[[{"content_id":10947,"domain_id":"0","lang_id":"fa","portal_id":"5","owner_id":"484","user_id":"1","view_accesslevel_id":"1","edit_accesslevel_id":"1","delete_accesslevel_id":"1","editor_id":"405","content_title":"روایتی از روابط رهبر انقلاب با روحانی اهل سنت در سیستان و بلوچستان","content_number":"0","content_date_event":"2015-07-02 14:03:45","content_summary":"«مولوی قمرالدین! یادتان هست که من آمدم به مسجد شما؟ به شما گفتم که بین دوازده ربیع که شما جشن می گیرید و هفده ربیع که ما، این پنج روز - یک هفته را عید اعلان کنیم. شما هم قبول کردید. یادتان هست؟» \r\nمولوی چشمهایش را ریز می کند و به رهبر نگاه می کند. انگار تازه آقا را به جا آورده است. سرش را تکان می دهد و بلند بلند می گوید: \r\n- هاوالله...هاوالله...یادمه!","content_summary_fill":"1","content_body":"مرتضی مهدوی راد&nbsp;\r\n\r\nآیت الله خامنه ای دو نوبت در میان مردم استان سیستان و بلوچستان اقامت داشته و در این دو نوبت کوتاه، تلاش های برای تقریب را صورت داده است. در کتاب &laquo;شرح اسم&raquo; که زندگی نامه آیت الله خامنه ای در سالهای پیش از انقلاب (1357-1318) است، روایتی از این ماجرا آمده است:&nbsp;\r\n\r\n\r\n\r\nبهانه ساواک این بود که روحانیون تبعیدی شیعیان را دعوت به اتحاد می کنند و ممکن است در ادامه، درگیری هایی میان اینان و سنی ها پدید آید؛ در حالی که آقای خامنه ای از بدو ورود به ایرانشهر در فکر زدودن موانع روانی بین اهل سنت و شیعه بود. از این رو به فکر همکاری مشترک افتاده بود. &laquo;ابتدا باب گفت وگو را با یکی از علمای اهل سنت ایرانشهر به اسم مولوی قمرالدین که امامت مسجد نور را به عهده داشت گشودم و به او گفتم: مسئولیت اسلامی ما ایجاب می کند که به آینده اسلام و خطرهایی که آن را تهدید می کند و موانعی که بر سر راه تحقق اهداف آن قرار دارد بنگریم. همه مسلمانان با صرف نظر از وابستگی های مذهبی خود در این آینده نگری مسئولیت سنگینی بر دوش دارند. اما در مقابل اگر تمام همت خود را صرف برملا کردن اشتباهات گذشته کنیم و در کتاب های گذشتگان در پی کشف موارد اختلاف باشیم، جز تشدید خصومت ها و به هیجان آوردن احساسات، نتیجه ای دربر ندارد؛ و این نه مصلحت اسلام است و نه مسلمانان.&raquo;&nbsp;\r\n\r\nآقای خامنه ای به مولوی قمرالدین گفت که این نه به معنی قطع ارتباط ما با گذشته است؛ چرا که وجود فکری و اعتقادی ما، به گذشته پیوند خورده، اما همکاری با یکدیگر باید بر بنیاد نگاه به آینده باشد. وی در دیدارهای بعدی خود با دیگر علماء سنی همین مقوله را یادآوری می کرد که بعضاً می پذیرفتند و دیدگاه آقای خامنه ای را تحسین می کردند.&nbsp;\r\n\r\nگام دیگری که وی در ایجاد زمینه مشارکت میان شیعیان و اهل سنت برداشت برپایی جشن در روزهای 12 تا 17 ربیع الاول بود. روز نخست را اهل سنت و روز بعدی را اهل تشیع تاریخ تولد پیامبر اسلام(ص) می دانند. با علماء سنی به توافق رسید که جشنی مشترک برپا کنند. (شرح اسم: 90-589)&nbsp;\r\n\r\nرضا امیرخانی هم در یادداشت های شخصی خود از سفر رهبر معظم انقلاب به استان سیستان و بلوچستان در سال 1381 که در قالب کتاب &laquo;داستان سیستان&raquo; منتشر شده، خاطره این ماجرا را از زبان رهبری چنین بیان می کند:&nbsp;\r\n\r\n&laquo;مولوی قمرالدین! یادتان هست که من آمدم به مسجد شما؟ به شما گفتم که بین دوازده ربیع که شما جشن می گیرید و هفده ربیع که ما، این پنج روز - یک هفته را عید اعلان کنیم. شما هم قبول کردید. یادتان هست؟&raquo;&nbsp;\r\n\r\nمولوی چشمهایش را ریز می کند و به رهبر نگاه می کند. انگار تازه آقا را به جا آورده است. سرش را تکان می دهد و بلند بلند می گوید:&nbsp;\r\n\r\n- هاوالله...هاوالله...یادمه!&nbsp;\r\n\r\nآقا لبخند می زند و ادامه می دهد:&nbsp;\r\n\r\n- بعد مشکلی پیش آمد. قرار گذاشتیم اما متأسفانه خورد به سیل... یادتان هست؟ بعد رو می کند به جمعیت که بله! من و مولوی قمرالدین از فردایش افتادیم به کمک به سیل زدگان. من از دوستانم در تهران و مشهد و سایر شهرها کمک می گرفتم و با کمک همین مولوی قمرالدین در ایرانشهر و نیک شهر توزیع می کردیم کمک ها را...&nbsp;\r\n\r\n\r\n\r\n\r\n\r\nمولوی سر تکان می دهد و اشک توی چشم های این پیر تکیده جمع می شود. انگار او هم دوباره آقا را دیده است. جوان لاغراندام تبعیدی را...&nbsp;\r\n\r\nحالا می فهمم که مردم چرا محبت کسی را در دل جای می دهند. مردم نه فریفته ی قدرت می شوند و نه گرفتار هیبت. محبت از دروازه های بزرگ قدرت، دل را فتح نمی کند، بل از پنجر ه های کوچک ضریح خدمت متواضعانه گذر می کند... در حافظه ی تاریخی مردم، کمک یک جوان لاغراندام تبعیدی به سیل زده ها بیشتر ماندنی است تا آمدن حتی یک ره بر مملکت...&nbsp;\r\n\r\nامیرالمؤمنین در اوصاف مؤمن در خطبه ی همام می فرماید: &laquo;یمزج الحلم بالعلم، و القول بالعمل&raquo; [صبر و علم را تؤامان داراست و سخن را با عمل همراه کرده است] (داستان سیستان، ص 69 و 70)&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;","content_html":"<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"color:#FF0000;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-weight: bold;\">مرتضی مهدوی راد&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">آیت الله خامنه ای دو نوبت در میان مردم استان سیستان و بلوچستان اقامت داشته و در این دو نوبت کوتاه، تلاش های برای تقریب را صورت داده است. در کتاب &laquo;شرح اسم&raquo; که زندگی نامه آیت الله خامنه ای در سالهای پیش از انقلاب (1357-1318) است، روایتی از این ماجرا آمده است:&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<p><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><img src=\"/file/5/attach/201507/13143_3814208316.jpg\" style=\"float:Left;margin:20px;margin-Left:0;\" /></span></span></p>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">بهانه ساواک این بود که روحانیون تبعیدی شیعیان را دعوت به اتحاد می کنند و ممکن است در ادامه، درگیری هایی میان اینان و سنی ها پدید آید؛ در حالی که آقای خامنه ای از بدو ورود به ایرانشهر در فکر زدودن موانع روانی بین اهل سنت و شیعه بود. از این رو به فکر همکاری مشترک افتاده بود. &laquo;ابتدا باب گفت وگو را با یکی از علمای اهل سنت ایرانشهر به اسم مولوی قمرالدین که امامت مسجد نور را به عهده داشت گشودم و به او گفتم: مسئولیت اسلامی ما ایجاب می کند که به آینده اسلام و خطرهایی که آن را تهدید می کند و موانعی که بر سر راه تحقق اهداف آن قرار دارد بنگریم. همه مسلمانان با صرف نظر از وابستگی های مذهبی خود در این آینده نگری مسئولیت سنگینی بر دوش دارند. اما در مقابل اگر تمام همت خود را صرف برملا کردن اشتباهات گذشته کنیم و در کتاب های گذشتگان در پی کشف موارد اختلاف باشیم، جز تشدید خصومت ها و به هیجان آوردن احساسات، نتیجه ای دربر ندارد؛ و این نه مصلحت اسلام است و نه مسلمانان.&raquo;&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">آقای خامنه ای به مولوی قمرالدین گفت که این نه به معنی قطع ارتباط ما با گذشته است؛ چرا که وجود فکری و اعتقادی ما، به گذشته پیوند خورده، اما همکاری با یکدیگر باید بر بنیاد نگاه به آینده باشد. وی در دیدارهای بعدی خود با دیگر علماء سنی همین مقوله را یادآوری می کرد که بعضاً می پذیرفتند و دیدگاه آقای خامنه ای را تحسین می کردند.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">گام دیگری که وی در ایجاد زمینه مشارکت میان شیعیان و اهل سنت برداشت برپایی جشن در روزهای 12 تا 17 ربیع الاول بود. روز نخست را اهل سنت و روز بعدی را اهل تشیع تاریخ تولد پیامبر اسلام(ص) می دانند. با علماء سنی به توافق رسید که جشنی مشترک برپا کنند. (شرح اسم: 90-589)&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">رضا امیرخانی هم در یادداشت های شخصی خود از سفر رهبر معظم انقلاب به استان سیستان و بلوچستان در سال 1381 که در قالب کتاب &laquo;داستان سیستان&raquo; منتشر شده، خاطره این ماجرا را از زبان رهبری چنین بیان می کند:&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">&laquo;مولوی قمرالدین! یادتان هست که من آمدم به مسجد شما؟ به شما گفتم که بین دوازده ربیع که شما جشن می گیرید و هفده ربیع که ما، این پنج روز - یک هفته را عید اعلان کنیم. شما هم قبول کردید. یادتان هست؟&raquo;&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">مولوی چشمهایش را ریز می کند و به رهبر نگاه می کند. انگار تازه آقا را به جا آورده است. سرش را تکان می دهد و بلند بلند می گوید:&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">- هاوالله...هاوالله...یادمه!&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">آقا لبخند می زند و ادامه می دهد:&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">- بعد مشکلی پیش آمد. قرار گذاشتیم اما متأسفانه خورد به سیل... یادتان هست؟ بعد رو می کند به جمعیت که بله! من و مولوی قمرالدین از فردایش افتادیم به کمک به سیل زدگان. من از دوستانم در تهران و مشهد و سایر شهرها کمک می گرفتم و با کمک همین مولوی قمرالدین در ایرانشهر و نیک شهر توزیع می کردیم کمک ها را...&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: center;\">\r\n<div style=\"margin: 20px 0px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><img src=\"/file/5/attach/201507/13145_1549755390.jpg\" style=\"width: 100%;\" /></span></span></div>\r\n</div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">مولوی سر تکان می دهد و اشک توی چشم های این پیر تکیده جمع می شود. انگار او هم دوباره آقا را دیده است. جوان لاغراندام تبعیدی را...&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">حالا می فهمم که مردم چرا محبت کسی را در دل جای می دهند. مردم نه فریفته ی قدرت می شوند و نه گرفتار هیبت. محبت از دروازه های بزرگ قدرت، دل را فتح نمی کند، بل از پنجر ه های کوچک ضریح خدمت متواضعانه گذر می کند... در حافظه ی تاریخی مردم، کمک یک جوان لاغراندام تبعیدی به سیل زده ها بیشتر ماندنی است تا آمدن حتی یک ره بر مملکت...&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">امیرالمؤمنین در اوصاف مؤمن در خطبه ی همام می فرماید: &laquo;یمزج الحلم بالعلم، و القول بالعمل&raquo; [صبر و علم را تؤامان داراست و سخن را با عمل همراه کرده است] (داستان سیستان، ص 69 و 70)&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\">&nbsp;</div>","content_source":"","content_url":"","content_columns":"0","content_date_start":"2015-07-02 14:03:45","content_date_finish":"2015-07-02 14:03:45","content_date_register":"2015-07-02 14:23:01","content_date_last_edit":"2019-12-22 19:50:19","content_show_img":"1","content_show_details":"0","content_show_related_img":"0","content_show_slider":"0","content_show_title_slider":"0","content_comment":"1","content_score":"0","content_recorded":"0","content_confirmed":"0","content_status":"1","content_kind":"0","tag_id":"10006","tag_word":"رهبری,رهبری,رهبری,مولوی قمرالدین,مولوی قمرالدین,مولوی قمرالدین,آیت الله خامنه ای و اهل سنت,آیت الله خامنه ای و اهل سنت,آیت الله خامنه ای و اهل سنت","tag_service":"0","tag_total":"53","tag_soundex":"","attach_token":3497934090,"attach_date_register":"2015-07-02 14:17:13","attach_id":13144,"attach_file_ext":"jpg","attach_file_header":"image/jpeg","attach_img_type":"2","attach_img_width":"700","attach_img_height":"505","attach_file_media":"1","attach_show_watermark":"0","score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"visit_count":"14200","visit_date_last":"2026-05-27 00:21:37","attach_title":"آیت الله خامنه ای در سیستان و بلوچستان","node_title":"برگزیده,پیشنهادها,خاطرات وحدت","ot_node_left_right":"[{\"node_id\":468, \"left\":87, \"right\":88},{\"node_id\":480, \"left\":29, \"right\":30},{\"node_id\":828, \"left\":37, \"right\":38}]","node_number":"9","allowable_node":"9","img_src":"./cache/5/attach/201507/13144_3497934090_700_505.jpg"}]]