[[{"content_id":11007,"domain_id":"0","lang_id":"fa","portal_id":"5","owner_id":"484","user_id":"1","view_accesslevel_id":"1","edit_accesslevel_id":"1","delete_accesslevel_id":"1","editor_id":"405","content_title":"انبوهی از عوامل تفرقه زا\r\n\r\nچگونه می توان شکاف ایرانی - عرب را پر کرد؟","content_number":"0","content_date_event":"2015-08-02 09:13:03","content_summary":"انبوهی از عوامل تفرقه زا، ارثیه ای تاریخی برای ملت های مسلمان خصوصا ایرانیان و اعراب شده است. و تنها یک چیز اعراب و ایرانیان را در اهداف، معضلات و مواضع یکی میسازد و بر تمام این عوامل تفرقه زا غلبه می کند و آن «فرهنگ و تمدن واحد» است.","content_summary_fill":"1","content_body":"دکتر محمدعلی آذرشب&nbsp;\r\n\r\nریشه های تاریخی یک شکاف\r\n\r\n&nbsp;از روزگار نزاع صفوی - عثمانی، دسیسه های داخلی و خارجی برای ریشه دار کردن تفرقه بین اعراب و ایرانیان، انجام می گرفته است. این نزاع هرچند با عرب ها نبود ولی منجر به جدایی ایران از کشورهای عرب تحت نفوذ عثمانی شد.&nbsp;\r\n\r\nتفرقه با دمیدن در روح فرقه گرایی آغاز شد، سپس با ورود استعمار، نژاد پرستی هم اضافه شد تا جدایی در کل اسلام و به خصوص ایرانی ها و عرب ها، عمق بیشتری پیدا کند.&nbsp;\r\n\r\nپروژه دشمنی غرب جهت تجزیه منطقه تا آنجا گسترش یافت که جهان عرب را به دولت های کوچک تقسیم کرد و ایران بزرگ را نیز به اجزایی که در نهایت از ایران جدا شدند و اجزای دیگری که عملیات تجزیه شکست خورد و به وطن برگشت.&nbsp;\r\n\r\nاساس و پایه های این تجزیه با بستن پیمان ها و قراردادهایی با مرزهای مبهم شکل گرفت که عملا همیشه زمینه ساز درگیری و نزاع باشد. سپس رژیم صهیونیستی را در قلب این منطقه قراردادند تا بحرانی باشد که دائما برای فلسطینیان، جهان عرب و اسلام، مشکل درست کند و خودش تبدیل به مسئله ای اختلافی شود نسبت به چگونگی برخورد با این رژیم. انبوهی از عوامل تفرقه زا، ارثیه ای تاریخی برای ملت های مسلمان خصوصا ایرانیان و اعراب شده است. و تنها یک چیز اعراب و ایرانیان را در اهداف، معضلات و مواضع یکی میسازد و بر تمام این عوامل تفرقه زا غلبه می کند و آن &laquo;فرهنگ و تمدن واحد&raquo; است.&nbsp;\r\n\r\nحال این تمدن واحد چیست؟ پیشینه آن چیست؟ چگونه میشود آن را عمق و رشد داد تا مسلمین نقش تمدن ساز تاریخی خود را بازیابند و با تهاجم فرهنگی غرب مقابله کنند؟&nbsp;\r\n\r\nبرای این منظور ابتدا باید مفهوم فرهنگ و تمدن را تعریف کنیم، خصوصا که تعاریف مختلف است.&nbsp;\r\n\r\nتمدن عبارت است از حرکت ملتی در تمام زمینه های مادی و معنوی زندگی.&nbsp;\r\n\r\nپس ملتی که در راه شکوفایی استعدادهای خدادادی چه انسانی چه در طبیعت برای محقق کردن کمال انسانی حرکت می کند، ملت متمدنی است.&nbsp;\r\n\r\nو هرجا که از حرکت ایستاد آنجا نابودی، جمود و عقب ماندگی فرهنگی است. &nbsp;شاید از روشن ترین مسائل تاریخی است که مسلمین از همان ابتدای رسالت جهشی سریع در معرفت و علم داشتند و تمدنی سراسر از انواع ابداعات در علوم و فنون مختلف با حفظ جنبه کمال بشری برپاساختند.&nbsp;\r\n\r\nهیچ کس منکر این نیست که پشت این حرکت فرهنگی دعوت های پرشور اسلام بود، بر دوری از بدویت و تشویق بر تفکر و تعقل و تدبر.&nbsp;\r\n\r\nبیراهه نرفته ایم اگر بگوییم از مهمترین بیانات تشویقی دین برای حرکتی فرهنگی، تشویق هایش بر شناخت امت ها و ملت های مختلف است.&nbsp;\r\n\r\nتعامل ایران و عرب بزرگترین عامل تعالی فرهنگ اسلامی\r\n\r\nبعد از این دعوت ها و در پی فتوحات اسلامی، ارتباط ملت ها در انواع زمینه های فرهنگی اتفاق افتاد. و بی شک بزرگترین این ارتباط ها بین ایرانیان و اعراب بود. هر رابطه ای بین ملت ها به شکوفایی فرهنگی منجر می شود و تعامل بین ایران و عرب بزرگترین عامل تعالی فرهنگ اسلامی از همان قرن اول در کوفه و بصره تا به اوج رسیدنش در بغداد در عصر عباسی، و گسترش آن در فضایی وسیعتر در مجامع مختلف از نیشابور در شرق تا قرطبه در غرب است.&nbsp;\r\n\r\nوقتی از گستره تمدنی مشترک بین ایرانیان و اعراب سخن می گوییم به این معنا نیست که در تمامی فرهنگشان مشترک هستند. بلکه پیشرفت تمدن اسلامی قرن هاست که با ضعف مواجه شده است و تهاجم فرهنگی غرب آمده است که کار را یکسره کند.&nbsp;و الآن جهان اسلامی نقشی در روند سیاسی جهان ندارد بلکه عملا در تمام زمینه ها متروک شده است.&nbsp;و محصولات دنیای اسلام در مباحث نظری است نه عملی.&nbsp;\r\n\r\nالبته این که حرکت تمدنی اسلام متوقف شده است به معنای تسلیم صد در صدی امت در مقابل این جمود نیست که دین چنین تسلیمی را نمی پذیرد، لذا می بینیم که ایرانیان و اعراب دغدغه ای مشترک دارند و آن بازگشتی فرهنگی است که به &laquo;بیداری اسلامی&raquo; از آن تعبیر می کنیم. بیداری ای که بیانگر اراده امت اسلام به صحنه تاریخ است. اهداف و دردهای مشترک دارد، هویت یکسان دارد.&nbsp;\r\n\r\nتمدن اسلامی بر مبنای گفتگو استوار شده\r\n\r\nاسلام با گفتگو منتشر شد، با گفتگو شکوفا شد و وحدت فرهنگی ایرانی ها و اعراب نیز بر اساس گفتگو ایجاد شده است و نمی توان به این وحدت رسید مگر از طریق گفتگو.&nbsp;\r\n\r\nدر این مقاله مجال بحث و رد نظر کسانی که میگویند اسلام با شمشیر منتشر شد یا اعراب بر ایرانی ها مسلط شدند یا بالعکس، نیست. این افراد وقایع شاذ تاریخی را پررنگ می کنند. اما آنچه رایج بوده است، گفتگو بوده است که به وضوح در عالم اسلام در محافل علمی و فرهنگی از اندلس تا خوارزم رواج داشته است.&nbsp;\r\n\r\nو شاید حکام هم میخواستند به این گفتگو های تمدنی ملحق شوند که در بارگاه های خود محافل علمی تشکیل می دادند و علمای صاحب نظرات مختلف را می آوردند.&nbsp;\r\n\r\nصحنه ای از تاریخ را به یاد می آورم که مورخ بزرگ مسعودی در مروج الذهب از مجلس یحیی بن خالد برمکی نقل میکند: او می گوید یحیی بن خالد عالم و صاحب نظر بود و مجلسی داشت که در آن متفکرین اسلامی و غیر اسلامی از فرق گوناگون حضور داشتند.&nbsp;\r\n\r\nروزی یحیی به آنها گفت: شما درباره مسائل کلامی از ظاهر و باطن، قدوم و حدوث، اثبات و نفی، وجود و عدم و.... زیاد صحبت کردید. امروز بدون مناظره و بحث، نظرات خود را درباره عشق، بگویید.&nbsp;\r\n\r\nاین نقل تاریخی به روشنی دال بر وجود گفتگوهایی است که تمدن اسلامی بر مبنای آنها استوار شده است. مجلسی که مسعودی به آن اشاره دارد، جریانات مختلف اسلامی و حتی غیر اسلامی در آن حضور دارند تا درباره مسائل مختلف عقیدتی و زندگی، بحث و تبادل نظر کنند.&nbsp;\r\n\r\nو با صرف نظر کردن از ایراداتی که می شود به این مجالس گرفت و آن هم این که موضوعاتشان فقط در حد مسائل نظری صرف بوده است و به مسائل کاربردی منجر نشده است. این مجالس نشانه اوج آزاد اندیشی و عمل به آیه &laquo;الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه&raquo; است و نشانگر نهایت سعه صدر و دور اندیشی متفکرین است.&nbsp;\r\n\r\nسخن یحیی برمکی هم با این متفکرین ظرافت خاصی دارد. از آنها میخواهد بعد از مباحثی فکری اختلافی، از عشق سخن بگویند که همه اختلافات را پایان می دهد و قلوب را یکی می کند.&nbsp;\r\n\r\nبه راستی این عشق چیست؟&nbsp;\r\n\r\nعشق همان قالبی است که قلب ها را بدون درگیری به هم نزدیک میکند و جوامع بشری را به ساحل امن و امان میرساند.&nbsp;\r\n\r\nاین مفهوم در فرهنگ ما آنچنان متبلور است که محور ادبیات عرفانی اعراب و ایرانیان است.&nbsp;\r\n\r\nعشق یعنی خروج انسان از نفسانیتش و حرکت در پهنه ی زیبایی ها.&nbsp;\r\n\r\nانسان در زندان نفسانیت خودش زندگی میکند. و هنگامی که از این نفسانیت خارج شد، زیبایی را در هرچیزی مشاهده میکنند. در طبیعت و در انسان و در خالق این جهان.&nbsp;\r\n\r\nعشق قادر است انسان هایی را که از هم دور هستند به هم نزدیک کند و قلب آنها یکی سازد&nbsp;\r\n\r\nتراث ادبیات عرب معنای عشق را با ساده ترین عبارت از زبان یک عرب بادیه نشین نقل میکند:&nbsp;\r\n\r\nاصمعی می گوید: از اعرابی پرسیدم معنای عشق چیست؟ گفت قسم به خدا بزرگتر از آن است که دیده شود و از از چشم ها پوشیده است. همانطور که آتش در سنگ پنهان است، آن هم در قلوب پنهان است. اگر جرقه بزنی خودش را نشان می دهد و اگر ترکش کنی خودش را می پوشاند.&nbsp;\r\n\r\nاین آتش پنهان سینه در ادبیات فارسی نماد زنده بودن قلب است که اگر نبود، قلب جز مشتی خاک نبود.&nbsp;\r\n\r\nشاعر توانمند وحشی بافقی میگوید:&nbsp;\r\n\r\nهر آن دل را که سوزی نیست، دل نیست&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp;دل افسرده غیر از مشت گِل نیست\r\n\r\nالهی سینه ای ده آتش افروز&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp;&nbsp;در آن سینه دلی و آن دل همه سوز&nbsp;\r\n\r\nو این آتش پنهان جز با حرکتی اختیاری، ظاهر نمیشود که این حرکت نزد عرفا همان خروج از زندان طبیعت و نفس است. که اگر بت نفس شکست، در پهنه زیبایی و علم مطلق، مستغرق میشود و احساس هماهنگی با خودش و طبیعت و دوستی با همنوعش می کند.&nbsp;\r\n\r\nو این مسلک تربیتی فقط در فرهنگ اسلامی است.&nbsp;\r\n\r\nتلاقی زبانها و تداخل لغات از بارزترین نشانه های وحدت فرهنگی بین ملت هاست. و این تداخل بین ایرانی ها و اعراب تا آنجا که اطلاع دارم به گونه ای بی نظیر اتفاق افتاده است.&nbsp;\r\n\r\nقبائل زیادی پس از فتح اسلامی به ایران آمدند و در اقصی نقاط ایران خصوصا خراسان ساکن شدند. و ایرانیان نیز شروع به یادگیری زبان دین جدیدشان، اسلام کردند. که این پدیده ای عجیب بین فاتحین و مغلوبین بود. و عجیبتر از آن تمایل اعراب به یادگیری زبان فارسی بود بعد از آن که با ایرانی ها زندگی و وصلت کردند. و الفاظ فارسی و عربی با هم آنقدر تداخل کردند که ایرانی ها زبان پهلوی قدیم خودشان را فراموش کردند و هم آنها و هم اعراب ساکن ایران به زبان فارسی عربی که لغت فارسی اسلامی بود صحبت کردند همین زبانی که ایرانیان امروز از آن استفاده می کنند. و از نشانه های اهتمام ایرانیان به زبان عربی تمرکز آنان بر استخراج قواعد صرف و نحو بود که به تدوین کتب لغت و ظهور نحویون بزرگ انجامید. و شاعران ایرانی در کنار اشعار فارسی، شعر به زبان عربی نیز می سرودند مثل سعدی حافظ مولوی.&nbsp;\r\n\r\nعلما نیز به دلیل اینکه عربی را زبان اسلام می دانستند، بیشتر کتب شان را به عربی می نوشتند، و این فقط در زمان تسلط اعراب بر ایرانیان نبوده است بلکه زمان استقلال ایران از آل بویه و سلجوقی و صفوی تا الان نیز همین گونه است.&nbsp;و الان تقریبا هر روز یک کتاب به عربی در ایران به چاپ میرسد.&nbsp;\r\n\r\nتعلیم متقابل زبان عربی و فارسی\r\n\r\n&nbsp;بعضی تلاش کردند که با زبان عربی مقابله کنند ولی جمهوری اسلامی در راستای تقویت تمدن اسلامی در قانون خود بر تعلیم زبان عربی تاکید کرد و امروز چیزی قریب به 10 هزار دانشجوی زبان عربی از لیسانس تا دکترا هستند.&nbsp;\r\n\r\nزبان فارسی نیز مورد اهتمام همه دانشگاه های عربی خصوصا مصر و سوریه بوده است. کما اینکه توجه دانشگاه های سعودی و مغرب و تونس نیز مشهود است. این چیزی بود که من از نزدیک می شناختم و کشورهای عربی دیگر نیز توجه هست.&nbsp;\r\n\r\nآنچه در این اهتمام لغوی مهم است این است که این توجه رنگ فرهنگی دارد به خلاف تعلم زبان انگلیسی.&nbsp;که این عامل جزء پایه های وحدت تمدنی بین ایرانیان و اعراب است.&nbsp;\r\n\r\nمشکلات سیاسی نه تنها باعث جدایی بین ایران و اعراب شده است بلکه باعث جدایی بین خود اعراب یا بین ایران و اجزاء سابقش قبل از معاهدات ترکمان چای و گلستان و پاریس، شده است.&nbsp;\r\n\r\nو این مشکل همان تقسیمات و ایجاد بحران های دائمی مرزی است و البته ضعف اراده سیاسی و جدایی بعضی از دولت ها از ملت هایشان.&nbsp;\r\n\r\nما الان با این واقعیت تلخ مواجه ایم و توقع اصلاح سریع آن هم نیست مخصوصا که تقسیمات و ناتوانی سیاسی ادامه دارد.&nbsp;\r\n\r\nبلکه در این شرایط باید تا جایی که ممکن است بین دولت ها و ملت ها انسجام برقرار کرد و تا حد امکان از ایجاد اختلاف دوری کرد و همکاری های سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و حتی نظامی را برای حفظ بقیه حضور سیاسی فعال گسترش داد. مواضع سیاسی برای هر کشور اسلامی که می خواهد باشد، برای تمام امت اسلامی، عزت و کرامت و هویت تولید میکند نه فقط در مردم همان کشور.\r\n\r\n&nbsp;","content_html":"<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"color:#FF0000;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">دکتر محمدعلی آذرشب&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"color:#0000FF;\"><strong><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">ریشه های تاریخی یک شکاف</span></span></strong></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">&nbsp;از روزگار نزاع صفوی - عثمانی، دسیسه های داخلی و خارجی برای ریشه دار کردن تفرقه بین اعراب و ایرانیان، انجام می گرفته است. این نزاع هرچند با عرب ها نبود ولی منجر به جدایی ایران از کشورهای عرب تحت نفوذ عثمانی شد.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">تفرقه با دمیدن در روح فرقه گرایی آغاز شد، سپس با ورود استعمار، نژاد پرستی هم اضافه شد تا جدایی در کل اسلام و به خصوص ایرانی ها و عرب ها، عمق بیشتری پیدا کند.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">پروژه دشمنی غرب جهت تجزیه منطقه تا آنجا گسترش یافت که جهان عرب را به دولت های کوچک تقسیم کرد و ایران بزرگ را نیز به اجزایی که در نهایت از ایران جدا شدند و اجزای دیگری که عملیات تجزیه شکست خورد و به وطن برگشت.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">اساس و پایه های این تجزیه با بستن پیمان ها و قراردادهایی با مرزهای مبهم شکل گرفت که عملا همیشه زمینه ساز درگیری و نزاع باشد. سپس رژیم صهیونیستی را در قلب این منطقه قراردادند تا بحرانی باشد که دائما برای فلسطینیان، جهان عرب و اسلام، مشکل درست کند و خودش تبدیل به مسئله ای اختلافی شود نسبت به چگونگی برخورد با این رژیم. انبوهی از عوامل تفرقه زا، ارثیه ای تاریخی برای ملت های مسلمان خصوصا ایرانیان و اعراب شده است. و تنها یک چیز اعراب و ایرانیان را در اهداف، معضلات و مواضع یکی میسازد و بر تمام این عوامل تفرقه زا غلبه می کند و آن &laquo;فرهنگ و تمدن واحد&raquo; است.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">حال این تمدن واحد چیست؟ پیشینه آن چیست؟ چگونه میشود آن را عمق و رشد داد تا مسلمین نقش تمدن ساز تاریخی خود را بازیابند و با تهاجم فرهنگی غرب مقابله کنند؟&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">برای این منظور ابتدا باید مفهوم فرهنگ و تمدن را تعریف کنیم، خصوصا که تعاریف مختلف است.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">تمدن عبارت است از حرکت ملتی در تمام زمینه های مادی و معنوی زندگی.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">پس ملتی که در راه شکوفایی استعدادهای خدادادی چه انسانی چه در طبیعت برای محقق کردن کمال انسانی حرکت می کند، ملت متمدنی است.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">و هرجا که از حرکت ایستاد آنجا نابودی، جمود و عقب ماندگی فرهنگی است. &nbsp;شاید از روشن ترین مسائل تاریخی است که مسلمین از همان ابتدای رسالت جهشی سریع در معرفت و علم داشتند و تمدنی سراسر از انواع ابداعات در علوم و فنون مختلف با حفظ جنبه کمال بشری برپاساختند.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">هیچ کس منکر این نیست که پشت این حرکت فرهنگی دعوت های پرشور اسلام بود، بر دوری از بدویت و تشویق بر تفکر و تعقل و تدبر.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">بیراهه نرفته ایم اگر بگوییم از مهمترین بیانات تشویقی دین برای حرکتی فرهنگی، تشویق هایش بر شناخت امت ها و ملت های مختلف است.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"color:#0000FF;\"><strong><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">تعامل ایران و عرب بزرگترین عامل تعالی فرهنگ اسلامی</span></span></strong></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">بعد از این دعوت ها و در پی فتوحات اسلامی، ارتباط ملت ها در انواع زمینه های فرهنگی اتفاق افتاد. و بی شک بزرگترین این ارتباط ها بین ایرانیان و اعراب بود. هر رابطه ای بین ملت ها به شکوفایی فرهنگی منجر می شود و تعامل بین ایران و عرب بزرگترین عامل تعالی فرهنگ اسلامی از همان قرن اول در کوفه و بصره تا به اوج رسیدنش در بغداد در عصر عباسی، و گسترش آن در فضایی وسیعتر در مجامع مختلف از نیشابور در شرق تا قرطبه در غرب است.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">وقتی از گستره تمدنی مشترک بین ایرانیان و اعراب سخن می گوییم به این معنا نیست که در تمامی فرهنگشان مشترک هستند. بلکه پیشرفت تمدن اسلامی قرن هاست که با ضعف مواجه شده است و تهاجم فرهنگی غرب آمده است که کار را یکسره کند.&nbsp;و الآن جهان اسلامی نقشی در روند سیاسی جهان ندارد بلکه عملا در تمام زمینه ها متروک شده است.&nbsp;و محصولات دنیای اسلام در مباحث نظری است نه عملی.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">البته این که حرکت تمدنی اسلام متوقف شده است به معنای تسلیم صد در صدی امت در مقابل این جمود نیست که دین چنین تسلیمی را نمی پذیرد، لذا می بینیم که ایرانیان و اعراب دغدغه ای مشترک دارند و آن بازگشتی فرهنگی است که به &laquo;بیداری اسلامی&raquo; از آن تعبیر می کنیم. بیداری ای که بیانگر اراده امت اسلام به صحنه تاریخ است. اهداف و دردهای مشترک دارد، هویت یکسان دارد.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"color:#0000FF;\"><strong><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">تمدن اسلامی بر مبنای گفتگو استوار شده</span></span></strong></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">اسلام با گفتگو منتشر شد، با گفتگو شکوفا شد و وحدت فرهنگی ایرانی ها و اعراب نیز بر اساس گفتگو ایجاد شده است و نمی توان به این وحدت رسید مگر از طریق گفتگو.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">در این مقاله مجال بحث و رد نظر کسانی که میگویند اسلام با شمشیر منتشر شد یا اعراب بر ایرانی ها مسلط شدند یا بالعکس، نیست. این افراد وقایع شاذ تاریخی را پررنگ می کنند. اما آنچه رایج بوده است، گفتگو بوده است که به وضوح در عالم اسلام در محافل علمی و فرهنگی از اندلس تا خوارزم رواج داشته است.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">و شاید حکام هم میخواستند به این گفتگو های تمدنی ملحق شوند که در بارگاه های خود محافل علمی تشکیل می دادند و علمای صاحب نظرات مختلف را می آوردند.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">صحنه ای از تاریخ را به یاد می آورم که مورخ بزرگ مسعودی در مروج الذهب از مجلس یحیی بن خالد برمکی نقل میکند: او می گوید یحیی بن خالد عالم و صاحب نظر بود و مجلسی داشت که در آن متفکرین اسلامی و غیر اسلامی از فرق گوناگون حضور داشتند.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">روزی یحیی به آنها گفت: شما درباره مسائل کلامی از ظاهر و باطن، قدوم و حدوث، اثبات و نفی، وجود و عدم و.... زیاد صحبت کردید. امروز بدون مناظره و بحث، نظرات خود را درباره عشق، بگویید.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">این نقل تاریخی به روشنی دال بر وجود گفتگوهایی است که تمدن اسلامی بر مبنای آنها استوار شده است. مجلسی که مسعودی به آن اشاره دارد، جریانات مختلف اسلامی و حتی غیر اسلامی در آن حضور دارند تا درباره مسائل مختلف عقیدتی و زندگی، بحث و تبادل نظر کنند.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">و با صرف نظر کردن از ایراداتی که می شود به این مجالس گرفت و آن هم این که موضوعاتشان فقط در حد مسائل نظری صرف بوده است و به مسائل کاربردی منجر نشده است. این مجالس نشانه اوج آزاد اندیشی و عمل به آیه &laquo;الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه&raquo; است و نشانگر نهایت سعه صدر و دور اندیشی متفکرین است.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">سخن یحیی برمکی هم با این متفکرین ظرافت خاصی دارد. از آنها میخواهد بعد از مباحثی فکری اختلافی، از عشق سخن بگویند که همه اختلافات را پایان می دهد و قلوب را یکی می کند.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"color:#0000FF;\"><strong><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">به راستی این عشق چیست؟&nbsp;</span></span></strong></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">عشق همان قالبی است که قلب ها را بدون درگیری به هم نزدیک میکند و جوامع بشری را به ساحل امن و امان میرساند.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">این مفهوم در فرهنگ ما آنچنان متبلور است که محور ادبیات عرفانی اعراب و ایرانیان است.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">عشق یعنی خروج انسان از نفسانیتش و حرکت در پهنه ی زیبایی ها.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">انسان در زندان نفسانیت خودش زندگی میکند. و هنگامی که از این نفسانیت خارج شد، زیبایی را در هرچیزی مشاهده میکنند. در طبیعت و در انسان و در خالق این جهان.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">عشق قادر است انسان هایی را که از هم دور هستند به هم نزدیک کند و قلب آنها یکی سازد&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">تراث ادبیات عرب معنای عشق را با ساده ترین عبارت از زبان یک عرب بادیه نشین نقل میکند:&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">اصمعی می گوید: از اعرابی پرسیدم معنای عشق چیست؟ گفت قسم به خدا بزرگتر از آن است که دیده شود و از از چشم ها پوشیده است. همانطور که آتش در سنگ پنهان است، آن هم در قلوب پنهان است. اگر جرقه بزنی خودش را نشان می دهد و اگر ترکش کنی خودش را می پوشاند.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">این آتش پنهان سینه در ادبیات فارسی نماد زنده بودن قلب است که اگر نبود، قلب جز مشتی خاک نبود.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">شاعر توانمند وحشی بافقی میگوید:&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">هر آن دل را که سوزی نیست، دل نیست&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp;</span></span><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">دل افسرده غیر از مشت گِل نیست</span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">الهی سینه ای ده آتش افروز&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp;&nbsp;</span></span><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">در آن سینه دلی و آن دل همه سوز&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">و این آتش پنهان جز با حرکتی اختیاری، ظاهر نمیشود که این حرکت نزد عرفا همان خروج از زندان طبیعت و نفس است. که اگر بت نفس شکست، در پهنه زیبایی و علم مطلق، مستغرق میشود و احساس هماهنگی با خودش و طبیعت و دوستی با همنوعش می کند.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">و این مسلک تربیتی فقط در فرهنگ اسلامی است.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">تلاقی زبانها و تداخل لغات از بارزترین نشانه های وحدت فرهنگی بین ملت هاست. و این تداخل بین ایرانی ها و اعراب تا آنجا که اطلاع دارم به گونه ای بی نظیر اتفاق افتاده است.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">قبائل زیادی پس از فتح اسلامی به ایران آمدند و در اقصی نقاط ایران خصوصا خراسان ساکن شدند. و ایرانیان نیز شروع به یادگیری زبان دین جدیدشان، اسلام کردند. که این پدیده ای عجیب بین فاتحین و مغلوبین بود. و عجیبتر از آن تمایل اعراب به یادگیری زبان فارسی بود بعد از آن که با ایرانی ها زندگی و وصلت کردند. و الفاظ فارسی و عربی با هم آنقدر تداخل کردند که ایرانی ها زبان پهلوی قدیم خودشان را فراموش کردند و هم آنها و هم اعراب ساکن ایران به زبان فارسی عربی که لغت فارسی اسلامی بود صحبت کردند همین زبانی که ایرانیان امروز از آن استفاده می کنند. و از نشانه های اهتمام ایرانیان به زبان عربی تمرکز آنان بر استخراج قواعد صرف و نحو بود که به تدوین کتب لغت و ظهور نحویون بزرگ انجامید. و شاعران ایرانی در کنار اشعار فارسی، شعر به زبان عربی نیز می سرودند مثل سعدی حافظ مولوی.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">علما نیز به دلیل اینکه عربی را زبان اسلام می دانستند، بیشتر کتب شان را به عربی می نوشتند، و این فقط در زمان تسلط اعراب بر ایرانیان نبوده است بلکه زمان استقلال ایران از آل بویه و سلجوقی و صفوی تا الان نیز همین گونه است.&nbsp;و الان تقریبا هر روز یک کتاب به عربی در ایران به چاپ میرسد.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"color:#0000FF;\"><strong><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">تعلیم متقابل زبان عربی و فارسی</span></span></strong></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">&nbsp;بعضی تلاش کردند که با زبان عربی مقابله کنند ولی جمهوری اسلامی در راستای تقویت تمدن اسلامی در قانون خود بر تعلیم زبان عربی تاکید کرد و امروز چیزی قریب به 10 هزار دانشجوی زبان عربی از لیسانس تا دکترا هستند.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">زبان فارسی نیز مورد اهتمام همه دانشگاه های عربی خصوصا مصر و سوریه بوده است. کما اینکه توجه دانشگاه های سعودی و مغرب و تونس نیز مشهود است. این چیزی بود که من از نزدیک می شناختم و کشورهای عربی دیگر نیز توجه هست.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">آنچه در این اهتمام لغوی مهم است این است که این توجه رنگ فرهنگی دارد به خلاف تعلم زبان انگلیسی.&nbsp;که این عامل جزء پایه های وحدت تمدنی بین ایرانیان و اعراب است.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">مشکلات سیاسی نه تنها باعث جدایی بین ایران و اعراب شده است بلکه باعث جدایی بین خود اعراب یا بین ایران و اجزاء سابقش قبل از معاهدات ترکمان چای و گلستان و پاریس، شده است.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">و این مشکل همان تقسیمات و ایجاد بحران های دائمی مرزی است و البته ضعف اراده سیاسی و جدایی بعضی از دولت ها از ملت هایشان.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">ما الان با این واقعیت تلخ مواجه ایم و توقع اصلاح سریع آن هم نیست مخصوصا که تقسیمات و ناتوانی سیاسی ادامه دارد.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">بلکه در این شرایط باید تا جایی که ممکن است بین دولت ها و ملت ها انسجام برقرار کرد و تا حد امکان از ایجاد اختلاف دوری کرد و همکاری های سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و حتی نظامی را برای حفظ بقیه حضور سیاسی فعال گسترش داد. مواضع سیاسی برای هر کشور اسلامی که می خواهد باشد، برای تمام امت اسلامی، عزت و کرامت و هویت تولید میکند نه فقط در مردم همان کشور.</span></span></div>\r\n\r\n<p style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">&nbsp;</span></span></p>","content_source":"","content_url":"","content_columns":"0","content_date_start":"2015-08-02 09:13:03","content_date_finish":"2015-08-02 09:13:03","content_date_register":"2015-08-02 09:31:20","content_date_last_edit":"2019-12-21 18:25:05","content_show_img":"1","content_show_details":"0","content_show_related_img":"0","content_show_slider":"0","content_show_title_slider":"0","content_comment":"1","content_score":"0","content_recorded":"0","content_confirmed":"0","content_status":"1","content_kind":"0","tag_id":"13497","tag_word":"ترجمه,ترجمه,مهدی وفایی,مهدی وفایی,درگیری ایرانیان و اعراب,درگیری ایرانیان و اعراب,شکاف ایرانی و عرب,شکاف ایرانی و عرب,اختلاف اعراب و ایران,اختلاف اعراب و ایران,محمدعلی آذرشب,محمدعلی آذرشب,دکتر آذرشب,دکتر آذرشب,مقاله,مقاله","tag_service":"0","tag_total":"87","tag_soundex":"","attach_token":2049809962,"attach_date_register":"2015-08-02 10:54:19","attach_id":13356,"attach_file_ext":"jpg","attach_file_header":"image/jpeg","attach_img_type":"2","attach_img_width":"600","attach_img_height":"320","attach_file_media":"1","attach_show_watermark":"0","score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"visit_count":"11457","visit_date_last":"2026-05-27 01:27:43","attach_title":"ایران و اعراب","node_title":"برگزیده,وحدت در تاریخ","ot_node_left_right":"[{\"node_id\":468, \"left\":87, \"right\":88},{\"node_id\":830, \"left\":41, \"right\":42}]","node_number":"16","allowable_node":"16","img_src":"./cache/5/attach/201508/13356_2049809962_600_320.jpg"}]]