[[{"content_id":13392,"domain_id":"0","lang_id":"fa","portal_id":"5","owner_id":"370","user_id":"405","view_accesslevel_id":"0","edit_accesslevel_id":"0","delete_accesslevel_id":"0","editor_id":"405","content_title":"تعامل عاطفی عالمان دین-قسمت پنجم\r\n\r\nانصاف و اصلاح علمای شیعه و سنی در یکدیگر","content_number":"","content_date_event":"2018-03-06 19:43:37","content_summary":"در برابر دیدگاه تند و شتابزده کسانی چون ابن تیمیه، که خوبیهای رقبای خود را برنمی‌تابیدند، عالمان بسیاری را از همه فرق اسلامی مشاهده می کنیم که درباره دیگر علما به انصاف داوری کرده و کارهای نیک و برجسته آنان را ستوده اند.","content_summary_fill":"1","content_body":"سید عباس رضوی \r\n\r\nانصاف در داوری نسبت به یکدیگر\r\n\r\nصرف نظر از وجود برخی از افراد تنگ&zwnj;نظر، که کوچکترین توجهی به کارهای نیک و برجسته رقبای مذهبی خود ندارند، کسان بسیاری از علمای مذاهب هستند که در پی حق و عدالت&zwnj;اند و کار نیک را از هر که باشد، نیک می&zwnj;شمارند و کتمان حقیقت ننموده و قدردان آن هستند. \r\n\r\nابن منیر طرابلسی، از علما و شاعران شیعه، محمود بن زنگی ایوبی را به سبب شجاعت و دلاوری در نبرد با صلیبیان و دیگر کارهای سودمند می ستود.(ریحانه الادب،مدرس تبریزی،ج8ص236)\r\n\r\nدر برابر دیدگاه تند و شتابزده کسانی چون ابن تیمیه، که خوبیهای رقبای خود را برنمی&zwnj;تابیدند، عالمان بسیاری را از همه فرق اسلامی مشاهده می کنیم که درباره دیگر علما به انصاف داوری کرده و کارهای نیک و برجسته آنان را ستوده اند.\r\n\r\nعلامه حلی، دانشمندی با انصاف بود و تعصبات مذهبی را در داوری درباره رقبای مذهبی دخالت نمی داد و شایستگیهای آنان را از یاد نمی برد. از جمله در اجازه به بنی زهره از استاد شافعی مذهبش، على ابن عمر ، معروف به کاتبی، استاد حکمت و منطق، به نیکی یاد کرده و درباره اش نوشته است:\r\n\r\n&nbsp;&laquo;او از فضلای دوران و آگاهترین مردم به دانش منطق بود. او دارای آثار فراوانی بود. من در نزد او &laquo;شرح الکشف&raquo; را خواندم. او دارای اخلاقی نیک و از بهترین علمای شافعی و آگاه به حکمت به شمار بود. &raquo;(بحارالانوار،ج106ص65) و نیز درباره استاد دیگرش شمس الدین کیشی و برهان الدین نسفی به انصاف داوری کرده است.\r\n\r\n\r\n\r\nابن فوطی درباره بسیاری از علمای شیعه چه از علمای گذشته و چه درباره دانشمندان شیعه معاصرش که با آنان از نزدیک آشنایی داشته، به انصاف داوری کرده است. درباره شیخ طوسی، فخرالدین فرزند علامه حلی، ابن ادریس، ابن علقمی خواجه نصیر، على ابن عیسى اربلی، ابن طقطقی و... از روی انصاف نظر کرده است.(مجمع الاداب،ج3،ص128-134)\r\n\r\nمیان ابن ابی الحدید و سید نسابه فخار ابن معد موسوی، نیز دوستی ژرف و پیوند قلبی وجود داشت. سید کتاب الحجه على الذاهب إلى تکفیر ابوطالب را نوشت و آن را برای تأیید و تقریض نزد ابن ابی الحدید فرستاد.(اعیان الشیعه،ج8ص394) از آن جا که وی در این باره به داوری همه جانبه نرسیده بود، در پشت کتاب سروده&zwnj;ای مبنی بر کمک ابوطالب و فرزندش علی، به اسلام و حقوق آنان بر مسلمانان، نوشت که مطلع آن این است:\r\n\r\nلولا ابوطالب وابنه\r\n\r\nلما مثل شخصا مقاما\r\n\r\nفذاک بمکه آوی و حامی\r\n\r\nوهذا بیثرب جسّ الحمام(شرح نهج البلاغه،ابن ابی الحدید،تحقیق ابولفضل ابراهیم،ج14ص82)\r\n\r\nسید، عذر او را پذیرفت و رنجشی از وی به دل نگرفت و تردید او را از سر تعصب و غرض ورزی به شمار نیاورد. و این ماجرا دوستی آنان را از میان نبرد.\r\n\r\nمؤلف هزار مزار، از علمای اشعری مذهب شیراز، عالمی خوش نفس بود. او با واعظان و نویسندگان و والیان بسیار از همه مذاهب اسلامی آشنائی داشت و در تألیف مجموعه شدالازار از همه درگذشتگان از بزرگان دین، از شیعه و اشعری و احناف به انصاف یاد کرده است. در شرح احوالات شان از یاد کرد ویژگیهای برجسته و صفات نیک شان فروگذار نکرده است . او با این که نویسنده&zwnj;ای بود اشعری مسلک، برجستگیهای علمای حنفی مذهب و پیروان امام شافعی را در یادنامه هزار مزار به درستی ثبت کرده و نیز از یاد کرد مزارها و خصال برجسته و درس آموز علمای پیرو اهل بیت، دریغ نورزیده است.(هزار مزار،ص210) در یادکرد از سیدعزالدین احمد حسینی، او را به شب زنده داری و مردمداری ستوده است :\r\n\r\n&laquo;از بزرگان سادات بود و صاحب جاه و مرتبه و با وجود منصب و مال، بر خلائق مهربان بود و رحم و شفقت بر خلق می کرد و بسیاری از اهل فضل و شرف تشریف و تزیین از وی می&zwnj;یافتند و عادت پسندیده او آن بود که شب زنده می داشت و به عبادت حق به آخر می رسانید و چون روز میشد، به کارگزاری مسلمانان قیام می&zwnj;نمود و در جنازه ها حاضر میشد و رنجوران را می پرسید و اسیران را خلاص می&zwnj;کرد و قرض دیگران باز می داد و به خویشان می پیوست و این بارها بر خود نهاده بود و مجمع اخلاق نبوی و اوصاف مرتضوی بود و در محله گچ پزان ساکن شد و مدرسه بنا کرد از برای فاضلان و عالمان و علما را از برای آن معین کرد که در آن جا درس گویند.(همان،ص219)\r\n\r\nو در وصف عالم بزرگ، سید تاج الدین تأکید می کند:\r\n\r\n&laquo;وی دانش و اخلاق را در یک جا در خود گرد آورده بود. و آثار پیامبر را زنده داشت و بر دوست و دشمن بخیل نمی بود و انعام او به دور و نزدیک می رسید. و بر درس قرآن مواظبت داشت. به علویان و فرزندان پیامبر احترام فراوان داشت.&raquo; او، در سراسر کتاب، علاقه خود را به خاندان نبوت و عترت پیامبر نشان داده و در ذکر نام حضرت، افزون بر صلوات بر او، بر خاندان او نیز صلوات فرستاده است.(همان،ص176)\r\n\r\n\r\n\r\nو نیز باید یاد کرد از ابن اثیر که در داوری درباره بسیاری از رقبای مذهبی خود، به انصاف رفته و گوهر صداقت را به تعصب نیالوده است، مانند داوری درباره کلینی و مجدالملک قمی.\r\n\r\nو نیز یاد کنیم از سیرت شیخ طبرسی که آیت انصاف و نیک اندیشی بود و همه مفسران، افزون بر جنبه های علمی که در تفسیرش بازتاب یافته، او را به حسن داوری و انصاف ستوده اند. او، در مقدمه تفسیر جوامع الجوامع نوشته است :\r\n\r\n&laquo;پس از تألیف مجمع البیان، چون به کتاب کشاف زمخشری برخورد کردم و این کتاب را دارای بدائع و نوآوریهای تفسیری یافتم که در کتابهای دیگر نمونه اش نبود، خلاصه&zwnj;ای از آن را در کتابی جامع الاطراف گرد آوردم به نام کافی و شافی.&raquo; سپس، شرحی از زیبائیهای ادبی کشاف را برشمرده است.(تفسیر جوامع الجوامع،ج1ص2)\r\n\r\nاز جمله انصاف و خوش نفسی طبرسی، سبب گردید که شیخ محمود شلتوت، رئیس وقت الازهر، به معرفی و نشر این اثر با ارزش پرداخت و در تقدیر از طبرسی و مجمع البیان انصاف و تعادل و پیروز آمدن طبرسی بر حجاب معاصرت را ستوده است.(مجله رساله الاسلام،سال10ش3)\r\n\r\nو سیوطی نیز به انصاف طبرسی را در طبقات المفسرین ستوده است.(طبقات المفسرین،ص37)\r\n\r\nشهید ثانی، از استادان سنی مذهب خود بسیار ستایش کرده و آنان را به نیک مردی و حسن خلق و مردمداری و علم و دانش ستوده است . از جمله از شیخ بکری بسیار تجلیل کرده و قاضی زاده رومی را به انصاف و علم و ادب و اخلاق ستوده است: &laquo;هو رجل فاضل ادیب عاقل لبیب من أحسن الناس خلقا وتهذیبا و ادبا.&raquo;(الدر المنثور،ج2ص174)\r\n\r\nو نیز شهید، شایستگیهای علمی و اخلاقی شیخ ابی الحسن بکری، را میستود و اقبال و گرایش توده مردم به او را برخاسته از صفای باطن و مردمداری او می شمرد:\r\n\r\n&laquo;او حافظ سنت بود مردم بسیار به او علاقه مند بودند. وقتی وارد &nbsp;مجلس درس و یا مسجد می شد، همه برای بوسیدن دستان و پاهای او هجوم می بردند. برخی از آنان سینه خیز حرکت کرده تا بتوانند پایش را ببوسند.&raquo;(همان)\r\n\r\n&laquo;ولقد کان مع علو مرتبته و سمو منزلته على غایه من التواضع و لین الجانب و تبذل جهده مع کل وارد فی تحصیل ما تبلغه من المطالب.&raquo;(همان ،ص65)\r\n\r\nو نیز آن بزرگ در ادامه این گزارش از عالم بزرگ سنی مذهب، شیخ عبدالحمید شمنهودی، ستایش کرده است:\r\n\r\n&laquo;شیخ عبدالحمید، میان علم و عمل پیوند زده و بسیار بخشنده و گشاده دست بود. او هیچ یک از شاگردان خود را در ماه رمضان بی افطار روانه خانه اش نمی کرد. چنانکه روزی شاگردان از او دور افتاده پس از آن که باز آمدند، به آنان گفت : همه خانواده نگران حال شما بودند، حتی دختر کوچکم لطیفه.&raquo;\r\n\r\n\r\n\r\nنقش علما در اصلاح ذات البین\r\n\r\nدر طول روزگاران علمای مذاهب در اصلاح میان مسلمانان و از بین بردن نزاعها، نقش اثر گذاری داشته اند. اینان با رفتار نیک و پیامبرانه، زمینه نفوذ و پذیرش سخن را در طرف مقابل، فراهم کرده و به اختلاف و تشنج پایان می دادند. از این روی، گاه و بیگاه مناظره های کلامی و فقهی میان علمای مذاهب روی می داد و در نتیجه، برتری جوییهای یکی از دو طرف مناظره به جدل می انجامید. زرنوجی، پاره&zwnj;ای از مناظره های بدون شرائط و از سوی افراد نالایق و کم ظرفیت را موجب ضایع شدن عمر و موجب ایجاد کینه و دشمنی در قلبها، شمرده است.(آداب فراگیری علم،برهان الدین زرنوجی،ترجمه نعمت الله کاشانی،ص16)\r\n\r\nنقیبان سادات علوی، که از علما بودند و در میان مردم دارای مقام ممتاز، برای پایان دادن به اختلافهای میان مسلمانان، از آنان استفاده می شد. آنان گاه از سوی امرا و گاه از سوی مردم برای گفت و گو و میانجی گری با دو طرف نزاع، برگزیده می شدند. ابواحمد موسوی والد سید مرتضی، نقیب سادات بود و در نزد عباسیان و آل بویه جایگاه ممتازی داشت. درباره اش نوشته اند:\r\n\r\n&laquo;ابوالقاسم، هماره واسطه و سفیر میان خلفا و آل بویه و امیران حمدانی و دیگران بود. وی هوشمند و زیرک بود. در هرکار نابسامانی که وارد میشد، به برکت او به صلاح و سامان می انجامید و به یمن کاردانی اش کارها درست می شد. &raquo;(الدرجات الرفیعه،ص458)\r\n\r\nزمانی که خوارزمشاه در سال ۴۲۲ به بخارا حمله کرد، یک نفر علوی، که از بزرگان آن دیار بود برای گفت و گو با وی فرستاده شد.(تاریخ بیهقی،ص445)\r\n\r\nسیدتاج الدین جعفری از عالمان سده هشتم و ساکن شیراز در اصلاح اختلافات میان مردم و طوائف گوناگون مذهبی موفق بود.(تذکره هزار مزار،ص221)\r\n\r\nدر سده نهم عالمان قم بارها در وقائع مهم و سرنوشت ساز، میان زمامداران و حاکمان ، به میانجی گری پرداخته، و از ریختن خون بیگناهان جلوگیری کرده اند. در دوره زمامداری اوزون حسن در قم، بارها میان وی و حاکمان دیگر، از جمله سلطان حسین گورکانی درگیری و جنگ در گرفت.\r\n\r\nدر درگیری سال ۸۷۳ میان اوزون حسن ترکمان، با سلطان ابوسعید گورکانی، گورکانی، سید صدرالدین ابراهیم قمی را برای درخواست صلح به نزد امیر ترکمان فرستاد و نیز سیدصدرالدین در مورد قتل میرزا سنجر به شفاعت پرداخت و نیز به کشتن گوهرشاد بیگم، همسر شاهرخ، به سلطان ابوسعید اعتراض کرد.(قم در قرن نهم،حسین مدرسی طباطبایی،ص194)\r\n\r\nبه سال ۸۷۴ که سلطان حسن در قم بود، درویش سراج الدین قاسم، از ملازمان میرزا یوسف جهان شاه به قم آمد. و چون میان جهان شاه و اوزون حسن کدورت بود، شماری از فتنه جویان درصدد برآمدند کینه دیرین او را علیه رقیبش بیدار کنند. و اشاره به کشتن درویش کردند. قاضی حسن صدر، که در مجلس حاضر بود، به شفاعت برخاست گفت: حال نه بر این منوال است که به عرض پادشاه نموده اند، بلکه وی از سر رغبت و اختیار به این جا آمده است. و شاه از کشتن او درگذشت.(همان،ص245)\r\n\r\n\r\n\r\nدر موردی دیگر در درگیری میان گورکانی و اوزون حسن، سلطان حسین، شیخ الاسلام هرات را که از احفاد شیخ ابوسعید ابوالخیر بود را با هدایا روانه قم کرد و سلطان حسن، پیشنهاد صلح را پذیرفت و سپاه خود را از حوزه وی فراخواند و نشانی و هدایایی را به وسیله قاضی علاء الدین علی، به همراه شیخ الاسلام هرات به نزد سلطان حسین گورکانی فرستاد.(همان،ص247)\r\n\r\nیادی از عالمی گمنام\r\n\r\nدر آغاز زمامداری شاه عباس صفوی، درگیریهای گوناگونی میان حکومت قزلباش ایران و سران ازبک ماوراء النهر به وقوع می پیوست. این درگیریها که رنگ مذهبی گرفته بود و گاه افراد با نام جهاد برای جنگیدن با رقبا فراخوانده می شدند، ویرانیهای بسیاری برای مردم خراسان دربرداشت.\r\n\r\nشیخ ابوالفضل علامی، از علما شیعه دربار اکبر شاه در هند، شاه را تشویق کرد نامه هایی به سران قزلباش و ازبک بنویسد و آنان را از پیامدهای ناگوار این حوادث خونین و خانمان برانداز اختلافات میان مسلمانان بیم دهد و سران ایران زمین را به نرمش و مدارا فراخواند.\r\n\r\nاکبر شاه، به توصیه علامی عمل کرد و نامه هایی به شاه عباس نوشت و او را به گذشت و نرمش فراخواند و هم چنین نامه هایی مهرورزانه به سران ازبک ماوراء النهر نگاشت و آنان را نیز به الفت و مدارا دعوت کرد. این اندرزها در تغییر روش شاه عباس تأثیر مثبت به جای گذاشت و روابط نیک و دوستانه او در ادامه حکومت شاه نسبت به رقبا از گذشته بهتر شد. در نامه اکبر شاه به شاه عباس آمده است:\r\n\r\n&laquo;مخالفان مذهبی، یا حق به جانب اند که در این صورت باید راه انصاف رفت و یا در انتخاب راه بر خطایند که در این صورت آنان بیمارانی اند که سزاوار ترحم و شفقت اند، نه آزار و اذیت و شورش و سرزنش.&raquo;\r\n\r\nدر نامه به ازبکان نوشته است:\r\n\r\n&laquo;به خواهش افراد سیاه دل که برای رسیدن به جاه و قدرت و زر و زور، مذهب را بهانه قرار داده و نصوص شرعیه را به دلخواه تفسیر و تأویل می کنند، باید دوری کرد و نباید به مسائل مورد اختلاف فریقین که در طول هزار سال تاریخ اسلام حل و گشوده نشده است، دامن زد و بحران بر بحران افزود.&raquo;(زندگانی شاه عباس اول،نصرالله فلسفی،ج3ص49)\r\n\r\nمتن نامه ها به خط علامی موجود است. علامه امینی، ابوالفضل علامی&nbsp; را از علمای روشن اندیش و آینده نگر هند می شمارد که سرانجام به خاطر این&nbsp; افکار اصلاحی و وحدت طلبانه، به دست افراد تندرو و خشونت طلب به شهادت رسید.(اعیان الشیعه،ج2ص400)\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nتعامل عاطفی عالمان دین-قسمت اول\r\n\r\nتعامل عاطفی عالمان دین-قسمت دوم\r\n\r\nتعامل عاطفی عالمان دین-قسمت سوم\r\n\r\nتعامل عاطفی عالمان دین-قسمت چهارم\r\n\r\nتعامل عاطفی عالمان دین-قسمت پنجم\r\n\r\nتعامل عاطفی عالمان دین-قسمت ششم\r\n\r\nتعامل عاطفی عالمان دین-قسمت هفتم\r\n\r\nتعامل عاطفی عالمان دین- قسمت هشتم\r\n\r\n&nbsp;","content_html":"<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-family:byekan;\"><span style=\"font-size: 14px;\"><span style=\"color: rgb(255, 0, 0);\">سید عباس رضوی</span> </span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\"><span style=\"color:#0000FF;\">انصاف در داوری نسبت به یکدیگر</span></span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">صرف نظر از وجود برخی از افراد تنگ&zwnj;نظر، که کوچکترین توجهی به کارهای نیک و برجسته رقبای مذهبی خود ندارند، کسان بسیاری از علمای مذاهب هستند که در پی حق و عدالت&zwnj;اند و کار نیک را از هر که باشد، نیک می&zwnj;شمارند و کتمان حقیقت ننموده و قدردان آن هستند. </span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">ابن منیر طرابلسی، از علما و شاعران شیعه، محمود بن زنگی ایوبی را به سبب شجاعت و دلاوری در نبرد با صلیبیان و دیگر کارهای سودمند می ستود.(ریحانه الادب،مدرس تبریزی،ج8ص236)</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">در برابر دیدگاه تند و شتابزده کسانی چون ابن تیمیه، که خوبیهای رقبای خود را برنمی&zwnj;تابیدند، عالمان بسیاری را از همه فرق اسلامی مشاهده می کنیم که درباره دیگر علما به انصاف داوری کرده و کارهای نیک و برجسته آنان را ستوده اند.</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">علامه حلی، دانشمندی با انصاف بود و تعصبات مذهبی را در داوری درباره رقبای مذهبی دخالت نمی داد و شایستگیهای آنان را از یاد نمی برد. از جمله در اجازه به بنی زهره از استاد شافعی مذهبش، على ابن عمر ، معروف به کاتبی، استاد حکمت و منطق، به نیکی یاد کرده و درباره اش نوشته است:</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">&nbsp;&laquo;او از فضلای دوران و آگاهترین مردم به دانش منطق بود. او دارای آثار فراوانی بود. من در نزد او &laquo;شرح الکشف&raquo; را خواندم. او دارای اخلاقی نیک و از بهترین علمای شافعی و آگاه به حکمت به شمار بود. &raquo;(بحارالانوار،ج106ص65) و نیز درباره استاد دیگرش شمس الدین کیشی و برهان الدین نسفی به انصاف داوری کرده است.</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align: center;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\"><img alt=\"\" src=\"http://okhowah.ir/cache/5/attach/201802/17894_1353072808_416_418.jpg\" style=\"width: 416px; height: 418px; margin-top: 5px; margin-bottom: 5px;\" /></span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">ابن فوطی درباره بسیاری از علمای شیعه چه از علمای گذشته و چه درباره دانشمندان شیعه معاصرش که با آنان از نزدیک آشنایی داشته، به انصاف داوری کرده است. درباره شیخ طوسی، فخرالدین فرزند علامه حلی، ابن ادریس، ابن علقمی خواجه نصیر، على ابن عیسى اربلی، ابن طقطقی و... از روی انصاف نظر کرده است.(مجمع الاداب،ج3،ص128-134)</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">میان ابن ابی الحدید و سید نسابه فخار ابن معد موسوی، نیز دوستی ژرف و پیوند قلبی وجود داشت. سید کتاب الحجه على الذاهب إلى تکفیر ابوطالب را نوشت و آن را برای تأیید و تقریض نزد ابن ابی الحدید فرستاد.(اعیان الشیعه،ج8ص394) از آن جا که وی در این باره به داوری همه جانبه نرسیده بود، در پشت کتاب سروده&zwnj;ای مبنی بر کمک ابوطالب و فرزندش علی، به اسلام و حقوق آنان بر مسلمانان، نوشت که مطلع آن این است:</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">لولا ابوطالب وابنه</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">لما مثل شخصا مقاما</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">فذاک بمکه آوی و حامی</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">وهذا بیثرب جسّ الحمام(شرح نهج البلاغه،ابن ابی الحدید،تحقیق ابولفضل ابراهیم،ج14ص82)</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">سید، عذر او را پذیرفت و رنجشی از وی به دل نگرفت و تردید او را از سر تعصب و غرض ورزی به شمار نیاورد. و این ماجرا دوستی آنان را از میان نبرد.</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">مؤلف هزار مزار، از علمای اشعری مذهب شیراز، عالمی خوش نفس بود. او با واعظان و نویسندگان و والیان بسیار از همه مذاهب اسلامی آشنائی داشت و در تألیف مجموعه شدالازار از همه درگذشتگان از بزرگان دین، از شیعه و اشعری و احناف به انصاف یاد کرده است. در شرح احوالات شان از یاد کرد ویژگیهای برجسته و صفات نیک شان فروگذار نکرده است . او با این که نویسنده&zwnj;ای بود اشعری مسلک، برجستگیهای علمای حنفی مذهب و پیروان امام شافعی را در یادنامه هزار مزار به درستی ثبت کرده و نیز از یاد کرد مزارها و خصال برجسته و درس آموز علمای پیرو اهل بیت، دریغ نورزیده است.(هزار مزار،ص210) در یادکرد از سیدعزالدین احمد حسینی، او را به شب زنده داری و مردمداری ستوده است :</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">&laquo;از بزرگان سادات بود و صاحب جاه و مرتبه و با وجود منصب و مال، بر خلائق مهربان بود و رحم و شفقت بر خلق می کرد و بسیاری از اهل فضل و شرف تشریف و تزیین از وی می&zwnj;یافتند و عادت پسندیده او آن بود که شب زنده می داشت و به عبادت حق به آخر می رسانید و چون روز میشد، به کارگزاری مسلمانان قیام می&zwnj;نمود و در جنازه ها حاضر میشد و رنجوران را می پرسید و اسیران را خلاص می&zwnj;کرد و قرض دیگران باز می داد و به خویشان می پیوست و این بارها بر خود نهاده بود و مجمع اخلاق نبوی و اوصاف مرتضوی بود و در محله گچ پزان ساکن شد و مدرسه بنا کرد از برای فاضلان و عالمان و علما را از برای آن معین کرد که در آن جا درس گویند.(همان،ص219)</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">و در وصف عالم بزرگ، سید تاج الدین تأکید می کند:</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">&laquo;وی دانش و اخلاق را در یک جا در خود گرد آورده بود. و آثار پیامبر را زنده داشت و بر دوست و دشمن بخیل نمی بود و انعام او به دور و نزدیک می رسید. و بر درس قرآن مواظبت داشت. به علویان و فرزندان پیامبر احترام فراوان داشت.&raquo; او، در سراسر کتاب، علاقه خود را به خاندان نبوت و عترت پیامبر نشان داده و در ذکر نام حضرت، افزون بر صلوات بر او، بر خاندان او نیز صلوات فرستاده است.(همان،ص176)</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><img alt=\"\" src=\"http://okhowah.ir/cache/5/attach/201803/17962_3051403026_575_383.jpg\" style=\"width: 100%; margin-top: 5px; margin-bottom: 5px;\" /></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">و نیز باید یاد کرد از ابن اثیر که در داوری درباره بسیاری از رقبای مذهبی خود، به انصاف رفته و گوهر صداقت را به تعصب نیالوده است، مانند داوری درباره کلینی و مجدالملک قمی.</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">و نیز یاد کنیم از سیرت شیخ طبرسی که آیت انصاف و نیک اندیشی بود و همه مفسران، افزون بر جنبه های علمی که در تفسیرش بازتاب یافته، او را به حسن داوری و انصاف ستوده اند. او، در مقدمه تفسیر جوامع الجوامع نوشته است :</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">&laquo;پس از تألیف مجمع البیان، چون به کتاب کشاف زمخشری برخورد کردم و این کتاب را دارای بدائع و نوآوریهای تفسیری یافتم که در کتابهای دیگر نمونه اش نبود، خلاصه&zwnj;ای از آن را در کتابی جامع الاطراف گرد آوردم به نام کافی و شافی.&raquo; سپس، شرحی از زیبائیهای ادبی کشاف را برشمرده است.(تفسیر جوامع الجوامع،ج1ص2)</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">از جمله انصاف و خوش نفسی طبرسی، سبب گردید که شیخ محمود شلتوت، رئیس وقت الازهر، به معرفی و نشر این اثر با ارزش پرداخت و در تقدیر از طبرسی و مجمع البیان انصاف و تعادل و پیروز آمدن طبرسی بر حجاب معاصرت را ستوده است.(مجله رساله الاسلام،سال10ش3)</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">و سیوطی نیز به انصاف طبرسی را در طبقات المفسرین ستوده است.(طبقات المفسرین،ص37)</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">شهید ثانی، از استادان سنی مذهب خود بسیار ستایش کرده و آنان را به نیک مردی و حسن خلق و مردمداری و علم و دانش ستوده است . از جمله از شیخ بکری بسیار تجلیل کرده و قاضی زاده رومی را به انصاف و علم و ادب و اخلاق ستوده است: &laquo;هو رجل فاضل ادیب عاقل لبیب من أحسن الناس خلقا وتهذیبا و ادبا.&raquo;(الدر المنثور،ج2ص174)</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">و نیز شهید، شایستگیهای علمی و اخلاقی شیخ ابی الحسن بکری، را میستود و اقبال و گرایش توده مردم به او را برخاسته از صفای باطن و مردمداری او می شمرد:</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">&laquo;او حافظ سنت بود مردم بسیار به او علاقه مند بودند. وقتی وارد &nbsp;مجلس درس و یا مسجد می شد، همه برای بوسیدن دستان و پاهای او هجوم می بردند. برخی از آنان سینه خیز حرکت کرده تا بتوانند پایش را ببوسند.&raquo;(همان)</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">&laquo;ولقد کان مع علو مرتبته و سمو منزلته على غایه من التواضع و لین الجانب و تبذل جهده مع کل وارد فی تحصیل ما تبلغه من المطالب.&raquo;(همان ،ص65)</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">و نیز آن بزرگ در ادامه این گزارش از عالم بزرگ سنی مذهب، شیخ عبدالحمید شمنهودی، ستایش کرده است:</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">&laquo;شیخ عبدالحمید، میان علم و عمل پیوند زده و بسیار بخشنده و گشاده دست بود. او هیچ یک از شاگردان خود را در ماه رمضان بی افطار روانه خانه اش نمی کرد. چنانکه روزی شاگردان از او دور افتاده پس از آن که باز آمدند، به آنان گفت : همه خانواده نگران حال شما بودند، حتی دختر کوچکم لطیفه.&raquo;</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><img alt=\"\" src=\"http://okhowah.ir/cache/5/attach/201803/17966_1459707092_900_603.jpg\" style=\"width: 100%; margin-top: 5px; margin-bottom: 5px;\" /></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"color:#0000FF;\"><span style=\"font-size: 14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">نقش علما در اصلاح ذات البین</span></span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">در طول روزگاران علمای مذاهب در اصلاح میان مسلمانان و از بین بردن نزاعها، نقش اثر گذاری داشته اند. اینان با رفتار نیک و پیامبرانه، زمینه نفوذ و پذیرش سخن را در طرف مقابل، فراهم کرده و به اختلاف و تشنج پایان می دادند. از این روی، گاه و بیگاه مناظره های کلامی و فقهی میان علمای مذاهب روی می داد و در نتیجه، برتری جوییهای یکی از دو طرف مناظره به جدل می انجامید. زرنوجی، پاره&zwnj;ای از مناظره های بدون شرائط و از سوی افراد نالایق و کم ظرفیت را موجب ضایع شدن عمر و موجب ایجاد کینه و دشمنی در قلبها، شمرده است.(آداب فراگیری علم،برهان الدین زرنوجی،ترجمه نعمت الله کاشانی،ص16)</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">نقیبان سادات علوی، که از علما بودند و در میان مردم دارای مقام ممتاز، برای پایان دادن به اختلافهای میان مسلمانان، از آنان استفاده می شد. آنان گاه از سوی امرا و گاه از سوی مردم برای گفت و گو و میانجی گری با دو طرف نزاع، برگزیده می شدند. ابواحمد موسوی والد سید مرتضی، نقیب سادات بود و در نزد عباسیان و آل بویه جایگاه ممتازی داشت. درباره اش نوشته اند:</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">&laquo;ابوالقاسم، هماره واسطه و سفیر میان خلفا و آل بویه و امیران حمدانی و دیگران بود. وی هوشمند و زیرک بود. در هرکار نابسامانی که وارد میشد، به برکت او به صلاح و سامان می انجامید و به یمن کاردانی اش کارها درست می شد. &raquo;(الدرجات الرفیعه،ص458)</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">زمانی که خوارزمشاه در سال ۴۲۲ به بخارا حمله کرد، یک نفر علوی، که از بزرگان آن دیار بود برای گفت و گو با وی فرستاده شد.(تاریخ بیهقی،ص445)</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">سیدتاج الدین جعفری از عالمان سده هشتم و ساکن شیراز در اصلاح اختلافات میان مردم و طوائف گوناگون مذهبی موفق بود.(تذکره هزار مزار،ص221)</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">در سده نهم عالمان قم بارها در وقائع مهم و سرنوشت ساز، میان زمامداران و حاکمان ، به میانجی گری پرداخته، و از ریختن خون بیگناهان جلوگیری کرده اند. در دوره زمامداری اوزون حسن در قم، بارها میان وی و حاکمان دیگر، از جمله سلطان حسین گورکانی درگیری و جنگ در گرفت.</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">در درگیری سال ۸۷۳ میان اوزون حسن ترکمان، با سلطان ابوسعید گورکانی، گورکانی، سید صدرالدین ابراهیم قمی را برای درخواست صلح به نزد امیر ترکمان فرستاد و نیز سیدصدرالدین در مورد قتل میرزا سنجر به شفاعت پرداخت و نیز به کشتن گوهرشاد بیگم، همسر شاهرخ، به سلطان ابوسعید اعتراض کرد.(قم در قرن نهم،حسین مدرسی طباطبایی،ص194)</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">به سال ۸۷۴ که سلطان حسن در قم بود، درویش سراج الدین قاسم، از ملازمان میرزا یوسف جهان شاه به قم آمد. و چون میان جهان شاه و اوزون حسن کدورت بود، شماری از فتنه جویان درصدد برآمدند کینه دیرین او را علیه رقیبش بیدار کنند. و اشاره به کشتن درویش کردند. قاضی حسن صدر، که در مجلس حاضر بود، به شفاعت برخاست گفت: حال نه بر این منوال است که به عرض پادشاه نموده اند، بلکه وی از سر رغبت و اختیار به این جا آمده است. و شاه از کشتن او درگذشت.(همان،ص245)</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align: center;\"><img alt=\"\" src=\"http://okhowah.ir/cache/5/attach/201803/17964_2827470012_512_512.jpg\" style=\"width: 512px; height: 512px;\" /></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">در موردی دیگر در درگیری میان گورکانی و اوزون حسن، سلطان حسین، شیخ الاسلام هرات را که از احفاد شیخ ابوسعید ابوالخیر بود را با هدایا روانه قم کرد و سلطان حسن، پیشنهاد صلح را پذیرفت و سپاه خود را از حوزه وی فراخواند و نشانی و هدایایی را به وسیله قاضی علاء الدین علی، به همراه شیخ الاسلام هرات به نزد سلطان حسین گورکانی فرستاد.(همان،ص247)</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"color:#0000FF;\"><span style=\"font-size: 14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">یادی از عالمی گمنام</span></span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">در آغاز زمامداری شاه عباس صفوی، درگیریهای گوناگونی میان حکومت قزلباش ایران و سران ازبک ماوراء النهر به وقوع می پیوست. این درگیریها که رنگ مذهبی گرفته بود و گاه افراد با نام جهاد برای جنگیدن با رقبا فراخوانده می شدند، ویرانیهای بسیاری برای مردم خراسان دربرداشت.</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">شیخ ابوالفضل علامی، از علما شیعه دربار اکبر شاه در هند، شاه را تشویق کرد نامه هایی به سران قزلباش و ازبک بنویسد و آنان را از پیامدهای ناگوار این حوادث خونین و خانمان برانداز اختلافات میان مسلمانان بیم دهد و سران ایران زمین را به نرمش و مدارا فراخواند.</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">اکبر شاه، به توصیه علامی عمل کرد و نامه هایی به شاه عباس نوشت و او را به گذشت و نرمش فراخواند و هم چنین نامه هایی مهرورزانه به سران ازبک ماوراء النهر نگاشت و آنان را نیز به الفت و مدارا دعوت کرد. این اندرزها در تغییر روش شاه عباس تأثیر مثبت به جای گذاشت و روابط نیک و دوستانه او در ادامه حکومت شاه نسبت به رقبا از گذشته بهتر شد. در نامه اکبر شاه به شاه عباس آمده است:</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">&laquo;مخالفان مذهبی، یا حق به جانب اند که در این صورت باید راه انصاف رفت و یا در انتخاب راه بر خطایند که در این صورت آنان بیمارانی اند که سزاوار ترحم و شفقت اند، نه آزار و اذیت و شورش و سرزنش.&raquo;</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">در نامه به ازبکان نوشته است:</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">&laquo;به خواهش افراد سیاه دل که برای رسیدن به جاه و قدرت و زر و زور، مذهب را بهانه قرار داده و نصوص شرعیه را به دلخواه تفسیر و تأویل می کنند، باید دوری کرد و نباید به مسائل مورد اختلاف فریقین که در طول هزار سال تاریخ اسلام حل و گشوده نشده است، دامن زد و بحران بر بحران افزود.&raquo;(زندگانی شاه عباس اول،نصرالله فلسفی،ج3ص49)</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">متن نامه ها به خط علامی موجود است. علامه امینی، ابوالفضل علامی&nbsp; را از علمای روشن اندیش و آینده نگر هند می شمارد که سرانجام به خاطر این&nbsp; افکار اصلاحی و وحدت طلبانه، به دست افراد تندرو و خشونت طلب به شهادت رسید.(اعیان الشیعه،ج2ص400)</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;</p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;</p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><a href=\"http://okhowah.com/fa/13368/تکریم-و-احترام-علمای-سنی-و-شیعه-به-یکدیگرتعامل-عاطفی-عالمان-دین-قسمت-اول\">تعامل عاطفی عالمان دین-قسمت اول</a></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><a href=\"http://okhowah.com/fa/13375/دوستی-علمای-سلف-شیعه-و-سنی-با-یکدیگرتعامل-عاطفی-عالمان-دین-قسمت-دوم\">تعامل عاطفی عالمان دین-قسمت دوم</a></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><a href=\"http://okhowah.com/fa/13380/کمک-�های-اقتصادی-و-سیاسی-علماء-شیعه-وسنی-به-یکدیگرتعامل-عاطفی-عالمان-دین-قسمت-سوم\">تعامل عاطفی عالمان دین-قسمت سوم</a></p>\r\n\r\n<p><a href=\"http://okhowah.com/fa/13383/نامه-ها-و-هدایای-علمای-شیعه-و-سنی-به-یکدیگرتعامل-عاطفی-عالمان-دین-قسمت-چهارم\">تعامل عاطفی عالمان دین-قسمت چهارم</a></p>\r\n\r\n<p><a href=\"http://okhowah.ir/fa/13392\">تعامل عاطفی عالمان دین-قسمت پنجم</a></p>\r\n\r\n<p><a href=\"http://okhowah.ir/fa/13401\">تعامل عاطفی عالمان دین-قسمت ششم</a></p>\r\n\r\n<p><a href=\"http://okhowah.ir/fa/13411/علمای-شیعه-و-سنی-در-غم-و-شادی-یکدیگرتعامل-عاطفی-عالمان-دین-قسمت-هفتم\">تعامل عاطفی عالمان دین-قسمت هفتم</a></p>\r\n\r\n<p><a href=\"http://okhowah.com/fa/13415\">تعامل عاطفی عالمان دین- قسمت هشتم</a></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;</p>","content_source":"","content_url":"","content_columns":"0","content_date_start":"2018-03-06 19:43:37","content_date_finish":"2018-03-06 19:43:37","content_date_register":"2018-03-06 19:57:12","content_date_last_edit":"2019-11-11 20:29:51","content_show_img":"1","content_show_details":"0","content_show_related_img":"0","content_show_slider":"1","content_show_title_slider":"1","content_comment":"1","content_score":"0","content_recorded":"0","content_confirmed":"0","content_status":"1","content_kind":"0","tag_id":"10790","tag_word":"علمای شیعه,علمای شیعه,علمای شیعه و سنی,علمای شیعه و سنی,علمای اسلام,علمای اسلام,تعامل حسنه,تعامل حسنه","tag_service":"0","tag_total":"184","tag_soundex":"","attach_token":3004096094,"attach_date_register":"2018-03-06 21:11:23","attach_id":17967,"attach_file_ext":"jpg","attach_file_header":"image/jpeg","attach_img_type":"2","attach_img_width":"720","attach_img_height":"430","attach_file_media":"1","attach_show_watermark":"1","score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"visit_count":"10987","visit_date_last":"2026-05-27 00:23:18","attach_title":"انصاف و اصلاح علمای شیعه و سنی در یکدیگر\r\n\r\nتعامل عاطفی عالمان دین-قسمت پنجم 2","node_title":"مهم,وحدت در تاریخ","ot_node_left_right":"[{\"node_id\":469, \"left\":89, \"right\":90},{\"node_id\":830, \"left\":41, \"right\":42}]","node_number":"8","allowable_node":"8","img_src":"./cache/5/attach/201803/17967_3004096094_720_430.jpg"}]]