[[{"content_id":12906,"domain_id":"0","lang_id":"fa","portal_id":"5","owner_id":"370","user_id":"405","view_accesslevel_id":"0","edit_accesslevel_id":"0","delete_accesslevel_id":"0","editor_id":"405","content_title":"کرامات نهضت حسینی\r\n\r\n از دیدگاه اهل سنت","content_number":"","content_date_event":"2016-11-02 13:41:40","content_summary":"یکی از مباحث مهم در مورد نهضت حسینی، کرامات و مکاشفه هایی می باشد که در طول تاریخ از دیرباز تا کنون مورد توجه قرار گرفته... برخی گمان می کنند این کرامات فقط در کتب شیعه نقل شده است، در حالیکه در کتب اهل سنت و از طریق راویانی از اهل سنت نیز این کرامات نقل شده است","content_summary_fill":"1","content_body":"در ایام عزای سرور و سالار شهیدان، حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام و یاران با وفایشان هستیم. یکی از مباحث مهم در مورد نهضت حسینی، کرامات و مکاشفه هایی می باشد که در طول تاریخ از دیرباز تا کنون مورد توجه قرار گرفته و توسط مولفان، مورخان و علما، نگاشته شده و در منبرها و مجالس عزا یاد شده و مورد تعظیم قرار گرفته و چه بسا باعث روی آوردن برخی افراد به سوی امام حسین علیه السلام و بیداری شان از خواب غفلت شده است. برخی گمان می کنند این کرامات فقط در کتب شیعه نقل شده است، در حالیکه در کتب اهل سنت و از طریق راویانی از اهل سنت نیز این کرامات نقل شده است که به چند مورد اشاره می کنیم:&nbsp;\r\n\r\nعقوبت سریع برخی جنایتکاران\r\n\r\nبنابر احادیث نبوی قاتلان امام حسین(ع) به عذاب اخروی معذب خواهند گردید و بر اساس باور بسیاری از مسلمانان، قابل بخشش و گذشت نیستند. افزون بر این در مورد عقوبت دنیوی برخی آن ها نیز در منابع اهل سنت روایاتی رسیده است. طبری به عنوان کهن ترین ونخستین منبع تاریخ حادثه کربلا، از ابو مخنف نقل می کند : شخصی به نام اسحاق بن حیوه الحضری که پس از شهادت آن حضرت، اقدام به درآوردن و ربودن پیراهن وی کرده بود، به بیماری &laquo;برص&raquo; مبتلا گردید. احبش بن مرثد بن علقمه نیز که اجساد پاک شهدای کربلا وجسم مطهر سید الشهدا(ع) را لگد مال کرده بود، در مهلت اندکی با تیری از غیب که به قلبش اصابت کرد وآن را فلج نمود، مرد.(تاریخ طبری، ج 5، ص 454 &ndash; 455 )\r\n\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n\r\n\r\nنورانی شدن مطبخ و طواف پرندگان\r\n\r\n\r\nپس از آن که حسین بن علی(ع) از روی زین بر زمین گرم کربلا افتاد خولی بن یزید نخستین فردی بود که مأموریت یافت تا سر مبارک آن حضرت را از بدنش جدا سازد. او باهمه تلاش وجرأتی که به خرج داد، دچار رعشه شدید دست گردید و نتوانست بر این جنایت موفق گردد. سر انجام سنان بن انس یا شمربن ذی الجوشن مرتکب آن گردید وآن را به خولی داد.\r\n\r\nخولی با در اختیار گرفتن سر مبارک، پیش از دیگران و به تنهایی راهی کوفه گردید و بعد از آن که دیرهنگام به دارالإماره رسید و با در بسته مواجه گردید به سوی خانه اش شتافت وآن را در تنور خانه اش پنهان ساخت. او دو همسر داشت ؛ یکی از طایفه بنی اسد و دیگری از حضر یمین که به نام انلودر بنت مالک بن عقرب خوانده می شد و آن شب را باید با او می خفت. همسر اخیر خود نقل می کند خولی وارد منزل شد و سر مبارک حسین(ع) را در تنور گذاشته بود و به اطاقش داخل گردید و به سوی بستر امد و قصد خوابیدن کرد. پرسیدم :چه خبر؟ چیزی پیشت است؟ او در جواب گفت : با ثروت جهانی نزد تو آمده ام. این سر حسین(ع) است که وارد خانه کرده ام. من گفتم : وای برتو! دیگران با طلا و نقره به خانه می آیند، تو با سر فرزند پیغمبر(ص). نه به خدا هرگز پس از این سر من و تو در یک(بالشت) جمع نخواهد شد. او افزوده است: از رخت خوابم بلند شدم و از منزل بیرون رفتم. او زن اسدی را دعوت کرد و نزدش رفت. من نشستم و داشتم نگاه می کردم. به خدا سوگند مرتب نور و روشنایی را مشاهده کردم که چون ستونی، از تنور به سوی آسمان می درخشید و همین طور پرندگان سفیری را مشاهده کردم که در اطراف تنور طواف می کردند.(همان)\r\n\r\nتبدیل شدن خاک به خون\r\n\r\nبنا به روایت ام سلمه، پیامبر اکرم(ص) به او ظرفی داده بود که در درون آن خاک قرار داشت و فرموده بود هر گاه خاک درون آن تبدیل به خون گردید، بدان که فرزندم در کربلا شهید شده است. ام سلمه می گوید : روزی مشاهده کردم که خاک درون آن ظرف به خون تبدیل شد. با دیدن آن، فهمیدم امام حسین(ع) شهید شده است. اخبار و گزارش های بعدی ثابت کرد که آن زمان، دقیقا مصادف شهادت حضرت بوده است.\r\n\r\nترمذی از سلمی و از ام سلمه روایت کرده که ام سلمه را گریان دیدم. پرسیدم چه چیز تو را به گریه وا داشته است؟ گفت: در عالم رؤیا پیامبر(ص) را با سر ومحاسن خاک آلود مشاهده کردم. گفتم: شما را چه شده است ای فرستاده خدا؟ فرمود: چند لحظه پیش قتل حسین (ع)را مشاهده کردم.\r\n\r\nبیهقی در دلائل النبوه آورده است که ابن عباس نقل کرده که پیامبر(ص) را در وسط روز، در حال پریشان و رنگ پریده مشاهده کردم، درحالی که در دستش ظرفی قرار داشت که درآن خون بود. عرض کردم: مادرم وپدرم به فدایت! این چه حالی است؟ فرمود: این خون حسین(ع) و یارانش است وآن روز را بعد از رسیدن خبر شهادت حسین(ع) محاسبه کردم، به دست آوردم که دقیقا روز عاشورا بوده است.(تاریخ خلفا، ص 208) &nbsp;\r\n\r\nسو گواری جن\r\n\r\nابوالنعیم اصفهانی در دلائل النبوه از ام سلمه نقل کرده که گفته است: خودم شنیدم که جن برای حسین(ع) سو گواری می کرد و می گریست. ثعلب در امالی خویش از طریق جناب الکبلی روایت کرده است ک در کربلا دیدم که به یکی از مردان اشراف عرب گفته شد: به من خبر رسیده که تو، سوگواری و نوحه خوانی جن را شنیده ای؟ او گفت هیچ کسی را در شهر نمی بینی، مگر آن که خواهد گفت آن را شنیده است. گفتم: پس به من خبر بده آن چه که خود شنیده ای؟ گفت: از آنان شنیدم که می گفتند:\r\n\r\nپیامبر خدا جینش را مسح می نمود&nbsp;&nbsp; &nbsp;\r\n\r\nپس برای او گونه های نورانی بوده است&nbsp;\r\nوالدین او از برتران قریش بودند&nbsp;\r\nوجدش بهترین اجداد بوده است.(همان)\r\n\r\nتاثیرات گوناگون اجرام آسمانی\r\n\r\nسیوطی نقل می کند هنگامی که حسین(ع)&nbsp; به قتل رسید، جهان هفت روز به حالت توقف در آمد. در روز عاشورا، آفتاب کسوف کرد و فضای آسمان به مدت شش ماه سرخ گردید. این امر پس از قتل آن حضرت عارض شد و هم چنان سرخ دیده می شد و قبل از شهادت او، هرگز چنان مشاهده نشده بود. سیارات، بعضی، بعض دیگر را می زد و تصادم داشت.(تاریخ طبری، ج 5، ص 393)\r\n\r\nطبری می نویسد پس از شهادت امام حسین (ع)،مدت دو تا سه ماه اوضاع آسمان و اجرام آن نابسمان گردید و از زمان طلوع آفتاب تا ساعاتی افق آسمان رنگ خون به خود می گرفت.(تاریخ خلفا، ص 207)\r\n\r\nتأثیرات زمینی\r\n\r\nرؤیت خون در زیر سنگ های بیت المقدس، در منابع گوناگون اهل سنت آمده است، چنان که هیچ سنگی از بیت المقدس برداشته نشد، مگر آن که زیر آن خون غلیظ مشاهده گردید. همین طور مهماتی که در لشکر عمر سعد بود، به خاکستر تبدیل گردید و شتری را که می خواستند نحر کنند، گوشت آن را مشتی آتش یافتند و وقتی آن را پختند، مانند علقم گردید. مردی در مورد حسین (ع) اهانت روا داشت، با تصادم دو ستاره در آسمان، بینایی اش را از دست داد(همان)\r\n\r\nسوگواری و مرثیه خوانی غیبی\r\n\r\nیکی از موضاعاتی که در منابع گوناگون اهل سنت در مورد حادثه بعد از عاشورا و شهادت امام حسین(ع) آمده است، سوگواری مرثیه خوانی غیبی است. این روایات، حتی اشعار خوانده شده را نقل کرده و راویان یا منابع متعدد چندان تفاوتی در متن آن نیز اظهار نداشته است(ر.ک: ترجمة الحسین مقتلة ابن سعد، ص 16)\r\n\r\nسر بریده و تلاوت قرآن\r\n\r\nیکی از پیامدهای شگفت شهادت امام حسین(ع) واز کرامات آن حضرت، تلاوت قران از سوی سر بریده وی بر فراز نیزه است. این داستان نخستین بار از سوی محمد بن منکدر از زید بن ارقم که هر دو از راویان اهل سنت هستند، نقل شده است. زید بن ارقم از اصحاب به شمار می رود و در جلسه ابن زیاد، هنگام ورود و حضور اهل بیت (علیهم السلام) نیز حضور داشت و به اهانت های ابن زیاد، به ویژه به چوب بستن سر بریده امام حسین(ع) اعتراض کرد. محمد بن منکدر نیز از جمله تابعان شمرده می شود.\r\n\r\nمحمد بن منکدر از زید بن ارقم نقل می کند که در طبقه بالای اتاق یا مغازه ای در بازار کوفه نشسته بودم. ناگهان سر و صدای بی سابقه ای از بیرون به گوش رسید. خود را کنار پنجره رسانده، به بیرون نظاره کردم، دیدم سرهای بریده شهدای کربلا، پیشاپیش و اسیران کربلا در عقب کاروان در حال عبور هستند. در میان سرهای بریده، سر بریده ای که با لحن خوش و صوت عالی قرآن تلاوت می نمود، توجهم را جلب کرد... دقت کردم، آیه مورد تلاوت این بو (أم حَسِبتَ أَنَّ أصحابَ الکَهفِ و الرَقیمِ کَانوا مِن آیَاتینا عَجَبا ) سر بریده ای که این آیه را تلاوت می کرد، رأس مبارک ابا عبدالله الحسین (ع) بود.(کمال الدین و تمام النعهمة)\r\n\r\nدر جریان حضور اهل بیت(علیهم السلام) در مجلس یزید در شام و سوء رفتار او با اسیران، به ویژه سر بریده سید الشهداء نیز گزارش شده است که سر مبارک، به تلاوت آیاتی از قران مجید پرداخت از جمله &laquo;و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون&raquo;. در موارد دیگر ، از جمله پس از بریده شدن یا در طول مسیر به کوفه و شام نیز قرآن خواندن سر بریده امام حسین(ع) گزارش شده است.\r\n\r\nاین بود برخی از کرامات یاد شده نهضت حسینی از طریق اهل سنت، که از نظر شما گذشت. فقط یادمان باشد در مجالس عزای حضرت آنگونه که شایسته هست رفتار کنیم و شناخت و دلدادگی نسبت به سالار شهیدان را مختص خود ندانسته و به این باور داشته باشیم که:\r\n\r\n&quot;این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست\r\n\r\nاین چه شمعی ست که جانها همه پروانه اوست&quot;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nبرگرفته از &laquo;کتاب انقلاب کربلا از دیدگاه اهل سنت، ص 262 - 270 &raquo;\r\n\r\n&nbsp;","content_html":"<p style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">در ایام عزای سرور و سالار شهیدان، حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام و یاران با وفایشان هستیم. یکی از مباحث مهم در مورد نهضت حسینی، کرامات و مکاشفه هایی می باشد که در طول تاریخ از دیرباز تا کنون مورد توجه قرار گرفته و توسط مولفان، مورخان و علما، نگاشته شده و در منبرها و مجالس عزا یاد شده و مورد تعظیم قرار گرفته و چه بسا باعث روی آوردن برخی افراد به سوی امام حسین علیه السلام و بیداری شان از خواب غفلت شده است. برخی گمان می کنند این کرامات فقط در کتب شیعه نقل شده است، در حالیکه در کتب اهل سنت و از طریق راویانی از اهل سنت نیز این کرامات نقل شده است که به چند مورد اشاره می کنیم:&nbsp;</span></span></p>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><strong><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"color:#0000FF;\"><span style=\"font-size: 14px;\">عقوبت سریع برخی جنایتکاران</span></span></span></strong></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">بنابر احادیث نبوی قاتلان امام حسین(ع) به عذاب اخروی معذب خواهند گردید و بر اساس باور بسیاری از مسلمانان، قابل بخشش و گذشت نیستند. افزون بر این در مورد عقوبت دنیوی برخی آن ها نیز در منابع اهل سنت روایاتی رسیده است. طبری به عنوان کهن ترین ونخستین منبع تاریخ حادثه کربلا، از ابو مخنف نقل می کند : شخصی به نام اسحاق بن حیوه الحضری که پس از شهادت آن حضرت، اقدام به درآوردن و ربودن پیراهن وی کرده بود، به بیماری &laquo;برص&raquo; مبتلا گردید. احبش بن مرثد بن علقمه نیز که اجساد پاک شهدای کربلا وجسم مطهر سید الشهدا(ع) را لگد مال کرده بود، در مهلت اندکی با تیری از غیب که به قلبش اصابت کرد وآن را فلج نمود، مرد.(تاریخ طبری، ج 5، ص 454 &ndash; 455 )</span></span></div>\r\n\r\n<div>\r\n<p style=\"text-align: justify;\">&nbsp;</p>\r\n\r\n<p style=\"text-align: center;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><img alt=\"\" src=\"/file/5/attach201611414888192416717.jpg\" style=\"width: 100%;\" /></span></p>\r\n\r\n<p style=\"text-align: justify;\"><strong style=\"background-color: transparent;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#0000FF;\">نورانی شدن مطبخ و طواف پرندگان</span></span></span></strong></p>\r\n</div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">پس از آن که حسین بن علی(ع) از روی زین بر زمین گرم کربلا افتاد خولی بن یزید نخستین فردی بود که مأموریت یافت تا سر مبارک آن حضرت را از بدنش جدا سازد. او باهمه تلاش وجرأتی که به خرج داد، دچار رعشه شدید دست گردید و نتوانست بر این جنایت موفق گردد. سر انجام سنان بن انس یا شمربن ذی الجوشن مرتکب آن گردید وآن را به خولی داد.</span></span></div>\r\n\r\n<p style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">خولی با در اختیار گرفتن سر مبارک، پیش از دیگران و به تنهایی راهی کوفه گردید و بعد از آن که دیرهنگام به دارالإماره رسید و با در بسته مواجه گردید به سوی خانه اش شتافت وآن را در تنور خانه اش پنهان ساخت. او دو همسر داشت ؛ یکی از طایفه بنی اسد و دیگری از حضر یمین که به نام انلودر بنت مالک بن عقرب خوانده می شد و آن شب را باید با او می خفت.</span><span style=\"font-size:14px;\"> همسر اخیر خود نقل می کند خولی وارد منزل شد و سر مبارک حسین(ع) را در تنور گذاشته بود و به اطاقش داخل گردید و به سوی بستر امد و قصد خوابیدن کرد. پرسیدم :چه خبر؟ چیزی پیشت است؟ او در جواب گفت : با ثروت جهانی نزد تو آمده ام. این سر حسین(ع) است که وارد خانه کرده ام. من گفتم : وای برتو! دیگران با طلا و نقره به خانه می آیند، تو با سر فرزند پیغمبر(ص). نه به خدا هرگز پس از این سر من و تو در یک(بالشت) جمع نخواهد شد. او افزوده است: از رخت خوابم بلند شدم و از منزل بیرون رفتم. او زن اسدی را دعوت کرد و نزدش رفت. من نشستم و داشتم نگاه می کردم. به خدا سوگند مرتب نور و روشنایی را مشاهده کردم که چون ستونی، از تنور به سوی آسمان می درخشید و همین طور پرندگان سفیری را مشاهده کردم که در اطراف تنور طواف می کردند.(همان)</span></span></p>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><strong><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"color:#0000FF;\"><span style=\"font-size: 14px;\">تبدیل شدن خاک به خون</span></span></span></strong></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">بنا به روایت ام سلمه، پیامبر اکرم(ص) به او ظرفی داده بود که در درون آن خاک قرار داشت و فرموده بود هر گاه خاک درون آن تبدیل به خون گردید، بدان که فرزندم در کربلا شهید شده است. ام سلمه می گوید : روزی مشاهده کردم که خاک درون آن ظرف به خون تبدیل شد. با دیدن آن، فهمیدم امام حسین(ع) شهید شده است. اخبار و گزارش های بعدی ثابت کرد که آن زمان، دقیقا مصادف شهادت حضرت بوده است.</span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">ترمذی از سلمی و از ام سلمه روایت کرده که ام سلمه را گریان دیدم. پرسیدم چه چیز تو را به گریه وا داشته است؟ گفت: در عالم رؤیا پیامبر(ص) را با سر ومحاسن خاک آلود مشاهده کردم. گفتم: شما را چه شده است ای فرستاده خدا؟ فرمود: چند لحظه پیش قتل حسین (ع)را مشاهده کردم.</span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">بیهقی در دلائل النبوه آورده است که ابن عباس نقل کرده که پیامبر(ص) را در وسط روز، در حال پریشان و رنگ پریده مشاهده کردم، درحالی که در دستش ظرفی قرار داشت که درآن خون بود. عرض کردم: مادرم وپدرم به فدایت! این چه حالی است؟ فرمود: این خون حسین(ع) و یارانش است وآن روز را بعد از رسیدن خبر شهادت حسین(ع) محاسبه کردم، به دست آوردم که دقیقا روز عاشورا بوده است.(تاریخ خلفا، ص 208) &nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><strong><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"color:#0000FF;\"><span style=\"font-size: 14px;\">سو گواری جن</span></span></span></strong></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">ابوالنعیم اصفهانی در دلائل النبوه از ام سلمه نقل کرده که گفته است: خودم شنیدم که جن برای حسین(ع) سو گواری می کرد و می گریست. ثعلب در امالی خویش از طریق جناب الکبلی روایت کرده است ک در کربلا دیدم که به یکی از مردان اشراف عرب گفته شد: به من خبر رسیده که تو، سوگواری و نوحه خوانی جن را شنیده ای؟ او گفت هیچ کسی را در شهر نمی بینی، مگر آن که خواهد گفت آن را شنیده است. گفتم: پس به من خبر بده آن چه که خود شنیده ای؟ گفت: از آنان شنیدم که می گفتند:</span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">پیامبر خدا جینش را مسح می نمود&nbsp;&nbsp; &nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<p style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">پس برای او گونه های نورانی بوده است&nbsp;<br />\r\nوالدین او از برتران قریش بودند&nbsp;<br />\r\nوجدش بهترین اجداد بوده است.(همان)</span></span></p>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><strong><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"color:#0000FF;\"><span style=\"font-size: 14px;\">تاثیرات گوناگون اجرام آسمانی</span></span></span></strong></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">سیوطی نقل می کند هنگامی که حسین(ع)&nbsp; به قتل رسید، جهان هفت روز به حالت توقف در آمد. در روز عاشورا، آفتاب کسوف کرد و فضای آسمان به مدت شش ماه سرخ گردید. این امر پس از قتل آن حضرت عارض شد و هم چنان سرخ دیده می شد و قبل از شهادت او، هرگز چنان مشاهده نشده بود. سیارات، بعضی، بعض دیگر را می زد و تصادم داشت.(تاریخ طبری، ج 5، ص 393)</span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">طبری می نویسد پس از شهادت امام حسین (ع)،مدت دو تا سه ماه اوضاع آسمان و اجرام آن نابسمان گردید و از زمان طلوع آفتاب تا ساعاتی افق آسمان رنگ خون به خود می گرفت.(تاریخ خلفا، ص 207)</span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><strong><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"color:#0000FF;\"><span style=\"font-size: 14px;\">تأثیرات زمینی</span></span></span></strong></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">رؤیت خون در زیر سنگ های بیت المقدس، در منابع گوناگون اهل سنت آمده است، چنان که هیچ سنگی از بیت المقدس برداشته نشد، مگر آن که زیر آن خون غلیظ مشاهده گردید. همین طور مهماتی که در لشکر عمر سعد بود، به خاکستر تبدیل گردید و شتری را که می خواستند نحر کنند، گوشت آن را مشتی آتش یافتند و وقتی آن را پختند، مانند علقم گردید. مردی در مورد حسین (ع) اهانت روا داشت، با تصادم دو ستاره در آسمان، بینایی اش را از دست داد(همان)</span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><strong><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"color:#0000FF;\"><span style=\"font-size: 14px;\">سوگواری و مرثیه خوانی غیبی</span></span></span></strong></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">یکی از موضاعاتی که در منابع گوناگون اهل سنت در مورد حادثه بعد از عاشورا و شهادت امام حسین(ع) آمده است، سوگواری مرثیه خوانی غیبی است. این روایات، حتی اشعار خوانده شده را نقل کرده و راویان یا منابع متعدد چندان تفاوتی در متن آن نیز اظهار نداشته است(ر.ک: ترجمة الحسین مقتلة ابن سعد، ص 16)</span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><strong><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"color:#0000FF;\"><span style=\"font-size: 14px;\">سر بریده و تلاوت قرآن</span></span></span></strong></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">یکی از پیامدهای شگفت شهادت امام حسین(ع) واز کرامات آن حضرت، تلاوت قران از سوی سر بریده وی بر فراز نیزه است. این داستان نخستین بار از سوی محمد بن منکدر از زید بن ارقم که هر دو از راویان اهل سنت هستند، نقل شده است. زید بن ارقم از اصحاب به شمار می رود و در جلسه ابن زیاد، هنگام ورود و حضور اهل بیت (علیهم السلام) نیز حضور داشت و به اهانت های ابن زیاد، به ویژه به چوب بستن سر بریده امام حسین(ع) اعتراض کرد. محمد بن منکدر نیز از جمله تابعان شمرده می شود.</span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">محمد بن منکدر از زید بن ارقم نقل می کند که در طبقه بالای اتاق یا مغازه ای در بازار کوفه نشسته بودم. ناگهان سر و صدای بی سابقه ای از بیرون به گوش رسید. خود را کنار پنجره رسانده، به بیرون نظاره کردم، دیدم سرهای بریده شهدای کربلا، پیشاپیش و اسیران کربلا در عقب کاروان در حال عبور هستند. در میان سرهای بریده، سر بریده ای که با لحن خوش و صوت عالی قرآن تلاوت می نمود، توجهم را جلب کرد... دقت کردم، آیه مورد تلاوت این بو (أم حَسِبتَ أَنَّ أصحابَ الکَهفِ و الرَقیمِ کَانوا مِن آیَاتینا عَجَبا ) سر بریده ای که این آیه را تلاوت می کرد، رأس مبارک ابا عبدالله الحسین (ع) بود.(کمال الدین و تمام النعهمة)</span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">در جریان حضور اهل بیت(علیهم السلام) در مجلس یزید در شام و سوء رفتار او با اسیران، به ویژه سر بریده سید الشهداء نیز گزارش شده است که سر مبارک، به تلاوت آیاتی از قران مجید پرداخت از جمله &laquo;و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون&raquo;. در موارد دیگر ، از جمله پس از بریده شدن یا در طول مسیر به کوفه و شام نیز قرآن خواندن سر بریده امام حسین(ع) گزارش شده است.</span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">این بود برخی از کرامات یاد شده نهضت حسینی از طریق اهل سنت، که از نظر شما گذشت. فقط یادمان باشد در مجالس عزای حضرت آنگونه که شایسته هست رفتار کنیم و شناخت و دلدادگی نسبت به سالار شهیدان را مختص خود ندانسته و به این باور داشته باشیم که:</span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">&quot;این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست</span></span></div>\r\n\r\n<p style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">این چه شمعی ست که جانها همه پروانه اوست&quot;</span></span></p>\r\n\r\n<p style=\"text-align: justify;\">&nbsp;</p>\r\n\r\n<p style=\"text-align: justify;\"><span style=\"color:#FF8C00;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size: 12px;\"><span style=\"font-style: normal; font-variant-ligatures: normal; font-variant-caps: normal; font-weight: normal; letter-spacing: normal; text-align: justify; text-indent: 0px; text-transform: none; white-space: normal; word-spacing: 0px; -webkit-text-stroke-width: 0px; background-color: rgb(255, 255, 255); float: none; display: inline !important;\">برگرفته از &laquo;کتاب انقلاب کربلا از دیدگاه اهل سنت، ص 262 - 270</span> &raquo;</span></span></span></p>\r\n\r\n<p style=\"text-align: justify;\">&nbsp;</p>","content_source":"","content_url":"","content_columns":"0","content_date_start":"2016-11-02 13:41:40","content_date_finish":"2016-11-02 13:41:40","content_date_register":"2016-11-02 14:04:53","content_date_last_edit":"2019-12-02 19:03:07","content_show_img":"1","content_show_details":"0","content_show_related_img":"0","content_show_slider":"1","content_show_title_slider":"1","content_comment":"1","content_score":"0","content_recorded":"0","content_confirmed":"0","content_status":"1","content_kind":"0","tag_id":"13785","tag_word":"امام حسین از منظر اهل سنت,امام حسین از منظر اهل سنت,امام حسین از منظر اهل سنت,امام حسین نزد اهل سنت,امام حسین نزد اهل سنت,امام حسین نزد اهل سنت","tag_service":"0","tag_total":"102","tag_soundex":"","attach_token":1678134364,"attach_date_register":"2016-11-02 14:02:22","attach_id":16716,"attach_file_ext":"jpg","attach_file_header":"image/jpeg","attach_img_type":"2","attach_img_width":"740","attach_img_height":"450","attach_file_media":"1","attach_show_watermark":"1","score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"visit_count":"9282","visit_date_last":"2026-05-27 00:23:14","attach_title":"کرامات نهضت حسینی از دیدگاه اهل سنت 2","node_title":"برگزیده,سیره اهل بیت(ع),شخصیت ها","ot_node_left_right":"[{\"node_id\":468, \"left\":87, \"right\":88},{\"node_id\":477, \"left\":15, \"right\":18},{\"node_id\":829, \"left\":39, \"right\":40}]","node_number":"6","allowable_node":"6","img_src":"./cache/5/attach/201611/16716_1678134364_740_450.jpg"}]]