[[{"content_id":12361,"domain_id":"0","lang_id":"fa","portal_id":"5","owner_id":"370","user_id":"405","view_accesslevel_id":"0","edit_accesslevel_id":"0","delete_accesslevel_id":"0","editor_id":"405","content_title":"وحدت گرایی را از شهید ثانی یاد بگیریم!\r\n\r\nماجرای شهادت شهید ثانی","content_number":"","content_date_event":"2016-02-29 05:49:36","content_summary":"شهید ثانی در دمشق صحیح بخاری و صحیح مسلم را مطالعه و تدریس کرده است. بعد به مصر می رود و بعد از آن به بیت المقدس می رود. در آنجا از شمس الدین اباللطیف مقدسی، عالم بزرگ اهل سنت اجازه نقل حدیث می گیرد. ایشان بعد به قسطنطنیه می رود. می رود نزد قاضی عسکر، محمد بن محمد بن قاضی زاده رومی، که قاضی القضات امپراتوری عثمانی است. با او مذاکره می کند. وقتی قاضی رساله های ایشان را می بیند، به شهید ثانی می گوید شما در هر مدرسه و هر مسجدی از مساجد اهل سنت که بخواهی می توانی بروی و تدریس کنی. سعه صدر دو طرف را ببینید.","content_summary_fill":"1","content_body":"استاد حسن رحیم پور ازغدی\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nاولین کتابی که در حوزه های علمیه ما خوانده می شود، شرح لمعه است. لمعه برای شهید اول است و شرح لمعه برای شهید ثانی. هر دوی این بزرگواران قربانی قتل های تکفیری شدند.\r\n\r\nمنتها در همان دوران که شهید ثانی بخاطر اختلافات مذهبی کشته شده، نگاه علمای درجه اول اهل سنت و حتی حکومت اهل سنت به شهید ثانی و نگاه ایشان به آنها نگاه مثبتی بوده است.\r\n\r\nشهید ثانی در دمشق صحیح بخاری و صحیح مسلم را مطالعه و تدریس کرده است. بعد به مصر می رود و بعد از آن به بیت المقدس می رود. در آنجا از شمس الدین اباللطیف مقدسی، عالم بزرگ اهل سنت اجازه نقل حدیث می گیرد. ایشان بعد به قسطنطنیه می رود. می رود نزد قاضی عسکر، محمد بن محمد بن قاضی زاده رومی، که قاضی القضات امپراتوری عثمانی است. با او مذاکره می کند. وقتی قاضی رساله های ایشان را می بیند، به شهید ثانی می گوید شما در هر مدرسه و هر مسجدی از مساجد اهل سنت که بخواهی می توانی بروی و تدریس کنی. سعه صدر دو طرف را ببینید.\r\n\r\nشهید ثانی استخاره می کند و به مسجد بعلبک در لبنان رفته و مدیریت مدرسه علمیه آنجا را به عهده می گیرد که آنجا هم تحت کنترل امپراتوری عثمانی بود.\r\n\r\nشهید ثانی در این مدرسه در درس فقه اش بر اساس 5 مذهب فقه مقارن می گوید. در هر بابی نظرات همه مذاهب را بیان می کند. الان یک درس فقه وجود دارد که آرای هر 5 مذهب در آن بیان شود؟!\r\n\r\nایشان درس کلام دارد و اصول عقاید تطبیقی دارد. آرای همه مکاتب را در درس خود بیان می کند و بعد نظر شخصی خود را می گوید. سنی و شیعه می آمدند در درس ایشان و بر مبنای مذهب خود از ایشان استفتا می کردند! وقتی کرسی های اینطوری در جهان اسلام شکل بگیرد می توان به رودررویی با دشمن امیدوار بود.\r\n\r\nشهید ثانی نان دولت را هم نمی خورد. خودش سوار الاغ می شد و می رفت خارکنی می کرد و خرج زندگی اش را تامین می کرد. نه از حکومت عثمانی پول می گرفت و نه وجوهات می گرفت. در نهایت زهد و ساده زیستی زندگی می کرده است.\r\n\r\nایشان دوازده استاد سنّی داشته است که با احترام از آنها یاد می کند. استادهایش هم به او احترام می گذاشتند. ایشان از طرف دیگر شاگرد محقق کرکی عالم بزرگ شیعه بوده است. در زمان صفویه که محقق کرکی برای آموزش عقاید تشیع به ایران آمد، ایشان در لبنان ماند و به ایران نیامد.\r\n\r\nماجرای شهادت شهید ثانی\r\n\r\nقضیه شهادت ایشان هم اینطور بوده که دو نفر به ایشان شکایت می آورند. ایشان طبق مذهب خود آن افراد قضاوت می کنند. فردی که محکوم شده بود می رود پیش قاضی صیدا و می گوید این قاضی رافضی بوده و حکم ناعادلانه داده است! یعنی مسئله شخصی خودش را به دعوای شیعه و سنی تبدیل می کند. در حالی که شهید ثانی قاضی حکومت سنّی بوده و طبق مذهب خود طرفین دعوا حکم کرده بوده.\r\n\r\nقاضی شهر صیدا به سلطان سلیم نامه می نویسد و می گوید این رافضی در اینجا کفر می گوید! حاکم عثمانی دستور دستگیری او را می دهد. وقتی برای دستگیری اش می آیند می بینند که ایشان به حج رفته است. می روند در مسیر حج دستگیرش می کنند و ایشان را به سمت روم شرقی می برند. در بین راه کسانی که شهید ثانی را بازداشت کرده بودند به سلطان خبر می دهند که مسئله اصلی دعوای شخصی بوده و اصلا مسئله کفر و رافضی گری و ... نیست! شهید ثانی از طرف خود قاضی عسکر که قاضی القضات شماست اجازه قضاوت دارد. حاکم عثمانی می گوید یا آزادش کنید یا بیاوریدش اینجا خودم با او صحبت کنم.\r\n\r\nوزیر سلطان سلیم یعنی رستم پاشا که قضایا را می فهمد سریع یک گروه را می فرستد تا نگذارند شهید ثانی نزد سلطان سلیم بیاید. چون می داند اگر بیاید نظر سلطان را هم به سمت خودش جذب می کند. بنابراین دستور می دهد در بین راه ایشان را شهید کنند. ایشان را می کشند، می سوزانند و خاکسترش را به باد می دهند! سه روز جنازه بر دار بود و بعد سوزانده شد. البته بعدا حاکم عثمانی قضیه را می فهمد و رستم پاشا را عزل می کند.\r\n\r\nمی بینید که بین دو عالم شیعه و سنی هیچ مشکلی نیست. عالم سنّی به شهید ثانی می گوید برو هرجا دلت میخواهد در مدارس ما تدریس کن. شهید ثانی هم فقه هر 5 مذهب را می گوید. اما وقتی که بحث دنیا و قدرت وسط می آید، مسئله عوض می شود. طرف که در دادگاه علیه او رای داده شده می رود پیش قاضی دیگر و می گوید این رافضی علیه من حکم کرده است! آن وزیر هم چشم دیدن شهید ثانی را ندارد و دستور قتل ایشان را می دهد.&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;","content_html":"<p dir=\"RTL\"><span style=\"color:#FF0000;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">استاد حسن رحیم پور ازغدی</span></span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;</p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">اولین کتابی که در حوزه های علمیه ما خوانده می شود، شرح لمعه است. لمعه برای شهید اول است و شرح لمعه برای شهید ثانی. هر دوی این بزرگواران قربانی قتل های تکفیری شدند.</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">منتها در همان دوران که شهید ثانی بخاطر اختلافات مذهبی کشته شده، نگاه علمای درجه اول اهل سنت و حتی حکومت اهل سنت به شهید ثانی و نگاه ایشان به آنها نگاه مثبتی بوده است.</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">شهید ثانی در دمشق صحیح بخاری و صحیح مسلم را مطالعه و تدریس کرده است. بعد به مصر می رود و بعد از آن به بیت المقدس می رود. در آنجا از شمس الدین اباللطیف مقدسی، عالم بزرگ اهل سنت اجازه نقل حدیث می گیرد. ایشان بعد به قسطنطنیه می رود. می رود نزد قاضی عسکر، محمد بن محمد بن قاضی زاده رومی، که قاضی القضات امپراتوری عثمانی است. با او مذاکره می کند. وقتی قاضی رساله های ایشان را می بیند، به شهید ثانی می گوید شما در هر مدرسه و هر مسجدی از مساجد اهل سنت که بخواهی می توانی بروی و تدریس کنی. سعه صدر دو طرف را ببینید.</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">شهید ثانی استخاره می کند و به مسجد بعلبک در لبنان رفته و مدیریت مدرسه علمیه آنجا را به عهده می گیرد که آنجا هم تحت کنترل امپراتوری عثمانی بود.</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">شهید ثانی در این مدرسه در درس فقه اش بر اساس 5 مذهب فقه مقارن می گوید. در هر بابی نظرات همه مذاهب را بیان می کند. الان یک درس فقه وجود دارد که آرای هر 5 مذهب در آن بیان شود؟!</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">ایشان درس کلام دارد و اصول عقاید تطبیقی دارد. آرای همه مکاتب را در درس خود بیان می کند و بعد نظر شخصی خود را می گوید. سنی و شیعه می آمدند در درس ایشان و بر مبنای مذهب خود از ایشان استفتا می کردند! وقتی کرسی های اینطوری در جهان اسلام شکل بگیرد می توان به رودررویی با دشمن امیدوار بود.</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">شهید ثانی نان دولت را هم نمی خورد. خودش سوار الاغ می شد و می رفت خارکنی می کرد و خرج زندگی اش را تامین می کرد. نه از حکومت عثمانی پول می گرفت و نه وجوهات می گرفت. در نهایت زهد و ساده زیستی زندگی می کرده است.</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">ایشان دوازده استاد سنّی داشته است که با احترام از آنها یاد می کند. استادهایش هم به او احترام می گذاشتند. ایشان از طرف دیگر شاگرد محقق کرکی عالم بزرگ شیعه بوده است. در زمان صفویه که محقق کرکی برای آموزش عقاید تشیع به ایران آمد، ایشان در لبنان ماند و به ایران نیامد.</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"color:#0000FF;\"><strong><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">ماجرای شهادت شهید ثانی</span></span></strong></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">قضیه شهادت ایشان هم اینطور بوده که دو نفر به ایشان شکایت می آورند. ایشان طبق مذهب خود آن افراد قضاوت می کنند. فردی که محکوم شده بود می رود پیش قاضی صیدا و می گوید این قاضی رافضی بوده و حکم ناعادلانه داده است! یعنی مسئله شخصی خودش را به دعوای شیعه و سنی تبدیل می کند. در حالی که شهید ثانی قاضی حکومت سنّی بوده و طبق مذهب خود طرفین دعوا حکم کرده بوده.</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">قاضی شهر صیدا به سلطان سلیم نامه می نویسد و می گوید این رافضی در اینجا کفر می گوید! حاکم عثمانی دستور دستگیری او را می دهد. وقتی برای دستگیری اش می آیند می بینند که ایشان به حج رفته است. می روند در مسیر حج دستگیرش می کنند و ایشان را به سمت روم شرقی می برند. در بین راه کسانی که شهید ثانی را بازداشت کرده بودند به سلطان خبر می دهند که مسئله اصلی دعوای شخصی بوده و اصلا مسئله کفر و رافضی گری و ... نیست! شهید ثانی از طرف خود قاضی عسکر که قاضی القضات شماست اجازه قضاوت دارد. حاکم عثمانی می گوید یا آزادش کنید یا بیاوریدش اینجا خودم با او صحبت کنم.</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">وزیر سلطان سلیم یعنی رستم پاشا که قضایا را می فهمد سریع یک گروه را می فرستد تا نگذارند شهید ثانی نزد سلطان سلیم بیاید. چون می داند اگر بیاید نظر سلطان را هم به سمت خودش جذب می کند. بنابراین دستور می دهد در بین راه ایشان را شهید کنند. ایشان را می کشند، می سوزانند و خاکسترش را به باد می دهند! سه روز جنازه بر دار بود و بعد سوزانده شد. البته بعدا حاکم عثمانی قضیه را می فهمد و رستم پاشا را عزل می کند.</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">می بینید که بین دو عالم شیعه و سنی هیچ مشکلی نیست. عالم سنّی به شهید ثانی می گوید برو هرجا دلت میخواهد در مدارس ما تدریس کن. شهید ثانی هم فقه هر 5 مذهب را می گوید. اما وقتی که بحث دنیا و قدرت وسط می آید، مسئله عوض می شود. طرف که در دادگاه علیه او رای داده شده می رود پیش قاضی دیگر و می گوید این رافضی علیه من حکم کرده است! آن وزیر هم چشم دیدن شهید ثانی را ندارد و دستور قتل ایشان را می دهد.&nbsp;</span></span></p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;</p>","content_source":"","content_url":"","content_columns":"0","content_date_start":"2016-03-26 12:30:28","content_date_finish":"2016-03-26 12:30:28","content_date_register":"2016-02-29 05:50:05","content_date_last_edit":"2019-12-03 17:35:17","content_show_img":"1","content_show_details":"0","content_show_related_img":"0","content_show_slider":"1","content_show_title_slider":"1","content_comment":"1","content_score":"0","content_recorded":"0","content_confirmed":"0","content_status":"1","content_kind":"0","tag_id":"10059","tag_word":"حسن رحیم پور ازغدی,حسن رحیم پور ازغدی,حسن رحیم پور ازغدی,حسن رحیم پور ازغدی,شهید ثانی,شهید ثانی,شهید ثانی,شهید ثانی,علمای شیعه و وحدت اسلامی,علمای شیعه و وحدت اسلامی,علمای شیعه و وحدت اسلامی,علمای شیعه و وحدت اسلامی,سیره وحدوی علمای شیعه,سیره وحدوی علمای شیعه,سیره وحدوی علمای شیعه,سیره وحدوی علمای شیعه,تاریخ روابط شیعه و سنی,تاریخ روابط شیعه و سنی,تاریخ روابط شیعه و سنی,تاریخ روابط شیعه و سنی","tag_service":"0","tag_total":"30","tag_soundex":"","attach_token":2973568914,"attach_date_register":"2016-03-16 08:43:00","attach_id":15280,"attach_file_ext":"jpg","attach_file_header":"image/jpeg","attach_img_type":"2","attach_img_width":"799","attach_img_height":"470","attach_file_media":"1","attach_show_watermark":"1","score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"visit_count":"9378","visit_date_last":"2026-05-27 04:41:32","attach_title":"رحیم پور ازغدی","node_title":"اندیشه تقریب,برگزیده,شخصیت ها,وحدت در تاریخ","ot_node_left_right":"[{\"node_id\":468, \"left\":87, \"right\":88},{\"node_id\":477, \"left\":15, \"right\":18},{\"node_id\":830, \"left\":41, \"right\":42},{\"node_id\":831, \"left\":43, \"right\":44}]","node_number":"20","allowable_node":"20","img_src":"./cache/5/attach/201603/15280_2973568914_799_470.jpg"}]]