[[{"content_id":11064,"domain_id":"0","lang_id":"fa","portal_id":"5","owner_id":"484","user_id":"1","view_accesslevel_id":"1","edit_accesslevel_id":"1","delete_accesslevel_id":"1","editor_id":"405","content_title":"چگونه اختلافات مذهبی را مدیریت کنیم؟","content_number":"0","content_date_event":"2015-09-02 03:21:00","content_summary":"برای حل و فصل درگیری هایمان، میزان و شاخص هایی اسلامی داریم. و برای مدیریت اختلافاتمان نیز مکانیزم و ساز و کارهای اسلامی داریم. که اگر به آن شاخص ها رجوع کنیم و از آن مکانیزم ها استفاده کنیم، اختلافات ما تبدیل به عامل قدرت ما می شود به جای اینکه عامل ضعف ما باشد.","content_summary_fill":"1","content_body":"استاد حسین الخشن\r\n\r\nترجمه: مهدی وفایی\r\n\r\n\r\n\r\nدر نهج البلاغه آمده است که پس از وفات رسول الله (ص)، فردی یهودی نزد امام علی (ع) آمد و گفت:&laquo;شما در باره &nbsp;پیامبرتان اختلاف کردید در حالی که هنوز دفنش هم نکرده بودید.&raquo; و علی ( ع ) درجوابش فرمود:&laquo; ما درباره آنچه که از او رسیده اختلاف کردیم، نه در خود او. اما شما به پیامبرتان گفتید: همانطور که آنان خدایانی دارند برای ما هم خدایانی فراهم کن! که پیامبرتان گفت شما قومی جاهل ونادان هستید! و همه اینها در حالی بود که پایتان از آب دریا خشک نشده بود&raquo; (1)&nbsp;\r\n\r\nاین روایت ، و دیگر روایات مانند آن ، باعث تعجب است. به خاطر این که خیلی سریع - بلافاصله پس از وفات رسول الله (ص) &ndash; بین مسلمانان اختلاف افتاد. اما آنچه که از شدت مصیبت می کاهد و باعث تسکین است، این است که این اختلاف در خود نبی ( ص ) نبود ، بلکه در آنچه که از او آمده است بود. و به عبارت واضح تر، اختلاف در نبوت، رسالت و حجیت سنت نبود. بلکه در آنچه از او نقل شده و روایت شده، بود. آن هم از حیث اثبات و سندیت روایات.&nbsp;\r\n\r\nو این یعنی اینکه اختلاف، به اختلاف درونی &laquo;امت واحده&raquo; محدود ماند. و امت را به امت های متعدد و آیین های مختلف تقسیم نکرد. و همچنین دایره اختلافات ، به اصول و بنیادهای دین - که ضربه زدن به آن سبب خروج از دین می شود &ndash; نرسید. و از همین روست که حجم اختلافات بسیار کم تر است از اختلافاتی که در ادیان دیگر واقع شد. اما چیزی که جدا باعث تاسف است این است که علی رغم کم بودن اختلافات بین مسلمانان و زیاد بودن اختلافات درونی ادیان دیگر، امروز شکاف درونی مسلمانان از شکاف و اختلافات درونی ادیان دیگر، بیشتر است.&nbsp;\r\n\r\nبه شکلی که امت اسلامی پاره پاره شده است و تبدیل شده به مذاهبی که با همدیگر دشمنی می کنند و همدیگر را تکفیر می کنند و همدیگر را می کشند. که همه اینها منجر به بسیاری از پسرفت ها و شکست هایی شده است که همگی باعث عقب ماندگی مسلمانان و جاماندن آنان از کاروان تمدن شده است.&nbsp;\r\n\r\nشکست در مدیریت اختلافات&nbsp;\r\n\r\nبه گمانم اصلی ترین دلیل این مشکلات ، این است که ما توانایی مدیریت اختلافات سیاسی، مذهبی، فکری و ...را نداریم. یا به بیان بهتر، ما این اختلافات را به شکل اشتباه و خطا مدیریت کرده ایم. که نتیجه اش، این درگیری و جدال بوده است.&nbsp;\r\n\r\nاختلافات و تعدد نظر در فهم و انجام مسائل دینی، مساله ای نیست که باعث نگرانی شود و یا به فتنه بینجامد و اصلا این اختلافات، چیز بدی نیست. ( مانند تمامی اختلافاتی که در امور دنیا و علوم آن ، وجود دارد.) اما شرطی دارد. و آن اینکه ، اختلافات را به شکل حکیمانه ای مدیریت کنیم. تا تبدیل به عنصر حیات و اسباب قدرت ما شود. به جای اینکه عامل چند پارگی و آشفتگی شود. خب! این امر چگونه امکان پذیر است؟&nbsp;\r\n\r\n&laquo;میزان&raquo; و &laquo;ساز و کار&raquo;&nbsp;\r\n\r\nبرای حل و فصل درگیری هایمان، میزان و شاخص هایی اسلامی داریم. و برای مدیریت اختلافاتمان نیز مکانیزم و ساز و کارهای اسلامی داریم. که اگر به آن شاخص ها رجوع کنیم و از آن مکانیزم ها استفاده کنیم، اختلافات ما تبدیل به عامل قدرت ما می شود به جای اینکه عامل ضعف ما باشد.&nbsp;\r\n\r\nمیزان و مرجع اصلی برای حل اختلافاتمان رجوع به کتاب خدا و سنت پیامبر اوست.&nbsp;\r\n\r\nیعنی کتاب و سنت چون دادگاهی هستند که ما دعوی و اختلافاتمان را نزد آن می بریم و آن را داور و حاکم حساب می کنیم. همانطور که خداوند در قرآن می فرماید:&nbsp;\r\n\r\n&laquo; خداوند به همراه پیامبران، کتاب آسمانی را &ndash; که به سوی حق دعوت می کرد &ndash; نازل کرد؛ تا در میان مردم ، در آنچه اختلاف داشتند داوری کند.&raquo; (2)&nbsp;\r\n\r\n&laquo;در هر چه اختلاف می کنید حکمش با خداست&raquo; (3)&nbsp;\r\n\r\n&laquo;چون در امری اختلاف کردید به خدا و پیامبر رجوع کنید.&raquo; (4)&nbsp;\r\n\r\nقرآن و سنت ، شاخص و منبعی جامع و فراگیر هستند که مسلمانان را در کنار یکدیگر جمع می کند.و همه مسلمانان نیز به این منبع اذعان دارند و تسلیم آن هستند. بنابراین ، زمانی که نص قرآنی و نبوی واضح است ما به مشکلی برنمی خوریم. مشکل زمانی ظاهر می شود که در فهم نص قرآنی و در ثبوت سنت و فهم آن، اختلاف می کنیم و دچار تعدد آرا می شویم. خب! در این هنگام راه حل چیست و چاره کجاست؟&nbsp;\r\n\r\nجواب این است که: آنگاه که اختلافات در دایره امور اجتهادی و نظری است، مسائل طبق ساز و کارهای معروف استنباطی پیش می رود. پس هر طرف از این حق برخوردار است که برطبق دلیل و مبنایی که دارد، رای و نظری را برگزیند. و دیگری هم باید او را &ndash; اگر خطایی داشت &ndash; ببخشد.&nbsp;\r\n\r\nاین در حوزه مسائل فکری و فرهنگی است. اما در مسائلی که به نظام امت مربوط می شود، باید در مسائل سیاسی، اقتصادی و امنیتی بهترین و درست ترین راه را برای امت برگزید. پس اینجا وضع فرق دارد. اینجا میزان حل و فصل اختلافات و دادگاهی که باید اختلافات را به آن عرضه کرد ، نظام اسلامی است. زیرا این نظام است که مصلحت امت را تعیین می کند و تحقق می بخشد.&nbsp;\r\n\r\nآزادی اندیشه ، بین &laquo; باید &raquo; و &laquo; نباید &raquo;&nbsp;\r\n\r\nاما روش و ساز و کارهای مدیریت اختلافات چیست؟ گفت و گو و جدال احسن، مشاوره با افراد صاحب نظر و متخصص و دوری از تمامی اشکال خشونت و انواع خود رایی، از جمله روش های مدیریت اختلافات است. ادبیات اسلامی که به این روش ها توجه دارند نیز زیاد هستند و معروف. و مسلمانان زمانی که از آن استفاده کردند، پیشرفت کردند و پیروز شدند. و زمانی که آن را فراموش کردند و به جای آن، روش ظلم و سرکوب آزادی را به کار بستند، شکست خوردند و عقب ماندند. اگر به صدر اسلام و دوره نزدیک به آن هم نگاه می کنیم، می بینیم که این اختلافات نتیجه بخش بوده اند. زیرا مسلمانان بوسیله ی گفت و گو و میزان قرار دادن کتاب خدا و سنت رسولش ، اختلافاتشان را مدیریت می کردند.&nbsp;\r\n\r\nمنابع اسلامی سرشار از روایاتی است که در آن درباره اختلاف نظرهای اصحاب و پیروان بزرگ امت ، صحبت شده است. اما آن چه که آن دوران را متفاوت کرده است فضایی است که در آن فضا ظرفیت، بلند نظری و قبول طرف مقابل وجود داشته است. که این ها باعث تنوع فکری مذهبی شد و اثرش را روی فقه و کلام اسلامی نیز باقی گذاشت. تا اینکه روزی رسید که امت را بلای برخی مکاتب افراطی و تنگ نظر و همچنین نظام های استبدادی فراگرفت. همان ها که عرصه را بر غیر از خودشان تنگ می کردند و اعتقادی به آزادی اندیشه نداشتند. و حتی به نپذیرفتن دیگری بسنده نمی کردند، بلکه او را محاصره می کردند و به بدعت، ضلالت و کفر متهمش می کردند.&nbsp;\r\n\r\nچنانکه گفتیم زمانی که اختلاف در چهارچوب مسائل اجتهادی باشد ، عالم و فقیه از این حق برخوردار است که نظر دیگری را نپذیرد ولی این حق را ندارد نظرش را بر دیگری تحمیل کند. در صورتی که این افراط گرایان بدین شکل با دیگران گفت و گو می کنند که &laquo; من حق دارم صحبت کنم و تو باید گوش کنی! من حق دارم بگویم و تو باید پیروی کنی! نظر من درست است و احتمال خطا در آن نمی رود. و نظر تو خطا است و احتمال صحت در آن نمی رود! &raquo;(5)&nbsp;\r\n\r\n&laquo; اختلاف &raquo; و &laquo; درگیری &raquo;&nbsp;\r\n\r\nشاید برخی برای توجیه رفتار سلبی و سرکوب گرانه شان نسبت به دیگران ، به قرآن کریم استناد می کنند. به این حجت که قرآن ، اختلاف و تفرقه را امر بنکوهش کرده است. زیرا بر وحدت کلمه و وحدت صف اثر منفی می گذارد. اما این فهم اشتباه است و با قران سازگاری ندارد. زیرا با بررسی قرآن و تدبر و تفکر عمیق در آیاتی که در این زمینه وارد شده است می بینیم که قرآن ، درگیری و تفرقه را بد دانسته است ، نه اختلاف و تعدد آرای به تنهایی را. بله! درگیری نکوهیده شده است. زیرا سرانجام آن ، درگیری های شدیدتر است و در نهایت هم چند پارگی.&nbsp;\r\n\r\n&laquo; و با یکدیگر به نزاع بر مخیزید که ، ناتوان شوید و مهابت و قوت شما برود&raquo; (6)&nbsp;\r\n\r\n&laquo;همانند آن کسان مباشید که پس از آنکه آیات روشن خدا بر آنها آشکار شد،، پراکنده گشتند و با یکدیگر اختلاف ورزیدند&raquo;(7)&nbsp;\r\n\r\n&laquo; همگان دست در ریسمان خدا زنید و پراکنده مشوید&raquo;(8)&nbsp;\r\n\r\nاما اختلاف و تعدد آرای به تنهایی ، منشا قدرت و زندگی است. زیرا آن زندگی که بر اساس یک جریان فکری بنا شود و دیگر تفکرات و نظرات را حذف کند ، محکوم به شکست و توقف است. خداوند می فرماید:&nbsp;\r\n\r\n&laquo; همواره گونه گون خواهند بودمگر آنهایی که پروردگارت بر آنها رحمت آورده و آنها را برای همین بیافریده است &raquo;( 9)&nbsp;\r\n\r\nاین که در این آیه ی کریمه ، اختلاف را &ndash; بنابر نظر برخی مفسرین &ndash; هدف خلقت می داند فقط به این خاطر است که اختلاف باعث غنای حیات است. زیرا برخورد فکری با فکر دیگر ، موجب پیشرفت است. و مواجهه تفکری با تفکر دیگر ، غنای حیات را سبب می شود و فرد را تشویق به نوآوری می کند.&nbsp;\r\n\r\nبله! اختلافی که قرآن کریم، آن را نکوهش کرده است، اختلافی است که سرچشمه اش ظلم و تجاوز و دشمنی باشد. خداوند می فرماید: &laquo; و جز بعد از آنکه علم برایشان [حاصل] آمد [آن هم] از روى رشک و رقابت میان خودشان دستخوش اختلاف نشدند&raquo;(10)&nbsp;\r\n\r\nیا اینکه بر پایه ی شک و بدون برهان باشد. چنانکه خداوند در باره ی اختلاف یهودیان، در مورد قتل عیسی (ع) می فرماید:&nbsp;\r\n\r\n&laquo; وهر آینه آنان که در باره او اختلاف می کردند خود در تردید بودند و به آن یقین نداشتند تنها پیرو گمان خود بودند و عیسی را به یقین نکشته بودند&raquo; (11)&nbsp;\r\n\r\nبنابراین اختلاف بد و نکوهیده است ، آنگاه که هدف مند نباشد و یا سرچشمه اش عجب و خود نمایی باشد. و از این قبیل حالاتی که در آن ، اختلاف بر مبنایی علمی استوار نیست و به سود انسان و انسانیت هم نمی باشد.&nbsp;\r\n\r\nو خلاصه اینکه: اختلاف، به معنای چندپارگی و پراکندگی نیست. همچنین به این معنا نیست که هر کس که با من نیست پس ضد من است و هر کس هم که با من هم نظر نیست، دشمن من است. دیگر اینکه اگر اختلاف، به درگیری و نزاع منجر شود، عقب ماندگی است و جاهلیت. اما اگر طبق قانون &laquo;رقابت و پیشی گرفتن&raquo; باشد، نه تنها جایز است، بلکه شرط ادامه &nbsp;حیات اجتماعی و انسانی است. چنانکه جامعه شناسان نیز بر آن تاکید می کنند. و خداوند هم می فرماید:&laquo; حال آنکه ما روزی آنها، رادر این زندگی دنیا میانشان تقسیم می کنیم و بعضی را به مرتبت ، بالاتراز بعضی دیگر قرار داده ایم تا بعضی دیگر را به خدمت گیرند&raquo; (12)&nbsp;\r\n\r\nبرگرفته از کتاب &laquo;عقلانیت تکفیری، بررسی تفکر حذف غیر خود&raquo;&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nپانوشت:\r\n\r\n(1)نهج البلاغة ج4 ص75.&nbsp;\r\n\r\n(2)بقره213&nbsp;\r\n\r\n(3) شوری 10&nbsp;\r\n\r\n(4) نساء 59&nbsp;\r\n\r\n( 5 ) &laquo; بیداری اسلامی بین جمود و افراط &raquo; . ص ۴۰- شیخ یوسف قرضاوی&nbsp;\r\n\r\n(6) انفال46&nbsp;\r\n\r\n(7) آل عمران 105&nbsp;\r\n\r\n(8) آل عمران 103&nbsp;\r\n\r\n(9) هود 118 &ndash; 119&nbsp;\r\n\r\n( 10) جاثیه 17&nbsp;\r\n\r\n( 11 ) نسا 157&nbsp;\r\n\r\n( 12 ) زخرف 32&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;","content_html":"<div><span style=\"color:#FF0000;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">استاد حسین الخشن</span></span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"color:#FF0000;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">ترجمه: مهدی وفایی</span></span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><img src=\"/file/5/attach/201509/13503_2331849742.jpg\" /></span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">در نهج البلاغه آمده است که پس از وفات رسول الله (ص)، فردی یهودی نزد امام علی (ع) آمد و گفت:&laquo;شما در باره &nbsp;پیامبرتان اختلاف کردید در حالی که هنوز دفنش هم نکرده بودید.&raquo; و علی ( ع ) درجوابش فرمود:&laquo; ما درباره آنچه که از او رسیده اختلاف کردیم، نه در خود او. اما شما به پیامبرتان گفتید: همانطور که آنان خدایانی دارند برای ما هم خدایانی فراهم کن! که پیامبرتان گفت شما قومی جاهل ونادان هستید! و همه اینها در حالی بود که پایتان از آب دریا خشک نشده بود&raquo; (1)&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">این روایت ، و دیگر روایات مانند آن ، باعث تعجب است. به خاطر این که خیلی سریع - بلافاصله پس از وفات رسول الله (ص) &ndash; بین مسلمانان اختلاف افتاد. اما آنچه که از شدت مصیبت می کاهد و باعث تسکین است، این است که این اختلاف در خود نبی ( ص ) نبود ، بلکه در آنچه که از او آمده است بود. و به عبارت واضح تر، اختلاف در نبوت، رسالت و حجیت سنت نبود. بلکه در آنچه از او نقل شده و روایت شده، بود. آن هم از حیث اثبات و سندیت روایات.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">و این یعنی اینکه اختلاف، به اختلاف درونی &laquo;امت واحده&raquo; محدود ماند. و امت را به امت های متعدد و آیین های مختلف تقسیم نکرد. و همچنین دایره اختلافات ، به اصول و بنیادهای دین - که ضربه زدن به آن سبب خروج از دین می شود &ndash; نرسید. و از همین روست که حجم اختلافات بسیار کم تر است از اختلافاتی که در ادیان دیگر واقع شد. اما چیزی که جدا باعث تاسف است این است که علی رغم کم بودن اختلافات بین مسلمانان و زیاد بودن اختلافات درونی ادیان دیگر، امروز شکاف درونی مسلمانان از شکاف و اختلافات درونی ادیان دیگر، بیشتر است.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">به شکلی که امت اسلامی پاره پاره شده است و تبدیل شده به مذاهبی که با همدیگر دشمنی می کنند و همدیگر را تکفیر می کنند و همدیگر را می کشند. که همه اینها منجر به بسیاری از پسرفت ها و شکست هایی شده است که همگی باعث عقب ماندگی مسلمانان و جاماندن آنان از کاروان تمدن شده است.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">شکست در مدیریت اختلافات&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">به گمانم اصلی ترین دلیل این مشکلات ، این است که ما توانایی مدیریت اختلافات سیاسی، مذهبی، فکری و ...را نداریم. یا به بیان بهتر، ما این اختلافات را به شکل اشتباه و خطا مدیریت کرده ایم. که نتیجه اش، این درگیری و جدال بوده است.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">اختلافات و تعدد نظر در فهم و انجام مسائل دینی، مساله ای نیست که باعث نگرانی شود و یا به فتنه بینجامد و اصلا این اختلافات، چیز بدی نیست. ( مانند تمامی اختلافاتی که در امور دنیا و علوم آن ، وجود دارد.) اما شرطی دارد. و آن اینکه ، اختلافات را به شکل حکیمانه ای مدیریت کنیم. تا تبدیل به عنصر حیات و اسباب قدرت ما شود. به جای اینکه عامل چند پارگی و آشفتگی شود. خب! این امر چگونه امکان پذیر است؟&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">&laquo;میزان&raquo; و &laquo;ساز و کار&raquo;&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">برای حل و فصل درگیری هایمان، میزان و شاخص هایی اسلامی داریم. و برای مدیریت اختلافاتمان نیز مکانیزم و ساز و کارهای اسلامی داریم. که اگر به آن شاخص ها رجوع کنیم و از آن مکانیزم ها استفاده کنیم، اختلافات ما تبدیل به عامل قدرت ما می شود به جای اینکه عامل ضعف ما باشد.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">میزان و مرجع اصلی برای حل اختلافاتمان رجوع به کتاب خدا و سنت پیامبر اوست.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">یعنی کتاب و سنت چون دادگاهی هستند که ما دعوی و اختلافاتمان را نزد آن می بریم و آن را داور و حاکم حساب می کنیم. همانطور که خداوند در قرآن می فرماید:&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">&laquo; خداوند به همراه پیامبران، کتاب آسمانی را &ndash; که به سوی حق دعوت می کرد &ndash; نازل کرد؛ تا در میان مردم ، در آنچه اختلاف داشتند داوری کند.&raquo; (2)&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">&laquo;در هر چه اختلاف می کنید حکمش با خداست&raquo; (3)&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">&laquo;چون در امری اختلاف کردید به خدا و پیامبر رجوع کنید.&raquo; (4)&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">قرآن و سنت ، شاخص و منبعی جامع و فراگیر هستند که مسلمانان را در کنار یکدیگر جمع می کند.و همه مسلمانان نیز به این منبع اذعان دارند و تسلیم آن هستند. بنابراین ، زمانی که نص قرآنی و نبوی واضح است ما به مشکلی برنمی خوریم. مشکل زمانی ظاهر می شود که در فهم نص قرآنی و در ثبوت سنت و فهم آن، اختلاف می کنیم و دچار تعدد آرا می شویم. خب! در این هنگام راه حل چیست و چاره کجاست؟&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">جواب این است که: آنگاه که اختلافات در دایره امور اجتهادی و نظری است، مسائل طبق ساز و کارهای معروف استنباطی پیش می رود. پس هر طرف از این حق برخوردار است که برطبق دلیل و مبنایی که دارد، رای و نظری را برگزیند. و دیگری هم باید او را &ndash; اگر خطایی داشت &ndash; ببخشد.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">این در حوزه مسائل فکری و فرهنگی است. اما در مسائلی که به نظام امت مربوط می شود، باید در مسائل سیاسی، اقتصادی و امنیتی بهترین و درست ترین راه را برای امت برگزید. پس اینجا وضع فرق دارد. اینجا میزان حل و فصل اختلافات و دادگاهی که باید اختلافات را به آن عرضه کرد ، نظام اسلامی است. زیرا این نظام است که مصلحت امت را تعیین می کند و تحقق می بخشد.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">آزادی اندیشه ، بین &laquo; باید &raquo; و &laquo; نباید &raquo;&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">اما روش و ساز و کارهای مدیریت اختلافات چیست؟ گفت و گو و جدال احسن، مشاوره با افراد صاحب نظر و متخصص و دوری از تمامی اشکال خشونت و انواع خود رایی، از جمله روش های مدیریت اختلافات است. ادبیات اسلامی که به این روش ها توجه دارند نیز زیاد هستند و معروف. و مسلمانان زمانی که از آن استفاده کردند، پیشرفت کردند و پیروز شدند. و زمانی که آن را فراموش کردند و به جای آن، روش ظلم و سرکوب آزادی را به کار بستند، شکست خوردند و عقب ماندند. اگر به صدر اسلام و دوره نزدیک به آن هم نگاه می کنیم، می بینیم که این اختلافات نتیجه بخش بوده اند. زیرا مسلمانان بوسیله ی گفت و گو و میزان قرار دادن کتاب خدا و سنت رسولش ، اختلافاتشان را مدیریت می کردند.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">منابع اسلامی سرشار از روایاتی است که در آن درباره اختلاف نظرهای اصحاب و پیروان بزرگ امت ، صحبت شده است. اما آن چه که آن دوران را متفاوت کرده است فضایی است که در آن فضا ظرفیت، بلند نظری و قبول طرف مقابل وجود داشته است. که این ها باعث تنوع فکری مذهبی شد و اثرش را روی فقه و کلام اسلامی نیز باقی گذاشت. تا اینکه روزی رسید که امت را بلای برخی مکاتب افراطی و تنگ نظر و همچنین نظام های استبدادی فراگرفت. همان ها که عرصه را بر غیر از خودشان تنگ می کردند و اعتقادی به آزادی اندیشه نداشتند. و حتی به نپذیرفتن دیگری بسنده نمی کردند، بلکه او را محاصره می کردند و به بدعت، ضلالت و کفر متهمش می کردند.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">چنانکه گفتیم زمانی که اختلاف در چهارچوب مسائل اجتهادی باشد ، عالم و فقیه از این حق برخوردار است که نظر دیگری را نپذیرد ولی این حق را ندارد نظرش را بر دیگری تحمیل کند. در صورتی که این افراط گرایان بدین شکل با دیگران گفت و گو می کنند که &laquo; من حق دارم صحبت کنم و تو باید گوش کنی! من حق دارم بگویم و تو باید پیروی کنی! نظر من درست است و احتمال خطا در آن نمی رود. و نظر تو خطا است و احتمال صحت در آن نمی رود! &raquo;(5)&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">&laquo; اختلاف &raquo; و &laquo; درگیری &raquo;&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">شاید برخی برای توجیه رفتار سلبی و سرکوب گرانه شان نسبت به دیگران ، به قرآن کریم استناد می کنند. به این حجت که قرآن ، اختلاف و تفرقه را امر بنکوهش کرده است. زیرا بر وحدت کلمه و وحدت صف اثر منفی می گذارد. اما این فهم اشتباه است و با قران سازگاری ندارد. زیرا با بررسی قرآن و تدبر و تفکر عمیق در آیاتی که در این زمینه وارد شده است می بینیم که قرآن ، درگیری و تفرقه را بد دانسته است ، نه اختلاف و تعدد آرای به تنهایی را. بله! درگیری نکوهیده شده است. زیرا سرانجام آن ، درگیری های شدیدتر است و در نهایت هم چند پارگی.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">&laquo; و با یکدیگر به نزاع بر مخیزید که ، ناتوان شوید و مهابت و قوت شما برود&raquo; (6)&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">&laquo;همانند آن کسان مباشید که پس از آنکه آیات روشن خدا بر آنها آشکار شد،، پراکنده گشتند و با یکدیگر اختلاف ورزیدند&raquo;(7)&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">&laquo; همگان دست در ریسمان خدا زنید و پراکنده مشوید&raquo;(8)&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">اما اختلاف و تعدد آرای به تنهایی ، منشا قدرت و زندگی است. زیرا آن زندگی که بر اساس یک جریان فکری بنا شود و دیگر تفکرات و نظرات را حذف کند ، محکوم به شکست و توقف است. خداوند می فرماید:&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">&laquo; همواره گونه گون خواهند بودمگر آنهایی که پروردگارت بر آنها رحمت آورده و آنها را برای همین بیافریده است &raquo;( 9)&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">این که در این آیه ی کریمه ، اختلاف را &ndash; بنابر نظر برخی مفسرین &ndash; هدف خلقت می داند فقط به این خاطر است که اختلاف باعث غنای حیات است. زیرا برخورد فکری با فکر دیگر ، موجب پیشرفت است. و مواجهه تفکری با تفکر دیگر ، غنای حیات را سبب می شود و فرد را تشویق به نوآوری می کند.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">بله! اختلافی که قرآن کریم، آن را نکوهش کرده است، اختلافی است که سرچشمه اش ظلم و تجاوز و دشمنی باشد. خداوند می فرماید: &laquo; و جز بعد از آنکه علم برایشان [حاصل] آمد [آن هم] از روى رشک و رقابت میان خودشان دستخوش اختلاف نشدند&raquo;(10)&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">یا اینکه بر پایه ی شک و بدون برهان باشد. چنانکه خداوند در باره ی اختلاف یهودیان، در مورد قتل عیسی (ع) می فرماید:&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">&laquo; وهر آینه آنان که در باره او اختلاف می کردند خود در تردید بودند و به آن یقین نداشتند تنها پیرو گمان خود بودند و عیسی را به یقین نکشته بودند&raquo; (11)&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">بنابراین اختلاف بد و نکوهیده است ، آنگاه که هدف مند نباشد و یا سرچشمه اش عجب و خود نمایی باشد. و از این قبیل حالاتی که در آن ، اختلاف بر مبنایی علمی استوار نیست و به سود انسان و انسانیت هم نمی باشد.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">و خلاصه اینکه: اختلاف، به معنای چندپارگی و پراکندگی نیست. همچنین به این معنا نیست که هر کس که با من نیست پس ضد من است و هر کس هم که با من هم نظر نیست، دشمن من است. دیگر اینکه اگر اختلاف، به درگیری و نزاع منجر شود، عقب ماندگی است و جاهلیت. اما اگر طبق قانون &laquo;رقابت و پیشی گرفتن&raquo; باشد، نه تنها جایز است، بلکه شرط ادامه &nbsp;حیات اجتماعی و انسانی است. چنانکه جامعه شناسان نیز بر آن تاکید می کنند. و خداوند هم می فرماید:&laquo; حال آنکه ما روزی آنها، رادر این زندگی دنیا میانشان تقسیم می کنیم و بعضی را به مرتبت ، بالاتراز بعضی دیگر قرار داده ایم تا بعضی دیگر را به خدمت گیرند&raquo; (12)&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">برگرفته از کتاب &laquo;عقلانیت تکفیری، بررسی تفکر حذف غیر خود&raquo;&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div>&nbsp;</div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">پانوشت:</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">(1)نهج البلاغة ج4 ص75.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">(2)بقره213&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">(3) شوری 10&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">(4) نساء 59&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">( 5 ) &laquo; بیداری اسلامی بین جمود و افراط &raquo; . ص ۴۰- شیخ یوسف قرضاوی&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">(6) انفال46&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">(7) آل عمران 105&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">(8) آل عمران 103&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">(9) هود 118 &ndash; 119&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">( 10) جاثیه 17&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">( 11 ) نسا 157&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">( 12 ) زخرف 32&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div>&nbsp;</div>\r\n\r\n<div>&nbsp;</div>\r\n\r\n<p><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">&nbsp;</span></span></p>","content_source":"","content_url":"","content_columns":"0","content_date_start":"2015-09-02 03:21:00","content_date_finish":"2015-09-02 03:21:00","content_date_register":"2015-09-01 18:23:37","content_date_last_edit":"2019-12-04 17:48:38","content_show_img":"1","content_show_details":"0","content_show_related_img":"0","content_show_slider":"0","content_show_title_slider":"0","content_comment":"1","content_score":"0","content_recorded":"0","content_confirmed":"0","content_status":"1","content_kind":"0","tag_id":"18056","tag_word":"حسین الخشن,حسین الخشن,حسین الخشن,شیخ حسین الخشن,شیخ حسین الخشن,شیخ حسین الخشن,اختلاف مذاهب اسلامی,اختلاف مذاهب اسلامی,اختلاف مذاهب اسلامی,مدیریت اختلافات مسلمانان,مدیریت اختلافات مسلمانان,مدیریت اختلافات مسلمانان","tag_service":"0","tag_total":"35","tag_soundex":"","attach_token":3881604514,"attach_date_register":"2015-09-02 10:17:48","attach_id":13502,"attach_file_ext":"jpg","attach_file_header":"image/jpeg","attach_img_type":"2","attach_img_width":"699","attach_img_height":"448","attach_file_media":"1","attach_show_watermark":"0","score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"visit_count":"9644","visit_date_last":"2026-05-27 03:31:58","attach_title":"وحدت اسلامی","node_title":"اندیشه تقریب,برگزیده,جریان شناسی","ot_node_left_right":"[{\"node_id\":468, \"left\":87, \"right\":88},{\"node_id\":479, \"left\":23, \"right\":26},{\"node_id\":831, \"left\":43, \"right\":44}]","node_number":"12","allowable_node":"12","img_src":"./cache/5/attach/201509/13502_3881604514_699_448.jpg"}]]