[[{"content_id":12430,"domain_id":"0","lang_id":"fa","portal_id":"5","owner_id":"370","user_id":"405","view_accesslevel_id":"0","edit_accesslevel_id":"0","delete_accesslevel_id":"0","editor_id":"405","content_title":"وحدت‏‌ستیزی تحت عنوان اندیشه غریب تقریب\r\n\r\nرقابت مخلصانه برای تنازع مذهبی","content_number":"","content_date_event":"2016-03-13 19:34:44","content_summary":"از سوی دیگر، مواضع و عملکرد بخش مهمّی از جوانان انقلابی و هواداران دوآتشه نظام اسلامی هم علیه آموزه‏ های تقریبی و وحدوی است. در این شرایط، امید و اعتماد مولوی‏ها به شعارهای وحدت‏گرا، تقلیل رفته و بسان تشریفات سیاسی بدان می‏نگرند. آیا بعید خواهد بود که بپرسند: اگر انتظار شما برای دخالت ما در مهار نیروها و تفکّرات افراطی جامعه اهل سنّت، معقول است، چرا توقّع ما برای دخالت شما در مهار نیروها و تفکّرات افراطی جامعه شیعی و انقلابی، مسموع نباشد؟","content_summary_fill":"1","content_body":"حجت الاسلام مهدی همازاده\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nغروب یا فروغ اندیشه تقریب؟\r\n\r\nشاید تأکید بر اندیشه تقریب و نوشتن درباره تعامل برادرانه با اهل تسنّن، در شرایطی که جنگ&rlm;های مذهبی و شعارهای طایفه&zwnj; &rlm;ای، به&zwnj;&rlm;نحوی روبه تزاید، منطقه ما را شعله&zwnj; &rlm;ور می&rlm;&zwnj;سازد، خریدار چندانی نداشته باشد. خصوصاً که یکی از اهداف تخریبی این نزاع&rlm;&zwnj;ها، تنها حکومت رسمی شیعی در جهان امروز ماست و طبیعتاً یکی از اطراف مهم این درگیری&rlm;ها نیز همان حکومت است. حال ما در حدود جغرافیایی این حکومت نوپا و دشمن &rlm;&zwnj;خیز، هرچه هم که شعارهای وحدت&rlm;&zwnj; گرای انقلاب&rlm;مان را یادآور شویم، فضای هیجانی و فوران کینه&rlm;&zwnj;های مقدّس (یا مقدّس&rlm;نما)، صدایمان را کم &rlm;&zwnj;رونق می&rlm;سازد. حتّی در بین بسیاری از دوست&rlm;داران و هواداران انقلاب اسلامی نیز جلوه اخبار و تحلیل&rlm;های به &rlm;روز سیاسی، در کنار تحریکات مذهبی برخی منابر و محافل، رویکردی را رواج داده که گویی نقش مکمّل همان برنامه منطقه&rlm;&zwnj;ای را برعهده گرفته است.\r\n\r\nولی امیدوارانه می&rlm;خواهم از ضرورت برنامه &laquo;عملی&raquo; وحدت بنویسم؛ البته با تأکید بر داخل کشور، به&rlm;&zwnj;عنوان نقطه عزیمتی مهم و به&rlm;&zwnj;غایت مؤثّر. آن&rlm;هم از چالشی&zwnj;&rlm;ترین منطقه داخلی خودمان؛ از سیستان و بلوچستان عزیز. از یک تمدّن غنی که ما از درک و بهره آن، محروم مانده&zwnj;&rlm;ایم. و از یک منطقه محروم: از برخی فکرها و دل&rlm;های ما.\r\n\r\nرقابت مخلصانه برای تنازع مذهبی\r\n\r\nچندبار قبل از سال 1393 و در قالب سفرهای تبلیغی و جهادی به سیستان و بلوچستان رفته بودم. پیش از اوّلین سفر، فضای عمومی رسانه &rlm;ای و حوزوی خودمان را تجربه کرده بودم که مدام از تهدید وهّابیت و استحاله کمّی و کیفی نسل&rlm;ها می &rlm;گفتند. فضا به گونه &rlm;ای بود که اکثر شنوندگان و خوانندگان را به این نتیجه قهری می &rlm;رسانید که یک برنامه سنّی&rlm;&zwnj; سازی و شیعه&rlm;&zwnj; ستیزی در سطحی وسیع و از سوی مراکز مذهبی وهّابیت در حال اجراست که با همکاری برخی علمای برجسته اهل سنّت در بلوچستان، پیاده می&rlm; شود.\r\n\r\nطلبه با اخلاص و تحریک&rlm;&zwnj; شده هم بار سفر می&rlm;بست (و می&rlm;بندد) و با کوله&zwnj;&rlm;باری از پاسخ به شبهات وهّابیت و فیش&zwnj;&rlm;برداری&rlm;های ترویج ولایت بلافصل امیرالمؤمنین، عازم سرزمین پیچیدگی&rlm; ها می&rlm;شد (و می&rlm;شود). دلخوشی و شادکامی این مبلّغان مخلص، در این بود (و هست) که مثلاً طی یک دهه حضور در منطقه، 4 نفر را شیعه کرده&rlm;&zwnj;اند و یک مسجد متروک در روستایی شیعه&zwnj;&rlm;نشین را که تحت تصرّف مولوی اهل سنّت درآمده بود، پس گرفته&zwnj;&rlm;اند. ضمن آن&rlm;که رقابتی سنگین برای مسجدسازی توسّط بیوت برخی علمای شیعه در روستاهای بلوچستان &ndash; و به&rlm;&zwnj;ویژه مناطق همجوار اهل سنّت &ndash; وجود داشت (و دارد) تا برنامه تبلیغی وهّابیت را ناکام گذارد.\r\n\r\nدر یکی از سفرهای اردوی جهادی به سیستان و بلوچستان، در کنار برنامه عمرانی ساخت حمّام و مسجد، در قالب دو گروه فرهنگی &ndash; تبلیغی، طی 11 روز به 40 روستای منطقه سرکشی کردیم. تقریباً روزی 2 روستا برای هر گروه. من هم که روحانی یکی از این دو گروه بودم، &rlm;برنامه&zwnj;&rlm;ای فشرده و سنگین را تجربه کردم. گاه برای رسیدن به یک روستا، از دشوارترین مسیرهای عبور و مرور، می&rlm; گذشتیم و ریسک&rlm;های بالای امنیتی را به جان می&rlm;خریدیم. وقتی راه &rlm;&zwnj;بلد ما در هنگام عبور از برخی گردنه&rlm;&zwnj;های صعب&rlm; العبور و تقریباً متروک، چند مورد حملات تروریستی به ماشین&rlm;های پلاک قرمز (دولتی) را در همان نقطه یادآوری می &rlm;کرد، صدای اذکار و اوراد خانم&rlm;&zwnj;های همراه گروه تبلیغی، از عقب ماشین شنیده می&rlm;شد! و تصویر رسانه&rlm;&zwnj;ای پیش از سفر را در ذهن و دل من، پرهیبت &rlm;تر می&rlm;ساخت.\r\n\r\nاوّل مرغ بود یا تخم مرغ؟!\r\n\r\nاما پس از مواجهه با مردمان مختلف آن دیار &ndash; اعمّ از شیعه و سنّی و اعمّ از شهری و روستایی &ndash; یک سؤال جدّی برایم پررنگ شده بود: &laquo;واقعاً چقدر از راه&rlm; حلّ &quot;مسئله&quot;ی سیستان و بلوچستان، مذهبی است؟&raquo; ریشه مسئله را می&rlm;توان آن&rlm;گونه که برخی اشاره داشته &rlm;اند، تبعیض&rlm;ها و محرومیت&rlm;های شهروندی و اجتماعی دانست. همین محرومیت&rlm;ها و تبعیض&rlm;ها (و در برخی موارد، احساس تبعیض&rlm;ها)ست که تصوّر برنامه &rlm;ریزی&rlm;های مذهبی و طایفگی را تقویت می&rlm;کند و در چنین اوضاعی، دمیدن در کوره اختلافات مذهبی، خریدار می&rlm; یابد. بنا بر نظر این عدّه، محرومیت&rlm;ها و تبعیض&rlm;ها و احساس تبعیض&rlm;ها در موضوعات شهروندی و اجتماعی، منشاء و سبب میدان &rlm;یافتن تنازعات و اختلافات مذهبی است. هرچند که از سوی مقابل، عدّه &rlm;ای دیگر هستند که علّت همان محرومیت&rlm;های اجتماعی و شهروندی را نیز در چارچوب تبعیض&rlm;های مذهبی تفسیر می&rlm; کنند. و خلاصه دامنه بحث درباره ماهیّت علت اصلی، دراز است و یادآور همان بحث معروف راجع به مرغ و تخم مرغ!\r\n\r\nبه هرحال، چه ریشه مسئله را در مباحث مذهبی بدانیم و یا نه، امروزه با توسعه و تعمیق نزاع&rlm;های مذهبی، باید برای خاموش &rlm;کردن شعله اختلاف و حلّ مسئله، به هر دو عرصه توجّه داشت: هم به ترویج بینش تقریبی و معتدل شیعی و سنّی و اجتناب از دامن &rlm;زدن به اختلافات مذهبی، و هم به رفع محرومیت&rlm;های اجتماعی و شهروندی (در حدّ واقعیّت&rlm;ها و مقدورات). اوّلی &ndash; همان&rlm;طور که بارها رهبر حکیم انقلاب تأکید کرده&rlm; اند &ndash; بیش از همه متوجّه روحانیون و مداحان و شخصیت&rlm;های مذهبی طرفین است و دوّمی نیز متوجّه مسئولین و سیاست&rlm;گذاران استانی و کشوری.\r\n\r\n\r\n\r\nپیچیدگی&rlm;&zwnj;های امنیتی و برخی مواجهه&rlm;&zwnj;های اشتباه\r\n\r\nسیستان و بلوچستان عزیز، با وضعیت نامناسب امنیتی هم دست و پنجه نرم می&rlm;کند. مخاطرات ناشی از همجواری با پاکستان و تندروهای مذهبی آن&rlm;جا، مشکلات و دردسرهای زیادی را برای مسئولین امنیتی و انتظامی استان و کشور به&rlm; وجود آورده است. و البته مسائل مربوط به قاچاق اسلحه و مواد مخدّر و کالا و ... که یکی از تبعات سهمگین بیکاری گسترده و فقر شدید است. طبیعتاً تأمین امنیت و مقابله با تهدیدها و چالش&rlm;های امنیتی در استان، وظیفه سنگینی است که بر دوش مسئولین و دست&rlm; اندرکاران ذیربط قرار گرفته و هزینه &rlm;های جانی و مالی بسیاری را نیز بر ایشان تحمیل نموده است.\r\n\r\nبا اذعان به این تلاش&rlm;های مستمرّ و طاقت&rlm; فرسا، برخی تصمیمات غلط در حوزه امنیتی را هم باید در تحلیل ریشه&rlm; های مسئله &ndash; و بالتبع در نیل به راه&rlm;کار &ndash; دخیل کرد. هموطنان عزیز بلوچ با اکثریت اهل تسنّن، مطالبات و درخواست&rlm;هایی از قدرت مرکزی داشته و دارند. برخی از این مطالبات را می&rlm;توان به&rlm; حق و مسموع دانست و برخی دیگر را بیشتر با &laquo;احساس تبعیض&raquo;، معنا کرد. در مورد مطالبات سنخ دوّم، روش اقناع و تبیین دوستانه را می&rlm;توان در پیش گرفت و شاهد مثال&rlm;های مشترکی از محرومیت استان&rlm;های مرزی شیعه نشین (مانند خوزستان و ...) آورد. اما در مورد مطالبات سنخ اوّل، چگونه برخوردی رواست؟ خصوصاً اگر این مطالبات &ndash; به دلایل مختلف &ndash; تشدید شده و گاه به آستانه بحران، نزدیک شده باشد. آیا اگر این &rlm;دست مطالبات را گروهی از مولوی&rlm; های اهل سنّت نمایندگی کنند و صدای درخواست بدنه اجتماعی خویش در تریبون&rlm;های مذهبی باشند، چه تدبیری را باید پیشنهاد کرد؟ روشن است که تصمیم و برخورد اشتباه با این پدیده اجتماعی و سوق&rlm; دادن آن به سمت یک بحران امنیتی، قابل توجیه نیست.\r\n\r\nتفاوت فاحش عالَم واقعی با عالم مَجازی\r\n\r\nپس از سفر اسفندماه 93 به دیار گرم سیستان و بلوچستان (به &rlm;عنوان کمترین عضو کاروان سرزمین برادری)، پاسخ برخی سؤالات و تردیدهای سابق را پررنگ&rlm;تر و واضح&rlm;تر، پیش روی خود دیدم. تصویر ذهنی ساخته&rlm; شده توسّط برخی رسانه&rlm; ها و محافل شیعی و انقلابی، با واقعیّات جامعه بلوچ و روحانیون محبوب آن&rlm;ها، فاصله&rlm; ای معنادار دارد. و خنده &rlm;آور آن&rlm;که برخی از این دوستان رسانه &rlm;ای و بعضاً انقلابی، سعی در جایگزین&rlm; کردن چهره &rlm;هایی چفیه بر دوش از مولوی&rlm;های محلّی داشتند (و دارند) تا به جای آن روحانیون محبوب و مطالبه&rlm; گر جامعه بلوچ قرار دهند و به &rlm;گونه &rlm;ای صورت مسئله را &ndash; ولو در تصویر عمومی و رسانه &rlm;ای ما &ndash; پاک کنند.\r\n\r\nیاد سیره رسول اعظم افتادم که بنا به نقل مکرّر منابع روایی شیعه و سنّی، رؤسای قبایل را احترام می&rlm;کرد و بزرگ می&rlm;داشت و پس از اسلام&rlm; آوردن هر قبیله، رئیس سابقش را از مجدّداً و این &rlm;بار از سوی خویش منصوب می&rlm; فرمود. همان رؤسای قبایلی که سال&rlm;ها علیه حکومت مدینه جنگیده بودند و در ائتلاف با دشمن اصلی آن بودند. پیامبر اسلام حتّی در شرایطی که قبایل حجاز صرفاً از روی ظاهر اسلام می&rlm; آوردند، به دنبال شخصیتی همراه&rlm;تر و نزدیک&rlm;تر به حکومت نمی&rlm; گشت تا به ریاست آن قبیله برگزیند؛ چه این&rlm;که بزرگی یک قوم، امری انتصابی نیست و در جایگاه اجتماعی و بدنه مردمی آن قوم و قبیله، ریشه دارد.&nbsp;\r\n\r\nالبته مولوی&rlm; های همراه با انقلاب و جمهوری اسلامی، کم نیستند و بخشی از آن&rlm;ها نیز جزو خانواده شهدا و عضو بسیج و ... به شمار می &rlm;آیند. اما نکته آن&rlm;جاست که معمولاً مولوی&rlm; های پیگیر مطالبات شهروندی و اجتماعی بلوچ و اهل سنّت، بدنه و اقبال مردمی بیشتری در بین این جامعه دارند و طبیعتاً از مرجعیّت مذهبی والاتری هم برخوردارند. واقعاً چه روشی در تعامل با این روحانیون منتقد و البته غالباً موافق با کلیّات انقلاب، درست بود؟\r\n\r\nتفکّر اعتدالی مسجد مکّی\r\n\r\nبعد از بازگشت از سفر، دوستی هم&rlm;&zwnj;لباس از بلوچستان تماس گرفت و با لحنی تند گلایه کرد که: شما از بسیاری مسائل و حوادث استان خبر ندارید و نباید درباره اشتباه برخی تصمیمات &ndash; ولو به سال&rlm;ها و سابقه&rlm;&zwnj;های دور هم مربوط شود &ndash; ورود نمایید. از این دوست دلسوز پرسیدم: آن مسائل و حوادثی که من نمی&rlm;دانم، چیست؟&rlm; و او از انفجار سال 88 در مسجد امام علی شیعیان &ndash; توسّط تکفیری&rlm;های انتحاری &ndash; و سپس سوزاندن 5 نفر از شیعیان در صندوق قرض&rlm;&zwnj;الحسنه بسیجیان اشاره کرد.\r\n\r\nبه او گفتم: از این اتفاقات خبر دارم، اما سابقه و شروع برخوردهای تند با مراکز مذهبی و مطالبه&zwnj;&rlm;گر زاهدان، به سال&rlm;ها پیش از آن برمی&rlm;گردد و پرونده را نباید از میانه راه، بازخوانی کرد. طبیعتاً مواجهه سخت و به&zwnj;&rlm;شدّت تحریک&rlm;&zwnj;آمیز، آن&rlm;هم با جریانی که بدنه اجتماعی قابل توجّهی دارد، می&rlm;تواند واکنش&rlm;&zwnj;هایی سخت هم به&zwnj;&rlm;دنبال داشته باشد. خصوصاً که آن مواجهه سخت و عریان، با برخوردهایی خاموش، تداوم یافته باشد. و این را هم به یاد داشته باشیم که بزرگان مسجد مکّی، حوادث تروریستی زاهدان در سال 88 را هم به گفتار و هم در رفتار، محکوم کردند و در خاموش &rlm;کردن غائله &rlm;ای که به سمت مردمی &rlm;شدن پیش می&rlm;رفت، مشارکت داشتند.\r\n\r\nضمن این&rlm;که رشد تفکّر تکفیری و افراطی در بخش وسیعی از جامعه اهل سنّت منطقه خاورمیانه، ربط وثیقی به بسیاری از این روحانیون و مولوی&rlm;&zwnj;های مطالبه&zwnj;گر داخلی ندارد. برخلاف آن&rlm;چه ترویج می&rlm;شود، مسئولین و اساتید دارالعلوم و مسجد جامع مکّی، غالباً از تندروی&rlm;های تکفیری و مذهبی، برائت می&rlm;جویند و طلاب خودشان را نیز از نزدیک&rlm; شدن به چنین کانون&rlm;هایی باز می&rlm;دارند. گرایش دیوبندیه - که به&rlm;&zwnj;عنوان یکی از شاخه&rlm;&zwnj;های ذیل مذهب حنفی قابل تقسیم&rlm;&zwnj;بندی است - رویکرد تکفیر مذهبی ندارد و علی&rlm;رغم تبلیغات عامیانه (و بعضاً خاصّیانه!)، کشتار شیعیان را حرام می&rlm;داند. هرچند که &laquo;مشرکانه دانستن برخی افعال&raquo; ولو فاعل آن را مشرک نمی&rlm;سازد، اما می&rlm;تواند برای برخی مخاطبان کم&rlm;دان و نادان، غلط &rlm;انداز و محرّک باشد. قاعدتاً در مورد چنین آموزه &rlm;هایی باید ظرفیت شنونده کلام را در نظر گرفت و تعصّبات کور او را تحریک نکرد. ولی در مجموع، وجوه معتدل و تقریبی در بین تفکّر و جریان مسجد مکّی، بسیار بیش از آن چیزی است که در ذهنیّت &rlm;های دشمن&rlm; پرور ما رخنه کرده است.&nbsp;\r\n\r\nبه این دوست عزیز که بر حضور و فعالیت سی ساله&rlm; اش در استان تأکید می&rlm;کرد، گفتم: عینکی که بر چشم&rlm;های ماست، از مدّت زمان اقامت&rlm;مان مهم&rlm;تر است؛ اگر عینک اشتباهی پیش چشمان من باشد، سیصد سال هم که در منطقه باشم، ماجراها را اشتباه خواهم دید و اشتباه تحلیل خواهم کرد و اشتباه نسخه خواهم پیچید. واضح است که این سخن، به معنای انکار وجود برخی مولوی&rlm;های تندرو و حتّی ضدّامنیتی در استان نیست؛ اما ارتباط این بحث به مسجد مکّی یا بخش عمده مولوی&rlm;های منتقد و مطالبه&rlm; گر استان، درست نمی &rlm;نماید. کما این&rlm;که پیوندزدن گرایشات فکری وهّابی حنبلی در حجاز با آموزه&rlm; های حنفی مسجد مکّی در زاهدان، عدول از دقّت و تقواست.\r\n\r\nوقتی تمایلات جدّی مسئولین و بزرگان مسجد مکّی به مباحث تقریب مذهبی و تعاملات با کلیّت نظام اسلامی دیده می&rlm;شود، وقتی از اجابت درخواست&rlm;های مکرّر و اعطاء زمینه سوءاستفاده به رسانه &rlm;های بیگانه پرهیز می&rlm;کنند، وقتی طلاب مدرسه و جوانان پیرامون&rlm;شان را به شیوه&rlm; های مختلف از تندروی و پیوستن به گروه&rlm;های افراط مذهبی باز می&rlm;دارند و ...، سفر بزرگان مکّی به عربستان، چه ملاکی برای وهّابی بودن آن&rlm;هاست؟ آیا نباید این مقدار اختلاف مذهبی را در چارچوب اندیشه تقریب و بلکه در چارچوب تدبیر سیاسی، پذیرا باشیم؟ آیا سفر بزرگان و علمای شیعه در کشورهای منطقه به ایران، چیز غریب و ناپسندی است که برای طرف مقابل، این&rlm;گونه باشد؟ و آیا قرار است وحدت مذهبی با آن مولوی&rlm;ها و عالمان سنّی معنا داشته باشد که مثلاً تحرّکات ترکیه و عربستان در منطقه را محکوم کنند و در تمام راهپیمایی&rlm; های رسمی حضور فعّال داشته باشند و سالی یک&rlm;بار به زیارت بروند و ...؟ تنگ &rlm;کردن دایره وحدت مذهبی و اصرار بر شیعی &rlm;سازی و انقلابی &rlm;سازی رفتارها و گفتارهای طرف مقابل، برخلاف فلسفه اندیشه تقریب و به&rlm; گونه &rlm;ای، نقض غرض آن است.\r\n\r\n\r\n\r\nقلّک پلاستیکی کمک&rlm;های مردمی به مسجد مکّی\r\n\r\nپس از شرکت در مراسم نمازجمعه مسجد مکّی &ndash; در عیدگاه زاهدان &ndash; و سپس حضور در دارالعلوم (حوزه علمیه مسجد مکّی) و جلسات صمیمانه با مسئولین و اساتید این مرکز بزرگ علمی و مذهبی، بر تصویرسازی&rlm; های معاندپرور و تهمت &rlm;بنیان، بسیار متأسّف شدم و ظرفیت&rlm;های گسترده همکاری مشترک و دوستانه با ایشان را مغتنم یافتم. واگذاری سخنرانی پیش از خطبه&rlm; های نماز جمعه جریان مسجد مکّی به ما و پذیرایی برادرانه در دارالعلوم و بیان برخی تبعیض&rlm;ها و کمبودها در عین همراهی و هم&rlm;کلامی با بسیاری از باورهای مذهبی و تقریبی و سیاسی ما، جالب توجّه می &rlm;نمود. شیوه مدیریت و محتوای دروس مدرسه علمیه مکّی، نه تنها مأمن و مأوایی برای پرورش تکفیری&rlm;های انتحاری نیست، بلکه قرابت&rlm;های زیادی با اندیشه عقل&rlm;گرای شیعی در اعتقادات و اجتهاد اصولی در فقه دارد. اساساً مذهب حنفی در مقایسه با ظاهرگراهای حنبلی در عربستان، به مراتب تعامل &rlm;پذیرتر و عقلانی &rlm;تر است.&nbsp;\r\n\r\nالبته اختلافات فکری و فقهی را نمی&rlm;توان انکار کرد و دلیلی هم بر انکار آن وجود ندارد. هنر تفکّر تقریبی حضرت امام در این بود و هست که به وحدت و تعامل با عالمان و جوامع &laquo;اهل&rlm; سنّت&raquo;، نظر داشت؛ با لحاظ این&rlm;که مباحث اختلافی نیز سر جای خویش، برقرار خواهد بود. قاعدتاً با وجود این اختلافات فکری و فقهی، اساتید و مسئولین مسجد مکّی نمی&rlm;توانند به &rlm;لحاظ شریعت و حجیّت مقبول خودشان، برخی توقّعات زیاده&rlm; طلبانه را برآورده سازند. ولی در عین حال مواردی هم وجود داشته که به&rlm; دلیل امکان همکاری، شاهد برداشتن گام &rlm;های مساعدی بوده&rlm; ایم.\r\n\r\nمثلاً مولوی عبدالحمید، پس از سفر مقام معظم رهبری به سیستان و بلوچستان و گفت &rlm;وگویی فقهی که درباره تحریم شرعی قاچاق با وی داشتند، فتوای حرمت قاچاق مواد مخدّر را صادر کرد و در این زمینه نیز، تأمین منابع مالی تشکیلات عظیم مسجد و حوزه علمیه مکّی را از این مسیر، ممنوع کرد. امروزه در اکثر تاکسی&rlm;های زاهدان &ndash; شهری با اکثریت بلوچ اهل تسنّن &ndash; و در بسیاری از فروشگاه&rlm; های مایحتاج روزانه، قلّک پلاستیکی کمک&rlm;های مردمی به مسجد مکّی دیده می&rlm;شود و مبلغی که از طریق انفاق &rlm;های واجب و مستحب به این مرکز علمی &ndash; مذهبی سرازیر می&rlm;شود، در خور توجّه است. این وابستگی را می&rlm;توان از شمار شرکت&rlm; کنندگان در نمازهای جماعت مکّی هم تخمین زد؛ لااقل آن نماز عشاء که در زمان حضور ما و به امامت مولوی حافظ اسماعیل (داماد محترم مولوی عبدالحمید) برگزار شد، برای من بسیار بیش از حدّ انتظار بود.\r\n\r\nو البته کمک&rlm;های مالی کشورهای حاشیه خلیج هم &ndash; هرچند که هیچ مدرک رسمی و علنی &rlm;ای ندارد &ndash; مادام که به عملکردهای ضدّامنیتی دریافت&rlm; کنندگان منجر نشود، جرم و خیانت نیست. وقتی جمهوری اسلامی، منابع مالی کافی برای تأمین هزینه&rlm; های سنگین یک حوزه علمیه با بیش از 1000 طلبه و یک مسجد جامع با وسعت چند هکتاری را ندارد، درخواست و دریافت کمک از کشورهای سنّی &rlm;مذهب، می&rlm;تواند امری طبیعی تلقّی شود؛ همان&rlm;طور که در مورد مدارس و مساجد شیعی در کشورهای اهل &rlm;سنّت، این&rlm;گونه است.\r\n\r\nرفع مانع &laquo;مذهب&raquo; برای تقسیم مناصب کلان\r\n\r\nمطالبات برحق مردمان شریف بلوچ، چیستند؟ مثلاً این&rlm;که عنوان &laquo;مذهب&raquo; در واگذاری قدرت و ثروت و ...، نقشی نداشته باشد. اگر کسی در بین قوم بلوچ هست که فاکتورهای مدیریتی و تخصّصی و انقلابی را داراست، &laquo;سنّی&nbsp;&rlm;بودن&raquo; نباید مانع این باشد که بالاخره پس از 36 سال، استانداری یا یکی از وزارتخانه&rlm;&zwnj;ها، بدو واگذار شود. برخی دوستداران دوآتشه انقلاب، آماری از تعداد معاونت&rlm;&zwnj;های استانداری و برخی مناصب پایین &rlm;تر داده بودند که در اختیار برادران اهل سنّت بلوچ قرار گرفته است. ولی واضح است که حسّاسیت برخاسته از ممانعت مذهبی برای تفویض مناصب کلیدی و بالاتر، همچنان پابرجاست. واقعاً چرا اگر یک شهروند یا هموطن اهل سنّت، واجد صلاحیت&rlm;&zwnj;های تخصّصی و مدیریتی و سیاسی بود، تنها به&zwnj;&rlm;دلیل مذهب نتواند عهده&zwnj;&rlm;دار مناصبی مانند استانداری و وزارت باشد؟\r\n\r\nشاید سخن از تقسیم قدرت بر اساس نسبت جمعیّتی، منطقی نباشد و توقّع این&rlm;که مثلاً در ازای 15 درصد جمعیّت اهل سنّت، 15 درصد وزارتخانه&lrm;&rlm;ها و استانداری&zwnj;&rlm;ها نیز در اختیار ایشان قرار گیرد، دقیق و متین به شمار نیاید. اما این&rlm;که عامل &laquo;مذهب&raquo; را لااقل مانع تقسیم قدرت ندانیم، کاملاً منطقی و عادلانه به نظر می&rlm;رسد. در این&rlm;صورت براساس سایر صلاحیت&rlm;ها و بایستگی&rlm;ها، شناسایی نیروهای انسانی و تفویض امور کلان، در دستور کار قرار می&rlm;گیرد و سهم&rlm;&zwnj;خواهی کمّی و جمعیّتی، موضوعیت نمی&rlm;&zwnj;یابد. تقسیم قدرت و فرصت، نگاه و ملاک ملّی و فرامذهبی می &rlm;طلبد.\r\nواضح است که چنین رویکردی تا چه اندازه، در راستای منافع کلان نظام و تأمین امنیت پایدار داخلی و بهسازی چهره بین&rlm; المللی و منطقه &rlm;ای ماست. ضمن آن&rlm;که با حضور و مشارکت یک استاندار یا وزیر اهل&rlm; سنّت، بسیاری از محذورات و مقدورات اجرائی، مشخّص خواهد شد، مشکلات حوزه اقدام، رخ می&rlm;نماید و برخی زمینه&rlm; های اتّهام در مورد سنگ&rlm; اندازی و کوتاهی در اجرای برنامه &rlm;های عمرانی و اقتصادی، از بین خواهد رفت.\r\n\r\nقهرمان&rlm;&zwnj;سازی از اشرار معارض\r\n\r\nاز جمله مطالبات برحق دیگر، این است که حداقلی از زیرساخت &rlm;های صنعتی و اشتغال&rlm;زایی به استان اختصاص یابد. خشکسالی ناشی از کاهش نزولات جوّی و عدم تدبیر تخصّصی و انتقال مؤثّر سهم آب کشور از رود هیرمند، کشاورزی چشمگیر سیستان عزیز را به نابودی کشیده و آمار مهاجرت اجباری جوانمردان زابل شیعه&rlm;&zwnj;نشین را به دنبال داشته است. سوز و گداز مربوط به سیستان سرسبز و حاصلخیز با آن تمدّن غنی، که اکنون در اثر ناملایمت &rlm;های آسمانی و ناکارآمدی مدیریتی، به کویری سوزان و غبارآلود تبدیل شده، خود مثنوی هفتاد من کاغذ است.&nbsp;\r\n\r\nعلاوه بر این، افزایش قابل توجّه جمعیّت و عدم وجود صنایع بزرگ (ولو در حدّ قابل قیاس با بسیاری از استان&rlm;های دیگر) نیز بحران بیکاری را تشدید کرده است. حال در چنین شرایطی، بخشی از اهالی بومی استان، در فکر قاچاق کالا و ... برای امرار معاش می&rlm; افتند و درگیری با نیروی انتظامی برای عبور و مرور از مرز و حمل و نقل قاچاق، نوعی قهرمانی و دلاوری جلوه می&rlm;کند. خصوصاً آن&rlm;که نیروی انتظامی و نهادهای امنیتی، نماد حکومت و مرکز قدرت به حساب می&rlm; آیند؛ حکومتی که در چشم بخشی از اهل &rlm;سنّت منطقه، مقصّر اصلی محرومیت&rlm;های متعدّد استان است. بی &rlm;مناسبت نیست که اشرار و تروریست&rlm;های معارض نیروی انتظامی، قهرمان برخی از پسربچّه&rlm; های کودک و نوجوان بلوچ هستند؛ این نحوه سمپاتی، بسیار بیش از آن&rlm;که ریشه در افراطی&rlm;گری مذهبی داشته باشد، برخاسته از حسّ انتقام از عامل وهمی محرومیت&rlm;هاست.\r\n\r\nمسجد اهل سنّت در تهران و باقی قضایا\r\n\r\nاما از میان مطالبات تأمّل &rlm;برانگیز، می&rlm;توان به تأسیس مسجد رسمی اهل&zwnj;&rlm;سنّت در تهران اشاره کرد. مطالبه&rlm;&zwnj;ای که سال&rlm;هاست از سوی مولوی&rlm;&zwnj;های بلوچستان پیگیری می&rlm;شود. شاید آن روز که مرحوم مولوی عبدالعزیز، دستور&nbsp; حضرت امام برای راه&rlm;&zwnj;اندازی مسجد اهل سنّت در پایتخت را گرفت، زمان مناسبی برای عملی &rlm;کردن این درخواست بود (که به دلایلی، مسکوت ماند). اما امروز و گذشت نزدیک به 30 سال از آن موقع و ملاحظات مختلفی که مطرح می&rlm;شود، مؤلّفه&rlm;&zwnj;هایی پیچیده و چند مجهولی را وارد مسئله کرده است.\r\n\r\nهرچند که میزان اعتماد ما به عالمان اهل تسنّن در داخل کشور و از جمله مولوی &rlm;های عزیز سیستان و بلوچستان (که شامل مسئولین و بزرگان مسجد مکّی هم می&rlm;شود) را نباید در سنجش این مؤلّفه&rlm;&zwnj;ها، دست کم گرفت. از سوی دیگر، کما این&rlm;که بزرگان جامعه اهل&rlm;&zwnj;سنّت را باید در مباحث امنیتی مربوط به مسجد و حواشی آن&nbsp; مسئول دانست، اما واگذاری کامل مسائل امنیتی به آن&rlm;ها هم منصفانه به نظر نمی&rlm;رسد. به هرحال حکومت اسلامی نیز در قبال تأمین امنیت این مرکز مذهبی، تکلیف عقلی و شرعی دارد. کما این&rlm;که نگاه &laquo;سهم&zwnj;&rlm;خواهانه&raquo; به بهره&zwnj;&rlm;های سیاسی &ndash; مذهبی این مسجد هم از سوی هیچ&rlm;یک از طرفین، سازنده نیست؛ لااقل در تحلیل &rlm;های رسمی.\r\n\r\n&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; \r\n\r\nوحدت&rlm;&zwnj;ستیزی توسّط برخی هواداران دوآتشه نظام!\r\n\r\nاز عجیب &rlm;ترین گسست&rlm;ها و تضادهای رفتاری در حوزه کنش&rlm;های سیاسی &ndash; اجتماعی ما، طرفداری از نظام اسلامی و رهبری آن است و در عین حال، رویگردانی عملی از آموزه &rlm;های تقریبی آن. گروه&rlm;های متعدّد و مؤثّری در حوزه علمیه، با آموزه وحدت مذاهب و اندیشه تقریب، سر ستیز دارند و بر ترویج مباحث اختلاف مذهبی اصرار می &rlm;ورزند. اکثر این گروه&rlm;ها و شخصیت&rlm;ها نیز سنخیتی با نظام اسلامی ندارند و آرمان&rlm;هایی متغایر و بعضاً متضاد با اندیشه حضرت امام را پیگیری می&rlm;کنند. در چنین شرایطی، بسیاری از دوستداران نظام و جوانان انقلابی، عملاً مجری سیاست&rlm;های وحدت &rlm;ستیز همین گروه&rlm;ها و شخصیت&rlm;ها هستند.\r\n\r\nاز یک سو، همایش&rlm;های موسمی تقریب &ndash; از آن&rlm;جا که توسّط حکومتی برگزار می&rlm;شود که متّهم ردیف اوّل تبعیض&rlm;ها و احساس تبعیض&rlm;هاست -&nbsp; کارکرد درخوری نزد جامعه بلوچ و بسیاری از مولوی &rlm;های آن ندارد. از سوی دیگر، مواضع و عملکرد بخش مهمّی از جوانان انقلابی و هواداران دوآتشه نظام اسلامی هم علیه آموزه&rlm; های تقریبی و وحدوی است. در این شرایط، امید و اعتماد مولوی&rlm;ها به شعارهای وحدت&rlm;گرا، تقلیل رفته و بسان تشریفات سیاسی بدان می&rlm;نگرند. آیا بعید خواهد بود که بپرسند: اگر انتظار شما برای دخالت ما در مهار نیروها و تفکّرات افراطی جامعه اهل سنّت، معقول است، چرا توقّع ما برای دخالت شما در مهار نیروها و تفکّرات افراطی جامعه شیعی و انقلابی، مسموع نباشد؟ همان نیروها و تفکّراتی که رویکردهای تقریبی را جز در سایه &rlm;سار همان شعارها و عکس&rlm;های تشریفاتی و رسانه&rlm;ای، برنمی&rlm; تابند و تردیدها و اشکالات پی&rlm;&zwnj;درپی، پیش راهتان می&rlm;تراشند.\r\n\r\nاستقبال گرم از سیره وحدت&rlm; گرای ائمه\r\n\r\nیکی از شب&rlm;های حضور در زاهدان، مهمان دانشگاه سیستان و بلوچستان بودیم و پس از نماز جماعت، میزگردی در آمفی تئاتر دانشگاه داشتیم. مولوی شه &rlm;بخش &ndash; از اساتید حوزه علمیه مکّی &ndash; پشت تریبون رفت و دعای هزارساله علما و صلحا را یادآور شد که درخواست &laquo;دولت کریمه برای عزّت مسلمین&raquo; داشته &rlm;اند. او می&rlm;گفت حال و پس از گذشت قرن&rlm;ها، این آرزو محقّق شده و نباید با دامن &rlm;زدن به اختلافات مذهبی، ناسپاسی کرد. او در این &rlm;باره عالمان شیعه (داخل و خارج کشور) را مقصّر می&rlm;دانست. جا برای بحث دوستانه و البته &laquo;شنیدن&raquo; درد دل&rlm;ها بسیار بود. کما این&rlm;که در جلسه صمیمانه با اساتید و مسئولین مسجد مکّی، همین مطالبات و دغدغه &rlm;ها &ndash; با زبانی برادرانه و محبّت&rlm; آمیز &ndash; مطرح شد.\r\n\r\nگرایش تقریب نه تنها به معنای نفی اظهار گلایه&rlm; ها و مطالبه&rlm; ها نیست، بلکه اتّفاقاً در سایه عملی &rlm;کردن مطالبات برحق و دوطرفه، محقّق می&rlm;شود. ضمن این&rlm;که عدم گشایش باب گفت &rlm;وگو در این موارد و ذیل لوای نظام اسلامی، زمینه را برای بهره&rlm; برداری جناح&rlm;ها و شخصیت&rlm;های سیاسی فراهم کرده و متأسفانه مطالبات اهل &rlm;سنّت و خصوصاً بلوچستان و مولوی &rlm;های شاخص&rlm; اش، به ابزاری برای جمع &rlm;آوری رأی و چانه&rlm; زنی و ... تبدیل شده است. و در نتیجه، بسیاری از اظهار مخالفت&rlm;های شدید در میان رسانه &rlm;ها و شخصیت&rlm;های انقلابی با این مراکز مذهبی در بلوچستان نیز متأثّر از همین سیاسی&rlm; شدن و جناحی &rlm;شدن ماجراست.\r\n\r\nالبته می&rlm;توان پس از بازگشت از چنین سفری، به گزارش بازدید از موزه&rlm;ها و کتابخانه &rlm;ها و خوش و بش&rlm; های کلیشه&rlm; ای بسنده کرد. اما نکته این&rlm;جاست که اگر روحانی یا نخبه شیعی تقریبی، در کنار بیان انتقادات و انتظارات به طرف مقابل، مطالبات برحق و ریشه &rlm;ای او را نیز تأیید نماید و درخواست کند، هم گامی عملی و مؤثّر در مسیر تشریفاتی &rlm;شده &rlm;ی وحدت مذهبی برداشته خواهد شد و هم امکان سوءاستفاده اغیار از این کمبودها و مطالبات را به حداقل خواهد رساند. کما این&rlm;که سیره معصومین و از جمله امیرالمؤمنین در زمینه تقریب مذهبی، نمونه &rlm;های برجسته عملی در راستای برآورده ساختن نیازها و درخواست&rlm;های طرف مقابل دارد. واضح است که اجابت دیرهنگام این مطالبات در شرایطی که تبدیل به باج&rlm; گیری و فشار اجتماعی - امنیتی شده، نه تنها مصداقی از عملیاتی&rlm; کردن وحدت نیست، بلکه راه و رسم غلطی را پیش روی جماعت مطالبه&rlm; گر برای تحقّق مطالبات بعدی &rlm;اش می &rlm;گسترد.&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;\r\n\r\nنگارنده در خلال صحبت در آمفی تئاتر دانشگاه و به مناسبت اشاره به سیره امیرالمؤمنین در ارائه مشورت و کمک به خلفا برای حفظ و پیشبرد اسلام، نام خلیفه سوّم را با پسوند &laquo;رضی &rlm;الله &rlm;عنه&raquo; آوردم. واکنش مولوی شه &rlm;بخش و دکترمجاهد (استاد سنّی &rlm;مذهب دانشگاه علوم پزشکی) برایم جالب بود. هم در مورد اصل سخن که به سیره وحدت&rlm; گرای ائمه شیعه و امام مذهب حنفی اشاره داشت، و هم در مورد تعابیر احترام&rlm; آمیز نسبت به مقدّسات&rlm;شان. ولی همان&rlm;قدر که آن&rlm;ها از اظهار احترام به مقدّسات خودشان، ممنون و خشنود بودند، برخی از دوستان شیعه ما به اشکال &rlm;تراشی یا لااقل پرسش جدّی کشیده شدند.\r\n\r\nآن شب و در جلسه &rlm;ای جداگانه و صمیمانه با دوستان و فعالان شیعی دانشگاه، راجع به چرایی و چگونگی اجرای عملی سیاست&rlm;های تقریب، صحبت کردیم. جلسه بسیار خوبی بود که جوانان دلسوز و مخلص دانشگاه، در کنار هم تشکیل داده بودند. البته روی دیگر سکّه هم دور از انتظار نبود؛ مثل به&rlm; کارگیری تعابیر تحقیرآمیز و سپس، پا را از گلیم تقوا فراتر نهادن و گوینده سخن را دست&rlm;کم در لحن، معادل &laquo;خسر الدّنیا و الآخره&raquo; دانستن. چه جای تبیین مبانی شیعی فلان تعبیر وجود دارد، وقتی &laquo;راه رهایی، فهم است و نه تفهیم خصوصی!&raquo; و وقتی ما هنوز در ترویج اندیشه تقریب، در چنین اوّلیّاتی درگیریم؟\r\n...\r\n\r\nخاتم\r\nآیا رفعت اندیشه غریب تقریب، از میان آتش نزاع&rlm;ها و کینه&rlm; های وسیع مذهبی، روی پای خویش خواهد ایستاد و سر بر خواهد آورد؟ اندیشه &rlm;ای که نه عنوان صوری &laquo;تقریب&raquo; را به دنبال خویش کشد و راه کوته &rlm;نظری را ادامه دهد؛ بلکه در محتوا و عمل، پایبند به چنین مهجوریتی باشد؟\r\n\r\n&nbsp;","content_html":"<p><strong><span style=\"color:#FF0000;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">حجت الاسلام مهدی همازاده</span></span></span></strong></p>\r\n\r\n<p>&nbsp;</p>\r\n\r\n<p><span style=\"color:#0000FF;\"><strong><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">غروب یا فروغ اندیشه تقریب؟</span></span></strong></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">شاید تأکید بر اندیشه تقریب و نوشتن درباره تعامل برادرانه با اهل تسنّن، در شرایطی که جنگ&rlm;های مذهبی و شعارهای طایفه&zwnj; &rlm;ای، به&zwnj;&rlm;نحوی روبه تزاید، منطقه ما را شعله&zwnj; &rlm;ور می&rlm;&zwnj;سازد، خریدار چندانی نداشته باشد. خصوصاً که یکی از اهداف تخریبی این نزاع&rlm;&zwnj;ها، تنها حکومت رسمی شیعی در جهان امروز ماست و طبیعتاً یکی از اطراف مهم این درگیری&rlm;ها نیز همان حکومت است. حال ما در حدود جغرافیایی این حکومت نوپا و دشمن &rlm;&zwnj;خیز، هرچه هم که شعارهای وحدت&rlm;&zwnj; گرای انقلاب&rlm;مان را یادآور شویم، فضای هیجانی و فوران کینه&rlm;&zwnj;های مقدّس (یا مقدّس&rlm;نما)، صدایمان را کم &rlm;&zwnj;رونق می&rlm;سازد. حتّی در بین بسیاری از دوست&rlm;داران و هواداران انقلاب اسلامی نیز جلوه اخبار و تحلیل&rlm;های به &rlm;روز سیاسی، در کنار تحریکات مذهبی برخی منابر و محافل، رویکردی را رواج داده که گویی نقش مکمّل همان برنامه منطقه&rlm;&zwnj;ای را برعهده گرفته است.</span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">ولی امیدوارانه می&rlm;خواهم از ضرورت برنامه &laquo;عملی&raquo; وحدت بنویسم؛ البته با تأکید بر داخل کشور، به&rlm;&zwnj;عنوان نقطه عزیمتی مهم و به&rlm;&zwnj;غایت مؤثّر. آن&rlm;هم از چالشی&zwnj;&rlm;ترین منطقه داخلی خودمان؛ از سیستان و بلوچستان عزیز. از یک تمدّن غنی که ما از درک و بهره آن، محروم مانده&zwnj;&rlm;ایم. و از یک منطقه محروم: از برخی فکرها و دل&rlm;های ما.</span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"color:#0000FF;\"><strong><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">رقابت مخلصانه برای تنازع مذهبی</span></span></strong></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">چندبار قبل از سال 1393 و در قالب سفرهای تبلیغی و جهادی به سیستان و بلوچستان رفته بودم. پیش از اوّلین سفر، فضای عمومی رسانه &rlm;ای و حوزوی خودمان را تجربه کرده بودم که مدام از تهدید وهّابیت و استحاله کمّی و کیفی نسل&rlm;ها می &rlm;گفتند. فضا به گونه &rlm;ای بود که اکثر شنوندگان و خوانندگان را به این نتیجه قهری می &rlm;رسانید که یک برنامه سنّی&rlm;&zwnj; سازی و شیعه&rlm;&zwnj; ستیزی در سطحی وسیع و از سوی مراکز مذهبی وهّابیت در حال اجراست که با همکاری برخی علمای برجسته اهل سنّت در بلوچستان، پیاده می&rlm; شود.</span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">طلبه با اخلاص و تحریک&rlm;&zwnj; شده هم بار سفر می&rlm;بست (و می&rlm;بندد) و با کوله&zwnj;&rlm;باری از پاسخ به شبهات وهّابیت و فیش&zwnj;&rlm;برداری&rlm;های ترویج ولایت بلافصل امیرالمؤمنین، عازم سرزمین پیچیدگی&rlm; ها می&rlm;شد (و می&rlm;شود). دلخوشی و شادکامی این مبلّغان مخلص، در این بود (و هست) که مثلاً طی یک دهه حضور در منطقه، 4 نفر را شیعه کرده&rlm;&zwnj;اند و یک مسجد متروک در روستایی شیعه&zwnj;&rlm;نشین را که تحت تصرّف مولوی اهل سنّت درآمده بود، پس گرفته&zwnj;&rlm;اند. ضمن آن&rlm;که رقابتی سنگین برای مسجدسازی توسّط بیوت برخی علمای شیعه در روستاهای بلوچستان &ndash; و به&rlm;&zwnj;ویژه مناطق همجوار اهل سنّت &ndash; وجود داشت (و دارد) تا برنامه تبلیغی وهّابیت را ناکام گذارد.</span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">در یکی از سفرهای اردوی جهادی به سیستان و بلوچستان، در کنار برنامه عمرانی ساخت حمّام و مسجد، در قالب دو گروه فرهنگی &ndash; تبلیغی، طی 11 روز به 40 روستای منطقه سرکشی کردیم. تقریباً روزی 2 روستا برای هر گروه. من هم که روحانی یکی از این دو گروه بودم، &rlm;برنامه&zwnj;&rlm;ای فشرده و سنگین را تجربه کردم. گاه برای رسیدن به یک روستا، از دشوارترین مسیرهای عبور و مرور، می&rlm; گذشتیم و ریسک&rlm;های بالای امنیتی را به جان می&rlm;خریدیم. وقتی راه &rlm;&zwnj;بلد ما در هنگام عبور از برخی گردنه&rlm;&zwnj;های صعب&rlm; العبور و تقریباً متروک، چند مورد حملات تروریستی به ماشین&rlm;های پلاک قرمز (دولتی) را در همان نقطه یادآوری می &rlm;کرد، صدای اذکار و اوراد خانم&rlm;&zwnj;های همراه گروه تبلیغی، از عقب ماشین شنیده می&rlm;شد! و تصویر رسانه&rlm;&zwnj;ای پیش از سفر را در ذهن و دل من، پرهیبت &rlm;تر می&rlm;ساخت.</span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"color:#0000FF;\"><strong><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">اوّل مرغ بود یا تخم مرغ؟!</span></span></strong></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">اما پس از مواجهه با مردمان مختلف آن دیار &ndash; اعمّ از شیعه و سنّی و اعمّ از شهری و روستایی &ndash; یک سؤال جدّی برایم پررنگ شده بود: &laquo;واقعاً چقدر از راه&rlm; حلّ &quot;مسئله&quot;ی سیستان و بلوچستان، مذهبی است؟&raquo; ریشه مسئله را می&rlm;توان آن&rlm;گونه که برخی اشاره داشته &rlm;اند، تبعیض&rlm;ها و محرومیت&rlm;های شهروندی و اجتماعی دانست. همین محرومیت&rlm;ها و تبعیض&rlm;ها (و در برخی موارد، احساس تبعیض&rlm;ها)ست که تصوّر برنامه &rlm;ریزی&rlm;های مذهبی و طایفگی را تقویت می&rlm;کند و در چنین اوضاعی، دمیدن در کوره اختلافات مذهبی، خریدار می&rlm; یابد. بنا بر نظر این عدّه، محرومیت&rlm;ها و تبعیض&rlm;ها و احساس تبعیض&rlm;ها در موضوعات شهروندی و اجتماعی، منشاء و سبب میدان &rlm;یافتن تنازعات و اختلافات مذهبی است. هرچند که از سوی مقابل، عدّه &rlm;ای دیگر هستند که علّت همان محرومیت&rlm;های اجتماعی و شهروندی را نیز در چارچوب تبعیض&rlm;های مذهبی تفسیر می&rlm; کنند. و خلاصه دامنه بحث درباره ماهیّت علت اصلی، دراز است و یادآور همان بحث معروف راجع به مرغ و تخم مرغ!</span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">به هرحال، چه ریشه مسئله را در مباحث مذهبی بدانیم و یا نه، امروزه با توسعه و تعمیق نزاع&rlm;های مذهبی، باید برای خاموش &rlm;کردن شعله اختلاف و حلّ مسئله، به هر دو عرصه توجّه داشت: هم به ترویج بینش تقریبی و معتدل شیعی و سنّی و اجتناب از دامن &rlm;زدن به اختلافات مذهبی، و هم به رفع محرومیت&rlm;های اجتماعی و شهروندی (در حدّ واقعیّت&rlm;ها و مقدورات). اوّلی &ndash; همان&rlm;طور که بارها رهبر حکیم انقلاب تأکید کرده&rlm; اند &ndash; بیش از همه متوجّه روحانیون و مداحان و شخصیت&rlm;های مذهبی طرفین است و دوّمی نیز متوجّه مسئولین و سیاست&rlm;گذاران استانی و کشوری.</span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><img alt=\"\" src=\"http://okhowah.iuuu.ir/file/5/attach201603398782103415247.jpg\" style=\"width: 100%;\" /></span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"color:#0000FF;\"><strong><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">پیچیدگی&rlm;&zwnj;های امنیتی و برخی مواجهه&rlm;&zwnj;های اشتباه</span></span></strong></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">سیستان و بلوچستان عزیز، با وضعیت نامناسب امنیتی هم دست و پنجه نرم می&rlm;کند. مخاطرات ناشی از همجواری با پاکستان و تندروهای مذهبی آن&rlm;جا، مشکلات و دردسرهای زیادی را برای مسئولین امنیتی و انتظامی استان و کشور به&rlm; وجود آورده است. و البته مسائل مربوط به قاچاق اسلحه و مواد مخدّر و کالا و ... که یکی از تبعات سهمگین بیکاری گسترده و فقر شدید است. طبیعتاً تأمین امنیت و مقابله با تهدیدها و چالش&rlm;های امنیتی در استان، وظیفه سنگینی است که بر دوش مسئولین و دست&rlm; اندرکاران ذیربط قرار گرفته و هزینه &rlm;های جانی و مالی بسیاری را نیز بر ایشان تحمیل نموده است.</span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">با اذعان به این تلاش&rlm;های مستمرّ و طاقت&rlm; فرسا، برخی تصمیمات غلط در حوزه امنیتی را هم باید در تحلیل ریشه&rlm; های مسئله &ndash; و بالتبع در نیل به راه&rlm;کار &ndash; دخیل کرد. هموطنان عزیز بلوچ با اکثریت اهل تسنّن، مطالبات و درخواست&rlm;هایی از قدرت مرکزی داشته و دارند. برخی از این مطالبات را می&rlm;توان به&rlm; حق و مسموع دانست و برخی دیگر را بیشتر با &laquo;احساس تبعیض&raquo;، معنا کرد. در مورد مطالبات سنخ دوّم، روش اقناع و تبیین دوستانه را می&rlm;توان در پیش گرفت و شاهد مثال&rlm;های مشترکی از محرومیت استان&rlm;های مرزی شیعه نشین (مانند خوزستان و ...) آورد. اما در مورد مطالبات سنخ اوّل، چگونه برخوردی رواست؟ خصوصاً اگر این مطالبات &ndash; به دلایل مختلف &ndash; تشدید شده و گاه به آستانه بحران، نزدیک شده باشد. آیا اگر این &rlm;دست مطالبات را گروهی از مولوی&rlm; های اهل سنّت نمایندگی کنند و صدای درخواست بدنه اجتماعی خویش در تریبون&rlm;های مذهبی باشند، چه تدبیری را باید پیشنهاد کرد؟ روشن است که تصمیم و برخورد اشتباه با این پدیده اجتماعی و سوق&rlm; دادن آن به سمت یک بحران امنیتی، قابل توجیه نیست.</span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"color:#0000FF;\"><strong><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">تفاوت فاحش عالَم واقعی با عالم مَجازی</span></span></strong></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">پس از سفر اسفندماه 93 به دیار گرم سیستان و بلوچستان (به &rlm;عنوان کمترین عضو کاروان سرزمین برادری)، پاسخ برخی سؤالات و تردیدهای سابق را پررنگ&rlm;تر و واضح&rlm;تر، پیش روی خود دیدم. تصویر ذهنی ساخته&rlm; شده توسّط برخی رسانه&rlm; ها و محافل شیعی و انقلابی، با واقعیّات جامعه بلوچ و روحانیون محبوب آن&rlm;ها، فاصله&rlm; ای معنادار دارد. و خنده &rlm;آور آن&rlm;که برخی از این دوستان رسانه &rlm;ای و بعضاً انقلابی، سعی در جایگزین&rlm; کردن چهره &rlm;هایی چفیه بر دوش از مولوی&rlm;های محلّی داشتند (و دارند) تا به جای آن روحانیون محبوب و مطالبه&rlm; گر جامعه بلوچ قرار دهند و به &rlm;گونه &rlm;ای صورت مسئله را &ndash; ولو در تصویر عمومی و رسانه &rlm;ای ما &ndash; پاک کنند.</span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">یاد سیره رسول اعظم افتادم که بنا به نقل مکرّر منابع روایی شیعه و سنّی، رؤسای قبایل را احترام می&rlm;کرد و بزرگ می&rlm;داشت و پس از اسلام&rlm; آوردن هر قبیله، رئیس سابقش را از مجدّداً و این &rlm;بار از سوی خویش منصوب می&rlm; فرمود. همان رؤسای قبایلی که سال&rlm;ها علیه حکومت مدینه جنگیده بودند و در ائتلاف با دشمن اصلی آن بودند. پیامبر اسلام حتّی در شرایطی که قبایل حجاز صرفاً از روی ظاهر اسلام می&rlm; آوردند، به دنبال شخصیتی همراه&rlm;تر و نزدیک&rlm;تر به حکومت نمی&rlm; گشت تا به ریاست آن قبیله برگزیند؛ چه این&rlm;که بزرگی یک قوم، امری انتصابی نیست و در جایگاه اجتماعی و بدنه مردمی آن قوم و قبیله، ریشه دارد.&nbsp;</span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">البته مولوی&rlm; های همراه با انقلاب و جمهوری اسلامی، کم نیستند و بخشی از آن&rlm;ها نیز جزو خانواده شهدا و عضو بسیج و ... به شمار می &rlm;آیند. اما نکته آن&rlm;جاست که معمولاً مولوی&rlm; های پیگیر مطالبات شهروندی و اجتماعی بلوچ و اهل سنّت، بدنه و اقبال مردمی بیشتری در بین این جامعه دارند و طبیعتاً از مرجعیّت مذهبی والاتری هم برخوردارند. واقعاً چه روشی در تعامل با این روحانیون منتقد و البته غالباً موافق با کلیّات انقلاب، درست بود؟</span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"color:#0000FF;\"><strong><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">تفکّر اعتدالی مسجد مکّی</span></span></strong></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">بعد از بازگشت از سفر، دوستی هم&rlm;&zwnj;لباس از بلوچستان تماس گرفت و با لحنی تند گلایه کرد که: شما از بسیاری مسائل و حوادث استان خبر ندارید و نباید درباره اشتباه برخی تصمیمات &ndash; ولو به سال&rlm;ها و سابقه&rlm;&zwnj;های دور هم مربوط شود &ndash; ورود نمایید. از این دوست دلسوز پرسیدم: آن مسائل و حوادثی که من نمی&rlm;دانم، چیست؟&rlm; و او از انفجار سال 88 در مسجد امام علی شیعیان &ndash; توسّط تکفیری&rlm;های انتحاری &ndash; و سپس سوزاندن 5 نفر از شیعیان در صندوق قرض&rlm;&zwnj;الحسنه بسیجیان اشاره کرد.</span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">به او گفتم: از این اتفاقات خبر دارم، اما سابقه و شروع برخوردهای تند با مراکز مذهبی و مطالبه&zwnj;&rlm;گر زاهدان، به سال&rlm;ها پیش از آن برمی&rlm;گردد و پرونده را نباید از میانه راه، بازخوانی کرد. طبیعتاً مواجهه سخت و به&zwnj;&rlm;شدّت تحریک&rlm;&zwnj;آمیز، آن&rlm;هم با جریانی که بدنه اجتماعی قابل توجّهی دارد، می&rlm;تواند واکنش&rlm;&zwnj;هایی سخت هم به&zwnj;&rlm;دنبال داشته باشد. خصوصاً که آن مواجهه سخت و عریان، با برخوردهایی خاموش، تداوم یافته باشد. و این را هم به یاد داشته باشیم که بزرگان مسجد مکّی، حوادث تروریستی زاهدان در سال 88 را هم به گفتار و هم در رفتار، محکوم کردند و در خاموش &rlm;کردن غائله &rlm;ای که به سمت مردمی &rlm;شدن پیش می&rlm;رفت، مشارکت داشتند.</span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">ضمن این&rlm;که رشد تفکّر تکفیری و افراطی در بخش وسیعی از جامعه اهل سنّت منطقه خاورمیانه، ربط وثیقی به بسیاری از این روحانیون و مولوی&rlm;&zwnj;های مطالبه&zwnj;گر داخلی ندارد. برخلاف آن&rlm;چه ترویج می&rlm;شود، مسئولین و اساتید دارالعلوم و مسجد جامع مکّی، غالباً از تندروی&rlm;های تکفیری و مذهبی، برائت می&rlm;جویند و طلاب خودشان را نیز از نزدیک&rlm; شدن به چنین کانون&rlm;هایی باز می&rlm;دارند. گرایش دیوبندیه - که به&rlm;&zwnj;عنوان یکی از شاخه&rlm;&zwnj;های ذیل مذهب حنفی قابل تقسیم&rlm;&zwnj;بندی است - رویکرد تکفیر مذهبی ندارد و علی&rlm;رغم تبلیغات عامیانه (و بعضاً خاصّیانه!)، کشتار شیعیان را حرام می&rlm;داند. هرچند که &laquo;مشرکانه دانستن برخی افعال&raquo; ولو فاعل آن را مشرک نمی&rlm;سازد، اما می&rlm;تواند برای برخی مخاطبان کم&rlm;دان و نادان، غلط &rlm;انداز و محرّک باشد. قاعدتاً در مورد چنین آموزه &rlm;هایی باید ظرفیت شنونده کلام را در نظر گرفت و تعصّبات کور او را تحریک نکرد. ولی در مجموع، وجوه معتدل و تقریبی در بین تفکّر و جریان مسجد مکّی، بسیار بیش از آن چیزی است که در ذهنیّت &rlm;های دشمن&rlm; پرور ما رخنه کرده است.&nbsp;</span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">به این دوست عزیز که بر حضور و فعالیت سی ساله&rlm; اش در استان تأکید می&rlm;کرد، گفتم: عینکی که بر چشم&rlm;های ماست، از مدّت زمان اقامت&rlm;مان مهم&rlm;تر است؛ اگر عینک اشتباهی پیش چشمان من باشد، سیصد سال هم که در منطقه باشم، ماجراها را اشتباه خواهم دید و اشتباه تحلیل خواهم کرد و اشتباه نسخه خواهم پیچید. واضح است که این سخن، به معنای انکار وجود برخی مولوی&rlm;های تندرو و حتّی ضدّامنیتی در استان نیست؛ اما ارتباط این بحث به مسجد مکّی یا بخش عمده مولوی&rlm;های منتقد و مطالبه&rlm; گر استان، درست نمی &rlm;نماید. کما این&rlm;که پیوندزدن گرایشات فکری وهّابی حنبلی در حجاز با آموزه&rlm; های حنفی مسجد مکّی در زاهدان، عدول از دقّت و تقواست.</span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">وقتی تمایلات جدّی مسئولین و بزرگان مسجد مکّی به مباحث تقریب مذهبی و تعاملات با کلیّت نظام اسلامی دیده می&rlm;شود، وقتی از اجابت درخواست&rlm;های مکرّر و اعطاء زمینه سوءاستفاده به رسانه &rlm;های بیگانه پرهیز می&rlm;کنند، وقتی طلاب مدرسه و جوانان پیرامون&rlm;شان را به شیوه&rlm; های مختلف از تندروی و پیوستن به گروه&rlm;های افراط مذهبی باز می&rlm;دارند و ...، سفر بزرگان مکّی به عربستان، چه ملاکی برای وهّابی بودن آن&rlm;هاست؟ آیا نباید این مقدار اختلاف مذهبی را در چارچوب اندیشه تقریب و بلکه در چارچوب تدبیر سیاسی، پذیرا باشیم؟ آیا سفر بزرگان و علمای شیعه در کشورهای منطقه به ایران، چیز غریب و ناپسندی است که برای طرف مقابل، این&rlm;گونه باشد؟ و آیا قرار است وحدت مذهبی با آن مولوی&rlm;ها و عالمان سنّی معنا داشته باشد که مثلاً تحرّکات ترکیه و عربستان در منطقه را محکوم کنند و در تمام راهپیمایی&rlm; های رسمی حضور فعّال داشته باشند و سالی یک&rlm;بار به زیارت بروند و ...؟ تنگ &rlm;کردن دایره وحدت مذهبی و اصرار بر شیعی &rlm;سازی و انقلابی &rlm;سازی رفتارها و گفتارهای طرف مقابل، برخلاف فلسفه اندیشه تقریب و به&rlm; گونه &rlm;ای، نقض غرض آن است.</span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><img alt=\"\" src=\"http://okhowah.iuuu.ir/file/5/attach201603246711575215249.jpg\" style=\"width: 100%;\" /></span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"color:#0000FF;\"><strong><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">قلّک پلاستیکی کمک&rlm;های مردمی به مسجد مکّی</span></span></strong></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">پس از شرکت در مراسم نمازجمعه مسجد مکّی &ndash; در عیدگاه زاهدان &ndash; و سپس حضور در دارالعلوم (حوزه علمیه مسجد مکّی) و جلسات صمیمانه با مسئولین و اساتید این مرکز بزرگ علمی و مذهبی، بر تصویرسازی&rlm; های معاندپرور و تهمت &rlm;بنیان، بسیار متأسّف شدم و ظرفیت&rlm;های گسترده همکاری مشترک و دوستانه با ایشان را مغتنم یافتم. واگذاری سخنرانی پیش از خطبه&rlm; های نماز جمعه جریان مسجد مکّی به ما و پذیرایی برادرانه در دارالعلوم و بیان برخی تبعیض&rlm;ها و کمبودها در عین همراهی و هم&rlm;کلامی با بسیاری از باورهای مذهبی و تقریبی و سیاسی ما، جالب توجّه می &rlm;نمود. شیوه مدیریت و محتوای دروس مدرسه علمیه مکّی، نه تنها مأمن و مأوایی برای پرورش تکفیری&rlm;های انتحاری نیست، بلکه قرابت&rlm;های زیادی با اندیشه عقل&rlm;گرای شیعی در اعتقادات و اجتهاد اصولی در فقه دارد. اساساً مذهب حنفی در مقایسه با ظاهرگراهای حنبلی در عربستان، به مراتب تعامل &rlm;پذیرتر و عقلانی &rlm;تر است.&nbsp;</span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">البته اختلافات فکری و فقهی را نمی&rlm;توان انکار کرد و دلیلی هم بر انکار آن وجود ندارد. هنر تفکّر تقریبی حضرت امام در این بود و هست که به وحدت و تعامل با عالمان و جوامع &laquo;اهل&rlm; سنّت&raquo;، نظر داشت؛ با لحاظ این&rlm;که مباحث اختلافی نیز سر جای خویش، برقرار خواهد بود. قاعدتاً با وجود این اختلافات فکری و فقهی، اساتید و مسئولین مسجد مکّی نمی&rlm;توانند به &rlm;لحاظ شریعت و حجیّت مقبول خودشان، برخی توقّعات زیاده&rlm; طلبانه را برآورده سازند. ولی در عین حال مواردی هم وجود داشته که به&rlm; دلیل امکان همکاری، شاهد برداشتن گام &rlm;های مساعدی بوده&rlm; ایم.</span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">مثلاً مولوی عبدالحمید، پس از سفر مقام معظم رهبری به سیستان و بلوچستان و گفت &rlm;وگویی فقهی که درباره تحریم شرعی قاچاق با وی داشتند، فتوای حرمت قاچاق مواد مخدّر را صادر کرد و در این زمینه نیز، تأمین منابع مالی تشکیلات عظیم مسجد و حوزه علمیه مکّی را از این مسیر، ممنوع کرد. امروزه در اکثر تاکسی&rlm;های زاهدان &ndash; شهری با اکثریت بلوچ اهل تسنّن &ndash; و در بسیاری از فروشگاه&rlm; های مایحتاج روزانه، قلّک پلاستیکی کمک&rlm;های مردمی به مسجد مکّی دیده می&rlm;شود و مبلغی که از طریق انفاق &rlm;های واجب و مستحب به این مرکز علمی &ndash; مذهبی سرازیر می&rlm;شود، در خور توجّه است. این وابستگی را می&rlm;توان از شمار شرکت&rlm; کنندگان در نمازهای جماعت مکّی هم تخمین زد؛ لااقل آن نماز عشاء که در زمان حضور ما و به امامت مولوی حافظ اسماعیل (داماد محترم مولوی عبدالحمید) برگزار شد، برای من بسیار بیش از حدّ انتظار بود.</span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">و البته کمک&rlm;های مالی کشورهای حاشیه خلیج هم &ndash; هرچند که هیچ مدرک رسمی و علنی &rlm;ای ندارد &ndash; مادام که به عملکردهای ضدّامنیتی دریافت&rlm; کنندگان منجر نشود، جرم و خیانت نیست. وقتی جمهوری اسلامی، منابع مالی کافی برای تأمین هزینه&rlm; های سنگین یک حوزه علمیه با بیش از 1000 طلبه و یک مسجد جامع با وسعت چند هکتاری را ندارد، درخواست و دریافت کمک از کشورهای سنّی &rlm;مذهب، می&rlm;تواند امری طبیعی تلقّی شود؛ همان&rlm;طور که در مورد مدارس و مساجد شیعی در کشورهای اهل &rlm;سنّت، این&rlm;گونه است.</span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">رفع مانع &laquo;مذهب&raquo; برای تقسیم مناصب کلان</span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">مطالبات برحق مردمان شریف بلوچ، چیستند؟ مثلاً این&rlm;که عنوان &laquo;مذهب&raquo; در واگذاری قدرت و ثروت و ...، نقشی نداشته باشد. اگر کسی در بین قوم بلوچ هست که فاکتورهای مدیریتی و تخصّصی و انقلابی را داراست، &laquo;سنّی&nbsp;&rlm;بودن&raquo; نباید مانع این باشد که بالاخره پس از 36 سال، استانداری یا یکی از وزارتخانه&rlm;&zwnj;ها، بدو واگذار شود. برخی دوستداران دوآتشه انقلاب، آماری از تعداد معاونت&rlm;&zwnj;های استانداری و برخی مناصب پایین &rlm;تر داده بودند که در اختیار برادران اهل سنّت بلوچ قرار گرفته است. ولی واضح است که حسّاسیت برخاسته از ممانعت مذهبی برای تفویض مناصب کلیدی و بالاتر، همچنان پابرجاست. واقعاً چرا اگر یک شهروند یا هموطن اهل سنّت، واجد صلاحیت&rlm;&zwnj;های تخصّصی و مدیریتی و سیاسی بود، تنها به&zwnj;&rlm;دلیل مذهب نتواند عهده&zwnj;&rlm;دار مناصبی مانند استانداری و وزارت باشد؟</span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">شاید سخن از تقسیم قدرت بر اساس نسبت جمعیّتی، منطقی نباشد و توقّع این&rlm;که مثلاً در ازای 15 درصد جمعیّت اهل سنّت، 15 درصد وزارتخانه&lrm;&rlm;ها و استانداری&zwnj;&rlm;ها نیز در اختیار ایشان قرار گیرد، دقیق و متین به شمار نیاید. اما این&rlm;که عامل &laquo;مذهب&raquo; را لااقل مانع تقسیم قدرت ندانیم، کاملاً منطقی و عادلانه به نظر می&rlm;رسد. در این&rlm;صورت براساس سایر صلاحیت&rlm;ها و بایستگی&rlm;ها، شناسایی نیروهای انسانی و تفویض امور کلان، در دستور کار قرار می&rlm;گیرد و سهم&rlm;&zwnj;خواهی کمّی و جمعیّتی، موضوعیت نمی&rlm;&zwnj;یابد. تقسیم قدرت و فرصت، نگاه و ملاک ملّی و فرامذهبی می &rlm;طلبد.<br />\r\nواضح است که چنین رویکردی تا چه اندازه، در راستای منافع کلان نظام و تأمین امنیت پایدار داخلی و بهسازی چهره بین&rlm; المللی و منطقه &rlm;ای ماست. ضمن آن&rlm;که با حضور و مشارکت یک استاندار یا وزیر اهل&rlm; سنّت، بسیاری از محذورات و مقدورات اجرائی، مشخّص خواهد شد، مشکلات حوزه اقدام، رخ می&rlm;نماید و برخی زمینه&rlm; های اتّهام در مورد سنگ&rlm; اندازی و کوتاهی در اجرای برنامه &rlm;های عمرانی و اقتصادی، از بین خواهد رفت.</span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">قهرمان&rlm;&zwnj;سازی از اشرار معارض</span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">از جمله مطالبات برحق دیگر، این است که حداقلی از زیرساخت &rlm;های صنعتی و اشتغال&rlm;زایی به استان اختصاص یابد. خشکسالی ناشی از کاهش نزولات جوّی و عدم تدبیر تخصّصی و انتقال مؤثّر سهم آب کشور از رود هیرمند، کشاورزی چشمگیر سیستان عزیز را به نابودی کشیده و آمار مهاجرت اجباری جوانمردان زابل شیعه&rlm;&zwnj;نشین را به دنبال داشته است. سوز و گداز مربوط به سیستان سرسبز و حاصلخیز با آن تمدّن غنی، که اکنون در اثر ناملایمت &rlm;های آسمانی و ناکارآمدی مدیریتی، به کویری سوزان و غبارآلود تبدیل شده، خود مثنوی هفتاد من کاغذ است.&nbsp;</span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">علاوه بر این، افزایش قابل توجّه جمعیّت و عدم وجود صنایع بزرگ (ولو در حدّ قابل قیاس با بسیاری از استان&rlm;های دیگر) نیز بحران بیکاری را تشدید کرده است. حال در چنین شرایطی، بخشی از اهالی بومی استان، در فکر قاچاق کالا و ... برای امرار معاش می&rlm; افتند و درگیری با نیروی انتظامی برای عبور و مرور از مرز و حمل و نقل قاچاق، نوعی قهرمانی و دلاوری جلوه می&rlm;کند. خصوصاً آن&rlm;که نیروی انتظامی و نهادهای امنیتی، نماد حکومت و مرکز قدرت به حساب می&rlm; آیند؛ حکومتی که در چشم بخشی از اهل &rlm;سنّت منطقه، مقصّر اصلی محرومیت&rlm;های متعدّد استان است. بی &rlm;مناسبت نیست که اشرار و تروریست&rlm;های معارض نیروی انتظامی، قهرمان برخی از پسربچّه&rlm; های کودک و نوجوان بلوچ هستند؛ این نحوه سمپاتی، بسیار بیش از آن&rlm;که ریشه در افراطی&rlm;گری مذهبی داشته باشد، برخاسته از حسّ انتقام از عامل وهمی محرومیت&rlm;هاست.</span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">مسجد اهل سنّت در تهران و باقی قضایا</span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">اما از میان مطالبات تأمّل &rlm;برانگیز، می&rlm;توان به تأسیس مسجد رسمی اهل&zwnj;&rlm;سنّت در تهران اشاره کرد. مطالبه&rlm;&zwnj;ای که سال&rlm;هاست از سوی مولوی&rlm;&zwnj;های بلوچستان پیگیری می&rlm;شود. شاید آن روز که مرحوم مولوی عبدالعزیز، دستور&nbsp; حضرت امام برای راه&rlm;&zwnj;اندازی مسجد اهل سنّت در پایتخت را گرفت، زمان مناسبی برای عملی &rlm;کردن این درخواست بود (که به دلایلی، مسکوت ماند). اما امروز و گذشت نزدیک به 30 سال از آن موقع و ملاحظات مختلفی که مطرح می&rlm;شود، مؤلّفه&rlm;&zwnj;هایی پیچیده و چند مجهولی را وارد مسئله کرده است.</span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">هرچند که میزان اعتماد ما به عالمان اهل تسنّن در داخل کشور و از جمله مولوی &rlm;های عزیز سیستان و بلوچستان (که شامل مسئولین و بزرگان مسجد مکّی هم می&rlm;شود) را نباید در سنجش این مؤلّفه&rlm;&zwnj;ها، دست کم گرفت. از سوی دیگر، کما این&rlm;که بزرگان جامعه اهل&rlm;&zwnj;سنّت را باید در مباحث امنیتی مربوط به مسجد و حواشی آن&nbsp; مسئول دانست، اما واگذاری کامل مسائل امنیتی به آن&rlm;ها هم منصفانه به نظر نمی&rlm;رسد. به هرحال حکومت اسلامی نیز در قبال تأمین امنیت این مرکز مذهبی، تکلیف عقلی و شرعی دارد. کما این&rlm;که نگاه &laquo;سهم&zwnj;&rlm;خواهانه&raquo; به بهره&zwnj;&rlm;های سیاسی &ndash; مذهبی این مسجد هم از سوی هیچ&rlm;یک از طرفین، سازنده نیست؛ لااقل در تحلیل &rlm;های رسمی.</span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; <img alt=\"\" src=\"http://okhowah.iuuu.ir/file/5/attach201603306398154215250.jpg\" style=\"width: 100%;\" /></span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"color:#0000FF;\"><strong><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">وحدت&rlm;&zwnj;ستیزی توسّط برخی هواداران دوآتشه نظام!</span></span></strong></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">از عجیب &rlm;ترین گسست&rlm;ها و تضادهای رفتاری در حوزه کنش&rlm;های سیاسی &ndash; اجتماعی ما، طرفداری از نظام اسلامی و رهبری آن است و در عین حال، رویگردانی عملی از آموزه &rlm;های تقریبی آن. گروه&rlm;های متعدّد و مؤثّری در حوزه علمیه، با آموزه وحدت مذاهب و اندیشه تقریب، سر ستیز دارند و بر ترویج مباحث اختلاف مذهبی اصرار می &rlm;ورزند. اکثر این گروه&rlm;ها و شخصیت&rlm;ها نیز سنخیتی با نظام اسلامی ندارند و آرمان&rlm;هایی متغایر و بعضاً متضاد با اندیشه حضرت امام را پیگیری می&rlm;کنند. در چنین شرایطی، بسیاری از دوستداران نظام و جوانان انقلابی، عملاً مجری سیاست&rlm;های وحدت &rlm;ستیز همین گروه&rlm;ها و شخصیت&rlm;ها هستند.</span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">از یک سو، همایش&rlm;های موسمی تقریب &ndash; از آن&rlm;جا که توسّط حکومتی برگزار می&rlm;شود که متّهم ردیف اوّل تبعیض&rlm;ها و احساس تبعیض&rlm;هاست -&nbsp; کارکرد درخوری نزد جامعه بلوچ و بسیاری از مولوی &rlm;های آن ندارد. از سوی دیگر، مواضع و عملکرد بخش مهمّی از جوانان انقلابی و هواداران دوآتشه نظام اسلامی هم علیه آموزه&rlm; های تقریبی و وحدوی است. در این شرایط، امید و اعتماد مولوی&rlm;ها به شعارهای وحدت&rlm;گرا، تقلیل رفته و بسان تشریفات سیاسی بدان می&rlm;نگرند. آیا بعید خواهد بود که بپرسند: اگر انتظار شما برای دخالت ما در مهار نیروها و تفکّرات افراطی جامعه اهل سنّت، معقول است، چرا توقّع ما برای دخالت شما در مهار نیروها و تفکّرات افراطی جامعه شیعی و انقلابی، مسموع نباشد؟ همان نیروها و تفکّراتی که رویکردهای تقریبی را جز در سایه &rlm;سار همان شعارها و عکس&rlm;های تشریفاتی و رسانه&rlm;ای، برنمی&rlm; تابند و تردیدها و اشکالات پی&rlm;&zwnj;درپی، پیش راهتان می&rlm;تراشند.</span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">استقبال گرم از سیره وحدت&rlm; گرای ائمه</span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">یکی از شب&rlm;های حضور در زاهدان، مهمان دانشگاه سیستان و بلوچستان بودیم و پس از نماز جماعت، میزگردی در آمفی تئاتر دانشگاه داشتیم. مولوی شه &rlm;بخش &ndash; از اساتید حوزه علمیه مکّی &ndash; پشت تریبون رفت و دعای هزارساله علما و صلحا را یادآور شد که درخواست &laquo;دولت کریمه برای عزّت مسلمین&raquo; داشته &rlm;اند. او می&rlm;گفت حال و پس از گذشت قرن&rlm;ها، این آرزو محقّق شده و نباید با دامن &rlm;زدن به اختلافات مذهبی، ناسپاسی کرد. او در این &rlm;باره عالمان شیعه (داخل و خارج کشور) را مقصّر می&rlm;دانست. جا برای بحث دوستانه و البته &laquo;شنیدن&raquo; درد دل&rlm;ها بسیار بود. کما این&rlm;که در جلسه صمیمانه با اساتید و مسئولین مسجد مکّی، همین مطالبات و دغدغه &rlm;ها &ndash; با زبانی برادرانه و محبّت&rlm; آمیز &ndash; مطرح شد.</span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">گرایش تقریب نه تنها به معنای نفی اظهار گلایه&rlm; ها و مطالبه&rlm; ها نیست، بلکه اتّفاقاً در سایه عملی &rlm;کردن مطالبات برحق و دوطرفه، محقّق می&rlm;شود. ضمن این&rlm;که عدم گشایش باب گفت &rlm;وگو در این موارد و ذیل لوای نظام اسلامی، زمینه را برای بهره&rlm; برداری جناح&rlm;ها و شخصیت&rlm;های سیاسی فراهم کرده و متأسفانه مطالبات اهل &rlm;سنّت و خصوصاً بلوچستان و مولوی &rlm;های شاخص&rlm; اش، به ابزاری برای جمع &rlm;آوری رأی و چانه&rlm; زنی و ... تبدیل شده است. و در نتیجه، بسیاری از اظهار مخالفت&rlm;های شدید در میان رسانه &rlm;ها و شخصیت&rlm;های انقلابی با این مراکز مذهبی در بلوچستان نیز متأثّر از همین سیاسی&rlm; شدن و جناحی &rlm;شدن ماجراست.</span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">البته می&rlm;توان پس از بازگشت از چنین سفری، به گزارش بازدید از موزه&rlm;ها و کتابخانه &rlm;ها و خوش و بش&rlm; های کلیشه&rlm; ای بسنده کرد. اما نکته این&rlm;جاست که اگر روحانی یا نخبه شیعی تقریبی، در کنار بیان انتقادات و انتظارات به طرف مقابل، مطالبات برحق و ریشه &rlm;ای او را نیز تأیید نماید و درخواست کند، هم گامی عملی و مؤثّر در مسیر تشریفاتی &rlm;شده &rlm;ی وحدت مذهبی برداشته خواهد شد و هم امکان سوءاستفاده اغیار از این کمبودها و مطالبات را به حداقل خواهد رساند. کما این&rlm;که سیره معصومین و از جمله امیرالمؤمنین در زمینه تقریب مذهبی، نمونه &rlm;های برجسته عملی در راستای برآورده ساختن نیازها و درخواست&rlm;های طرف مقابل دارد. واضح است که اجابت دیرهنگام این مطالبات در شرایطی که تبدیل به باج&rlm; گیری و فشار اجتماعی - امنیتی شده، نه تنها مصداقی از عملیاتی&rlm; کردن وحدت نیست، بلکه راه و رسم غلطی را پیش روی جماعت مطالبه&rlm; گر برای تحقّق مطالبات بعدی &rlm;اش می &rlm;گسترد.&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;</span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">نگارنده در خلال صحبت در آمفی تئاتر دانشگاه و به مناسبت اشاره به سیره امیرالمؤمنین در ارائه مشورت و کمک به خلفا برای حفظ و پیشبرد اسلام، نام خلیفه سوّم را با پسوند &laquo;رضی &rlm;الله &rlm;عنه&raquo; آوردم. واکنش مولوی شه &rlm;بخش و دکترمجاهد (استاد سنّی &rlm;مذهب دانشگاه علوم پزشکی) برایم جالب بود. هم در مورد اصل سخن که به سیره وحدت&rlm; گرای ائمه شیعه و امام مذهب حنفی اشاره داشت، و هم در مورد تعابیر احترام&rlm; آمیز نسبت به مقدّسات&rlm;شان. ولی همان&rlm;قدر که آن&rlm;ها از اظهار احترام به مقدّسات خودشان، ممنون و خشنود بودند، برخی از دوستان شیعه ما به اشکال &rlm;تراشی یا لااقل پرسش جدّی کشیده شدند.</span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">آن شب و در جلسه &rlm;ای جداگانه و صمیمانه با دوستان و فعالان شیعی دانشگاه، راجع به چرایی و چگونگی اجرای عملی سیاست&rlm;های تقریب، صحبت کردیم. جلسه بسیار خوبی بود که جوانان دلسوز و مخلص دانشگاه، در کنار هم تشکیل داده بودند. البته روی دیگر سکّه هم دور از انتظار نبود؛ مثل به&rlm; کارگیری تعابیر تحقیرآمیز و سپس، پا را از گلیم تقوا فراتر نهادن و گوینده سخن را دست&rlm;کم در لحن، معادل &laquo;خسر الدّنیا و الآخره&raquo; دانستن. چه جای تبیین مبانی شیعی فلان تعبیر وجود دارد، وقتی &laquo;راه رهایی، فهم است و نه تفهیم خصوصی!&raquo; و وقتی ما هنوز در ترویج اندیشه تقریب، در چنین اوّلیّاتی درگیریم؟<br />\r\n...</span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color:#0000FF;\"><strong>خاتم</strong></span><br />\r\nآیا رفعت اندیشه غریب تقریب، از میان آتش نزاع&rlm;ها و کینه&rlm; های وسیع مذهبی، روی پای خویش خواهد ایستاد و سر بر خواهد آورد؟ اندیشه &rlm;ای که نه عنوان صوری &laquo;تقریب&raquo; را به دنبال خویش کشد و راه کوته &rlm;نظری را ادامه دهد؛ بلکه در محتوا و عمل، پایبند به چنین مهجوریتی باشد؟</span></span></p>\r\n\r\n<p>&nbsp;</p>","content_source":"","content_url":"","content_columns":"0","content_date_start":"2016-03-14 08:10:13","content_date_finish":"2016-03-14 08:10:13","content_date_register":"2016-03-13 19:35:40","content_date_last_edit":"2019-12-22 19:42:05","content_show_img":"1","content_show_details":"0","content_show_related_img":"0","content_show_slider":"1","content_show_title_slider":"1","content_comment":"1","content_score":"0","content_recorded":"0","content_confirmed":"0","content_status":"1","content_kind":"0","tag_id":"15384","tag_word":"سرزمین برادری,سرزمین برادری,سرزمین برادری,مسجد مکی,مسجد مکی,مسجد مکی,مهدی همازاده,مهدی همازاده,مهدی همازاده,روایت هایی از سرزمین برادری,روایت هایی از سرزمین برادری,روایت هایی از سرزمین برادری,مقاله,مقاله,مقاله","tag_service":"0","tag_total":"88","tag_soundex":"","attach_token":4266506918,"attach_date_register":"2016-03-14 08:12:32","attach_id":15248,"attach_file_ext":"jpg","attach_file_header":"image/jpeg","attach_img_type":"2","attach_img_width":"650","attach_img_height":"433","attach_file_media":"1","attach_show_watermark":"0","score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"visit_count":"9539","visit_date_last":"2026-05-27 01:27:33","attach_title":"وحدت‏‌ستیزی تحت عنوان اندیشه غریب تقریب 3","node_title":"جریان شناسی,خاطرات وحدت,مهم","ot_node_left_right":"[{\"node_id\":469, \"left\":89, \"right\":90},{\"node_id\":479, \"left\":23, \"right\":26},{\"node_id\":828, \"left\":37, \"right\":38}]","node_number":"15","allowable_node":"15","img_src":"./cache/5/attach/201603/15248_4266506918_650_433.jpg"}]]