[[{"content_id":13064,"domain_id":"0","lang_id":"fa","portal_id":"5","owner_id":"370","user_id":"405","view_accesslevel_id":"0","edit_accesslevel_id":"0","delete_accesslevel_id":"0","editor_id":"405","content_title":"تشیع به روایت عبدالجلیل قزوینی رازی، مذهبی است که ما اکنون از آن بیگانه‌ایم\r\n\r\nتشیع‌، به دو روایت","content_number":"","content_date_event":"2017-01-02 12:47:33","content_summary":"تصور اینکه یکی از بزرگ‌ترین علمای امامی، کتابی در اثبات پاکی عایشه و رفع تهمت از او نوشته باشد، اکنون برای ما قدری دشوار است. کتاب نقض، سرشار است از مخالفت با لعن اصحاب و خلفا","content_summary_fill":"1","content_body":"&nbsp;رضا بابایی\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nاز مهم&zwnj;ترین و ارزشمند&zwnj;ترین کتب کلامی شیعه، &laquo;بعضُ مثالب النّواصب فی نقض بعض فضائح الرّوافض&raquo; است که به کتاب &laquo;نقض&raquo; یا &laquo;النقض&raquo; شهره است. این کتاب بسیار مهم و خواندنی را عبدالجلیل قزوینی رازی در نیمۀ دوم قرن ششم، در پاسخ به نقدهای کتاب &laquo;بعض فضائح الرّوافض&raquo; بر شیعه، به زبان فارسی نوشته است. عبدالجلیل قزوینی، عالمی معتبر در میان دانشمندان شیعی قرن ششم بود و در ری، مرجعیت دینی داشت.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nچاپ جدید &laquo;نقض&raquo; را من ویرایش کردم و در سال 1391 چاپ شد. به عقیدۀ من، مهم&zwnj;ترین نکتۀ علمی دربارۀ این کتاب، اعتدال آن است. مؤلف در سرتاسر کتاب، در ضمن دفاع محکم از مرزهای تشیع، از مقام و حرمت اصحاب و خلفای راشدین و پاکی همۀ همسران پیامبر نیز سخن می&zwnj;گوید و شاید بیش از ده بار می&zwnj;نویسد: &laquo;عقیدۀ ما دربارۀ ابوبکر و عمر، بیش از این نیست که علی(ع) از آن دو بهتر بود.&raquo; چند بار هم به کتاب دیگرش به نام &laquo;تنزیه عایشه&raquo; استناد می&zwnj;کند. \r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nتصور اینکه یکی از بزرگ&zwnj;ترین علمای امامی، کتابی در اثبات پاکی عایشه و رفع تهمت از او نوشته باشد، اکنون برای ما قدری دشوار است. کتاب نقض، سرشار است از مخالفت با لعن اصحاب و خلفا. گاهی نیز چنان از دینداری خلفای نخست دفاع می&zwnj;کند که گویی اعتقاد به سلامت و صداقت آنان، جزئی از مذهب شیعه است. برای نمونه، در بند 92 کتاب، خدمات ابوبکر را به اسلام و پیامبر(ص)، یک&zwnj;یک نام می&zwnj;برد و می&zwnj;نویسد: ابوبکر، پیامبر را خدمت کرد و در انفاق دستی گشاده داشت و مال&zwnj;دوست نبود و پس از مرگ، جز گلیمی از او باقی نماند.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nتشیع به روایت عبدالجلیل، مذهبی است که ما اکنون از آن بیگانه&zwnj;ایم. مثلا او شیعه را از عقیده به غیب&zwnj;دانی پیامبر(ص) و ائمه(ع) مبرا می&zwnj;داند و حتی انتساب چنین باورهایی را به شیعه، تهمت می&zwnj;خواند و می&zwnj;نویسد: &laquo;از نصّ قرآن و اجماعِ مسلمانان معلوم است که غیب را جز خدای &rlm;تعالی نمی&zwnj;داند... مصطفی(ص) با آن جلالت و رفعت و درجۀ نبوّت، اگر در مسجدِ مدینه بود، نمی&zwnj;دانست که مردم در بازار چه می&rlm;کنند و نیز احوالِ دیگر را. پس تا جبرئیل نمی&zwnj;آمد، حقایق بر او معلوم نمی&zwnj;شد. پس أئمه(ع) که درجۀ انبیا را ندارند، و در خاک خراسان &rlm;و بغداد و حجاز و کربلا خفته&zwnj;اند و از قید حیات رفته، چگونه می&zwnj;دانند که احوالِ جهانیان چیست؟ این معنی هم از عقل دور است و هم از شرع بیگانه.&raquo;(همان، ص310، با تلخیص و ویرایش. شبیه همین عبارات را سید مرتضی علم الهدی در جلد سوم &laquo;رسائل&raquo; گفته است)\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nدر بند چهار کتاب نیز شیعه را از طلب رحمت برای ابولؤلؤ(قاتل عمر) مبری می&zwnj;داند و می&zwnj;گوید: &laquo;و اما طلب رحمت برای ابولؤلؤ و شتم صحابه، دعوی بی&zwnj;حجّت است و حوالتی بی&rlm;برهان و نقلی نادُرُست.&raquo;(همان، ص20). از این گونه انکارها و برائت&zwnj;ها در کتاب نقض، فراوان است و شاید شمار آن به دو صد برسد؛ در حالی که بسیاری از آنچه او انکار می&zwnj;کند و می&zwnj;&zwnj;گوید نسبت دادن آنها به شیعه دروغ و بهتان است، اکنون جزء آداب رایج و باورهای راسخ در میان ما است.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nنکتۀ مهم&zwnj;تر این است که از چند جای کتاب، برمی&zwnj;آید که عبدالجلیل قزوینی، در میان علمای قرن ششم، تندرو و شتاب&zwnj;کار محسوب می&zwnj;شده است. پس لابد معاصرانش از او هم معتدل&zwnj;تر و آهسته&zwnj;رو بوده&zwnj;اند. در مقدمۀ کتاب می&zwnj;&zwnj;نویسد:&zwnj; کتاب &laquo;فضائح الروافض&raquo; را از من پنهان می&zwnj;کردند که مبادا من در پاسخ و رّدِ کتاب، شتاب کنم.(نقض، چاپ دارالحدیث، ص5)\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nوقتی کتاب نقض را که عالمی شیعی و غیور در قرن ششم نوشته است، با باورهای رایج در میان شیعیان در قرن&zwnj;های اخیر می&zwnj;سنجیم، به این نتیجه می&zwnj;رسیم که تشیع امروز، همان تشیع دیروز نیست. تشیع امروز، به&zwnj;شدت تبرّایی است و حجم اختلافاتش با اهل سنت، بیشتر شده است. به قول علامه مامقانی: &laquo;بسیاری از آنچه امروز از ضروریات مذهب شمرده می&zwnj;شود، قبلا غلو محسوب می&zwnj;شد.&raquo;(تنقیح المقال، ج1، ص211ـ212)","content_html":"<p style=\"text-align: justify;\"><span style=\"color:#FF0000;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">&nbsp;رضا بابایی</span></span></span></p>\r\n\r\n<p style=\"text-align: justify;\">&nbsp;</p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">از مهم&zwnj;ترین و ارزشمند&zwnj;ترین کتب کلامی شیعه، &laquo;بعضُ مثالب النّواصب فی نقض بعض فضائح الرّوافض&raquo; است که به کتاب &laquo;نقض&raquo; یا &laquo;النقض&raquo; شهره است. این کتاب بسیار مهم و خواندنی را عبدالجلیل قزوینی رازی در نیمۀ دوم قرن ششم، در پاسخ به نقدهای کتاب &laquo;بعض فضائح الرّوافض&raquo; بر شیعه، به زبان فارسی نوشته است. عبدالجلیل قزوینی، عالمی معتبر در میان دانشمندان شیعی قرن ششم بود و در ری، مرجعیت دینی داشت.</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align: justify;\">&nbsp;</p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align: center;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><img alt=\"\" src=\"/file/5/attach201701102378760017084.jpg\" style=\"width: 360px; height: 500px;\" /></span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align: justify;\">&nbsp;</p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">چاپ جدید &laquo;نقض&raquo; را من ویرایش کردم و در سال 1391 چاپ شد. به عقیدۀ من، مهم&zwnj;ترین نکتۀ علمی دربارۀ این کتاب، اعتدال آن است. مؤلف در سرتاسر کتاب، در ضمن دفاع محکم از مرزهای تشیع، از مقام و حرمت اصحاب و خلفای راشدین و پاکی همۀ همسران پیامبر نیز سخن می&zwnj;گوید و شاید بیش از ده بار می&zwnj;نویسد: &laquo;عقیدۀ ما دربارۀ ابوبکر و عمر، بیش از این نیست که علی(ع) از آن دو بهتر بود.&raquo; چند بار هم به کتاب دیگرش به نام &laquo;تنزیه عایشه&raquo; استناد می&zwnj;کند. </span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align: justify;\">&nbsp;</p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">تصور اینکه یکی از بزرگ&zwnj;ترین علمای امامی، کتابی در اثبات پاکی عایشه و رفع تهمت از او نوشته باشد، اکنون برای ما قدری دشوار است. کتاب نقض، سرشار است از مخالفت با لعن اصحاب و خلفا. گاهی نیز چنان از دینداری خلفای نخست دفاع می&zwnj;کند که گویی اعتقاد به سلامت و صداقت آنان، جزئی از مذهب شیعه است. برای نمونه، در بند 92 کتاب، خدمات ابوبکر را به اسلام و پیامبر(ص)، یک&zwnj;یک نام می&zwnj;برد و می&zwnj;نویسد: ابوبکر، پیامبر را خدمت کرد و در انفاق دستی گشاده داشت و مال&zwnj;دوست نبود و پس از مرگ، جز گلیمی از او باقی نماند.</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align: justify;\">&nbsp;</p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">تشیع به روایت عبدالجلیل، مذهبی است که ما اکنون از آن بیگانه&zwnj;ایم. مثلا او شیعه را از عقیده به غیب&zwnj;دانی پیامبر(ص) و ائمه(ع) مبرا می&zwnj;داند و حتی انتساب چنین باورهایی را به شیعه، تهمت می&zwnj;خواند و می&zwnj;نویسد: &laquo;از نصّ قرآن و اجماعِ مسلمانان معلوم است که غیب را جز خدای &rlm;تعالی نمی&zwnj;داند... مصطفی(ص) با آن جلالت و رفعت و درجۀ نبوّت، اگر در مسجدِ مدینه بود، نمی&zwnj;دانست که مردم در بازار چه می&rlm;کنند و نیز احوالِ دیگر را. پس تا جبرئیل نمی&zwnj;آمد، حقایق بر او معلوم نمی&zwnj;شد. پس أئمه(ع) که درجۀ انبیا را ندارند، و در خاک خراسان &rlm;و بغداد و حجاز و کربلا خفته&zwnj;اند و از قید حیات رفته، چگونه می&zwnj;دانند که احوالِ جهانیان چیست؟ این معنی هم از عقل دور است و هم از شرع بیگانه.&raquo;(همان، ص310، با تلخیص و ویرایش. شبیه همین عبارات را سید مرتضی علم الهدی در جلد سوم &laquo;رسائل&raquo; گفته است)</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align: justify;\">&nbsp;</p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align: center;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><img alt=\"\" src=\"/file/5/attach201701190043199217085.jpg\" style=\"width: 500px; height: 687px;\" /></span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align: justify;\">&nbsp;</p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">در بند چهار کتاب نیز شیعه را از طلب رحمت برای ابولؤلؤ(قاتل عمر) مبری می&zwnj;داند و می&zwnj;گوید: &laquo;و اما طلب رحمت برای ابولؤلؤ و شتم صحابه، دعوی بی&zwnj;حجّت است و حوالتی بی&rlm;برهان و نقلی نادُرُست.&raquo;(همان، ص20). از این گونه انکارها و برائت&zwnj;ها در کتاب نقض، فراوان است و شاید شمار آن به دو صد برسد؛ در حالی که بسیاری از آنچه او انکار می&zwnj;کند و می&zwnj;&zwnj;گوید نسبت دادن آنها به شیعه دروغ و بهتان است، اکنون جزء آداب رایج و باورهای راسخ در میان ما است.</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align: justify;\">&nbsp;</p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">نکتۀ مهم&zwnj;تر این است که از چند جای کتاب، برمی&zwnj;آید که عبدالجلیل قزوینی، در میان علمای قرن ششم، تندرو و شتاب&zwnj;کار محسوب می&zwnj;شده است. پس لابد معاصرانش از او هم معتدل&zwnj;تر و آهسته&zwnj;رو بوده&zwnj;اند. در مقدمۀ کتاب می&zwnj;&zwnj;نویسد:&zwnj; کتاب &laquo;فضائح الروافض&raquo; را از من پنهان می&zwnj;کردند که مبادا من در پاسخ و رّدِ کتاب، شتاب کنم.(نقض، چاپ دارالحدیث، ص5)</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align: justify;\">&nbsp;</p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">وقتی کتاب نقض را که عالمی شیعی و غیور در قرن ششم نوشته است، با باورهای رایج در میان شیعیان در قرن&zwnj;های اخیر می&zwnj;سنجیم، به این نتیجه می&zwnj;رسیم که تشیع امروز، همان تشیع دیروز نیست. تشیع امروز، به&zwnj;شدت تبرّایی است و حجم اختلافاتش با اهل سنت، بیشتر شده است. به قول علامه مامقانی: &laquo;بسیاری از آنچه امروز از ضروریات مذهب شمرده می&zwnj;شود، قبلا غلو محسوب می&zwnj;شد.&raquo;(تنقیح المقال، ج1، ص211ـ212)</span></span></p>","content_source":"","content_url":"","content_columns":"0","content_date_start":"2017-01-02 12:47:33","content_date_finish":"2017-01-02 12:47:33","content_date_register":"2017-01-02 13:15:30","content_date_last_edit":"2019-12-02 17:57:12","content_show_img":"1","content_show_details":"0","content_show_related_img":"0","content_show_slider":"1","content_show_title_slider":"1","content_comment":"1","content_score":"0","content_recorded":"0","content_confirmed":"0","content_status":"1","content_kind":"0","tag_id":"10115","tag_word":"معرفی کتاب,معرفی کتاب,معرفی کتاب,معرفی کتاب,معرفی کتاب وحدت اسلامی,معرفی کتاب وحدت اسلامی,معرفی کتاب وحدت اسلامی,معرفی کتاب وحدت اسلامی,عبدالجلیل قزوینی رازی,عبدالجلیل قزوینی رازی,عبدالجلیل قزوینی رازی,عبدالجلیل قزوینی رازی","tag_service":"0","tag_total":"181","tag_soundex":"","attach_token":1685160490,"attach_date_register":"2017-01-02 13:14:28","attach_id":17086,"attach_file_ext":"jpg","attach_file_header":"image/jpeg","attach_img_type":"2","attach_img_width":"740","attach_img_height":"450","attach_file_media":"1","attach_show_watermark":"1","score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"visit_count":"9846","visit_date_last":"2026-05-27 01:20:34","attach_title":"تشیع به روایت عبدالجلیل قزوینی رازی، مذهبی است که ما اکنون از آن بیگانه‌ایم\r\n\r\nتشیع‌، به دو روایت 4","node_title":"اندیشه تقریب,برادری,برگزیده,شخصیت ها","ot_node_left_right":"[{\"node_id\":459, \"left\":5, \"right\":6},{\"node_id\":468, \"left\":87, \"right\":88},{\"node_id\":477, \"left\":15, \"right\":18},{\"node_id\":831, \"left\":43, \"right\":44}]","node_number":"12","allowable_node":"12","img_src":"./cache/5/attach/201701/17086_1685160490_740_450.jpg"}]]