[[{"content_id":13074,"domain_id":"0","lang_id":"fa","portal_id":"5","owner_id":"370","user_id":"405","view_accesslevel_id":"0","edit_accesslevel_id":"0","delete_accesslevel_id":"0","editor_id":"405","content_title":"تکفیری‌ها فقیه نیستند و فقهی هم ندارند\r\n\r\nتفکر تکفیری - بخش دوم","content_number":"","content_date_event":"2017-01-19 18:20:27","content_summary":"اصولاً تکفیر نه در فضای فقه، بلکه در فضای جهل شکل می‌گیرد. منظور ما از فقه در این‌جا معنای مصطلح امروزین آن نیست، بلکه همان فقهی مقصود ما است که در صدر اسلام بوده و سه شعبه داشته است: فقه رفتار، فقه نفس و فقه وجود","content_summary_fill":"1","content_body":"* آیت الله احمد مبلغی\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nمؤلفه&zwnj;های تکفیر\r\nتکفیر از چه عناصری تشکیل شده است؟ شناختن این عناصر به افراد و مجموعه&zwnj;ها کمک می&zwnj;کند تا از نزدیک شدن به فضای تکفیر پرهیز کنند. دو مؤلفه&zwnj;ی مهم تکفیر عبارت است از &laquo;جهل&raquo; و &laquo;عنصر روحی و روانی&raquo;.\r\n\r\n\r\n۱. جهل\r\n&laquo;جهل&raquo; گاهی در مقابل &laquo;عقل&raquo;، گاهی در مقابل &laquo;علم&raquo; و گاهی در مقابل &laquo;فقه&raquo; به کار گرفته می&zwnj;شود. البته هم&zwnj;پوشانی&zwnj;هایی هم بین این مفاهیم وجود دارد. در این&zwnj;جا منظور ما از جهل، مفهومی در مقابل فقه است. تکفیری&zwnj;ها فقیه نیستند و فقهی هم ندارند. اصولاً تکفیر نه در فضای فقه، بلکه در فضای جهل شکل می&zwnj;گیرد. منظور ما از فقه در این&zwnj;جا معنای مصطلح امروزین آن نیست، بلکه همان فقهی مقصود ما است که در صدر اسلام بوده و سه شعبه داشته است: فقه رفتار، فقه نفس و فقه وجود.\r\n\r\n\r\nامروز کسانى هستند که سلاحشان تکفیر است؛ ابائى هم ندارند که بگویند ما تکفیرى هستیم؛ این ها سم&zwnj; هستند. این سم را باید از محیط اسلامى خارج کرد. یکى او را تکفیر کند، یکى او را تفسیق کند؛ این در سخنرانى و در منبر یک حرفى بزند که تعریض به او باشد، او یک چیزى بگوید که تعریض به این باشد؛ این همین چیزى می&zwnj;شود که دشمن می&zwnj;خواهد. (بیانات رهبر انقلاب در جمع روحانیون کرمانشاه ۱۳۹۰/۷/۲۰)\r\n\r\n\r\nفقه رفتار، احکام پنج&zwnj;گانه&zwnj;ی واجب، حرام، مستحب، مکروه و مباح را تبیین می&zwnj;کند. فقه نفس، انسان را از گرفتار شدن در زندگی دنیایی و غفلت از سعادت اخروی بازمی&zwnj;دارد و او را به تهذیب و توجه به آخرت سفارش می&zwnj;کند. اما فقه وجود، فقهی است که به انسان سعه و گستره می&zwnj;بخشد.\r\n\r\n\r\nفقه وجود، فرد را به خدا به عنوان منشأ وجود، رحمت و لطافت و خالق همه&zwnj;ی زیبایی&zwnj;ها و جمال&zwnj;ها و خوبی&zwnj;ها مرتبط می&zwnj;کند. کسی که از فقه وجود بی&zwnj;بهره باشد ارتباط او با خدا ارتباطی تشریفاتی است. اعمال دینی او باعث تحول در او نمی&zwnj;شود. او نمی&zwnj;تواند تجلی زیبایی&zwnj;های ارتباط با خدا و وجه معنوی و رحمانی خدا باشد.\r\n\r\n\r\nفقه وجود باعث می&zwnj;شود که دین برای انسان&zwnj;ها صرفاً یک مناسک نباشد. در روایات داریم که: &laquo;هل الدین الا الحب&raquo;۵ آیا دین چیزی جز محبت و علاقه است؟ دین می&zwnj;خواهد یک محبت ویژه در انسان نسبت به خدا ایجاد کند تا او کانون محبت به خدا باشد و از آن محبت، محبت&zwnj;هایی به دیگر انسان&zwnj;ها بتراود. در روایت دیگری به نقل از حضرت امیر علیه&zwnj;السلام آمده است که &laquo;الْفَقِیهُ کُلُّ الْفَقِیهِ مَنْ لَمْ یُقَنِّطِ النَّاسَ مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ وَ لَمْ یُؤْیِسْهُمْ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ&raquo;۵ یعنی آن کسی فقیه کامل است که مردم را از رحمت خدا مأیوس نکند. این آموزه&zwnj;ها جزء ادبیات دینی ما است.\r\n\r\n\r\nما باید مراقب باشیم که فقط فقه رفتار را به میدان نیاوریم. اگر فقه رفتار که خیلی هم لازم است به تنهایی به میدان بیاید و آن فقه وجود و فقه اساسی که انسان را با خدا از درون مرتبط می&zwnj;کند نه از بیرون و به عنوان مناسک، ممکن است انسان&zwnj;ها با رحمت خدا نتوانند ارتباط قلبی و درونی پیدا کنند. متأسفانه این ادبیات دینی، به دلیل تعطیل شدن فقه وجود کمرنگ شده است.\r\n\r\n\r\nما امروز نیازمند آن هستیم که اولیای جامعه&zwnj;ی اسلامی برای ایجاد یک تحول اساسی در نوع و کیفیت ارتباط انسان&zwnj;ها با خدا برنامه&zwnj;ریزی کنند. انسان عصر حاضر تشنه&zwnj;ی زیبایی، محبت و آرامش درونی است. و این چیزی است که تنها با ارتباط واقعی با خدا حاصل می&zwnj;شود نه با ارتباط تشریفاتی.\r\n\r\n\r\nباید کاری کرد تا خشکی&zwnj;ها و عطش&zwnj;های روحی جامعه برطرف شود. جامعه&zwnj;ی خشک و تشنه زمینه&zwnj;ساز شکل&zwnj;گیری تکفیر است. محبت خدا در دل&zwnj;های خشن جایی ندارد. خدا در این جامعه وسیله&zwnj;ای می&zwnj;شود صرفاً برای سختگیری. مشکل تکفیری&zwnj;ها چیست؟ مشکلشان این است که به هیچ کدام از این سه شعبه&zwnj;ی فقهی قائل نیستند.\r\n\r\n\r\nاگر کسی با دین مرتبط بشود و به فقه کاری نداشته باشد، این ارتباط او می&zwnj;شود جهل، و دین او می&zwnj;شود منشأ سخت&zwnj;گیری. او گمان می&zwnj;کند به دین متصل است، در حالی که آن&zwnj;چه او دارد دین نیست. او نه با خدای این دین مرتبط شده، نه احکام این دین را فهمیده، نه به مسیر آینده که آخرت است مرتبط شده و نه از جهنم هراس دارد.\r\n\r\n\r\n۲. عنصر روحی و روانی\r\nفرد تکفیری دچار یک تنگنای فکری و روحی و یک عقده&zwnj;ی متراکم در درون خود است. این عقده&zwnj;ی متراکم تاریخی هم ظهور فردی دارد و هم ظهور جمعی. فرد تکفیری دچار یک وضعیت روحی است که باعث می&zwnj;شود به مسائل تنگ نگاه کند و به همین خاطر با تنگنا مواجه است. خوارج هم همین&zwnj;گونه بودند و بیهوده دنیا و دین را بر خود سخت می&zwnj;گرفتند. در حالی که دین سخت نیست. در واقع نوع نگاه او و تماس روحی او با مسائل که ناشی از همان فقدان فقه است باعث شده تا حرکت او به سمت تکفیر سرعت یابد.\r\n\r\n\r\nفرد تکفیری برخلاف روحیه&zwnj;ی اسلامی که روحیه&zwnj;ی گشاده&zwnj;رویی و آمادگی برای خدمت به مردم و رفع مشکلات آن&zwnj;ها است، به فکر کشتن انسان&zwnj;های بی&zwnj;گناه است. البته بخشی از این مشکل به مسأله&zwnj;ی اخلاق برمی&zwnj;گردد. اخلاق تلطیف&zwnj;کننده&zwnj;ی روح است. اگر اخلاق به شدت فردی شود و اجتماعی نباشد و یا به شکل گزینشی عمل بشود، در جامعه تولید روحیه&zwnj;ی خشن و انتقام&zwnj;جویانه می&zwnj;کند. بنابراین می&zwnj;توان گفت تکفیر محصول بی&zwnj;اخلاقی است.\r\n\r\n\r\nپایان رستگاری، آرامش و معنویت\r\nاگر در یک جامعه&zwnj;ای &laquo;تکفیر&raquo; لباس یک پدیده&zwnj;ی اجتماعی را بر تن بپوشد و تبدیل به یک تشکیلات منسجم بشود، دیگر این جامعه نمی&zwnj;تواند روی رستگاری، آرامش و حرکت به سمت معنویت را ببیند. این جامعه به خودش مشغول می&zwnj;شود تا زمانی که بتواند مشکل تکفیر را حل کند. امروز نیز مشکل تکفیری&zwnj;ها با خواست و اراده&zwnj;ی علما و امت اسلامی قابل حل است.\r\n\r\n\r\nراه حل&zwnj;هایی برای این مشکل وجود دارد که اگر علمای جهان اسلام اعم از شیعه و سنی این راه&zwnj;حل&zwnj;ها را تأیید کنند و یک سند واحد را مبنای عمل قرار دهند، این مشکل از جهان اسلام رخت برخواهد بست. ضعیف شدن جامعه&zwnj;ی اسلامی منجر به بازگشت نگاه حقارت&zwnj;آمیز به مسلمانان می&zwnj;گردد. ما باید بدانیم که اگر مواد مخدر خانمان&zwnj;برانداز است، تکفیر امت&zwnj;برانداز و اسلام&zwnj;برانداز است.\r\n\r\n\r\nتدبیر برای تکفیر\r\nبنابراین حرمت تکفیر از خاستگاه دین کاملاً مورد تأیید قرار گرفته است. با وجود این حرمت ضروری است تا ما از ساختارهای رسانه&zwnj;ای و دیپلماتیک برای از بین بردن تکفیر بیشترین استفاده را ببریم. عدم اقدام لازم در این زمینه موجب بازشدن فضا برای گروه&zwnj;های تکفیری می&zwnj;شود و باز بودن فضای تنفس تکفیری&zwnj;ها برای بسیاری از بدخواهان اسلام و مسلمانان خوشایند و مطلوب خواهد بود.\r\n\r\n\r\nالبته در برخورد با تکفیری&zwnj;ها بایستی رعایت تقوا صورت بگیرد. اگر تکفیر که نسبت دادن بی&zwnj;قاعده&zwnj;ی کفر به عده&zwnj;ای است، اقدامی نادرست است، از آن طرف هم نسبت دادن بی&zwnj;قاعده&zwnj;ی تکفیری بودن به عده&zwnj;ای نادرست است. این&zwnj;گونه نباشد که ما نیز هر کسی را که یک قدری رابطه&zwnj;اش با ما خوب نبود بگوییم تکفیری است. از این نظر باید دقت کرد که حساب سلفی&zwnj;ها را از تکفیری&zwnj;ها جدا نمود. تکفیر و تکفیری را باید آن&zwnj;چنان که هستند و در همان سطح و حدی که قرار دارند معرفی کرد و با آن&zwnj;ها به مبارزه پرداخت.\r\n\r\n\r\nدر مواجهه با تکفیری&zwnj;ها باید دقت داشت که این گروه از دو بخش تشکیل می&zwnj;شوند. یک بخش سران آن&zwnj;ها هستند که حکم تکفیر و قتل را صادر می&zwnj;کنند. بخش دوم، پیروان چشم و گوش بسته و تسلیم&zwnj;شده&zwnj;ی سران هستند.\r\n\r\n\r\nافراد بخش اول به هیچ&zwnj;وجه اهل گفت&zwnj;وگو نیستند، یعنی فهم ندارند، لذا خود مسلمانان و علما و مؤمنان باید آن&zwnj;ها را در محاق قرار دهند. اما ممکن است بتوان بعضی از پیروان تکفیری&zwnj;ها را که چشم و گوش بسته بودند با گفت&zwnj;وگو به راه آورد. \r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nتفکر تکفیری - بخش اول\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nمنبع: خبرگزاری تقریب\r\n\r\n\r\n\r\n\r\n\r\n\r\n&nbsp;","content_html":"<p style=\"text-align: justify;\"><span style=\"color:#0000FF;\"><span style=\"font-size: 12px;\"><span style=\"font-family: iranian sans;\">* آیت الله احمد مبلغی</span></span></span></p>\r\n\r\n<p style=\"text-align: justify;\">&nbsp;</p>\r\n\r\n<p style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iranian sans;\"><span style=\"color:#FF0000;\"><strong>مؤلفه&zwnj;های تکفیر</strong></span><br />\r\nتکفیر از چه عناصری تشکیل شده است؟ شناختن این عناصر به افراد و مجموعه&zwnj;ها کمک می&zwnj;کند تا از نزدیک شدن به فضای تکفیر پرهیز کنند. دو مؤلفه&zwnj;ی مهم تکفیر عبارت است از &laquo;جهل&raquo; و &laquo;عنصر روحی و روانی&raquo;.</span></span></p>\r\n\r\n<p style=\"text-align: justify;\"><br />\r\n<span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iranian sans;\"><span style=\"color:#FF0000;\">۱. جهل</span><br />\r\n&laquo;جهل&raquo; گاهی در مقابل &laquo;عقل&raquo;، گاهی در مقابل &laquo;علم&raquo; و گاهی در مقابل &laquo;فقه&raquo; به کار گرفته می&zwnj;شود. البته هم&zwnj;پوشانی&zwnj;هایی هم بین این مفاهیم وجود دارد. در این&zwnj;جا منظور ما از جهل، مفهومی در مقابل فقه است. تکفیری&zwnj;ها فقیه نیستند و فقهی هم ندارند. اصولاً تکفیر نه در فضای فقه، بلکه در فضای جهل شکل می&zwnj;گیرد. منظور ما از فقه در این&zwnj;جا معنای مصطلح امروزین آن نیست، بلکه همان فقهی مقصود ما است که در صدر اسلام بوده و سه شعبه داشته است: فقه رفتار، فقه نفس و فقه وجود.</span></span></p>\r\n\r\n<p style=\"text-align: justify;\"><br />\r\n<span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iranian sans;\">امروز کسانى هستند که سلاحشان تکفیر است؛ ابائى هم ندارند که بگویند ما تکفیرى هستیم؛ این ها سم&zwnj; هستند. این سم را باید از محیط اسلامى خارج کرد. یکى او را تکفیر کند، یکى او را تفسیق کند؛ این در سخنرانى و در منبر یک حرفى بزند که تعریض به او باشد، او یک چیزى بگوید که تعریض به این باشد؛ این همین چیزى می&zwnj;شود که دشمن می&zwnj;خواهد. (بیانات رهبر انقلاب در جمع روحانیون کرمانشاه ۱۳۹۰/۷/۲۰)</span></span></p>\r\n\r\n<p style=\"text-align: justify;\"><br />\r\n<span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iranian sans;\">فقه رفتار، احکام پنج&zwnj;گانه&zwnj;ی واجب، حرام، مستحب، مکروه و مباح را تبیین می&zwnj;کند. فقه نفس، انسان را از گرفتار شدن در زندگی دنیایی و غفلت از سعادت اخروی بازمی&zwnj;دارد و او را به تهذیب و توجه به آخرت سفارش می&zwnj;کند. اما فقه وجود، فقهی است که به انسان سعه و گستره می&zwnj;بخشد.</span></span></p>\r\n\r\n<p style=\"text-align: justify;\"><br />\r\n<span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iranian sans;\">فقه وجود، فرد را به خدا به عنوان منشأ وجود، رحمت و لطافت و خالق همه&zwnj;ی زیبایی&zwnj;ها و جمال&zwnj;ها و خوبی&zwnj;ها مرتبط می&zwnj;کند. کسی که از فقه وجود بی&zwnj;بهره باشد ارتباط او با خدا ارتباطی تشریفاتی است. اعمال دینی او باعث تحول در او نمی&zwnj;شود. او نمی&zwnj;تواند تجلی زیبایی&zwnj;های ارتباط با خدا و وجه معنوی و رحمانی خدا باشد.</span></span></p>\r\n\r\n<p style=\"text-align: justify;\"><br />\r\n<span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iranian sans;\">فقه وجود باعث می&zwnj;شود که دین برای انسان&zwnj;ها صرفاً یک مناسک نباشد. در روایات داریم که: &laquo;هل الدین الا الحب&raquo;۵ آیا دین چیزی جز محبت و علاقه است؟ دین می&zwnj;خواهد یک محبت ویژه در انسان نسبت به خدا ایجاد کند تا او کانون محبت به خدا باشد و از آن محبت، محبت&zwnj;هایی به دیگر انسان&zwnj;ها بتراود. در روایت دیگری به نقل از حضرت امیر علیه&zwnj;السلام آمده است که &laquo;الْفَقِیهُ کُلُّ الْفَقِیهِ مَنْ لَمْ یُقَنِّطِ النَّاسَ مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ وَ لَمْ یُؤْیِسْهُمْ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ&raquo;۵ یعنی آن کسی فقیه کامل است که مردم را از رحمت خدا مأیوس نکند. این آموزه&zwnj;ها جزء ادبیات دینی ما است.</span></span></p>\r\n\r\n<p style=\"text-align: justify;\"><br />\r\n<span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iranian sans;\">ما باید مراقب باشیم که فقط فقه رفتار را به میدان نیاوریم. اگر فقه رفتار که خیلی هم لازم است به تنهایی به میدان بیاید و آن فقه وجود و فقه اساسی که انسان را با خدا از درون مرتبط می&zwnj;کند نه از بیرون و به عنوان مناسک، ممکن است انسان&zwnj;ها با رحمت خدا نتوانند ارتباط قلبی و درونی پیدا کنند. متأسفانه این ادبیات دینی، به دلیل تعطیل شدن فقه وجود کمرنگ شده است.</span></span></p>\r\n\r\n<p style=\"text-align: justify;\"><br />\r\n<span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iranian sans;\">ما امروز نیازمند آن هستیم که اولیای جامعه&zwnj;ی اسلامی برای ایجاد یک تحول اساسی در نوع و کیفیت ارتباط انسان&zwnj;ها با خدا برنامه&zwnj;ریزی کنند. انسان عصر حاضر تشنه&zwnj;ی زیبایی، محبت و آرامش درونی است. و این چیزی است که تنها با ارتباط واقعی با خدا حاصل می&zwnj;شود نه با ارتباط تشریفاتی.</span></span></p>\r\n\r\n<p style=\"text-align: justify;\"><br />\r\n<span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iranian sans;\">باید کاری کرد تا خشکی&zwnj;ها و عطش&zwnj;های روحی جامعه برطرف شود. جامعه&zwnj;ی خشک و تشنه زمینه&zwnj;ساز شکل&zwnj;گیری تکفیر است. محبت خدا در دل&zwnj;های خشن جایی ندارد. خدا در این جامعه وسیله&zwnj;ای می&zwnj;شود صرفاً برای سختگیری. مشکل تکفیری&zwnj;ها چیست؟ مشکلشان این است که به هیچ کدام از این سه شعبه&zwnj;ی فقهی قائل نیستند.</span></span></p>\r\n\r\n<p style=\"text-align: justify;\"><br />\r\n<span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iranian sans;\">اگر کسی با دین مرتبط بشود و به فقه کاری نداشته باشد، این ارتباط او می&zwnj;شود جهل، و دین او می&zwnj;شود منشأ سخت&zwnj;گیری. او گمان می&zwnj;کند به دین متصل است، در حالی که آن&zwnj;چه او دارد دین نیست. او نه با خدای این دین مرتبط شده، نه احکام این دین را فهمیده، نه به مسیر آینده که آخرت است مرتبط شده و نه از جهنم هراس دارد.</span></span></p>\r\n\r\n<p style=\"text-align: justify;\"><br />\r\n<span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iranian sans;\"><span style=\"color:#FF0000;\">۲. عنصر روحی و روانی</span><br />\r\nفرد تکفیری دچار یک تنگنای فکری و روحی و یک عقده&zwnj;ی متراکم در درون خود است. این عقده&zwnj;ی متراکم تاریخی هم ظهور فردی دارد و هم ظهور جمعی. فرد تکفیری دچار یک وضعیت روحی است که باعث می&zwnj;شود به مسائل تنگ نگاه کند و به همین خاطر با تنگنا مواجه است. خوارج هم همین&zwnj;گونه بودند و بیهوده دنیا و دین را بر خود سخت می&zwnj;گرفتند. در حالی که دین سخت نیست. در واقع نوع نگاه او و تماس روحی او با مسائل که ناشی از همان فقدان فقه است باعث شده تا حرکت او به سمت تکفیر سرعت یابد.</span></span></p>\r\n\r\n<p style=\"text-align: justify;\"><br />\r\n<span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iranian sans;\">فرد تکفیری برخلاف روحیه&zwnj;ی اسلامی که روحیه&zwnj;ی گشاده&zwnj;رویی و آمادگی برای خدمت به مردم و رفع مشکلات آن&zwnj;ها است، به فکر کشتن انسان&zwnj;های بی&zwnj;گناه است. البته بخشی از این مشکل به مسأله&zwnj;ی اخلاق برمی&zwnj;گردد. اخلاق تلطیف&zwnj;کننده&zwnj;ی روح است. اگر اخلاق به شدت فردی شود و اجتماعی نباشد و یا به شکل گزینشی عمل بشود، در جامعه تولید روحیه&zwnj;ی خشن و انتقام&zwnj;جویانه می&zwnj;کند. بنابراین می&zwnj;توان گفت تکفیر محصول بی&zwnj;اخلاقی است.</span></span></p>\r\n\r\n<p style=\"text-align: justify;\"><br />\r\n<span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iranian sans;\"><span style=\"color:#FF0000;\"><strong>پایان رستگاری، آرامش و معنویت</strong></span><br />\r\nاگر در یک جامعه&zwnj;ای &laquo;تکفیر&raquo; لباس یک پدیده&zwnj;ی اجتماعی را بر تن بپوشد و تبدیل به یک تشکیلات منسجم بشود، دیگر این جامعه نمی&zwnj;تواند روی رستگاری، آرامش و حرکت به سمت معنویت را ببیند. این جامعه به خودش مشغول می&zwnj;شود تا زمانی که بتواند مشکل تکفیر را حل کند. امروز نیز مشکل تکفیری&zwnj;ها با خواست و اراده&zwnj;ی علما و امت اسلامی قابل حل است.</span></span></p>\r\n\r\n<p style=\"text-align: justify;\"><br />\r\n<span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iranian sans;\">راه حل&zwnj;هایی برای این مشکل وجود دارد که اگر علمای جهان اسلام اعم از شیعه و سنی این راه&zwnj;حل&zwnj;ها را تأیید کنند و یک سند واحد را مبنای عمل قرار دهند، این مشکل از جهان اسلام رخت برخواهد بست. ضعیف شدن جامعه&zwnj;ی اسلامی منجر به بازگشت نگاه حقارت&zwnj;آمیز به مسلمانان می&zwnj;گردد. ما باید بدانیم که اگر مواد مخدر خانمان&zwnj;برانداز است، تکفیر امت&zwnj;برانداز و اسلام&zwnj;برانداز است.</span></span></p>\r\n\r\n<p style=\"text-align: justify;\"><br />\r\n<span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iranian sans;\"><span style=\"color:#FF0000;\"><strong>تدبیر برای تکفیر</strong></span><br />\r\nبنابراین حرمت تکفیر از خاستگاه دین کاملاً مورد تأیید قرار گرفته است. با وجود این حرمت ضروری است تا ما از ساختارهای رسانه&zwnj;ای و دیپلماتیک برای از بین بردن تکفیر بیشترین استفاده را ببریم. عدم اقدام لازم در این زمینه موجب بازشدن فضا برای گروه&zwnj;های تکفیری می&zwnj;شود و باز بودن فضای تنفس تکفیری&zwnj;ها برای بسیاری از بدخواهان اسلام و مسلمانان خوشایند و مطلوب خواهد بود.</span></span></p>\r\n\r\n<p style=\"text-align: justify;\"><br />\r\n<span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iranian sans;\">البته در برخورد با تکفیری&zwnj;ها بایستی رعایت تقوا صورت بگیرد. اگر تکفیر که نسبت دادن بی&zwnj;قاعده&zwnj;ی کفر به عده&zwnj;ای است، اقدامی نادرست است، از آن طرف هم نسبت دادن بی&zwnj;قاعده&zwnj;ی تکفیری بودن به عده&zwnj;ای نادرست است. این&zwnj;گونه نباشد که ما نیز هر کسی را که یک قدری رابطه&zwnj;اش با ما خوب نبود بگوییم تکفیری است. از این نظر باید دقت کرد که حساب سلفی&zwnj;ها را از تکفیری&zwnj;ها جدا نمود. تکفیر و تکفیری را باید آن&zwnj;چنان که هستند و در همان سطح و حدی که قرار دارند معرفی کرد و با آن&zwnj;ها به مبارزه پرداخت.</span></span></p>\r\n\r\n<p style=\"text-align: justify;\"><br />\r\n<span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iranian sans;\">در مواجهه با تکفیری&zwnj;ها باید دقت داشت که این گروه از دو بخش تشکیل می&zwnj;شوند. یک بخش سران آن&zwnj;ها هستند که حکم تکفیر و قتل را صادر می&zwnj;کنند. بخش دوم، پیروان چشم و گوش بسته و تسلیم&zwnj;شده&zwnj;ی سران هستند.</span></span></p>\r\n\r\n<p style=\"text-align: justify;\"><br />\r\n<span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iranian sans;\">افراد بخش اول به هیچ&zwnj;وجه اهل گفت&zwnj;وگو نیستند، یعنی فهم ندارند، لذا خود مسلمانان و علما و مؤمنان باید آن&zwnj;ها را در محاق قرار دهند. اما ممکن است بتوان بعضی از پیروان تکفیری&zwnj;ها را که چشم و گوش بسته بودند با گفت&zwnj;وگو به راه آورد. </span></span></p>\r\n\r\n<p style=\"text-align: justify;\">&nbsp;</p>\r\n\r\n<h1><a href=\"http://okhowah.com/fa/13060/بزرگ‌ترین-عامل-تهدیدکننده‌ی-کیان-امت-و-مذاهب-اسلامی-«تکفیر»-استتفکر-تکفیری---بخش-اول\"><span style=\"font-size:12px;\"><span style=\"font-family: iranian sans;\">تفکر تکفیری - بخش اول</span></span></a></h1>\r\n\r\n<p>&nbsp;</p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:12px;\"><span style=\"font-family: iranian sans;\">منبع: <a href=\"http://www.taghribnews.com/vdcawynum49nya1.k5k4.html\">خبرگزاری تقریب</a></span></span></p>\r\n\r\n<div>\r\n<div>\r\n<div>\r\n<div>\r\n<div>\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align: justify;\">&nbsp;</p>\r\n\r\n<div>\r\n<div>\r\n<div>\r\n<div>\r\n<div>\r\n<div>\r\n<div>\r\n<div>\r\n<div>\r\n<div>\r\n<div>\r\n<div>\r\n<div>\r\n<div>\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iranian sans;\"><a href=\"https://telegram.me/okhowah\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 205);\"><img alt=\"\" src=\"http://okhowah.iuuu.ir/file/5/attach201604398543815215393.png\" style=\"width: 667px; height: 27px;\" /></span></a></span></span></p>\r\n</div>\r\n</div>\r\n</div>\r\n</div>\r\n</div>\r\n</div>\r\n</div>\r\n</div>\r\n</div>\r\n</div>\r\n</div>\r\n</div>\r\n</div>\r\n</div>\r\n</div>\r\n</div>\r\n</div>\r\n</div>\r\n</div>","content_source":"","content_url":"","content_columns":"0","content_date_start":"2017-01-19 18:20:27","content_date_finish":"2017-01-19 18:20:27","content_date_register":"2017-01-19 18:31:25","content_date_last_edit":"2019-12-31 19:46:33","content_show_img":"1","content_show_details":"0","content_show_related_img":"0","content_show_slider":"1","content_show_title_slider":"1","content_comment":"1","content_score":"0","content_recorded":"0","content_confirmed":"0","content_status":"1","content_kind":"0","tag_id":"10871","tag_word":"تکفیر,تکفیر,تکفیری,تکفیری,احمد مبلغی,احمد مبلغی,آیت الله احمد مبلغی,آیت الله احمد مبلغی","tag_service":"0","tag_total":"108","tag_soundex":"","attach_token":1264079576,"attach_date_register":"2017-01-19 18:31:06","attach_id":17103,"attach_file_ext":"jpg","attach_file_header":"image/jpeg","attach_img_type":"2","attach_img_width":"740","attach_img_height":"450","attach_file_media":"1","attach_show_watermark":"1","score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"visit_count":"9922","visit_date_last":"2026-05-27 03:33:31","attach_title":"تکفیری‌ها فقیه نیستند و فقهی هم ندارند\r\n\r\nتفکر تکفیری - بخش دوم 2","node_title":"برگزیده,جریان شناسی","ot_node_left_right":"[{\"node_id\":468, \"left\":87, \"right\":88},{\"node_id\":479, \"left\":23, \"right\":26}]","node_number":"8","allowable_node":"8","img_src":"./cache/5/attach/201701/17103_1264079576_740_450.jpg"}]]