[[{"content_id":13192,"domain_id":"0","lang_id":"fa","portal_id":"5","owner_id":"370","user_id":"405","view_accesslevel_id":"0","edit_accesslevel_id":"0","delete_accesslevel_id":"0","editor_id":"405","content_title":"نمک گیرت شدم آقا/ شفابخش است نام تو\r\n\r\nنمک متبرک","content_number":"","content_date_event":"2017-04-15 21:31:01","content_summary":"ایام میلاد امام رضا علیه السلام بود و کاروان زیر سایه خورشید بهمراه چند خادم توی مزارشریف بودند. به آنها توصیه کردم که به یکی از مدارس علمیه اهل سنت انجا نیز بروند که بخاطر چند مراسم پشت سر هم واقعا خسته بودند و نرفتند","content_summary_fill":"1","content_body":"ایام میلاد امام رضا علیه السلام بود و کاروان زیر سایه خورشید بهمراه چند خادم توی مزارشریف بودند. به آنها توصیه کردم که به یکی از مدارس علمیه اهل سنت انجا نیز بروند که بخاطر چند مراسم پشت سر هم واقعا خسته بودند و نرفتند. من هم دو بسته نمک متبرک حرم رضوی را از آنها گرفتم و برای مدیر ان مدرسه که تازه عمل جراحی سختی هم کرده بود فرستادم.\r\n\r\n\r\nچند روز بعد این مولوی اهل سنت با من تماس گرفت و گفت من شما را کار دارم. گفتم الان مزار نیستم ولی خدمت تان خواهم رسید. شاید یکی دو هفته بعد بود که به دیدن شان رفتم. ایشان از دوران نقاهت عمل عبور کرده و دیگر روی پای خودش راه می رفت و به مدرسه رفته بود.\r\n\r\n\r\nبه من گفت می دانی آن دو بسته نمک متبرک چه سرانجامی پیدا کرد؟ گفتم نه! گفت مادرم به دیدن من آمده بود که نمک ها را دید و گفت اینها چیست؟ گفتم اینها نمک حرم امام رضا است. آنها را برداشت و رفت. \r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nبعد از مدتی دیدم صدای سر و صدا می آید. وقتی پرس و جو کردم گفتند دارند شوربا &ndash; نوعی آش- درست می کنند. مادرم گفت من هیچ ادویه و نمکی جز همان نمک حرم را به این شوربا نزدم. خودم خوردم و الحمدلله بهبود حاصل کردم. از آن آش به همه همسایه ها هم داده بودند.\r\n\r\n\r\nیکی از همسایه ها هم که مریض بسیار سختی بود و دکترها جوابش کرده بودند آمد و گفت این غذا من را شفا داد. او نمی دانست که نمک حرم امام رضا علیه السلام توی آن غذا بوده است. گفت وقتی این را خوردم حالم خوب شد و به دکتر که رفتم باور نمی کردند که من اینقدر تغییر کرده باشم و گفتند علائم مریضی دیگر در تو نیست.","content_html":"<p style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size: 14px;\">ایام میلاد امام رضا علیه السلام بود و کاروان زیر سایه خورشید بهمراه چند خادم توی مزارشریف بودند. به آنها توصیه کردم که به یکی از مدارس علمیه اهل سنت انجا نیز بروند که بخاطر چند مراسم پشت سر هم واقعا خسته بودند و نرفتند. من هم دو بسته نمک متبرک حرم رضوی را از آنها گرفتم و برای مدیر ان مدرسه که تازه عمل جراحی سختی هم کرده بود فرستادم.</span></span></p>\r\n\r\n<p style=\"text-align: justify;\"><br />\r\n<span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size: 14px;\">چند روز بعد این مولوی اهل سنت با من تماس گرفت و گفت من شما را کار دارم. گفتم الان مزار نیستم ولی خدمت تان خواهم رسید. شاید یکی دو هفته بعد بود که به دیدن شان رفتم. ایشان از دوران نقاهت عمل عبور کرده و دیگر روی پای خودش راه می رفت و به مدرسه رفته بود.</span></span></p>\r\n\r\n<p style=\"text-align: justify;\"><br />\r\n<span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size: 14px;\">به من گفت می دانی آن دو بسته نمک متبرک چه سرانجامی پیدا کرد؟ گفتم نه! گفت مادرم به دیدن من آمده بود که نمک ها را دید و گفت اینها چیست؟ گفتم اینها نمک حرم امام رضا است. آنها را برداشت و رفت. </span></span></p>\r\n\r\n<p style=\"text-align: justify;\">&nbsp;</p>\r\n\r\n<p style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size: 14px;\">بعد از مدتی دیدم صدای سر و صدا می آید. وقتی پرس و جو کردم گفتند دارند شوربا &ndash; نوعی آش- درست می کنند. مادرم گفت من هیچ ادویه و نمکی جز همان نمک حرم را به این شوربا نزدم. خودم خوردم و الحمدلله بهبود حاصل کردم. از آن آش به همه همسایه ها هم داده بودند.</span></span></p>\r\n\r\n<p style=\"text-align: justify;\"><br />\r\n<span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size: 14px;\">یکی از همسایه ها هم که مریض بسیار سختی بود و دکترها جوابش کرده بودند آمد و گفت این غذا من را شفا داد. او نمی دانست که نمک حرم امام رضا علیه السلام توی آن غذا بوده است. گفت وقتی این را خوردم حالم خوب شد و به دکتر که رفتم باور نمی کردند که من اینقدر تغییر کرده باشم و گفتند علائم مریضی دیگر در تو نیست.</span></span></p>","content_source":"","content_url":"","content_columns":"0","content_date_start":"2017-04-15 21:31:01","content_date_finish":"2017-04-15 21:31:01","content_date_register":"2017-04-15 21:40:59","content_date_last_edit":"2019-12-22 19:31:22","content_show_img":"1","content_show_details":"0","content_show_related_img":"0","content_show_slider":"1","content_show_title_slider":"1","content_comment":"1","content_score":"0","content_recorded":"0","content_confirmed":"0","content_status":"1","content_kind":"0","tag_id":"10084","tag_word":"خاطرات,خاطرات,خاطرات وحدت,خاطرات وحدت,خاطرات تقریبی,خاطرات تقریبی","tag_service":"0","tag_total":"298","tag_soundex":"","attach_token":2379159804,"attach_date_register":"2017-04-15 21:40:44","attach_id":17324,"attach_file_ext":"jpg","attach_file_header":"image/jpeg","attach_img_type":"2","attach_img_width":"740","attach_img_height":"450","attach_file_media":"1","attach_show_watermark":"1","score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"visit_count":"12514","visit_date_last":"2026-05-26 23:21:17","attach_title":"نمک گیرت شدم آقا شفابخش است نام تو 2","node_title":"خاطرات وحدت,مهم","ot_node_left_right":"[{\"node_id\":469, \"left\":89, \"right\":90},{\"node_id\":828, \"left\":37, \"right\":38}]","node_number":"6","allowable_node":"6","img_src":"./cache/5/attach/201704/17324_2379159804_740_450.jpg"}]]