[[{"content_id":13225,"domain_id":"0","lang_id":"fa","portal_id":"5","owner_id":"370","user_id":"405","view_accesslevel_id":"0","edit_accesslevel_id":"0","delete_accesslevel_id":"0","editor_id":"405","content_title":"دیدگاه فقهای اهل سنت\r\n\r\nعدم ترتب آثار فقهی(تکفیر) بر لوازم مذهب-بخش اول","content_number":"","content_date_event":"2017-05-28 15:01:18","content_summary":"اگر مجموعه اصول مذهبی مذاهب مختلف دربردارنده انکار صریح اصول دین نبود و فقط شامل عقایدی بود که از دیدگاه مخالفان آنان \"ملازم\" با انکار نبوت و یا توحید(اصول دین)است، آیا اعتراف صریح این مذاهب و پیروان آن‌ها به اصول دین بی‌اعتبار بوده، ناهماهنگی مذکور مانع تطبیق اصول دین بر آن‌ها می‌شود؟ آیا همین \"لوازم\" برای اثبات کفر به معنای فقهی آن کافی است؟","content_summary_fill":"1","content_body":"سید صادق سید حسینی\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nهیچ مذهبی از مذاهب موافق با اصول دین&nbsp;صراحتاً منکر آن اصول نیست؛ و فقط ممکن است برخی عقاید مذهبی ایشان در گذر زمان و با پیدایش موضوعات جدید کلامی و اختلافات نوظهور در درون جامعه اسلامی، گونه&zwnj;ای از سوی متفکران سایر مذاهب اسلامی تفسیر شود که &quot;لوازم عقلی&quot; آن&zwnj;ها به معنای انکار اصول دین محسوب شود.\r\nاگرچه چنین ملازماتی باعث دوری&zwnj;گزینی متفکران آن مذاهب از عقاید خاص مذهبی مذکور می&zwnj;گردد اما همین امر باعث طرح این پرسش می&zwnj;شود که آیا احکام فقهی کفر و شرک نیز بر چنین عقایدی که به صراحت، نافی اصول دین نیستند، ولی لوازم عقلی آن منافی اصول مذکور هستند، مترتب می&zwnj;گردد؟\r\nیعنی اگر مجموعه اصول مذهبی مذاهب مختلف دربردارنده انکار صریح اصول دین نبود و فقط شامل عقایدی بود که از دیدگاه مخالفان آنان &quot;ملازم&quot; با انکار نبوت و یا توحید(اصول دین)است، آیا اعتراف صریح این مذاهب و پیروان آن&zwnj;ها به اصول دین بی&zwnj;اعتبار بوده، ناهماهنگی مذکور مانع تطبیق اصول دین بر آن&zwnj;ها می&zwnj;شود؟ البته باید توجه داشت که طرفداران عقاید مذهبی مورد نظر، خود هرگز اعتراف به ملازمه بین آن عقاید با انکار دین نکرده، بلکه به شدت آن را رد می&zwnj;کنند؛ زیرا در غیر این صورت به صراحت منکر اصول دین خواهند بود و خارج از اسلام محسوب می&zwnj;شوند.\r\n\r\nپس از بررسی اعتبار ملازمات عقیدتی در ممانعت از تطبیق اصول دین بر مذاهب، باز جای این پرسش باقی است که آیا همین &quot;لوازم&quot; برای اثبات کفر به معنای فقهی آن کافی است؟ زیرا بین موضوعات فقهی اسلام و کفر، موجود بین این دو دیدگاه از دیدگاه کلامی رابطه منطقی وجود ندارد و این دو موضوع در فقه، دارای مفهومی مستقل و رابطه&zwnj;ای مستقل&zwnj;اند.\r\n&nbsp;\r\n\r\nلوازم مذهبی دو دسته هستند:\r\nبرخی از آن&zwnj;ها با ضمیمه شدن مبانی خاصی به برخی عقاید مذهبی و یا رفتارهای مخالفان مذهبی ثابت می&zwnj;شوند که آن مبانی نزد متفکران آن مذهب مردود است.\r\nبرخی از آن&zwnj;ها را عقل، بدون هیچ ضمیمه&zwnj;ای از عقاید مذهبی برخی مذاهب استنباط می&zwnj;کند؛ ولی متفکران آن مذهب این ملازمه عقلی را انکار کرده، می&zwnj;گویند عقل چنین حکمی نمی&zwnj;کند.\r\nبه عنوان مثال وهابیان که مذاهب اسلامی بالاخص شیعه را در مورد طلب از اولیاء خدا پس از مرگ و یا تبرک به قبور ایشان به شرک متهم می&zwnj;کنند، مبتنی است بر؛\r\nاولاً: تعریف خاصی که از توحید بیان می&zwnj;کنند،\r\nثانیاً: عدم امکان ارتباط با ارواح مقدس اولیا از دیدگاه ایشان،\r\nثالثاً: نادیده گرفتن اعتبار احادیثی که مذاهب دیگر از جمله شیعه در رفتار خود به آن استناد می&zwnj;کنند؛ و مبانی دیگر که هیچ یک از آن&zwnj;ها مورد قبول مذاهب دیگر بالاخص شیعه نیست!\r\nیا مثلاً در باب جبر و اختیار، دیدگاه معتزله از نظر شیعه و اشاعره ملازم با شرک ربوبی است و دیدگاه اشاعره از نظر شیعه و معتزله ملازم با نفی عدل و کمال مطلق خداست و یا ملازم با نفی تکلیف به معنای صحیح آن است که در همه این موارد هر یک از این مذاهب، نظر مخالف خود را بدون هیچ ضمیمه&zwnj;ای به تنهایی ملازم با امر فاسدی می&zwnj;داند که طرفدار آن نظرچنین تلازمی را نمی&zwnj;پذیرد.\r\n\r\n\r\n\r\n\r\nاما در عین حال بر نادرستی تمسک به لوازم مذهب برای اسلامی دانستن آن و یا خروج آن از دایره اسلام و تکفیر دیگران دلایلی به شرح ذیل وجود دارد:\r\nتمام دلایلی که بر اکتفا به اظهار شهادتین و شکل ظاهری آن در مسلمان شدن افراد دلالت دارد و التزام واقعی را در ترتب آثار فقهی اسلام و بهره&zwnj;مندی مسلمانان از حقوق اسلامی لازم نمی&zwnj;دانند، لوازم مذهبی را در اسلام و کفر بی&zwnj;تأثیر می&zwnj;دانند؛ زیرا این لوازم مورد انکار پیروان مذهب خاص است و طبق دلایل مذکور، تنها &quot;اظهار انکار اصول دین&quot; می&zwnj;تواند اعتبار اظهار شهادتین را از بین برده مانع تطبیق اصول دین بر فرد یا مذهب خاص شود.\r\nاحادیثی از پیامبر (ص) و اهل&zwnj;بیت (ع) نقل شده است که &quot;لوازم&quot; گفتار و یا رفتار مسلمانان نباید مبنای قضاوت علیه آنان از جهت اسلام و کفر قرار گیرد، بلکه &quot;ظواهر&quot; گفتار و یا رفتار صریح آنان در این زمینه معیار درست و پسندیده است.\r\nاز جمله این حوادث داستان &laquo;افک&raquo; و نیز جریان جاسوسی حاطب&zwnj;بن&zwnj;ابی&zwnj;بلتعه است که عمربن&zwnj;خطاب درخواست اجازه قتل او را نموده بود ولی پیامبر (ص) موافقت نکردند.\r\nاز امام صادق (ع) نقل شده است که ایشان در پاسخ فردی که می&zwnj;گفت مردم شرک را ظریف&zwnj;تر و نادیدنی&zwnj;تر از حشره&zwnj;ای سیاه و ریز در تاریکی می&zwnj;دانند، فرمودند:\r\n&laquo;لایَکونُ العَبدُ مُشرِکاً حَتَّی یُصَلِّی لِغَیرِاللهِ، أو یَذبِحَ لِغَیرِاللهِ، أو یَدعُوَ لِغَیرِاللهِ عَزَوَجَلَ\r\nهیچ بنده&zwnj;ای مشرک نمی&zwnj;شود مگر آنکه برای غیر خدا نماز بگذارد و یا برای غیر او قربانی کند و یا از غیر او طلب حاجت کند&raquo;(الخصال،ص ۱۳۶،ح ۱۵۱)\r\nظاهر موضوع آیات و روایاتی که اشاره به مفهوم کفر شرعی و موضوع احکام آن دارد، منکر صریح اصول دین است؛ یعنی عنوان کافر در این دلایل، ظهور در &quot;منکر صریح اصول دین&quot; دارد و حتی کسی که در آن&zwnj;ها مردد است و انکار نمی&zwnj;کند، شامل حالش نمی&zwnj;شود تا چه رسد به کسی که به پذیرش آن&zwnj;ها تصریح می&zwnj;کند و لازمه عقاید خود را انکار آن نمی&zwnj;داند ولی دیگران لازمه برخی عقاید و رفتارهای او را انکار این اصول می&zwnj;دانند و در این راه به تحلیل&zwnj;ها و ذهنیت&zwnj;های خود استناد می&zwnj;کنند، به این ترتیب لوازم عقاید مذهب، هیچ اعتباری در تحقق موضوع فقهی کفر ندارد.\r\nدر منابع شیعه علاوه بر تنقیح مناط گذشته از روایات مذکور، روایات خاصی نیز از اهل&zwnj;بیت (ع) مورد استناد قرار می&zwnj;گیرد که از جمله آن&zwnj;هامی&zwnj;توان به موارد زیر اشاره کرد:\r\n&laquo;کُلُ شَیْءٍ یَجُرُّهُ الْإِنْکَارُ وَ الْجُحُودُ فَهُوَ الْکُفْرُ\r\n\r\nهر چه را انکار و جحود بیاورد کفر است&raquo;(کافی، ج 2، ص387)\r\nو یا در حدیثی دیگر از امام آمده است:\r\n&laquo;لَوْ أَنَّ الْعِبَادَ إِذَا جَهِلُوا وَقَفُوا وَ لَمْ یَجحَدوا لَمْ یَکفُرُوه\r\nاگر بندگان خدا هنگامی که حق را نمی&zwnj;دانند سکوت کرده، معاندانه [بدون دلیل] منکر نشوند کافر نمی&zwnj;شوند&raquo;(کافی، ج2، ص388)\r\nمعیار در تشخیص موضوعات فقهی، عرف است و عقل در بررسی موضوعات کلامی نقش اساسی دارد. بررسی درستی یا نادرستی گزاره&zwnj;ها و مبانی کلامی به عهده عقل است که خود در راه این ارزیابی، به تحلیل و موشکافی مفاهیم و موضوعات مندرج در گزاره&zwnj;های کلامی می&zwnj;پردازد، در نتیجه لوازم عقیدتی یک گزاره کلامی برای شناخت درستی یا نادرستی آن نزد متکلمان اهمیت ویژه&zwnj;ای دارد؛ اما در فقه، اگرچه عقل فقیه وظیفه سنگین استنباط را به عهده دارد، در احکام محدود به دلایل شرعی تعبدی و در موضوعات محدود به فهم عرف است.\r\nمخالفان عقیدتی در فقه، از نظر نوع عقاید مخالفی که دارند دارای احکامی هستند که این از دیدگاه عرف عبارت از عقایدی است که فرد مخالف به صراحت بیان می&zwnj;کند نه آن&zwnj;هایی که دیگران با تحلیل&zwnj;ها عقلی به وی نسبت می&zwnj;دهند.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nمنبع: فصلنامه حبل المتین، پیش شماره دوم، تابستان 1391","content_html":"<p><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"color:#FF0000;\"><span style=\"font-size:14px;\">سید صادق سید حسینی</span></span></span></p>\r\n\r\n<p>&nbsp;</p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">هیچ مذهبی از مذاهب موافق با اصول دین&nbsp;صراحتاً منکر آن اصول نیست؛ و فقط ممکن است برخی عقاید مذهبی ایشان در گذر زمان و با پیدایش موضوعات جدید کلامی و اختلافات نوظهور در درون جامعه اسلامی، گونه&zwnj;ای از سوی متفکران سایر مذاهب اسلامی تفسیر شود که &quot;لوازم عقلی&quot; آن&zwnj;ها به معنای انکار اصول دین محسوب شود<span dir=\"LTR\">.</span><br />\r\nاگرچه چنین ملازماتی باعث دوری&zwnj;گزینی متفکران آن مذاهب از عقاید خاص مذهبی مذکور می&zwnj;گردد اما همین امر باعث طرح این پرسش می&zwnj;شود که آیا احکام فقهی کفر و شرک نیز بر چنین عقایدی که به صراحت، نافی اصول دین نیستند، ولی لوازم عقلی آن منافی اصول مذکور هستند، مترتب می&zwnj;گردد؟<br />\r\nیعنی اگر مجموعه اصول مذهبی مذاهب مختلف دربردارنده انکار صریح اصول دین نبود و فقط شامل عقایدی بود که از دیدگاه مخالفان آنان &quot;ملازم&quot; با انکار نبوت و یا توحید(اصول دین)است، آیا اعتراف صریح این مذاهب و پیروان آن&zwnj;ها به اصول دین بی&zwnj;اعتبار بوده، ناهماهنگی مذکور مانع تطبیق اصول دین بر آن&zwnj;ها می&zwnj;شود؟ البته باید توجه داشت که طرفداران عقاید مذهبی مورد نظر، خود هرگز اعتراف به ملازمه بین آن عقاید با انکار دین نکرده، بلکه به شدت آن را رد می&zwnj;کنند؛ زیرا در غیر این صورت به صراحت منکر اصول دین خواهند بود و خارج از اسلام محسوب می&zwnj;شوند.</span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">پس از بررسی اعتبار ملازمات عقیدتی در ممانعت از تطبیق اصول دین بر مذاهب، باز جای این پرسش باقی است که آیا همین &quot;لوازم&quot; برای اثبات کفر به معنای فقهی آن کافی است؟ زیرا بین موضوعات فقهی اسلام و کفر، موجود بین این دو دیدگاه از دیدگاه کلامی رابطه منطقی وجود ندارد و این دو موضوع در فقه، دارای مفهومی مستقل و رابطه&zwnj;ای مستقل&zwnj;اند<span dir=\"LTR\">.</span></span></span><br />\r\n&nbsp;</p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><strong><span style=\"color:#0000FF;\"><span dir=\"RTL\">لوازم مذهبی دو دسته هستند</span>:</span></strong><br />\r\n<span dir=\"RTL\">برخی از آن&zwnj;ها با ضمیمه شدن مبانی خاصی به برخی عقاید مذهبی و یا رفتارهای مخالفان مذهبی ثابت می&zwnj;شوند که آن مبانی نزد متفکران آن مذهب مردود است</span>.<br />\r\n<span dir=\"RTL\">برخی از آن&zwnj;ها را عقل، بدون هیچ ضمیمه&zwnj;ای از عقاید مذهبی برخی مذاهب استنباط می&zwnj;کند؛ ولی متفکران آن مذهب این ملازمه عقلی را انکار کرده، می&zwnj;گویند عقل چنین حکمی نمی&zwnj;کند</span>.<br />\r\n<span dir=\"RTL\">به عنوان مثال وهابیان که مذاهب اسلامی بالاخص شیعه را در مورد طلب از اولیاء خدا پس از مرگ و یا تبرک به قبور ایشان به شرک متهم می&zwnj;کنند، مبتنی است بر؛</span><br />\r\n<span dir=\"RTL\">اولاً: تعریف خاصی که از توحید بیان می&zwnj;کنند،</span><br />\r\n<span dir=\"RTL\">ثانیاً: عدم امکان ارتباط با ارواح مقدس اولیا از دیدگاه ایشان،</span><br />\r\n<span dir=\"RTL\">ثالثاً: نادیده گرفتن اعتبار احادیثی که مذاهب دیگر از جمله شیعه در رفتار خود به آن استناد می&zwnj;کنند؛ و مبانی دیگر که هیچ یک از آن&zwnj;ها مورد قبول مذاهب دیگر بالاخص شیعه نیست!</span><br />\r\n<span dir=\"RTL\">یا مثلاً در باب جبر و اختیار، دیدگاه معتزله از نظر شیعه و اشاعره ملازم با شرک ربوبی است و دیدگاه اشاعره از نظر شیعه و معتزله ملازم با نفی عدل و کمال مطلق خداست و یا ملازم با نفی تکلیف به معنای صحیح آن است که در همه این موارد هر یک از این مذاهب، نظر مخالف خود را بدون هیچ ضمیمه&zwnj;ای به تنهایی ملازم با امر فاسدی می&zwnj;داند که طرفدار آن نظرچنین تلازمی را نمی&zwnj;پذیرد</span>.</span></span></p>\r\n\r\n<p style=\"text-align: center;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><img alt=\"\" src=\"http://okhowah.ir/file/5/attach201705181404688017401.jpg\" style=\"width:100%;\" /></span></p>\r\n\r\n<p><br />\r\n<span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span dir=\"RTL\">اما در عین حال بر نادرستی تمسک به لوازم مذهب برای اسلامی دانستن آن و یا خروج آن از دایره اسلام و تکفیر دیگران دلایلی به شرح ذیل وجود دارد</span>:<br />\r\n<span dir=\"RTL\">تمام دلایلی که بر اکتفا به اظهار شهادتین و شکل ظاهری آن در مسلمان شدن افراد دلالت دارد و التزام واقعی را در ترتب آثار فقهی اسلام و بهره&zwnj;مندی مسلمانان از حقوق اسلامی لازم نمی&zwnj;دانند، لوازم مذهبی را در اسلام و کفر بی&zwnj;تأثیر می&zwnj;دانند؛ زیرا این لوازم مورد انکار پیروان مذهب خاص است و طبق دلایل مذکور، تنها &quot;اظهار انکار اصول دین&quot; می&zwnj;تواند اعتبار اظهار شهادتین را از بین برده مانع تطبیق اصول دین بر فرد یا مذهب خاص شود</span>.<br />\r\n<span dir=\"RTL\">احادیثی از پیامبر (ص) و اهل&zwnj;بیت (ع) نقل شده است که &quot;لوازم&quot; گفتار و یا رفتار مسلمانان نباید مبنای قضاوت علیه آنان از جهت اسلام و کفر قرار گیرد، بلکه &quot;ظواهر&quot; گفتار و یا رفتار صریح آنان در این زمینه معیار درست و پسندیده است</span>.<br />\r\n<span dir=\"RTL\">از جمله این حوادث داستان &laquo;افک&raquo; و نیز جریان جاسوسی حاطب&zwnj;بن&zwnj;ابی&zwnj;بلتعه است که عمربن&zwnj;خطاب درخواست اجازه قتل او را نموده بود ولی پیامبر (ص) موافقت نکردند</span>.<br />\r\n<span dir=\"RTL\">از امام صادق (ع) نقل شده است که ایشان در پاسخ فردی که می&zwnj;گفت مردم شرک را ظریف&zwnj;تر و نادیدنی&zwnj;تر از حشره&zwnj;ای سیاه و ریز در تاریکی می&zwnj;دانند، فرمودند</span>:<br />\r\n&laquo;<span dir=\"RTL\">لایَکونُ</span> <span dir=\"RTL\">العَبدُ</span> <span dir=\"RTL\">مُشرِکاً</span> <span dir=\"RTL\">حَتَّی</span> <span dir=\"RTL\">یُصَلِّی</span> <span dir=\"RTL\">لِغَیرِاللهِ، أو</span> <span dir=\"RTL\">یَذبِحَ</span> <span dir=\"RTL\">لِغَیرِاللهِ، أو</span> <span dir=\"RTL\">یَدعُوَ</span> <span dir=\"RTL\">لِغَیرِاللهِ</span> <span dir=\"RTL\">عَزَوَجَلَ</span><br />\r\n<span dir=\"RTL\">هیچ بنده&zwnj;ای مشرک نمی&zwnj;شود مگر آنکه برای غیر خدا نماز بگذارد و یا برای غیر او قربانی کند و یا از غیر او طلب حاجت کند&raquo;</span></span><span dir=\"RTL\">(</span><strong>الخصال،ص ۱۳۶،ح ۱۵۱)</strong><br />\r\n<span style=\"font-size:14px;\"><span dir=\"RTL\">ظاهر موضوع آیات و روایاتی که اشاره به مفهوم کفر شرعی و موضوع احکام آن دارد، منکر صریح اصول دین است؛ یعنی عنوان کافر در این دلایل، ظهور در &quot;منکر صریح اصول دین&quot; دارد و حتی کسی که در آن&zwnj;ها مردد است و انکار نمی&zwnj;کند، شامل حالش نمی&zwnj;شود تا چه رسد به کسی که به پذیرش آن&zwnj;ها تصریح می&zwnj;کند و لازمه عقاید خود را انکار آن نمی&zwnj;داند ولی دیگران لازمه برخی عقاید و رفتارهای او را انکار این اصول می&zwnj;دانند و در این راه به تحلیل&zwnj;ها و ذهنیت&zwnj;های خود استناد می&zwnj;کنند، به این ترتیب لوازم عقاید مذهب، هیچ اعتباری در تحقق موضوع فقهی کفر ندارد</span>.<br />\r\n<span dir=\"RTL\">در منابع شیعه علاوه بر تنقیح مناط گذشته از روایات مذکور، روایات خاصی نیز از اهل&zwnj;بیت (ع) مورد استناد قرار می&zwnj;گیرد که از جمله آن&zwnj;هامی&zwnj;توان به موارد زیر اشاره کرد</span>:<br />\r\n&laquo;<span dir=\"RTL\">کُلُ</span> <span dir=\"RTL\">شَیْءٍ</span> <span dir=\"RTL\">یَجُرُّهُ</span> <span dir=\"RTL\">الْإِنْکَارُ</span> <span dir=\"RTL\">وَ</span> <span dir=\"RTL\">الْجُحُودُ</span> <span dir=\"RTL\">فَهُوَ</span> <span dir=\"RTL\">الْکُفْرُ</span></span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">هر چه را انکار و جحود بیاورد کفر است<span dir=\"RTL\">&raquo;</span></span><span style=\"font-size:12px;\"><span dir=\"RTL\">(</span>کافی، ج 2، ص387)</span><br />\r\n<span style=\"font-size:14px;\"><span dir=\"RTL\">و یا در حدیثی دیگر از امام آمده است</span>:<br />\r\n&laquo;<span dir=\"RTL\">لَوْ</span> <span dir=\"RTL\">أَنَّ ا</span><span dir=\"RTL\">لْعِبَادَ</span> <span dir=\"RTL\">إِذَا</span> <span dir=\"RTL\">جَهِلُوا</span> <span dir=\"RTL\">وَقَفُوا</span> <span dir=\"RTL\">وَ</span> <span dir=\"RTL\">لَمْ</span> <span dir=\"RTL\">یَجحَدوا</span> <span dir=\"RTL\">لَمْ</span> <span dir=\"RTL\">یَکفُرُوه</span><br />\r\n<span dir=\"RTL\">اگر بندگان خدا هنگامی که حق را نمی&zwnj;دانند سکوت کرده، معاندانه [بدون دلیل] منکر نشوند کافر نمی&zwnj;شوند</span>&raquo;</span><span style=\"font-size:12px;\">(کافی، ج2، ص388<strong>)</strong></span><br />\r\n<span style=\"font-size:14px;\"><span dir=\"RTL\">معیار در تشخیص موضوعات فقهی، عرف است و عقل در بررسی موضوعات کلامی نقش اساسی دارد. بررسی درستی یا نادرستی گزاره&zwnj;ها و مبانی کلامی به عهده عقل است که خود در راه این ارزیابی، به تحلیل و موشکافی مفاهیم و موضوعات مندرج در گزاره&zwnj;های کلامی می&zwnj;پردازد، در نتیجه لوازم عقیدتی یک گزاره کلامی برای شناخت درستی یا نادرستی آن نزد متکلمان اهمیت ویژه&zwnj;ای دارد؛ اما در فقه، اگرچه عقل فقیه وظیفه سنگین استنباط را به عهده دارد، در احکام محدود به دلایل شرعی تعبدی و در موضوعات محدود به فهم عرف است</span>.<br />\r\n<span dir=\"RTL\">مخالفان عقیدتی در فقه، از نظر نوع عقاید مخالفی که دارند دارای احکامی هستند که این از دیدگاه عرف عبارت از عقایدی است که فرد مخالف به صراحت بیان می&zwnj;کند نه آن&zwnj;هایی که دیگران با تحلیل&zwnj;ها عقلی به وی نسبت می&zwnj;دهند</span>.</span></span></p>\r\n\r\n<p>&nbsp;</p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"color:#FF8C00;\"><span style=\"font-size:14px;\">منبع: فصلنامه حبل المتین، پیش شماره دوم، تابستان 1391</span></span></span></p>","content_source":"","content_url":"","content_columns":"0","content_date_start":"2017-05-28 15:01:18","content_date_finish":"2017-05-28 15:01:18","content_date_register":"2017-05-28 17:11:22","content_date_last_edit":"2019-12-01 16:41:18","content_show_img":"1","content_show_details":"0","content_show_related_img":"0","content_show_slider":"1","content_show_title_slider":"1","content_comment":"1","content_score":"0","content_recorded":"0","content_confirmed":"0","content_status":"1","content_kind":"0","tag_id":"10759","tag_word":"مدارا با مخالفان,مدارا با مخالفان,تکفیر,تکفیر,لوازم فقهی,لوازم فقهی,سید صادق حسینی,سید صادق حسینی,فقه اسلامی,فقه اسلامی,سید صادق سید حسینی,سید صادق سید حسینی","tag_service":"0","tag_total":"23","tag_soundex":"","attach_token":3782991402,"attach_date_register":"2017-05-28 17:11:10","attach_id":17402,"attach_file_ext":"jpg","attach_file_header":"image/jpeg","attach_img_type":"2","attach_img_width":"720","attach_img_height":"430","attach_file_media":"1","attach_show_watermark":"1","score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"visit_count":"8825","visit_date_last":"2026-05-27 02:19:05","attach_title":"عدم ترتب آثار فقهی(تکفیر) بر لوازم مذهب\r\n 2","node_title":"اندیشه تقریب,مهم","ot_node_left_right":"[{\"node_id\":469, \"left\":89, \"right\":90},{\"node_id\":831, \"left\":43, \"right\":44}]","node_number":"12","allowable_node":"12","img_src":"./cache/5/attach/201705/17402_3782991402_720_430.jpg"}]]