[[{"content_id":13401,"domain_id":"0","lang_id":"fa","portal_id":"5","owner_id":"370","user_id":"405","view_accesslevel_id":"0","edit_accesslevel_id":"0","delete_accesslevel_id":"0","editor_id":"405","content_title":"تعامل عاطفی عالمان دین-قسمت ششم\r\n\r\nشرکت علمای شیعه و سنی در مراسم های مشترک","content_number":"","content_date_event":"2018-03-19 19:49:34","content_summary":"تاریخ اسلام شاهد نقطه‌های روشن در این باره است که مسلمانان با اختلاف در مسلک و مذهب در مراسم جشن و عزای یکدیگر شرکت کرده اند و اهل هر فرقه و مذهبی، بدون جریحه دار کردن احساسات مذهبی دیگران، مراسم خود را انجام می داده اند.","content_summary_fill":"1","content_body":"سید عباس رضوی \r\n\r\nشرکت در مراسم های مذهبی و فرهنگی مشترک \r\n\r\nاز حوزههای تعامل علما، شرکت گروهی در مراسم مشترک دینی و مذهبی بوده است. در گذشته مزار امامان اهل بیت، ملجاء و زیارتگاه همه مسلمانان بوده است و علمای همه فرق اسلامی به عنوان خانواده پیامبر و بزرگترین علمای امت، به آنان احترام کرده و به زیارت آنان می رفتند بویژه مرقد امام صادق در مدینه و قبر موسی ابن جعفر در بغداد، ویژگی خود را داشت. سمعانی مؤلف الانسان از زیارت مکرر قبر امام کاظم و امام جواد علیهماالسلام در بغداد یاد کرده است:\r\n\r\n&laquo;زرته غیر مره مع ابنه محمد ابن الرضا، على ابن موسی.&raquo;( الانساب، ج5/406) و نیز درباره امام صادق نوشته است:\r\n\r\nهمه امت قبر او را در بقیع زیارت می کنند.( همان، ج 5/450) یادآور شده : عالم شافعی، وصیت کرد که در وقت مرگ او را در مشهد امام کاظم دفن کنند.( مجمع الاداب ، ج2/139)\r\n\r\nاما ابواحمد کدنی از بزرگان سمرقند، با عالمان شیعه در پیوند بود. عالمان مذاهب، در مراسم مذهبی یکدیگر شرکت می کردند. از جمله نوشته اند :\r\n\r\n&laquo;در سالی ابواحمد کدنی برای نماز باران به صحرا بیرون رفت و برای وعظ و آماده کردن دلها بر منبر شد، دو نفر از علویان شهر نیز با وی بر منبر نشستند. ابواحمد سرش را برهنه کرد و گفت : خداوندا آبرویمان را با گناه ریختیم، ولی اکنون از بازار مجوسان گذر کردیم و آنان به ما نگریسته و دانستند ما برای طلب باران به نماز بیرون شده ایم. این بار ما را در برابر مخالفان(دینی مان) شرمنده مساز. لختی نگذشت که رحمت خدا از آسمان فروریخت و دشت و دمن سیراب شدند. وی به سال483 در ۸۱ سالگی درگذشت.&raquo;( الانساب، ج4/28)\r\n\r\nدر دوره&zwnj;هایی از تاریخ اسلام، با میدان داری افراد کم ظرفیت ، فرقه هایی مراسم ویژه همدیگر را برنمی تافته اند، و مراسم عزاداری و یا جشن و سرور شیعیان، به نزاع بین حنبلیان و شیعیان بدل می شده است. تندروی افراد نا آگاه و متعصب به آن دامن میزده است . این نزاعها و کشمکشهای خونین و بنیان سوز، نقطه های سیاه و شرم آور تاریخ ملت اسلامی است. اما اینها را نباید جریان اصلی انگاشت و به همه مسلمانان و امت اسلامی نسبت داد. امت اسلامی، با هر گرایش و با هر مذهب و آیین، برادرانه با هم زندگی کرده اند.\r\n\r\n\r\n\r\nتاریخ اسلام شاهد نقطه&zwnj;های روشن در این باره است که مسلمانان با اختلاف در مسلک و مذهب در مراسم جشن و عزای یکدیگر شرکت کرده اند و اهل هر فرقه و مذهبی، بدون جریحه دار کردن احساسات مذهبی دیگران، مراسم خود را انجام می داده اند. در دوران آل بویه، در زمان سلاجقه از مجالس و گردهمایی&zwnj;ها و برنامه های مشترک بین طرفداران فرقه&zwnj;های مذهبی، فراوان دیده می شود. از جمله به سال ۴۴۲ ق به دنبال پاره&zwnj;ای از آشوبهای قومی و مذهبی در بغداد، مردم شیعه و سنی، در صدد برآمدند به زیارت مرقد امام حسین در کربلا و زیارت امیر مؤمنان در نجف بروند. مردم محله نهر الدجاج بغداد و محله کرخ، با پرچمهای رنگارنگ بیرون آمدند. حنفیان و شیعیان با همدیگر، به سوی مسجد جامع رفتند. اهالی باب الشام و دارالرقیق به آنان پیوستند و همه در حالی که پرچمها و علمها در پیشاپیش آنان در حرکت بود، از کوی کرخ عبور کردند. مردم کرخ در جلو آنان درهم و دینار نثار کردند و احناف و ترکان همگی به زیارت ائمه رفتند. در نتیجه این هماهنگی و اخوت دینی شیعیان در مشهد امام کاظم در اذان، حی علی خیرالعمل و مؤذنان حنبلی و احناف جمله الصلوه خیر من النوم سر دادند و به اتفاق به زیارت امام علی و امام حسین رفتند.( المنتظم، ابن جوزی، ج8/146)\r\n\r\nابن اثیر در وقائع سال ۵۰۲، پس از یادکرد پاره ای از قهر و آشتی میان پیروان مذاهب بغداد، نوشته است:\r\n\r\n&laquo;چون ماه شعبان فرا رسید، اهل سنت با آرامش و آراستگی تمام، به زیارت قبر مصعب ابن زبیر بیرون آمدند و فیلی را که مردان مسلح بر آن سوار بودند، با خود راه می بردند. شیعیان کوی کرخ، با بخور و عطر و آب یخ، از آنان پذیرائی کردند و شادمانه آنان را تا بیرون از کوی کرخ مشایعت و بدرقه کردند. در نیمه شعبان همان سال شیعیان به زیارت امام کاظم رفتند.&raquo;( الکافی فی التاریخ، ج ۸/ ۲۵۶ )\r\n\r\nمورخان از دولتمردان شافعی مذهب غوری (سده ۶) به افراد پرظرفیت و دارای تسامح مذهبی یاد کرده اند و درباره غیاث الدین غوری نوشته اند:\r\n\r\n&laquo;وی امتیازی برای شافعی مذهبان بر دیگران در نظر نمی گرفت. غیاث الدین با پیروان اهل بیت در ارتباط بود، به آنان کمک می کرد و به سادات و علویان احترام می گذاشت . جوانمرد و نیک اندیش بود و سپاهیانش را از غارت اموال مردم باز می داشت.&raquo;( الکافی فی التاریخ، ج12/181) و بالاتر، غیاث الدین و علمای همفکرش به زیارت ائمه اهل بیت می رفتند و پیمانهای بزرگ با رقبای خود را در روضه آن بزرگواران می بستند. از این رو برخی از مورخان آنان را شیعه قلمداد کرده و فخر ورزیدن غوریان به مسلمان شدن نیای خود به دست نماینده امیر مؤمنان را از شواهد آن دانسته اند.( تاریخ غوریان، دکتر علی اصغر فروغی ابهری /۱۲)\r\n\r\n\r\n\r\nمؤلف تاریخ طبرستان در حوادث سال ۵۹۷ نوشته است:\r\n\r\n&laquo;سلطان غور، غیاث الدین و شهاب الدین به خراسان آمدند و نیشابور را مستخلص کرده و به زیارت رضا شده و خیرات فرموده، فخرالدین رازی خطیب که مجتهد عهد و استاد العالم بود با دیگر علماء غور به روضه رضا(ع) حاضر آمدند و عهدنامه خواستند و مطالعه می کردند. علما اهل سنت و جماعت از او پرسیدند معنی جفر و جامع چیست؟ گفت: من واقف نیستم بدین در، این مشهد امامی است عدیم النظر، نصیر الدین حمزة بن محمد از طائفه شیعه او را بباید پرسید. آن امام را بخواندند و پرسیده و دانسته.&raquo;( احوال و آثار خواجه نصیر طوسی /۱۶۰) این نیک اندیشیها و بزرگداشت اهل بیت برای خراسان و حوزه امارت سلطان غیاث الدین برکتها داشت، در سایه همدلی علما و مردم، راهها امن شد و امور مالی و تجاری رونق گرفت. آموزشگاهها رونق گرفت. حمدالله مستوفی در گزارش خود نوشته است:\r\n\r\n&laquo;در خلافت ملکان غور، دوازده هزار دکان آباد بوده و شش هزار حمام و کاروان سرا و طاحونه و سیصد و پنجاه و نه مدرسه و خانقاه و آتش خانه و چهارصد و چهل و چهار هزار خانه مردم نشین بوده است.&raquo;( تاریخ گزیده مستوفی ۱۸۷) و نیز محمد بن حبان بستی از دانشمندان برجسته سنی خراسان(به احتمال حنفی مذهب)، در شرح زیارت خود از طوس نوشته است:\r\n\r\n&laquo;مزارش در طوس است من آن را بارها زیارت کرده و هرگاه مشکلی برای من پیش آمده، مزار علی بن موسی را در طوس زیارت کردم و مشکلم زائل شد. من آن را بارها تجربه کردم. خداوند ما را بر دوستی مصطفی و اهل بیت او که صلوات خداوند بر آنان باد، بمیراند.&raquo;( تاریخ تشیع در ایران، رسول جعفریان، ج1/326، نقل از الثقات، ج8/457)\r\n\r\nعبدالجلیل قزوینی گزارش کرده است :\r\n\r\n&laquo;در روزگار وی، افزون بر مردم قم، امراء و علمای شافعی و حنفی مذهب به زیارت فاطمه معصومه مشرف می شدند. و نیز مردم قزوین، از شیعه و سنی به زیارت ابوعبدالله حسین ابن رضا می روند.&raquo;( النقض/۶۴۳) در همان دوره شیعیان نیز در محافل حنفیان و شافعیان، شرکت می کردند. مردم برای استفاده از مجالس واعظان حنفی مذهب که از خراسان برای وعظ به ری و قزوین می آمدند، مجالس باشکوه تشکیل می دادند و افزون بر حنفیان، پیروان اهل بیت نیز برای استفاده در آن مجالس حاضر میشدند.( همان/۱۰۵)\r\n\r\nاین هم گراییها در میان علما و امرای سده هفتم فراوان تر دیده می شود. سلطان محمد (غازان خان مغول سنی مذهب، به اهل بیت علاقه مند بود. او به نام دوازده امام سکه زد و نیز کمکهای ارزنده ای به مشاهد مشرفه عراق کرد و اموالی را برای آسایش زائران وقف مرقد امام حسین کرد.( دین و دولت در ایران، ج2/598)\r\n\r\n\r\n\r\nعبدالرحمن جامی، ملای برجسته حنفی مذهب دوران تیموریان، به اهل بیت علاقه مند بود و به زیارت مزارهای خاندان پیامبر می رفت. در دیوان خود، از سفر به نجف و کربلا به سال ۸۷۷ ق یاد کرده است. در سفر به نجف اشرف شعرهای شورانگیزی درباره امام علی سروده و علاقه قلبی خود را به امام ابزار کرده است، با این مطلع:\r\n\r\nأصبحت زائرا لک یا شحنة النجف\r\n\r\nبهر نثار مرقد تو نقد جان به کف\r\n\r\nتو قبله دعای و اهل نیاز را\r\n\r\nروی امید سوی تو باید ز هر طرف(شیخ عبدالرحمن جامی، نجیب مایل هروی / ۴۵، ارشاد اسلامی، ۱۳۷۷)\r\n\r\nو در زیارت کربلا نیز برای امام شعر سروده، با این مطلع:\r\n\r\nکردم ز دیده پاسوی مشهد حسین\r\n\r\nهست این سفر به مذهب عشاق فرض عین(همان / ۴۵)\r\n\r\nدر سرزمین مصر رأس الحسین، زینبیه، مزار سیده نفیسه، مزار محمد ابن ابی بکر، زیارتگاه و مورد احترام مردم است. پیش از فاطمیان مردم مصر از مالکیان و شیعیان، به زیارت این اماکن مقدس می رفتند. بویژه در جشنهای ولایت امام حسین، که چندین روز به طول می انجامد، طبقات گوناگون علما و شرفا و توده های مردم شرکت می کنند.( الشیعة فی مصر، صالح الوردانی / ۱۱۱)\r\n\r\nتاریخ شاهد است که در سده&zwnj;های چهارم، پنجم و ششم هجری و پس از آن، در دوران سلاجقه و سامانیان، علمای شیعه در کنار علمای حنفی و شافعی مذهب، در مجالس بزرگداشت امام حسین (ع) شرکت می کرده و به سخنان وعاظ و مرثیه سرایان گوش میداده اند؛ چه امام شافعی و ابوحنیفه درباره امام حسین شعرها سروده و ابوحنیفه به خاطر حمایت از اهلبیت مسموم گردید. در دوره سامانیان در سمرقند علمای فریقین در محافل دینی مشترک شرکت کرده و شاعران مناقب على(ع) را میخواندند. امام خطیب عبد السلام صابونی، از شاعرانی بود که در مجالس عمومی، در ستایش امام علی (ع) اشعار عربی میخواند.( القید فی علمای سمرقند، نسفی / ۹۳)\r\n\r\nعبدالجلیل رازی، در باره شرکت عالمان در مجالس امام حسین، به روزگار سلجوقیان نوشته است:\r\n\r\n&laquo;در همه بلاد اصحاب شافعی و اصحاب ابوحنیفه، فحول علماء چون محمد منصور و امیر عبادی و خواجه علی قزوینی و صدرالدین خجندی و بومنصور ماشاده و محمد همدانی و بونصر هسنجانی و شیخ بو الفضائل مشواط و بومنصور حفده و قاضی ساوه و سمعانیان و خواجه ابوالمعالی جوینی و نزاری و علماء رفته و باقیان از فریقین در موسم عاشور این تعزیت با جزع و فزع و نوحه و زاری داشته اند و بر شهداء کربلا گریسته اند.&raquo;( النقض /۶۴۷) او در پاسخ به این شبهه که شیعه در روز عاشورا ابراز جزع می کند، عزاداری علمای شافعی و حنفی را شرح داده و از مجالسی که علمای مذاهب در عاشورا می گیرند یاد کرده است:\r\n\r\n&laquo;و مراثی شهداء کربلا که اصحاب ابوحنیفه و شافعی را هست بی عدد و بی نهایت است. پس اگر عیب است اول بر بوحنیفه است و بر شافعی و بر اصحاب ایشان، آن&zwnj;گه بر ما. و چون فروتر آییم معلوم است که خواجه بومنصور ماشاده به اصفهان که در مذهب اهل سنت به عهد خود مقتدا بوده است و هر سال این روز تعزیت داشته است به آشوب و نوحه و ولوله و بر علی و حسن و حسین (ع) آفرین کرده و بر یزید و عبیدالله لعنت آشکار کرده، و کذالک صدر الدین الخجندی و برادرش جمال الدین، این تعزیت به اشوب و نوحه و غریو و ولوله داشته اند.... &raquo;( همان/۴۰۳)\r\n\r\n\r\n\r\nو نیز سمعانی، از حضور و شرکت مردم و علمای شافعی و حنفی در مراسم امام حسین در ماوراء النهر گزارش داده است. به نوشته او، ابوحفص عمر بن احمد ابن فارسی سمرقندی (۴۵۴ م) اموال بسیاری داشت و بسیار انفاق میکرد. یکی از روزهای انفاق او روز عاشورا بود.(الانساب، سمعانی، ج3/390 - تمدن اسلامی در قرن چهارم، ج1/87)\r\n\r\nاز آن سو، در گذشته عالمان شیعه نیز به مزارهای بزرگان دیگر فرق احترام میگذاشته اند. از شیخ بهائی گزارش شده که بر سر مزار شافعی در مصر رفته است. آرامگاه ابوحنیفه، هماره مورد حمایت عالمان شیعه عراق بوده است و شیعیان مانع از تعرض مخالفان به آن شده اند. در دوره امیرکبیر شیخ عبدالحسین تهرانی، پس از تعمیر بارگاه امام کاظم، قبر ابوحنیفه را نیز آباد ساخت و برای گلدسته های آن طلا به کار برد.( عاشورا، عزاداری، مجموعه مقالات/۵۸، مجمع مدرسین، نشر صحیفه خرد)\r\n\r\nجلو گیری از کار مداحان و قصه سرایان فتنه انگیز\r\n\r\nاز عوامل اختلاف میان مسلمانان بغداد در سده&zwnj;های چهارم و پنجم، قصه سرایان بودند. شماری از قصه سرایان، که منافع خود را در آشوب میان طوائف اسلامی می دیدند، در مساجد و مدارس و بازارها به نقل رویدادهای مورد اختلاف میان مسلمانان می پرداختند و با ترفندهای ویژه، احساسات آنان را برمی آشوبیدند. برخی از این قصه گویان با همدستی در مکانهای ویژه می ایستادند. یکی مناقب على را بر می خواند و دیگری مناقب ابوبکر را یکی درهم و دینار شیعیان را گرد می آورد و دیگری از حنابله، و بدین گونه درهمی را از دست نمیدادند. سپس به گوشه ای رفته و اموال گردآمده را میان خود تقسیم می کردند.( تاریخ تمدن اسلام در قرن چهارم، آدم متز، ترجمه ق، ج۱/68، انتشارات امیرکبیر) تندوریهای مناقب خوانان گاه و بی گاه آتش فتنه را در میان مردم شعله ور می کرد. عالمان دوراندیش، از میدان داری قصه سرایان دلخور بودند و زیان آنان را برای اسلام بیشتر از سود زودگذر آن میدیدند. از این رو این گروه از قصه سرایان و سخنرانان فرصت طلب که از پشتیبانی عوام نیز برخوردار بودند مورد خشم علما قرار می گرفتند.( تاریخ الاسلام، شمس الدین ذهبی، ج8/620) از راه کارهای عضدالدوله دیلمی برای آرام کردن بغداد، جلوگیری از بازار گرمی این دسته از واعظان و قصه سرایان بی سواد بود. پشتیبانی بی دریغ عالمان راستین از وی او را در این راه کمک می کرد:\r\n\r\nموقعی که عضدالدوله وارد بغداد شد، دید که مردم بر اثر فتنه های مداوم بین شیعه و سنی و کشتار و گرسنگی و آتش سوزی از بین رفته اند و از آن جا که محرک قتل و غارتها، قصه سرایان بودند، لذا کار ایشان را ممنوع کرد...&raquo;( آل بویه /۵۲۴)\r\n\r\nالبته واعظان خوشنام و پارسائی چون ابن سمعون از این دستور معاف بودند و می توانستند در مدارس و مساجد مردم را ارشاد کنند.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nتعامل عاطفی عالمان دین-قسمت اول\r\n\r\nتعامل عاطفی عالمان دین-قسمت دوم\r\n\r\nتعامل عاطفی عالمان دین-قسمت سوم\r\n\r\nتعامل عاطفی عالمان دین-قسمت چهارم\r\n\r\nتعامل عاطفی عالمان دین-قسمت پنجم\r\n\r\nتعامل عاطفی عالمان دین-قسمت ششم\r\n\r\nتعامل عاطفی عالمان دین-قسمت هفتم\r\n\r\nتعامل عاطفی عالمان دین- قسمت هشتم","content_html":"<p dir=\"RTL\" style=\"text-align: justify;\"><strong><span style=\"font-family:byekan;\"><span style=\"font-size: 14px;\"><span style=\"color: rgb(255, 0, 0);\">سید عباس رضوی</span> </span></span></strong></p>\r\n\r\n<p style=\"text-align: justify;\"><strong><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\"><span style=\"color:#0000FF;\">شرکت در مراسم های مذهبی و فرهنگی مشترک </span></span></span></strong></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">از حوزههای تعامل علما، شرکت گروهی در مراسم مشترک دینی و مذهبی بوده است. در گذشته مزار امامان اهل بیت، ملجاء و زیارتگاه همه مسلمانان بوده است و علمای همه فرق اسلامی به عنوان خانواده پیامبر و بزرگترین علمای امت، به آنان احترام کرده و به زیارت آنان می رفتند بویژه مرقد امام صادق در مدینه و قبر موسی ابن جعفر در بغداد، ویژگی خود را داشت. سمعانی مؤلف الانسان از زیارت مکرر قبر امام کاظم و امام جواد علیهماالسلام در بغداد یاد کرده است:</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">&laquo;زرته غیر مره مع ابنه محمد ابن الرضا، على ابن موسی.&raquo;( الانساب، ج5/406) و نیز درباره امام صادق نوشته است:</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">همه امت قبر او را در بقیع زیارت می کنند.( همان، ج 5/450) یادآور شده : عالم شافعی، وصیت کرد که در وقت مرگ او را در مشهد امام کاظم دفن کنند.( مجمع الاداب ، ج2/139)</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">اما ابواحمد کدنی از بزرگان سمرقند، با عالمان شیعه در پیوند بود. عالمان مذاهب، در مراسم مذهبی یکدیگر شرکت می کردند. از جمله نوشته اند :</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">&laquo;در سالی ابواحمد کدنی برای نماز باران به صحرا بیرون رفت و برای وعظ و آماده کردن دلها بر منبر شد، دو نفر از علویان شهر نیز با وی بر منبر نشستند. ابواحمد سرش را برهنه کرد و گفت : خداوندا آبرویمان را با گناه ریختیم، ولی اکنون از بازار مجوسان گذر کردیم و آنان به ما نگریسته و دانستند ما برای طلب باران به نماز بیرون شده ایم. این بار ما را در برابر مخالفان(دینی مان) شرمنده مساز. لختی نگذشت که رحمت خدا از آسمان فروریخت و دشت و دمن سیراب شدند. وی به سال483 در ۸۱ سالگی درگذشت.&raquo;( الانساب، ج4/28)</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">در دوره&zwnj;هایی از تاریخ اسلام، با میدان داری افراد کم ظرفیت ، فرقه هایی مراسم ویژه همدیگر را برنمی تافته اند، و مراسم عزاداری و یا جشن و سرور شیعیان، به نزاع بین حنبلیان و شیعیان بدل می شده است. تندروی افراد نا آگاه و متعصب به آن دامن میزده است . این نزاعها و کشمکشهای خونین و بنیان سوز، نقطه های سیاه و شرم آور تاریخ ملت اسلامی است. اما اینها را نباید جریان اصلی انگاشت و به همه مسلمانان و امت اسلامی نسبت داد. امت اسلامی، با هر گرایش و با هر مذهب و آیین، برادرانه با هم زندگی کرده اند.</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\"><img alt=\"\" src=\"http://okhowah.ir/cache/5/attach/201803/18001_1249323980_564_386.jpg\" style=\"width: 100%; margin-top: 5px; margin-bottom: 5px;\" /></span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">تاریخ اسلام شاهد نقطه&zwnj;های روشن در این باره است که مسلمانان با اختلاف در مسلک و مذهب در مراسم جشن و عزای یکدیگر شرکت کرده اند و اهل هر فرقه و مذهبی، بدون جریحه دار کردن احساسات مذهبی دیگران، مراسم خود را انجام می داده اند. در دوران آل بویه، در زمان سلاجقه از مجالس و گردهمایی&zwnj;ها و برنامه های مشترک بین طرفداران فرقه&zwnj;های مذهبی، فراوان دیده می شود. از جمله به سال ۴۴۲ ق به دنبال پاره&zwnj;ای از آشوبهای قومی و مذهبی در بغداد، مردم شیعه و سنی، در صدد برآمدند به زیارت مرقد امام حسین در کربلا و زیارت امیر مؤمنان در نجف بروند. مردم محله نهر الدجاج بغداد و محله کرخ، با پرچمهای رنگارنگ بیرون آمدند. حنفیان و شیعیان با همدیگر، به سوی مسجد جامع رفتند. اهالی باب الشام و دارالرقیق به آنان پیوستند و همه در حالی که پرچمها و علمها در پیشاپیش آنان در حرکت بود، از کوی کرخ عبور کردند. مردم کرخ در جلو آنان درهم و دینار نثار کردند و احناف و ترکان همگی به زیارت ائمه رفتند. در نتیجه این هماهنگی و اخوت دینی شیعیان در مشهد امام کاظم در اذان، حی علی خیرالعمل و مؤذنان حنبلی و احناف جمله الصلوه خیر من النوم سر دادند و به اتفاق به زیارت امام علی و امام حسین رفتند.( المنتظم، ابن جوزی، ج8/146)</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">ابن اثیر در وقائع سال ۵۰۲، پس از یادکرد پاره ای از قهر و آشتی میان پیروان مذاهب بغداد، نوشته است:</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">&laquo;چون ماه شعبان فرا رسید، اهل سنت با آرامش و آراستگی تمام، به زیارت قبر مصعب ابن زبیر بیرون آمدند و فیلی را که مردان مسلح بر آن سوار بودند، با خود راه می بردند. شیعیان کوی کرخ، با بخور و عطر و آب یخ، از آنان پذیرائی کردند و شادمانه آنان را تا بیرون از کوی کرخ مشایعت و بدرقه کردند. در نیمه شعبان همان سال شیعیان به زیارت امام کاظم رفتند.&raquo;( الکافی فی التاریخ، ج ۸/ ۲۵۶ )</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">مورخان از دولتمردان شافعی مذهب غوری (سده ۶) به افراد پرظرفیت و دارای تسامح مذهبی یاد کرده اند و درباره غیاث الدین غوری نوشته اند:</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">&laquo;وی امتیازی برای شافعی مذهبان بر دیگران در نظر نمی گرفت. غیاث الدین با پیروان اهل بیت در ارتباط بود، به آنان کمک می کرد و به سادات و علویان احترام می گذاشت . جوانمرد و نیک اندیش بود و سپاهیانش را از غارت اموال مردم باز می داشت.&raquo;( الکافی فی التاریخ، ج12/181) و بالاتر، غیاث الدین و علمای همفکرش به زیارت ائمه اهل بیت می رفتند و پیمانهای بزرگ با رقبای خود را در روضه آن بزرگواران می بستند. از این رو برخی از مورخان آنان را شیعه قلمداد کرده و فخر ورزیدن غوریان به مسلمان شدن نیای خود به دست نماینده امیر مؤمنان را از شواهد آن دانسته اند.( تاریخ غوریان، دکتر علی اصغر فروغی ابهری /۱۲)</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align: justify;\"><img alt=\"\" src=\"http://okhowah.ir/cache/5/attach/201803/18002_3332903640_650_375.jpg\" style=\"width: 100%; margin-top: 5px; margin-bottom: 5px;\" /></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">مؤلف تاریخ طبرستان در حوادث سال ۵۹۷ نوشته است:</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">&laquo;سلطان غور، غیاث الدین و شهاب الدین به خراسان آمدند و نیشابور را مستخلص کرده و به زیارت رضا شده و خیرات فرموده، فخرالدین رازی خطیب که مجتهد عهد و استاد العالم بود با دیگر علماء غور به روضه رضا(ع) حاضر آمدند و عهدنامه خواستند و مطالعه می کردند. علما اهل سنت و جماعت از او پرسیدند معنی جفر و جامع چیست؟ گفت: من واقف نیستم بدین در، این مشهد امامی است عدیم النظر، نصیر الدین حمزة بن محمد از طائفه شیعه او را بباید پرسید. آن امام را بخواندند و پرسیده و دانسته.&raquo;( احوال و آثار خواجه نصیر طوسی /۱۶۰) این نیک اندیشیها و بزرگداشت اهل بیت برای خراسان و حوزه امارت سلطان غیاث الدین برکتها داشت، در سایه همدلی علما و مردم، راهها امن شد و امور مالی و تجاری رونق گرفت. آموزشگاهها رونق گرفت. حمدالله مستوفی در گزارش خود نوشته است:</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">&laquo;در خلافت ملکان غور، دوازده هزار دکان آباد بوده و شش هزار حمام و کاروان سرا و طاحونه و سیصد و پنجاه و نه مدرسه و خانقاه و آتش خانه و چهارصد و چهل و چهار هزار خانه مردم نشین بوده است.&raquo;( تاریخ گزیده مستوفی ۱۸۷) و نیز محمد بن حبان بستی از دانشمندان برجسته سنی خراسان(به احتمال حنفی مذهب)، در شرح زیارت خود از طوس نوشته است:</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">&laquo;مزارش در طوس است من آن را بارها زیارت کرده و هرگاه مشکلی برای من پیش آمده، مزار علی بن موسی را در طوس زیارت کردم و مشکلم زائل شد. من آن را بارها تجربه کردم. خداوند ما را بر دوستی مصطفی و اهل بیت او که صلوات خداوند بر آنان باد، بمیراند.&raquo;( تاریخ تشیع در ایران، رسول جعفریان، ج1/326، نقل از الثقات، ج8/457)</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">عبدالجلیل قزوینی گزارش کرده است :</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">&laquo;در روزگار وی، افزون بر مردم قم، امراء و علمای شافعی و حنفی مذهب به زیارت فاطمه معصومه مشرف می شدند. و نیز مردم قزوین، از شیعه و سنی به زیارت ابوعبدالله حسین ابن رضا می روند.&raquo;( النقض/۶۴۳) در همان دوره شیعیان نیز در محافل حنفیان و شافعیان، شرکت می کردند. مردم برای استفاده از مجالس واعظان حنفی مذهب که از خراسان برای وعظ به ری و قزوین می آمدند، مجالس باشکوه تشکیل می دادند و افزون بر حنفیان، پیروان اهل بیت نیز برای استفاده در آن مجالس حاضر میشدند.( همان/۱۰۵)</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">این هم گراییها در میان علما و امرای سده هفتم فراوان تر دیده می شود. سلطان محمد (غازان خان مغول سنی مذهب، به اهل بیت علاقه مند بود. او به نام دوازده امام سکه زد و نیز کمکهای ارزنده ای به مشاهد مشرفه عراق کرد و اموالی را برای آسایش زائران وقف مرقد امام حسین کرد.( دین و دولت در ایران، ج2/598)</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align: justify;\"><img alt=\"\" src=\"http://okhowah.ir/cache/5/attach/201803/18005_2174585954_710_500.jpg\" style=\"width: 100%; margin-top: 5px; margin-bottom: 5px;\" /></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">عبدالرحمن جامی، ملای برجسته حنفی مذهب دوران تیموریان، به اهل بیت علاقه مند بود و به زیارت مزارهای خاندان پیامبر می رفت. در دیوان خود، از سفر به نجف و کربلا به سال ۸۷۷ ق یاد کرده است. در سفر به نجف اشرف شعرهای شورانگیزی درباره امام علی سروده و علاقه قلبی خود را به امام ابزار کرده است، با این مطلع:</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">أصبحت زائرا لک یا شحنة النجف</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">بهر نثار مرقد تو نقد جان به کف</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">تو قبله دعای و اهل نیاز را</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">روی امید سوی تو باید ز هر طرف(شیخ عبدالرحمن جامی، نجیب مایل هروی / ۴۵، ارشاد اسلامی، ۱۳۷۷)</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">و در زیارت کربلا نیز برای امام شعر سروده، با این مطلع:</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">کردم ز دیده پاسوی مشهد حسین</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">هست این سفر به مذهب عشاق فرض عین(همان / ۴۵)</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">در سرزمین مصر رأس الحسین، زینبیه، مزار سیده نفیسه، مزار محمد ابن ابی بکر، زیارتگاه و مورد احترام مردم است. پیش از فاطمیان مردم مصر از مالکیان و شیعیان، به زیارت این اماکن مقدس می رفتند. بویژه در جشنهای ولایت امام حسین، که چندین روز به طول می انجامد، طبقات گوناگون علما و شرفا و توده های مردم شرکت می کنند.( الشیعة فی مصر، صالح الوردانی / ۱۱۱)</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">تاریخ شاهد است که در سده&zwnj;های چهارم، پنجم و ششم هجری و پس از آن، در دوران سلاجقه و سامانیان، علمای شیعه در کنار علمای حنفی و شافعی مذهب، در مجالس بزرگداشت امام حسین (ع) شرکت می کرده و به سخنان وعاظ و مرثیه سرایان گوش میداده اند؛ چه امام شافعی و ابوحنیفه درباره امام حسین شعرها سروده و ابوحنیفه به خاطر حمایت از اهلبیت مسموم گردید. در دوره سامانیان در سمرقند علمای فریقین در محافل دینی مشترک شرکت کرده و شاعران مناقب على(ع) را میخواندند. امام خطیب عبد السلام صابونی، از شاعرانی بود که در مجالس عمومی، در ستایش امام علی (ع) اشعار عربی میخواند.( القید فی علمای سمرقند، نسفی / ۹۳)</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">عبدالجلیل رازی، در باره شرکت عالمان در مجالس امام حسین، به روزگار سلجوقیان نوشته است:</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">&laquo;در همه بلاد اصحاب شافعی و اصحاب ابوحنیفه، فحول علماء چون محمد منصور و امیر عبادی و خواجه علی قزوینی و صدرالدین خجندی و بومنصور ماشاده و محمد همدانی و بونصر هسنجانی و شیخ بو الفضائل مشواط و بومنصور حفده و قاضی ساوه و سمعانیان و خواجه ابوالمعالی جوینی و نزاری و علماء رفته و باقیان از فریقین در موسم عاشور این تعزیت با جزع و فزع و نوحه و زاری داشته اند و بر شهداء کربلا گریسته اند.&raquo;( النقض /۶۴۷) او در پاسخ به این شبهه که شیعه در روز عاشورا ابراز جزع می کند، عزاداری علمای شافعی و حنفی را شرح داده و از مجالسی که علمای مذاهب در عاشورا می گیرند یاد کرده است:</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">&laquo;و مراثی شهداء کربلا که اصحاب ابوحنیفه و شافعی را هست بی عدد و بی نهایت است. پس اگر عیب است اول بر بوحنیفه است و بر شافعی و بر اصحاب ایشان، آن&zwnj;گه بر ما. و چون فروتر آییم معلوم است که خواجه بومنصور ماشاده به اصفهان که در مذهب اهل سنت به عهد خود مقتدا بوده است و هر سال این روز تعزیت داشته است به آشوب و نوحه و ولوله و بر علی و حسن و حسین (ع) آفرین کرده و بر یزید و عبیدالله لعنت آشکار کرده، و کذالک صدر الدین الخجندی و برادرش جمال الدین، این تعزیت به اشوب و نوحه و غریو و ولوله داشته اند.... &raquo;( همان/۴۰۳)</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\"><img alt=\"\" src=\"http://okhowah.ir/cache/5/attach/201803/18004_1148812064_681_493.jpg\" style=\"width: 100%;\" /></span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">و نیز سمعانی، از حضور و شرکت مردم و علمای شافعی و حنفی در مراسم امام حسین در ماوراء النهر گزارش داده است. به نوشته او، ابوحفص عمر بن احمد ابن فارسی سمرقندی (۴۵۴ م) اموال بسیاری داشت و بسیار انفاق میکرد. یکی از روزهای انفاق او روز عاشورا بود.(الانساب، سمعانی، ج3/390 - تمدن اسلامی در قرن چهارم، ج1/87)</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">از آن سو، در گذشته عالمان شیعه نیز به مزارهای بزرگان دیگر فرق احترام میگذاشته اند. از شیخ بهائی گزارش شده که بر سر مزار شافعی در مصر رفته است. آرامگاه ابوحنیفه، هماره مورد حمایت عالمان شیعه عراق بوده است و شیعیان مانع از تعرض مخالفان به آن شده اند. در دوره امیرکبیر شیخ عبدالحسین تهرانی، پس از تعمیر بارگاه امام کاظم، قبر ابوحنیفه را نیز آباد ساخت و برای گلدسته های آن طلا به کار برد.( عاشورا، عزاداری، مجموعه مقالات/۵۸، مجمع مدرسین، نشر صحیفه خرد)</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"color:#0000FF;\"><span style=\"font-size: 14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">جلو گیری از کار مداحان و قصه سرایان فتنه انگیز</span></span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">از عوامل اختلاف میان مسلمانان بغداد در سده&zwnj;های چهارم و پنجم، قصه سرایان بودند. شماری از قصه سرایان، که منافع خود را در آشوب میان طوائف اسلامی می دیدند، در مساجد و مدارس و بازارها به نقل رویدادهای مورد اختلاف میان مسلمانان می پرداختند و با ترفندهای ویژه، احساسات آنان را برمی آشوبیدند. برخی از این قصه گویان با همدستی در مکانهای ویژه می ایستادند. یکی مناقب على را بر می خواند و دیگری مناقب ابوبکر را یکی درهم و دینار شیعیان را گرد می آورد و دیگری از حنابله، و بدین گونه درهمی را از دست نمیدادند. سپس به گوشه ای رفته و اموال گردآمده را میان خود تقسیم می کردند.( تاریخ تمدن اسلام در قرن چهارم، آدم متز، ترجمه ق، ج۱/68، انتشارات امیرکبیر) تندوریهای مناقب خوانان گاه و بی گاه آتش فتنه را در میان مردم شعله ور می کرد. عالمان دوراندیش، از میدان داری قصه سرایان دلخور بودند و زیان آنان را برای اسلام بیشتر از سود زودگذر آن میدیدند. از این رو این گروه از قصه سرایان و سخنرانان فرصت طلب که از پشتیبانی عوام نیز برخوردار بودند مورد خشم علما قرار می گرفتند.( تاریخ الاسلام، شمس الدین ذهبی، ج8/620) از راه کارهای عضدالدوله دیلمی برای آرام کردن بغداد، جلوگیری از بازار گرمی این دسته از واعظان و قصه سرایان بی سواد بود. پشتیبانی بی دریغ عالمان راستین از وی او را در این راه کمک می کرد:</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">موقعی که عضدالدوله وارد بغداد شد، دید که مردم بر اثر فتنه های مداوم بین شیعه و سنی و کشتار و گرسنگی و آتش سوزی از بین رفته اند و از آن جا که محرک قتل و غارتها، قصه سرایان بودند، لذا کار ایشان را ممنوع کرد...&raquo;( آل بویه /۵۲۴)</span></span></p>\r\n\r\n<p style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\"><span dir=\"RTL\">البته واعظان خوشنام و پارسائی چون ابن سمعون از این دستور معاف بودند و می توانستند در مدارس و مساجد مردم را ارشاد کنند.</span></span></span></p>\r\n\r\n<p style=\"text-align: justify;\">&nbsp;</p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><a href=\"http://okhowah.com/fa/13368/تکریم-و-احترام-علمای-سنی-و-شیعه-به-یکدیگرتعامل-عاطفی-عالمان-دین-قسمت-اول\">تعامل عاطفی عالمان دین-قسمت اول</a></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><a href=\"http://okhowah.com/fa/13375/دوستی-علمای-سلف-شیعه-و-سنی-با-یکدیگرتعامل-عاطفی-عالمان-دین-قسمت-دوم\">تعامل عاطفی عالمان دین-قسمت دوم</a></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><a href=\"http://okhowah.com/fa/13380/کمک-�های-اقتصادی-و-سیاسی-علماء-شیعه-وسنی-به-یکدیگرتعامل-عاطفی-عالمان-دین-قسمت-سوم\">تعامل عاطفی عالمان دین-قسمت سوم</a></p>\r\n\r\n<p><a href=\"http://okhowah.com/fa/13383/نامه-ها-و-هدایای-علمای-شیعه-و-سنی-به-یکدیگرتعامل-عاطفی-عالمان-دین-قسمت-چهارم\">تعامل عاطفی عالمان دین-قسمت چهارم</a></p>\r\n\r\n<p><a href=\"http://okhowah.ir/fa/13392\">تعامل عاطفی عالمان دین-قسمت پنجم</a></p>\r\n\r\n<p><a href=\"http://okhowah.ir/fa/13401\">تعامل عاطفی عالمان دین-قسمت ششم</a></p>\r\n\r\n<p><a href=\"http://okhowah.ir/fa/13411/علمای-شیعه-و-سنی-در-غم-و-شادی-یکدیگرتعامل-عاطفی-عالمان-دین-قسمت-هفتم\">تعامل عاطفی عالمان دین-قسمت هفتم</a></p>\r\n\r\n<p><a href=\"http://okhowah.com/fa/13415\">تعامل عاطفی عالمان دین- قسمت هشتم</a></p>","content_source":"","content_url":"","content_columns":"0","content_date_start":"2018-03-19 19:49:34","content_date_finish":"2018-03-19 19:49:34","content_date_register":"2018-03-19 19:58:32","content_date_last_edit":"2019-11-11 20:24:56","content_show_img":"1","content_show_details":"0","content_show_related_img":"0","content_show_slider":"1","content_show_title_slider":"1","content_comment":"1","content_score":"0","content_recorded":"0","content_confirmed":"0","content_status":"1","content_kind":"0","tag_id":"10790","tag_word":"علمای شیعه,علمای شیعه,علمای اسلام,علمای اسلام,تعامل حسنه,تعامل حسنه","tag_service":"0","tag_total":"184","tag_soundex":"","attach_token":2476778902,"attach_date_register":"2018-03-19 20:07:16","attach_id":18003,"attach_file_ext":"jpg","attach_file_header":"image/jpeg","attach_img_type":"2","attach_img_width":"720","attach_img_height":"430","attach_file_media":"1","attach_show_watermark":"1","score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"visit_count":"9337","visit_date_last":"2026-05-27 00:23:14","attach_title":"شرکت علمای شیعه و سنی در مراسم های مشترک و مبارزه با فتنه انگیز\r\n\r\nتعامل عاطفی عالمان دین-قسمت ششم 3","node_title":"مهم,وحدت در تاریخ","ot_node_left_right":"[{\"node_id\":469, \"left\":89, \"right\":90},{\"node_id\":830, \"left\":41, \"right\":42}]","node_number":"6","allowable_node":"6","img_src":"./cache/5/attach/201803/18003_2476778902_720_430.jpg"}]]