[[{"content_id":12895,"domain_id":"0","lang_id":"fa","portal_id":"5","owner_id":"370","user_id":"405","view_accesslevel_id":"0","edit_accesslevel_id":"0","delete_accesslevel_id":"0","editor_id":"405","content_title":"امام سجاد علیه‌السلام در بیان بزرگ عارف غزنین","content_number":"","content_date_event":"2016-10-29 05:38:36","content_summary":"ابوالحسن علی هجویری غزنوی» از عرفای سرشناس قرن پنجم است. هجویری به لحاظ مذهب، پیرو مذهب حنفی بود و گفته شده از لحاظ کلامی پیرو اشعریان بوده است. ایشان در کشف المحجوب، امام سجاد علیه السلام را به بزرگی یاد کرده و وارث نبوت معرفی می‌نماید","content_summary_fill":"1","content_body":"* محمد افتخاری\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nابوالحسن علی هجویری غزنوی&raquo; نگارنده کتاب گران سنگ &laquo;کشف المحجوب&raquo;، از عرفای سرشناس قرن پنجم است.\r\n\r\nگفته شده ایشان در خانواده&zwnj;ای معروف به زهد و تقوی در غزنین به دنیا آمد. وی را &laquo;ابوالحسن علی بن عثمان بن ابی الجلاّبی&laquo; نیز خوانده&zwnj;اند زیرا در شهر غزنین آن زمان که 2 محله به نام &laquo;جلاب&raquo; و &laquo;هجویر&raquo; داشت، خانواده ایشان در هر 2 سکونت داشته&zwnj;اند. ایشان در کشف المحجوب نیز بارها خود را &laquo;علی&zwnj;بن عثمان جلابی&raquo; نامیده است. وی در سن جوانی علوم رایج عصر خود از جمله قرآن، حدیث، تفسیر، فقه و کلام را آموخت. در سفری به عراق &zwnj; که به قول خود &laquo;اندر طلب دنیا و فنای آن ناباکی می&zwnj;کرد&raquo; سیدی به وی نامه نوشت و وی را از هوس&zwnj;ها و دل مشغولی به دنیا برحذر داشت، همین نامه سبب توبه وی شد. برخی قائل&zwnj;اند ایشان با بسیاری از استادان طریقت مانند شیخ &laquo;ابوالقاسم عبدالکریم قشیری&raquo; و شیخ &laquo;ابوسعید ابوالخیر&raquo; و شیخ &laquo;ابوعلی فارمدی&raquo; (فریومدی) و دیگر بزرگان و محدثان ملاقات کرده و هم&zwnj; صحبت بود. هجویری از بسیاری از شهرهای جهان اسلام، از شام تا &laquo;ترکستان&raquo; و از دریای قزوین (دریای خزر) تا جایی که اکنون پاکستان نامیده می&zwnj;شود، دیدن کرد و با عرفا و مشایخ بسیاری در عراق و شام و ماوراء النهر و خراسان ملاقات نمود و بالاخره در شهر &laquo;لاهور&raquo; پاکستان به سال 465 یا 469 درگذشت. هجویری به لحاظ مذهب، پیرو مذهب حنفی بود و گفته شده از لحاظ کلامی پیرو اشعریان بوده است. اما آنچه در این میان مورد توجه ماست، دیدگاه این عارف اهل سنت، نسبت به امام سجاد علیه السلام می باشد که بسی جای تامل دارد و حاکی از ارادت ایشان نسبت به اهل بیت علیهم السلام است.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nایشان در کشف المحجوب، امام سجاد علیه السلام را به بزرگی یاد کرده و وارث نبوت معرفی می&zwnj;نماید. معرفی وی چنین است: &laquo;وارث نبوّت و چراغ امّت &laquo;سیّد مظلوم و امام محروم زین العباد و شمع الاوتاد ابو الحسن على بن الحسین بن على بن&zwnj;ابى&zwnj;طالب (رضى&zwnj;اللّه عنهم اکرم و اعبد)&nbsp;اهل زمانه خود بود و وى مشهورست به کشف حقایق و نطق دقایق&raquo; سپس در ادامه برای اینکه دقت نظر امام زین&zwnj;العابدین علیه السلام را بفهماند، نکته ای لطیف را از حضرت ارائه می دهد.\r\n\r\nوی می&zwnj;نویسد: &laquo;از وى پرسیدند که سعیدترین دنیا و آخرت کیست؟ گفت من اذا رضى لم یحمله رضاه على الباطل و اذا سخط لم یخرجه سخطه من الحقّ آنکه بر باطل راضى نبود چون راضى شود خشمش از حقّ بیرون نیارد چون خشمگین شود و این از اوصاف کمال مستقیمان است ز آنچه رضا دادن به باطل باطل بود و دست به داشتن حقّ اندر حال خشم باطل و مؤمن مبطل نباشد&raquo;.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nایشان در ادامه به واقعه کربلا و حضور امام سجاد علیه السلام در مجلس یزید ملعون اشاره می&zwnj;کند&zwnj;: &laquo;چون حسین على را با فرزندان وى رضوان اللّه علیهم اندر کربلا بکشتند جز وى کسى نماند که بر عورات قیّم بودى و او بیمار بود. و...چون ایشان را بر اشتران برهنه بدمشق اندر آوردند پیش یزید بن معاویه اخزاه اللّه یکى وی را گفت کیف اصبحتم یا علىّ و یا اهل بیت الرحمة قال اصبحنا من قومنا بمنزلة قوم موسى من آل فرعون یذبّحون ابناءنا و یستحیون نساءنا فلا ندرى صباحنا من مساءنا و هذا من حقیقة بلاءنا. بامدادتان چون بود یا على و با اهل بیت رحمت؟ گفت بامداد ما از جفاى قوم خود چون بامداد قوم موسى از بلاء قوم فرعون بود که فرزندان ایشان را مى&rlm;کشتند و... تا نه بامداد و نه شبانگاه مى&rlm;شناسیم و این از حقیقت بلاء ماست و ما مر خداوند را جلّ جلاله شکر گوئیم بر نعمت&zwnj;هاى وى و حمد کنیم بر بلیّات وى.&raquo;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nآری جناب &laquo;هجویری&raquo; تلخی واقعه کربلا را از زبان حضرت بیان نموده و در مورد شخصیت امام سجاد علیه السلام، حکایتی را نقل می&zwnj;کند که در کتب شیعه نیز نقل شده است و شعر &laquo;فرزدق&raquo; را نیز در پایان آن می آورد: &laquo;و اندر حکایاتست که هشام بن عبد الملک بن مروان سالى به حجّ آمد خانه را طواف می&zwnj;کرد خواست تا حجر ببوسد از زحمت خلق راه نیافت.آنکاه بر منبر شد و خطبه کرد آنگاه زین&zwnj;العابدین على&zwnj;بن&zwnj;الحسین (رض) به مسجد اندر آمد با روى مقمّر و خدّى منوّر و جامه معطّر و ابتدا طواف کرد چون به نزدیک&rlm; حجر فراز رسید، مردمان مر تعظیم &nbsp;حجر را خالى کردند تا وى مر آن را ببوسید مردى از اهل شام چون آن هیئت بدید با هشام گفت یا امیرالمؤمنین تو را به حجر&nbsp;راه ندادند که امیرى، آن جوان خوب&rlm;روى که بود که بیامد مردمان جمله از حجر در رمیدند و جاى خالى کردند؟\r\n\r\nهشام گفت: من او را نشناسم و مرادش آن بود تا اهل شام مر او را نشناسند و بدو تولّى نکنند و به امارت وى رغبت ننمایند &laquo;فرزدق&raquo; شاعر آنجا ایستاده بود گفت من او را شناسم گفتند آن کیست؟\r\n\r\nیا با فراس ما را خبر ده که سخت مهیب جوانى دیدیم وى را.\r\n\r\nفرزدق گفت: شما گوش دارید تا بارتجال صفت نسبت وى کنم شعر\r\n\r\nهذا الّذى تعرف البطحاء وطاءته&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;\r\n\r\nو الحلّ یعرفه و البیت و الحرم&rlm;\r\n\r\nهذا ابن خیر عباد اللّه کلّهم &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp;\r\n\r\nهذا التقىّ النقىّ الطاهر العلم&rlm;\r\n\r\nهذا ابن فاطمة الزهراء و یحکم &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp;\r\n\r\nو ابن الرضىّ علىّ خیرکم قدم&rlm;\r\n\r\nاذا رأته قریش قال قائلها&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;\r\n\r\nالى مکارم هذا ینتهى الکرم&rlm;\r\n\r\nینمى الى ذروة العزّ الّتى قصرت&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;\r\n\r\nعن نیلها عرب الاسلام و العجم&rlm;\r\n\r\nمن جدّه دان فضل الانبیاء له&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;\r\n\r\nو فضل امّته دانت له الامم&rlm;\r\n\r\nینشقّ نور الدجى عن نور طلعته&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;\r\n\r\nکالشمس ینجاب عن اشراقها الظلم&rlm;\r\n\r\n&nbsp;...........\r\n\r\nهم الغیوث اذا ما ازمة ازمت&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;\r\n\r\nو الأسد اسد الشرى و الباس یحتلم&rlm;\r\n\r\nمن معشر حبّهم دین و بغضهم&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;\r\n\r\nکفر و قربهم منجى و معتصم&rlm;\r\n\r\nان عدّ اهل التقى کانوا ائمّتهم&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;\r\n\r\nاو قیل من خیر اهل الارض قیل هم&raquo;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nبعد از اینکه این شعر زیبای فرزدق را می&zwnj;آورد به ادامه حکایت و قدردانی امام سجاد علیه السلام از ایشان نیز اشاره می کند: &laquo;در مدح وى بیتى چند بگفت و وى را و اهل بیت پیغمبر را هم بستود. هشام با وى خشم گرفت و بفرمود تا وى را بعسفان حبس کردند و آن جائیست میان مکّه و مدینه این خبر همچنانکه بود بعینه بدو نقل کردند بفرمود تا دوازده هزار درم بدو بردند. گفت او را بگوئید یا با فراس ما را معذور دار که ما ممتحنانیم و بیش ازین چیزى معلوم نداشتیم که به تو فرستادیم.\r\n\r\nفرزدق آن سیم باز فرستاد و گفت یا پسر پیغامبر خداى، من از براى سیم اشعار بسیار گفته بودم و اندر آن مدایح دروغ آورده، من این ابیات مر کفارت بعضى از آن را گفتم از براى خداى و دوستى رسول و فرزندان وى را. چون پیغام به زین العابدین بردند گفت بازگردید و این سیم باز برید و بگوئید یا با فراس اگر ما را دوست دارى مپسند که ما باز گردیم بدان چیزى که بداده باشیم و از ملک خود بیرون کرده. آنگاه فرزدق آن سیم بستد و بپذیرفت.&raquo;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nجناب هجویری در آخر جمله&zwnj;ای راجع به امام سجاد علیه السلام می&zwnj;فرماید که قابل توجه و تامل هست و نیز از عشق و محبت این عارف اهل سنت نسبت به امام زین العابدین حکایت می&zwnj;کند: &laquo;و مناقب آن سیّد بیش از آنست کى آن را جمع توان کرد و اللّه اعلم&raquo; یعنی فقط خداوند به مناقب امام سجاد علیه السلام آگاه است.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nمنبع: خبرگزاری فارس\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n\r\n\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n\r\n\r\n\r\n\r\n\r\n&nbsp;","content_html":"<p class=\"rtejustify\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"color:#0000FF;\"><span style=\"font-size: 12px;\"><span style=\"font-family: iranian sans;\">* محمد افتخاری</span></span></span></p>\r\n\r\n<p class=\"rtejustify\" style=\"text-align: justify;\">&nbsp;</p>\r\n\r\n<p class=\"rtejustify\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iranian sans;\">ابوالحسن علی هجویری غزنوی&raquo; نگارنده کتاب گران سنگ &laquo;کشف المحجوب&raquo;، از عرفای سرشناس قرن پنجم است.</span></span></p>\r\n\r\n<p class=\"rtejustify\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iranian sans;\">گفته شده ایشان در خانواده&zwnj;ای معروف به زهد و تقوی در غزنین به دنیا آمد. وی را &laquo;ابوالحسن علی بن عثمان بن ابی الجلاّبی&laquo; نیز خوانده&zwnj;اند زیرا در شهر غزنین آن زمان که 2 محله به نام &laquo;جلاب&raquo; و &laquo;هجویر&raquo; داشت، خانواده ایشان در هر 2 سکونت داشته&zwnj;اند. ایشان در کشف المحجوب نیز بارها خود را &laquo;علی&zwnj;بن عثمان جلابی&raquo; نامیده است. وی در سن جوانی علوم رایج عصر خود از جمله قرآن، حدیث، تفسیر، فقه و کلام را آموخت.</span></span><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iranian sans;\"> در سفری به عراق &zwnj; که به قول خود &laquo;اندر طلب دنیا و فنای آن ناباکی می&zwnj;کرد&raquo; سیدی به وی نامه نوشت و وی را از هوس&zwnj;ها و دل مشغولی به دنیا برحذر داشت، همین نامه سبب توبه وی شد.</span></span><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iranian sans;\"> برخی قائل&zwnj;اند ایشان با بسیاری از استادان طریقت مانند شیخ &laquo;ابوالقاسم عبدالکریم قشیری&raquo; و شیخ &laquo;ابوسعید ابوالخیر&raquo; و شیخ &laquo;ابوعلی فارمدی&raquo; (فریومدی) و دیگر بزرگان و محدثان ملاقات کرده و هم&zwnj; صحبت بود.</span></span><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iranian sans;\"> هجویری از بسیاری از شهرهای جهان اسلام، از شام تا &laquo;ترکستان&raquo; و از دریای قزوین (دریای خزر) تا جایی که اکنون پاکستان نامیده می&zwnj;شود، دیدن کرد و با عرفا و مشایخ بسیاری در عراق و شام و ماوراء النهر و خراسان ملاقات نمود و بالاخره در شهر &laquo;لاهور&raquo; پاکستان به سال 465 یا 469 درگذشت.</span></span><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iranian sans;\"> هجویری به لحاظ مذهب، پیرو مذهب حنفی بود و گفته شده از لحاظ کلامی پیرو اشعریان بوده است. اما آنچه در این میان مورد توجه ماست، دیدگاه این عارف اهل سنت، نسبت به امام سجاد علیه السلام می باشد که بسی جای تامل دارد و حاکی از ارادت ایشان نسبت به اهل بیت علیهم السلام است.</span></span></p>\r\n\r\n<p class=\"rtejustify\" style=\"text-align: justify;\">&nbsp;</p>\r\n\r\n<p class=\"rtejustify\" style=\"text-align: center;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iranian sans;\"><img alt=\"\" src=\"/file/5/attach201610361589040816689.jpg\" style=\"width: 740px; height: 450px;\" /></span></span></p>\r\n\r\n<p class=\"rtejustify\" style=\"text-align: justify;\">&nbsp;</p>\r\n\r\n<p class=\"rtejustify\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iranian sans;\">ایشان در کشف المحجوب، امام سجاد علیه السلام را به بزرگی یاد کرده و وارث نبوت معرفی می&zwnj;نماید. معرفی وی چنین است: &laquo;وارث نبوّت و چراغ امّت &laquo;سیّد مظلوم و امام محروم زین العباد و شمع الاوتاد ابو الحسن على بن الحسین بن على بن&zwnj;ابى&zwnj;طالب (رضى&zwnj;اللّه عنهم اکرم و اعبد)&nbsp;اهل زمانه خود بود و وى مشهورست به کشف حقایق و نطق دقایق&raquo; سپس در ادامه برای اینکه دقت نظر امام زین&zwnj;العابدین علیه السلام را بفهماند، نکته ای لطیف را از حضرت ارائه می دهد.</span></span></p>\r\n\r\n<p class=\"rtejustify\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iranian sans;\">وی می&zwnj;نویسد: &laquo;از وى پرسیدند که سعیدترین دنیا و آخرت کیست؟ گفت من اذا رضى لم یحمله رضاه على الباطل و اذا سخط لم یخرجه سخطه من الحقّ آنکه بر باطل راضى نبود چون راضى شود خشمش از حقّ بیرون نیارد چون خشمگین شود و این از اوصاف کمال مستقیمان است ز آنچه رضا دادن به باطل باطل بود و دست به داشتن حقّ اندر حال خشم باطل و مؤمن مبطل نباشد&raquo;.</span></span></p>\r\n\r\n<p class=\"rtejustify\" style=\"text-align: justify;\">&nbsp;</p>\r\n\r\n<p class=\"rtejustify\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iranian sans;\">ایشان در ادامه به واقعه کربلا و حضور امام سجاد علیه السلام در مجلس یزید ملعون اشاره می&zwnj;کند&zwnj;: &laquo;چون حسین على را با فرزندان وى رضوان اللّه علیهم اندر کربلا بکشتند جز وى کسى نماند که بر عورات قیّم بودى و او بیمار بود. و...چون ایشان را بر اشتران برهنه بدمشق اندر آوردند پیش یزید بن معاویه اخزاه اللّه یکى وی را گفت کیف اصبحتم یا علىّ و یا اهل بیت الرحمة قال اصبحنا من قومنا بمنزلة قوم موسى من آل فرعون یذبّحون ابناءنا و یستحیون نساءنا فلا ندرى صباحنا من مساءنا و هذا من حقیقة بلاءنا. بامدادتان چون بود یا على و با اهل بیت رحمت؟</span></span><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iranian sans;\"> گفت بامداد ما از جفاى قوم خود چون بامداد قوم موسى از بلاء قوم فرعون بود که فرزندان ایشان را مى&rlm;کشتند و... تا نه بامداد و نه شبانگاه مى&rlm;شناسیم و این از حقیقت بلاء ماست و ما مر خداوند را جلّ جلاله شکر گوئیم بر نعمت&zwnj;هاى وى و حمد کنیم بر بلیّات وى.&raquo;</span></span></p>\r\n\r\n<p class=\"rtejustify\" style=\"text-align: justify;\">&nbsp;</p>\r\n\r\n<p class=\"rtejustify\" style=\"text-align: center;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iranian sans;\"><img alt=\"\" src=\"/file/5/attach201610362582316816687.jpg\" style=\"width: 750px; height: 500px;\" /></span></span></p>\r\n\r\n<p class=\"rtejustify\" style=\"text-align: justify;\">&nbsp;</p>\r\n\r\n<p class=\"rtejustify\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iranian sans;\">آری جناب &laquo;هجویری&raquo; تلخی واقعه کربلا را از زبان حضرت بیان نموده و در مورد شخصیت امام سجاد علیه السلام، حکایتی را نقل می&zwnj;کند که در کتب شیعه نیز نقل شده است و شعر &laquo;فرزدق&raquo; را نیز در پایان آن می آورد: &laquo;و اندر حکایاتست که هشام بن عبد الملک بن مروان سالى به حجّ آمد خانه را طواف می&zwnj;کرد خواست تا حجر ببوسد از زحمت خلق راه نیافت.</span></span><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iranian sans;\">آنکاه بر منبر شد و خطبه کرد آنگاه زین&zwnj;العابدین على&zwnj;بن&zwnj;الحسین (رض) به مسجد اندر آمد با روى مقمّر و خدّى منوّر و جامه معطّر و ابتدا طواف کرد چون به نزدیک&rlm; حجر فراز رسید، مردمان مر تعظیم &nbsp;حجر را خالى کردند تا وى مر آن را ببوسید مردى از اهل شام چون آن هیئت بدید با هشام گفت یا امیرالمؤمنین تو را به حجر&nbsp;راه ندادند که امیرى، آن جوان خوب&rlm;روى که بود که بیامد مردمان جمله از حجر در رمیدند و جاى خالى کردند؟</span></span></p>\r\n\r\n<p class=\"rtejustify\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iranian sans;\">هشام گفت: من او را نشناسم و مرادش آن بود تا اهل شام مر او را نشناسند و بدو تولّى نکنند و به امارت وى رغبت ننمایند &laquo;فرزدق&raquo; شاعر آنجا ایستاده بود گفت من او را شناسم گفتند آن کیست؟</span></span></p>\r\n\r\n<p class=\"rtejustify\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iranian sans;\">یا با فراس ما را خبر ده که سخت مهیب جوانى دیدیم وى را.</span></span></p>\r\n\r\n<p class=\"rtejustify\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iranian sans;\">فرزدق گفت: شما گوش دارید تا بارتجال صفت نسبت وى کنم شعر</span></span></p>\r\n\r\n<p class=\"rtejustify\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iranian sans;\">هذا الّذى تعرف البطحاء وطاءته&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;</span></span></p>\r\n\r\n<p class=\"rtejustify\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iranian sans;\">و الحلّ یعرفه و البیت و الحرم&rlm;</span></span></p>\r\n\r\n<p class=\"rtejustify\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iranian sans;\">هذا ابن خیر عباد اللّه کلّهم &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp;</span></span></p>\r\n\r\n<p class=\"rtejustify\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iranian sans;\">هذا التقىّ النقىّ الطاهر العلم&rlm;</span></span></p>\r\n\r\n<p class=\"rtejustify\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iranian sans;\">هذا ابن فاطمة الزهراء و یحکم &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp;</span></span></p>\r\n\r\n<p class=\"rtejustify\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iranian sans;\">و ابن الرضىّ علىّ خیرکم قدم&rlm;</span></span></p>\r\n\r\n<p class=\"rtejustify\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iranian sans;\">اذا رأته قریش قال قائلها&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;</span></span></p>\r\n\r\n<p class=\"rtejustify\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iranian sans;\">الى مکارم هذا ینتهى الکرم&rlm;</span></span></p>\r\n\r\n<p class=\"rtejustify\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iranian sans;\">ینمى الى ذروة العزّ الّتى قصرت&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;</span></span></p>\r\n\r\n<p class=\"rtejustify\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iranian sans;\">عن نیلها عرب الاسلام و العجم&rlm;</span></span></p>\r\n\r\n<p class=\"rtejustify\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iranian sans;\">من جدّه دان فضل الانبیاء له&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;</span></span></p>\r\n\r\n<p class=\"rtejustify\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iranian sans;\">و فضل امّته دانت له الامم&rlm;</span></span></p>\r\n\r\n<p class=\"rtejustify\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iranian sans;\">ینشقّ نور الدجى عن نور طلعته&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;</span></span></p>\r\n\r\n<p class=\"rtejustify\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iranian sans;\">کالشمس ینجاب عن اشراقها الظلم&rlm;</span></span></p>\r\n\r\n<p class=\"rtejustify\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iranian sans;\">&nbsp;...........</span></span></p>\r\n\r\n<p class=\"rtejustify\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iranian sans;\">هم الغیوث اذا ما ازمة ازمت&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;</span></span></p>\r\n\r\n<p class=\"rtejustify\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iranian sans;\">و الأسد اسد الشرى و الباس یحتلم&rlm;</span></span></p>\r\n\r\n<p class=\"rtejustify\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iranian sans;\">من معشر حبّهم دین و بغضهم&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;</span></span></p>\r\n\r\n<p class=\"rtejustify\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iranian sans;\">کفر و قربهم منجى و معتصم&rlm;</span></span></p>\r\n\r\n<p class=\"rtejustify\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iranian sans;\">ان عدّ اهل التقى کانوا ائمّتهم&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;</span></span></p>\r\n\r\n<p class=\"rtejustify\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iranian sans;\">او قیل من خیر اهل الارض قیل هم&raquo;</span></span></p>\r\n\r\n<p class=\"rtejustify\" style=\"text-align: justify;\">&nbsp;</p>\r\n\r\n<p class=\"rtejustify\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iranian sans;\">بعد از اینکه این شعر زیبای فرزدق را می&zwnj;آورد به ادامه حکایت و قدردانی امام سجاد علیه السلام از ایشان نیز اشاره می کند: &laquo;در مدح وى بیتى چند بگفت و وى را و اهل بیت پیغمبر را هم بستود. هشام با وى خشم گرفت و بفرمود تا وى را بعسفان حبس کردند و آن جائیست میان مکّه و مدینه این خبر همچنانکه بود بعینه بدو نقل کردند بفرمود تا دوازده هزار درم بدو بردند.</span></span><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iranian sans;\"> گفت او را بگوئید یا با فراس ما را معذور دار که ما ممتحنانیم و بیش ازین چیزى معلوم نداشتیم که به تو فرستادیم.</span></span></p>\r\n\r\n<p class=\"rtejustify\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iranian sans;\">فرزدق آن سیم باز فرستاد و گفت یا پسر پیغامبر خداى، من از براى سیم اشعار بسیار گفته بودم و اندر آن مدایح دروغ آورده، من این ابیات مر کفارت بعضى از آن را گفتم از براى خداى و دوستى رسول و فرزندان وى را. چون پیغام به زین العابدین بردند گفت بازگردید و این سیم باز برید و بگوئید یا با فراس اگر ما را دوست دارى مپسند که ما باز گردیم بدان چیزى که بداده باشیم و از ملک خود بیرون کرده. آنگاه فرزدق آن سیم بستد و بپذیرفت.&raquo;</span></span></p>\r\n\r\n<p class=\"rtejustify\" style=\"text-align: justify;\">&nbsp;</p>\r\n\r\n<p class=\"rtejustify\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iranian sans;\">جناب هجویری در آخر جمله&zwnj;ای راجع به امام سجاد علیه السلام می&zwnj;فرماید که قابل توجه و تامل هست و نیز از عشق و محبت این عارف اهل سنت نسبت به امام زین العابدین حکایت می&zwnj;کند: &laquo;و مناقب آن سیّد بیش از آنست کى آن را جمع توان کرد و اللّه اعلم&raquo; یعنی فقط خداوند به مناقب امام سجاد علیه السلام آگاه است.</span></span></p>\r\n\r\n<p class=\"rtejustify\" style=\"text-align: justify;\">&nbsp;</p>\r\n\r\n<p class=\"rtejustify\" style=\"text-align: justify;\"><a href=\"http://af.farsnews.com/culture/news/13950806000801\"><span style=\"font-size:12px;\"><span style=\"font-family: iranian sans;\">منبع: خبرگزاری فارس</span></span></a></p>\r\n\r\n<p class=\"rtejustify\" style=\"text-align: justify;\">&nbsp;</p>\r\n\r\n<div>\r\n<div>\r\n<div>\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align: justify;\">&nbsp;</p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\" style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family: iranian sans;\"><a href=\"https://telegram.me/okhowah\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 205);\"><img alt=\"\" src=\"http://okhowah.iuuu.ir/file/5/attach201604398543815215393.png\" style=\"width: 667px; height: 27px;\" /></span></a></span></span></p>\r\n</div>\r\n</div>\r\n</div>\r\n\r\n<p style=\"text-align: justify;\">&nbsp;</p>","content_source":"","content_url":"","content_columns":"0","content_date_start":"2016-10-29 05:38:36","content_date_finish":"2016-10-29 05:38:36","content_date_register":"2016-10-29 06:14:58","content_date_last_edit":"2017-01-10 13:34:14","content_show_img":"1","content_show_details":"0","content_show_related_img":"0","content_show_slider":"1","content_show_title_slider":"1","content_comment":"1","content_score":"0","content_recorded":"0","content_confirmed":"0","content_status":"1","content_kind":"0","tag_id":"12900","tag_word":"امام سجاد ع,امام سجاد ع,امام سجاد از منظر اهل سنت,امام سجاد از منظر اهل سنت,محمد افتخاری,محمد افتخاری","tag_service":"0","tag_total":"11","tag_soundex":"","attach_token":2573193406,"attach_date_register":"2016-10-29 06:12:15","attach_id":16688,"attach_file_ext":"jpg","attach_file_header":"image/jpeg","attach_img_type":"2","attach_img_width":"740","attach_img_height":"450","attach_file_media":"1","attach_show_watermark":"1","score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"visit_count":"7986","visit_date_last":"2026-05-27 04:42:01","attach_title":"امام سجاد علیه‌السلام در بیان بزرگ عارف غزنین 3","node_title":"برگزیده,شخصیت ها","ot_node_left_right":"[{\"node_id\":468, \"left\":87, \"right\":88},{\"node_id\":477, \"left\":15, \"right\":18}]","node_number":"6","allowable_node":"6","img_src":"./cache/5/attach/201610/16688_2573193406_740_450.jpg"}]]