-&nbsp;زندگی و مبارزات شهید مهدی شاه آبادی&shy;، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص94</span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">8-&nbsp;حجت&zwnj;الاسلام والمسلمین روح&zwnj;الله حسینیان، یک سال مبارزه برای سرنگونی رژیم شاه، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص798</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">9-&nbsp;خاطرات حجت&zwnj;الاسلام حسنی، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص<span dir=\"LTR\">142</span></span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">10-&nbsp;انقلاب اسلامی در ارومیه، جلد دوم، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص225</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">11-&nbsp;خاطرات آیت&zwnj;الله علی آل&zwnj;اسحاق، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص235</span></span></p>","content_source":"","content_url":"","content_columns":"0","content_date_start":"2022-02-06 19:28:21","content_date_finish":"2022-02-06 19:28:21","content_date_register":"2022-02-06 20:09:20","content_date_last_edit":"2022-02-06 20:09:43","content_show_img":"1","content_show_details":"0","content_show_related_img":"0","content_show_slider":"1","content_show_title_slider":"1","content_comment":"1","content_score":"0","content_recorded":"0","content_confirmed":"0","content_status":"1","content_kind":"0","tag_id":"10181","tag_word":"انقلاب اسلامی,انقلاب اسلامی,انقلاب اسلامی,اهل سنت جهان و انقلاب اسلامی,اهل سنت جهان و انقلاب اسلامی,اهل سنت جهان و انقلاب اسلامی,انقلاب اسلامی اهل سنت,انقلاب اسلامی اهل سنت,انقلاب اسلامی اهل سنت,اهل سنت ایران,اهل سنت ایران,اهل سنت ایران","tag_service":"0","tag_total":"221","tag_soundex":"","attach_token":1148944546,"attach_date_register":"2022-02-06 20:09:41","attach_id":19726,"attach_file_ext":"jpg","attach_file_header":"image/jpeg","attach_img_type":"2","attach_img_width":"810","attach_img_height":"420","attach_file_media":"1","attach_show_watermark":"1","score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"visit_count":"4197","visit_date_last":"2026-05-26 23:22:46","attach_title":"وحدت شیعه و سنی در مبارزه با رژیم پهلوی\r\n\r\nتشیع، تسنن، پیوندتان مبارک 2","node_title":"انقلاب جهانی,برگزیده,خاطرات وحدت","ot_node_left_right":"[{\"node_id\":468, \"left\":87, \"right\":88},{\"node_id\":475, \"left\":9, \"right\":10},{\"node_id\":828, \"left\":37, \"right\":38}]","node_number":"12","allowable_node":"12","img_src":"./cache/5/attach/202202/19726_1148944546_810_420.jpg"}]]