[[{"content_id":13352,"domain_id":"0","lang_id":"fa","portal_id":"5","owner_id":"370","user_id":"405","view_accesslevel_id":"0","edit_accesslevel_id":"0","delete_accesslevel_id":"0","editor_id":"405","content_title":"مواجهه اهل بیت(ع) با دشمنان\r\n\r\nبرادری با خوارج","content_number":"","content_date_event":"2018-01-08 19:11:29","content_summary":"امام باقر(علیه السلام) هنگامی که ارزش های اصیل جامعه را در معرض تزلزل می دید و نیز مرزهای قلمرور اسلامی را آماج یورش های بیگانگان و هجوم رومیان مشاهده می کرد، پیروان خود را از پرداختن به موضوعات تفرقه برانگیز نهی می کرد تا هم بستگی جامعه در برابر بیگانگان و کفار محفوظ بماند و مسلمانان، حملات دشمنان را دفع کنند.","content_summary_fill":"1","content_body":"سید محمد امام\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nبرادری با خوارج!\r\nخوارج پس از تحمیل قضیه ی حکمیت بر امیرالمومنین(علیه السلام) در جنگ صفین از سپاه ایشان جدا شدند و هنگام بازگشت سپاه امام(علیه السلام) به کوفه تغییر مسیر داده و به صحرای کوفه که حرواء نامیده می شد رفتند. آنان در آن هنگام بیشتر از دوازده هزار نفر بودند(علامه مجلسی، بحارالانوار، ج33،ص385) و با انتخاب عبدالله بن وهب به عنوان فرمانده به وضعیت سیاسی و نظامی خود سامان دادند وبه سوی نهروان حرکت کردند. (ابوحنیفه الدنیوی، الاخبار الطوال، ص203 و 204) خوارج در بین راه والی امیرالمومنین(علیه السلام) را سر بریدند و با بریدن شکم همسر حامله اش سر از تن فرزندش جدا نمودند. خوارج در بین راه هرکس که در مساله ی حکمیت با آنان مخالف بود را می کشتند.(همان ص206)\r\n\r\nآنان کینه ی امیر المومنین(علیه السلام) را لحظه ای از دل بیرون نبرده و در سال38 ه ق، با حضرت جنگیدند و شکست سختی خوردند؛ اما در رمضان سال 40ه ق به وسیله ی عبدالرحمن بن ملجم، انتقام خود را گرفته و امام(علیه السلام) را درحال نماز به شهادت رساندند.\r\n\r\nعمق کینه ی خوارج به امیرالمومنین(علیه السلام) &nbsp;زمانی مشخص می شود که به اشعار و عبارات آنان بر می خوریم. از جمله ی آنها شعری است از ابی میاس که ترجمه ی آن چنین است:\r\n\r\n&quot;ای ابا الحسن حیدر! این ما(خوارج) بودیم که فرق سرت را دو نیم کرده و شکافتیم. ما بودیم که رشته ی سلطنت علی را هنگامی که تکبر و عصیان ورزید با ضربه ی شمشیری از نظامش پاره کردیم. ما هنگامه ی صبح گرامی و عزیزیم چون مرگ جز با مرگ پاسخ داده نمی شود.&quot; (ابو جعفر محمد بن جریر طبری، تاریخ طبری،ج4،ص115و116)\r\n\r\nدر پاسخ به این پرسش که چگونه امیرالمومنین(علیه السلام) با وجود دشمنی خوارج از آنان با واژه ی &quot;اخواننا&quot; یاد کرد و فرمود: &laquo;اخواننا بغوا علینا&raquo; به فرمایش امام سجاد(علیه السلام) در پاسخ مردی از کوفه که با تعجب از حضرت پرسید: جد شما می گفت: &quot;اخواننا بغوا علینا&quot; &nbsp;اشاره می کنیم که فرمود: آیا کتاب خدا را نخوانده اید که فرمود: &laquo;وَإِلَى عَادٍ أَخَاهُمْ هُودًا&raquo;( هود/50) پس خوارج همانند مردم عاد هستند. خداوند عزوجل هود و همراهان او را نجات داد و اهالی عاد را با عذاب الهی هلاک نمود.(ابو منصور احمد بن علی بن ابی طالب طبرسی، الاحتجاج، ج2،ص136)\r\n\r\n\r\n\r\nحمایت امام باقر(ع) از مسلمانان شام مقابل رومیان\r\n\r\nامام باقر(علیه السلام) هنگامی که ارزش های اصیل جامعه را در معرض تزلزل می دید و نیز مرزهای قلمرور اسلامی را آماج یورش های بیگانگان و هجوم رومیان مشاهده می کرد، پیروان خود را از پرداختن به موضوعات تفرقه برانگیز نهی می کرد تا هم بستگی جامعه در برابر بیگانگان و کفار محفوظ بماند و مسلمانان، حملات دشمنان را دفع کنند. حتی وقتی حضرت احساس می کرد جامعه ی اسلامی در معرض تهدید قرار گرفته است، به پیروان خود اجازه می داد مسلمانان را یاری دهند تا دشمنان را در هم کوبند و در مواردی خود حضرت، حکام وقت را برای حفظ اقتدار قلمرو مسلمانان راهنمایی می کرد.(مجله ی فرهنگ کوثر، بهار87، ش73، مقاله ی نقش امام باقر (علیه السلام) در مبارزه ی با کج روی های سیاسی، غلامعلی گلی زواره،ص62)\r\n\r\nیکی از نمونه های بارز همکاری امام باقر(علیه السلام) با دشمنان داخلی، برای مبارزه با دشمنان خارجی قضیه ی &quot;هندسراج&quot; می باشد. این فرد در سرزمین شام(که ناحیه ی مخالف ولایت اهل بیت شناخته می شد) اسلحه می فروخت. او پس از پذیرش ولایت امامان درباره ی ادامه ی تجارت و حمل سلاح به شام، از امام باقر(علیه السلام) کسب تکلیف کرد. امام در پاسخ او فرمودند: سلاح های خود را به جانب شام ببر و در آن ناحیه در معرض فروش قرار بده؛ زیرا خداوند به وسیله ی اهالی این سامان، دشمنان ما و ایشان(رومیان) را دفع می کند. البته هرگاه میان ما و شامیان نبردی پیش آید نه به آنان سلاح برسانید و نه یاریشان کنید. (شیخ کلینی،الکافی،ج5،ص112)\r\n\r\n\r\nپناه امام سجاد(ع) به خانواده مروان\r\n\r\nهنگامی که اهالی مدینه می خواستند افراد بنی امیه را از مدینه بیرون کنند، مروان نزد عبدالله بن عمر رفت و از او خواست اهل و عیالش را پناه دهد؛ اما او نپذیرفت. پس از آن نزد امام سجاد(علیه السلام) آمد و از حضرت خواست خانواده اش را در پناه خود حفظ کند. امام سجاد(ع) آنان را پناه داد و پسر مروان و همسر او را که دختر عثمان بن عفان بود به همراه خانواده ی خود به طائف و بنا به گفته ی برخی از گزارش ها به &quot;ینبع&quot; فرستاد تا در امان باشند(ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج4،ص45). با وجود اینکه مروان از دشمنان سرسخت ائمه به شمار می آمد؛ ولی روش امامان شیعه(علیهم السلام) این گونه بود که هرکس به آنان پناهنده می شد، ناامید بر نمی گشت.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nمنبع: کتاب مواجهه فکری و عملی امامان شیعه با دشمنان، صفحات؛ 30و31-93-103و104- نشر ادیان\r\n\r\n&nbsp;","content_html":"<p dir=\"RTL\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"color:#FF0000;\"><span style=\"font-size: 14px;\">سید محمد امام</span></span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align: justify;\">&nbsp;</p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\"><strong><span style=\"color:#0000FF;\">برادری با خوارج!</span></strong><br />\r\nخوارج پس از تحمیل قضیه ی حکمیت بر امیرالمومنین(علیه السلام) در جنگ صفین از سپاه ایشان جدا شدند و هنگام بازگشت سپاه امام(علیه السلام) به کوفه تغییر مسیر داده و به صحرای کوفه که حرواء نامیده می شد رفتند. آنان در آن هنگام بیشتر از دوازده هزار نفر بودند</span></span><span style=\"font-size:11px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">(علامه مجلسی، بحارالانوار، ج33،ص385)</span></span><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\"> و با انتخاب عبدالله بن وهب به عنوان فرمانده به وضعیت سیاسی و نظامی خود سامان دادند وبه سوی نهروان حرکت کردند. </span></span><span style=\"font-size:11px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">(ابوحنیفه الدنیوی، الاخبار الطوال، ص203 و 204)</span></span><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\"> خوارج در بین راه والی امیرالمومنین(علیه السلام) را سر بریدند و با بریدن شکم همسر حامله اش سر از تن فرزندش جدا نمودند. خوارج در بین راه هرکس که در مساله ی حکمیت با آنان مخالف بود را می کشتند.</span></span><span style=\"font-size:11px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">(همان ص206)</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">آنان کینه ی امیر المومنین(علیه السلام) را لحظه ای از دل بیرون نبرده و در سال38 ه ق، با حضرت جنگیدند و شکست سختی خوردند؛ اما در رمضان سال 40ه ق به وسیله ی عبدالرحمن بن ملجم، انتقام خود را گرفته و امام(علیه السلام) را درحال نماز به شهادت رساندند.</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">عمق کینه ی خوارج به امیرالمومنین(علیه السلام) &nbsp;زمانی مشخص می شود که به اشعار و عبارات آنان بر می خوریم. از جمله ی آنها شعری است از ابی میاس که ترجمه ی آن چنین است:</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">&quot;ای ابا الحسن حیدر! این ما(خوارج) بودیم که فرق سرت را دو نیم کرده و شکافتیم. ما بودیم که رشته ی سلطنت علی را هنگامی که تکبر و عصیان ورزید با ضربه ی شمشیری از نظامش پاره کردیم. ما هنگامه ی صبح گرامی و عزیزیم چون مرگ جز با مرگ پاسخ داده نمی شود.&quot; </span></span><span style=\"font-size:11px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">(ابو جعفر محمد بن جریر طبری، تاریخ طبری،ج4،ص115و116)</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">در پاسخ به این پرسش که چگونه امیرالمومنین(علیه السلام) با وجود دشمنی خوارج از آنان با واژه ی &quot;اخواننا&quot; یاد کرد و فرمود: &laquo;اخواننا بغوا علینا&raquo; به فرمایش امام سجاد(علیه السلام) در پاسخ مردی از کوفه که با تعجب از حضرت پرسید: جد شما می گفت: &quot;اخواننا بغوا علینا&quot; &nbsp;اشاره می کنیم که فرمود: آیا کتاب خدا را نخوانده اید که فرمود: &laquo;وَإِلَى عَادٍ أَخَاهُمْ هُودًا&raquo;</span></span><span style=\"font-size:11px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">( هود/50)</span></span><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\"> پس خوارج همانند مردم عاد هستند. خداوند عزوجل هود و همراهان او را نجات داد و اهالی عاد را با عذاب الهی هلاک نمود.</span></span><span style=\"font-size:11px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">(ابو منصور احمد بن علی بن ابی طالب طبرسی، الاحتجاج، ج2،ص136)</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\"><img alt=\"\" src=\"http://okhowah.iuuu.ir/file/5/attach201801297239153617812.jpg\" style=\"width: 100%;\" /></span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align: justify;\"><strong><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\"><span style=\"color:#0000FF;\">حمایت امام باقر(ع) از مسلمانان شام مقابل رومیان</span></span></span></strong></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">امام باقر(علیه السلام) هنگامی که ارزش های اصیل جامعه را در معرض تزلزل می دید و نیز مرزهای قلمرور اسلامی را آماج یورش های بیگانگان و هجوم رومیان مشاهده می کرد، پیروان خود را از پرداختن به موضوعات تفرقه برانگیز نهی می کرد تا هم بستگی جامعه در برابر بیگانگان و کفار محفوظ بماند و مسلمانان، حملات دشمنان را دفع کنند. حتی وقتی حضرت احساس می کرد جامعه ی اسلامی در معرض تهدید قرار گرفته است، به پیروان خود اجازه می داد مسلمانان را یاری دهند تا دشمنان را در هم کوبند و در مواردی خود حضرت، حکام وقت را برای حفظ اقتدار قلمرو مسلمانان راهنمایی می کرد.</span></span><span style=\"font-size:11px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">(مجله ی فرهنگ کوثر، بهار87، ش73، مقاله ی نقش امام باقر (علیه السلام) در مبارزه ی با کج روی های سیاسی، غلامعلی گلی زواره،ص62)</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">یکی از نمونه های بارز همکاری امام باقر(علیه السلام) با دشمنان داخلی، برای مبارزه با دشمنان خارجی قضیه ی &quot;هندسراج&quot; می باشد. این فرد در سرزمین شام(که ناحیه ی مخالف ولایت اهل بیت شناخته می شد) اسلحه می فروخت. او پس از پذیرش ولایت امامان درباره ی ادامه ی تجارت و حمل سلاح به شام، از امام باقر(علیه السلام) کسب تکلیف کرد. امام در پاسخ او فرمودند: سلاح های خود را به جانب شام ببر و در آن ناحیه در معرض فروش قرار بده؛ زیرا خداوند به وسیله ی اهالی این سامان، دشمنان ما و ایشان(رومیان) را دفع می کند. البته هرگاه میان ما و شامیان نبردی پیش آید نه به آنان سلاح برسانید و نه یاریشان کنید.</span></span><span style=\"font-size:11px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\"> (شیخ کلینی،الکافی،ج5،ص112)</span></span></p>\r\n\r\n<div>\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align: justify;\"><strong><span style=\"color:#0000FF;\"><span style=\"font-size: 14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">پناه امام سجاد(ع) به خانواده مروان</span></span></span></strong></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">هنگامی که اهالی مدینه می خواستند افراد بنی امیه را از مدینه بیرون کنند، مروان نزد عبدالله بن عمر رفت و از او خواست اهل و عیالش را پناه دهد؛ اما او نپذیرفت. پس از آن نزد امام سجاد(علیه السلام) آمد و از حضرت خواست خانواده اش را در پناه خود حفظ کند. امام سجاد(ع) آنان را پناه داد و پسر مروان و همسر او را که دختر عثمان بن عفان بود به همراه خانواده ی خود به طائف و بنا به گفته ی برخی از گزارش ها به &quot;ینبع&quot; فرستاد تا در امان باشند</span></span><span style=\"font-size:11px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">(ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج4،ص45)</span></span><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iransansn;\">. با وجود اینکه مروان از دشمنان سرسخت ائمه به شمار می آمد؛ ولی روش امامان شیعه(علیهم السلام) این گونه بود که هرکس به آنان پناهنده می شد، ناامید بر نمی گشت.</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align: justify;\">&nbsp;</p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:wyekan;\"><span style=\"color: rgb(255, 140, 0);\"><span style=\"font-size: 14px;\">منبع: کتاب مواجهه فکری و عملی امامان شیعه با دشمنان، صفحات؛ 30و31-93-103و104- نشر ادیان</span></span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align: justify;\">&nbsp;</p>\r\n</div>","content_source":"","content_url":"","content_columns":"0","content_date_start":"2018-01-08 19:11:29","content_date_finish":"2018-01-08 19:11:29","content_date_register":"2018-01-08 19:58:31","content_date_last_edit":"2019-12-22 18:38:07","content_show_img":"1","content_show_details":"0","content_show_related_img":"0","content_show_slider":"1","content_show_title_slider":"1","content_comment":"1","content_score":"0","content_recorded":"0","content_confirmed":"0","content_status":"1","content_kind":"0","tag_id":"10048","tag_word":"اهل بیت,اهل بیت,اخوت,اخوت,برخورد با مخالفین,برخورد با مخالفین,سیره اهل بیت,سیره اهل بیت","tag_service":"0","tag_total":"47","tag_soundex":"","attach_token":2996623654,"attach_date_register":"2018-01-08 19:45:31","attach_id":17810,"attach_file_ext":"jpg","attach_file_header":"image/jpeg","attach_img_type":"2","attach_img_width":"720","attach_img_height":"430","attach_file_media":"1","attach_show_watermark":"1","score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"visit_count":"12886","visit_date_last":"2026-05-27 02:18:53","attach_title":"مواجهه اهلبیت(ع) با دشمنان 2","node_title":"برگزیده,سیره اهل بیت(ع)","ot_node_left_right":"[{\"node_id\":468, \"left\":87, \"right\":88},{\"node_id\":829, \"left\":39, \"right\":40}]","node_number":"8","allowable_node":"8","img_src":"./cache/5/attach/201801/17810_2996623654_720_430.jpg"}]]