[[{"content_id":10911,"domain_id":"0","lang_id":"fa","portal_id":"5","owner_id":"484","user_id":"1","view_accesslevel_id":"1","edit_accesslevel_id":"1","delete_accesslevel_id":"1","editor_id":"405","content_title":"علل اختلاف بین ائمه مذاهب اسلامی","content_number":"0","content_date_event":"2015-06-22 10:49:43","content_summary":"نمی توانیم مسلمین یا هر امت دیگری را تصور کنیم که در همه چیز متحد یا در همه چیز مختلف باشند. پس یک امت واحده، مواضع مشترک زیادی دارد که همین مواضع مشترک آنها را به هم پیوند زده است و یکی کرده است و همچنین نظرات متفاوت زیادی هم دارد که به دلیل اختلاف برداشت ها، ادله و مصالح گوناگون پدید آمده است. این امت به دلیل مواضع مشترک، یک امت واحد هستند و به دلیل نظرات گوناگون، به مذاهب مختلف تقسیم می شوند و عضو یک مذهب خاص بودن دلیل نمیشود از امت واحده بودن خارج شود همچنانکه عضو یک مذهب خاص بودن دلیل نمیشود از باقی فرق دیگر مسلمانتر باشی.","content_summary_fill":"1","content_body":"&nbsp;&nbsp;استاد محمد محمد مدنی\r\n\r\nترجمه: مهدی وفایی\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nقطعیات و ظنیات در شریعت اسلامی:&nbsp;\r\n\r\nدر مسائل و احکام اسلامی دو نوع مسئله وجود دارد که با توجه به تمییز بین این دو میتوانیم به نتیجه مطلوب برسیم.&nbsp;\r\n\r\nنوع اول: احکام قطعی که دلیل داریم بر این که با تغییر زمان و مکان، تغییر نمی کنند و ثابت اند، اختلافی و اجتهاد بردار نیز نیستند. که می شود اینها را در تقسیم ذیل دسته بندی کرد.&nbsp;\r\n\r\nیک: عقائد قطعی که باید به آنها معتقد بود و دلیل قطعی دارد و تمایز بین مسلم و غیر مسلم به آن است و هرکس که آنها را انکار کند از اسلام خارج شده است مثل توحید، اصل نبوت، نزول کتاب آسمانی، خاتمیت حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) قیامت، متصف بودن خداوند به تمام کمالات و منزه بودن از هر نقصی و...&nbsp;که هیچ کس حق اظهار نظر و اجتهاد در این مفاهیم شریفه ندارد.&nbsp;\r\n\r\nدو: احکامی عملی که با دلیل قطعی ثابت شده است و هیچ شک و شبهه ای ندارد مثل وجوب نماز و زکات و روزه ماه رمضان و حج برای مستطیع و...&nbsp;\r\n\r\nسه: اصول و قواعد کلی که از متون دینی صریح برداشت شده و هیچ دلیل مخالفی هم ندارد یا بعد از استقراء تام مسائل و یقین به شرعی بودن آن، استخراج شده است مثل قاعده لاضرر، نفی حرج، الحدود تدرا بالشبهات و ....&nbsp;\r\n\r\nنوع دوم:&nbsp;احکام و گزاره هایی که مثل دسته اول دلیل واضح و قاطعی ندارد بلکه دلیلی دارد که امکان اختلاف نظر و برداشت های گوناگون در آن هست. حال این اختلاف نظر می شود در اصل صدور این دلیل باشد یا در مفاد و دلالت دلیل.&nbsp;\r\n\r\nدر این قسمت است که شریعت، اجتهاد را تعریف کرده است و فضای تامل و ترجیح و استقراء و تتبع و لحاظ مصلحت و عرف و تغییر زمان و دیگر علل اختلاف را باز گذاشته است.&nbsp;\r\n\r\nحکمت این دو نوع احکام در اسلام هم این است که اگر تمام احکام یک نوع بود، مصالح مردم رعایت نمی شد. به نفع مردم نبود که تمام معارف و احکام عملی به فهم و اجتهاد آنها واگذار شود، و این از رحمت خداوند متعال است که محدوده ای از یقینیات، ایجاد کرده است تا هم مردم از شر اختلاف در آنها در امان باشند، هم آنها را به عنوان حقائق غیر قابل انکار بشناسند و با آن حقائق فرق بین مسلم و غیر مسلم فهمیده شود. اما فروعی که اختلاف در آنها مهم نیست - چه در مباحث کلامی چه عملی- باز در این امور اگر فقط یک مطلب واحد بود و جای اختلاف نبود، مصالح مردم رعایت نمیشد چه اینکه در این صورت عقول مردم رشد نمیکرد و اسلام با نیازها و مقتضیات روز مشکل پیدا میکرد لذا این ایجاد منطقه اجتهاد پذیر و ایجاد مجال فکر و ایجاد نیرویی که برابر مسائل جدید کمک هایش تمام نشود و همچنین برای همگام شدن شریعت با مصلحت نیز از رحمت خداوند است.&nbsp;\r\n\r\nاین تقسیمی که بیان شد نزد علمای اسلام اجماعی است. ولکن خیلی از مواقع افرادی پیدا می شوند که از روی اشتباه یا تعصب،مسائل اختلافی را با مسائل قطعی که اساس اسلام به آنها خلط می کنند و به این ترتیب مخالفین خود را اهل بدعت و گمراهی و... می خوانند.&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nبه عنوان مثال: در مسائل کلامی:&nbsp;\r\n\r\nاختلاف نظر در مورد قضاء و قدر&nbsp;\r\n\r\nکه گروهی در قرآن تامل کردند و به آیاتی رسیدند که ظاهرشان اجبار و اکراه است مثل ( ولو شاء الله لجمعهم على الهدى )(ختم الله على قلوبهم وعلى سمعهم وعلى أبصارهم غشاوة.) و بنا بر این آیات به این نتیجه رسیدند که عبد مجبور است.&nbsp;\r\n\r\nگروهی از مردم به آیاتی دیگر نگاه کردند که دلالت بر این داشت که عبد کاملا مختار است و امورش به او تفویض شده است مثل (ولا یرضى لعباده الکفر)(وأما ثمود فهدیناهم فاستحبوا العمى على الهدى) و بنابر این آیات گفتند عبد کاملا مختار است و هر گروه آیات مخالف خود را تاویل می کردند.&nbsp;\r\n\r\nگروه سومی هم بودند که حد وسط را گرفتند و بین اراده عبد و اراده خداوند جمع کردند به این معنا که عبد اراده دارد ولی این اراده بدون اراده خداوند تمام می شود و آیاتی نیز دال بر این معنا است مثل (وما تشاؤون إلاّ أن یشاء الله ) و(ولولا أن ثبتناک لقد کدت تزکن إلیهم شیئا قلیلاً )&nbsp;این نظرات سه گانه در باب قضا و قدر بود و این سر اختلاف آنها در این مسئله بود.&nbsp;\r\n\r\nاز مثال های فقهی می شود به سختگیری بعضی از علما بر شافعیه مثال زد به خاطر این نظرشان که می گویند حیوانی که عمدا موقع ذبح نام خداوند بر او برده نشود نیز حلال است. این سختگیری به این خاطر است که این فتوا را در تقابل صریح با آیه(ولا تأکلوا مما لم یذکر اسم الله علیه وإنه لفسق) و بعضی در این سختگیری تا آنجا پیشرفته اند که این فتوا را یک انحراف خوانده اند. حال این که این یک مسئله اختلافی است و شافعیه نظر خودش را دارد زیرا این آیه را با آیه دیگری توجیه کرده اند و آن آیه(قل لا أجد فی ما أو حی إلی محرما على طاعم یطعمه إلاّ أن یکون میتة أو دما مسفوحاً أو لحم خنزیر فإنه رجس أو فسقا أهل لغیر الله به)&nbsp;\r\n\r\nکه این آیه می گوید حیوانی حرام است که به خاطر غیر خداوند ذبح شود و این غیر از آن است که نام خداوند چه عمدا چه سهوا برده نشود و(لا تاکلو مما لم یذکر اسم الله علیه) را حمل بر همین اهل لغیر الله کرده اند و این نظر را با روایاتی تقویت کرده اند مثل این که پرسیده شد اگر شخصی از ما مسلمین حیوانی را ذبح کرد ولی یادش رفت نام خداوند را ببرد،حکمش چیست؟ فرمودند نام خداوند در قلب هر مسلمی هست.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nاز تمام این امور روشن شد که:&nbsp;\r\n\r\nاولا: اختلافات بین مسلمین چه در مسائل کلامی و چه فقهی، به شیعه یا سنی بودن یا اشعری یا معتزلی بودن برنمی گردد بلکه اساسش، اختلاف مبانی علمی هر گروه بوده است که بعد پیروان، این مبانی را از روسای خود، گرفتند و روی این مبانی تعصب به خرج دادند تا آنجا که بعضی از متاخرین می گویند اصلا التزام به این مذهب، التزام به این مبانی است و مثلا یک حنفی حق ندارد به غیر مبانی حنفیه معتقد شود و عمل کند و اگر فقیه هم باشد باید در همین چهارچوب حنفی اجتهاد کند یعنی اقوال آنها را استخراج کند و از آنها دفاع کند و سعی در ابطال نظرات دیگران داشته باشد.&nbsp;\r\n\r\nلذا در کتاب &quot;الدر المختار&quot; آمده است که (فقهای متاخر حق بحث و ترجیح در آنچه متقدمین بحث کرده اند و به نتیجه رسانده اند را ندارد.)&nbsp;\r\n\r\nاین مواضع درست نیست، بلکه این حرف ها را بعضی از متاخرین که روح فرقه گرایی داشته اند گفته اند و قوانینی وضع کرده اند که مذهب به این شکل درآمده که نشود در آن اجتهاد و مناقشه کرد و آنچه شایسته است را پذیرفت و یا سخنان خوب دیگران را پذیرفت.&nbsp;\r\n\r\nشیخ عز الدین بن عبدالسلام موضع این متاخرین را اینگونه توصیف کرده است:&nbsp;در غایت تعجب است که این مجتهدین مقلد، همان نظر ضعیف قبلی را اتخاذ میکنند با این که برای اشکالاتش هیچ جوابی ندارند با این حال از همان تقلید می کنند و ادله کتاب و سنت را اخذ نمیکنند بلکه برای دفاع از نظر قبلی، آنها را تاویلات عجیب و غریب میکنند.&nbsp;\r\n\r\nما علمایی میشناسیم که در تبعیت از ادله از هر مذهبی که میخواهد باشد، محکم هستند و به اینکه این نظر مخالف مذهبشان هست، وقعی نمی نهند.&nbsp;\r\n\r\nگاهی یک عالم حنفی با مذهبش یا یک عالم شافعی یا امامی با مذهبشان مخالفت می کنند و رای عالم مذهب دیگر را تقویت میکنند مثل مخالف ابن تیمیه و ابن قیم با تمام مذاهب اهل سنت در مسئله وقوع سه طلاق در یک مجلس.&nbsp;\r\n\r\nثانیا:هم اتفاق و اتحاد و هم اختلاف امر لازم و لابد منه است. نمی توانیم مسلمین یا هر امت دیگری را تصور کنیم که در همه چیز متحد یا در همه چیز مختلف باشند. پس یک امت واحده، مواضع مشترک زیادی دارد که همین مواضع مشترک آنها را به هم پیوند زده است و یکی کرده است و همچنین نظرات متفاوت زیادی هم دارد که به دلیل اختلاف برداشت ها، ادله و مصالح گوناگون پدید آمده است. این امت به دلیل مواضع مشترک، یک امت واحد هستند و به دلیل نظرات گوناگون، به مذاهب مختلف تقسیم می شوند و عضو یک مذهب خاص بودن دلیل نمیشود از امت واحده بودن خارج شود همچنانکه عضو یک مذهب خاص بودن دلیل نمیشود از باقی فرق دیگر مسلمانتر باشی.&nbsp;\r\n\r\nو به همین دلیل است که انسان منصف نمی تواند بگوید: تمام مذهب من حق و صواب است و مذاهب دیگر همه به کلی باطل و اشتباه است، بلکه صرفا میتواند بگوید این نظر من است به حسب فهم و اجتهادم و من این را ترجیح میدهم نه اینکه به آن یقین داشته باشم. هر چند من مکلف به فهمم هستم اما احتمال دارد که نظر دیگری درست باشد.&nbsp;\r\n\r\nلذا عبارتی زیبا در همین رابطه مشهور شده است که اختلاف علمای منصف را، نشان می دهد و آن اینکه: نظر من درستی است که احتمال خطا نیز دارد. و نظر دیگری خطائی است که احتمال صحت نیز دارد.&nbsp;\r\n\r\nو هیچ مجتهدی نبوده است که از او جمله ای که دال بر بزرگواری علمی باشد نقل نکنند و او ابای از این نداشته باشد که مردم در همه ی گفتار های او از او تقلید کنند و نظرات دیگران را راسا باطل کنند.&nbsp;\r\n\r\nمثلا ابوحنیفه میگفته است: کسی که دلیل سخنم را نمیداند حق ندارد به خاطر کلام من فتوا بدهد.&nbsp;\r\n\r\nو وقتی فتوا میداد می گفت: این نظر نعمان بن ثابت است و این بهترین چیزی بود که به نظرم میرسید و هر کس بهتر از این بگوید پس سخن او به صواب نزدیکتر است.&nbsp;\r\n\r\nشافعی می گفته است: هر حدیثی که صحیح باشد، نظر من است و روزی به مزنی گفت: ای ابراهیم از هر چه من گفته ام تقلید مکن. بلکه خودت بررسی کن که این شیوه دینی است.&nbsp;\r\n\r\nامام احمد می گفته است: جایی که خداوند و رسولش ،نظر دارند، هیچ کس حق اظهار نظر ندارد. روزی به شخصی گفت: نه از من نه از مالک نه از اوزاعی نه از نخعی و نه از غیر ایشان تقلید نکن بلکه احکام دینت را از ادله دینی آنها بگیر.&nbsp;\r\n\r\nیک چنین نگاه منصفانه احیانا در برخی اهل علم نیست و یا تعصب یا مصالح شخصی آن را می پوشاند و باعث تشدید اختلافات و خصومت احیانا جدایی میشود.&nbsp;\r\n\r\nتاریخ علوم اسلامی از این اختلافات و تعصبات زیاد به یاد دارد که فرصت بیان و تحلیل عوامل آن نیست. کما اینکه صحنه های زیبای تفاوت دیدگاههای مودبانه ائمه بزرگ فرق مختلف که به خاطر علم و وسعت فکرشان بوده است نیز به خاطر دارد که باعث شکوفایی فقه اسلامی شده است.&nbsp;\r\n\r\nبهترین هدیه ای که علمای این دوره می توانند به امتشان بدهند این است که مباحث علمی را با انصاف و دوستی دنبال کنند و پیرو حق باشند از هر مذهبی که می خواهد باشد و خوب به نظرات طرف مقابل گوش دهند شاید دیدند که صحیح است و شاید کمکی شد که به نظر بهتری برسند.&nbsp;","content_html":"<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"color: rgb(0, 131, 140); font-weight: bold;\"><span style=\"font-family: Tahoma; font-size: 10pt;\">&nbsp;</span><span style=\"font-family: Tahoma; font-size: 10pt;\">&nbsp;</span><span style=\"font-family: Tahoma; font-size: 10pt; text-align: right;\">استاد محمد محمد مدنی</span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: right;\"><span style=\"font-family: Tahoma; font-size: 13.3333330154419px; color: rgb(0, 131, 140); font-weight: bold;\">ترجمه: مهدی وفایی</span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: right;\">&nbsp;</div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"color: rgb(0, 117, 225); font-weight: bold;\"><span style=\"font-family: Tahoma; font-size: 10pt;\">قطعیات و ظنیات در شریعت اسلامی:&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family: Tahoma; font-size: 10pt;\">در مسائل و احکام اسلامی دو نوع مسئله وجود دارد که با توجه به تمییز بین این دو میتوانیم به نتیجه مطلوب برسیم.&nbsp;</span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family: Tahoma; font-size: 10pt;\"><span style=\"color: rgb(255, 21, 20);\">نوع اول:</span> احکام قطعی که دلیل داریم بر این که با تغییر زمان و مکان، تغییر نمی کنند و ثابت اند، اختلافی و اجتهاد بردار نیز نیستند. که می شود اینها را در تقسیم ذیل دسته بندی کرد.&nbsp;</span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family: Tahoma; font-size: 10pt;\">یک: عقائد قطعی که باید به آنها معتقد بود و دلیل قطعی دارد و تمایز بین مسلم و غیر مسلم به آن است و هرکس که آنها را انکار کند از اسلام خارج شده است مثل توحید، اصل نبوت، نزول کتاب آسمانی، خاتمیت حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) قیامت، متصف بودن خداوند به تمام کمالات و منزه بودن از هر نقصی و...&nbsp;</span><span style=\"font-family: Tahoma; font-size: 10pt;\">که هیچ کس حق اظهار نظر و اجتهاد در این مفاهیم شریفه ندارد.&nbsp;</span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family: Tahoma; font-size: 10pt;\">دو: احکامی عملی که با دلیل قطعی ثابت شده است و هیچ شک و شبهه ای ندارد مثل وجوب نماز و زکات و روزه ماه رمضان و حج برای مستطیع و...&nbsp;</span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family: Tahoma; font-size: 10pt;\">سه: اصول و قواعد کلی که از متون دینی صریح برداشت شده و هیچ دلیل مخالفی هم ندارد یا بعد از استقراء تام مسائل و یقین به شرعی بودن آن، استخراج شده است مثل قاعده لاضرر، نفی حرج، الحدود تدرا بالشبهات و ....&nbsp;</span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: rgb(255, 21, 20);\">نوع دوم:&nbsp;</span><span style=\"font-family: Tahoma; font-size: 10pt;\">احکام و گزاره هایی که مثل دسته اول دلیل واضح و قاطعی ندارد بلکه دلیلی دارد که امکان اختلاف نظر و برداشت های گوناگون در آن هست. حال این اختلاف نظر می شود در اصل صدور این دلیل باشد یا در مفاد و دلالت دلیل.&nbsp;</span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family: Tahoma; font-size: 10pt;\">در این قسمت است که شریعت، اجتهاد را تعریف کرده است و فضای تامل و ترجیح و استقراء و تتبع و لحاظ مصلحت و عرف و تغییر زمان و دیگر علل اختلاف را باز گذاشته است.&nbsp;</span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family: Tahoma; font-size: 10pt;\">حکمت این دو نوع احکام در اسلام هم این است که اگر تمام احکام یک نوع بود، مصالح مردم رعایت نمی شد. به نفع مردم نبود که تمام معارف و احکام عملی به فهم و اجتهاد آنها واگذار شود، و این از رحمت خداوند متعال است که محدوده ای از یقینیات، ایجاد کرده است تا هم مردم از شر اختلاف در آنها در امان باشند، هم آنها را به عنوان حقائق غیر قابل انکار بشناسند و با آن حقائق فرق بین مسلم و غیر مسلم فهمیده شود. اما فروعی که اختلاف در آنها مهم نیست - چه در مباحث کلامی چه عملی- باز در این امور اگر فقط یک مطلب واحد بود و جای اختلاف نبود، مصالح مردم رعایت نمیشد چه اینکه در این صورت عقول مردم رشد نمیکرد و اسلام با نیازها و مقتضیات روز مشکل پیدا میکرد لذا این ایجاد منطقه اجتهاد پذیر و ایجاد مجال فکر </span><span style=\"font-family: Tahoma; font-size: 10pt;\">و ایجاد نیرویی که برابر مسائل جدید کمک هایش تمام نشود و همچنین برای همگام شدن شریعت با مصلحت نیز از رحمت خداوند است.&nbsp;</span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family: Tahoma; font-size: 10pt;\">این تقسیمی که بیان شد نزد علمای اسلام اجماعی است. ولکن خیلی از مواقع افرادی پیدا می شوند که از روی اشتباه یا تعصب،مسائل اختلافی را با مسائل قطعی که اساس اسلام به آنها خلط می کنند و به این ترتیب مخالفین خود را اهل بدعت و گمراهی و... می خوانند.&nbsp;</span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\">&nbsp;</div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family: Tahoma; font-size: 10pt;\">به عنوان مثال: در مسائل کلامی:&nbsp;</span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family: Tahoma; font-size: 10pt; color: rgb(0, 117, 225); font-weight: bold;\">اختلاف نظر در مورد قضاء و قدر&nbsp;</span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family: Tahoma; font-size: 10pt;\">که گروهی در قرآن تامل کردند و به آیاتی رسیدند که ظاهرشان اجبار و اکراه است مثل ( ولو شاء الله لجمعهم على الهدى )(ختم الله على قلوبهم وعلى سمعهم وعلى أبصارهم غشاوة.) و بنا بر این آیات به این نتیجه رسیدند که عبد مجبور است.&nbsp;</span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family: Tahoma; font-size: 10pt;\">گروهی از مردم به آیاتی دیگر نگاه کردند که دلالت بر این داشت که عبد کاملا مختار است و امورش به او تفویض شده است مثل (ولا یرضى لعباده الکفر)(وأما ثمود فهدیناهم فاستحبوا العمى على الهدى) و بنابر این آیات گفتند عبد کاملا مختار است و هر گروه آیات مخالف خود را تاویل می کردند.&nbsp;</span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family: Tahoma; font-size: 10pt;\">گروه سومی هم بودند که حد وسط را گرفتند و بین اراده عبد و اراده خداوند جمع کردند به این معنا که عبد اراده دارد ولی این اراده بدون اراده خداوند تمام می شود و آیاتی نیز دال بر این معنا است مثل (وما تشاؤون إلاّ أن یشاء الله ) و(ولولا أن ثبتناک لقد کدت تزکن إلیهم شیئا قلیلاً )&nbsp;</span><span style=\"font-family: Tahoma; font-size: 10pt;\">این نظرات سه گانه در باب قضا و قدر بود و این سر اختلاف آنها در این مسئله بود.&nbsp;</span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family: Tahoma; font-size: 10pt;\">از مثال های فقهی می شود به سختگیری بعضی از علما بر شافعیه مثال زد به خاطر این نظرشان که می گویند حیوانی که عمدا موقع ذبح نام خداوند بر او برده نشود نیز حلال است. این سختگیری به این خاطر است که این فتوا را در تقابل صریح با آیه(ولا تأکلوا مما لم یذکر اسم الله علیه وإنه لفسق) و بعضی در این سختگیری تا آنجا پیشرفته اند که این فتوا را یک انحراف خوانده اند. حال این که این یک مسئله اختلافی است و شافعیه نظر خودش را دارد زیرا این آیه را با آیه دیگری توجیه کرده اند و آن آیه(قل لا أجد فی ما أو حی إلی محرما على طاعم یطعمه إلاّ أن یکون میتة أو دما مسفوحاً أو لحم خنزیر فإنه رجس أو فسقا أهل لغیر الله به)&nbsp;</span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family: Tahoma; font-size: 10pt;\">که این آیه می گوید حیوانی حرام است که به خاطر غیر خداوند ذبح شود و این غیر از آن است که نام خداوند چه عمدا چه سهوا برده نشود و(لا تاکلو مما لم یذکر اسم الله علیه) را حمل بر همین اهل لغیر الله کرده اند و این نظر را با روایاتی تقویت کرده اند مثل این که پرسیده شد اگر شخصی از ما مسلمین حیوانی را ذبح کرد ولی یادش رفت نام خداوند را ببرد،حکمش چیست؟ فرمودند نام خداوند در قلب هر مسلمی هست.</span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: center;\"><img src=\"/file/5/attach/201506/13076_3513836458.jpg\" /><span style=\"font-family: Tahoma; font-size: 10pt;\">&nbsp;</span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family: Tahoma; font-size: 10pt;\">از تمام این امور روشن شد که:&nbsp;</span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family: Tahoma; font-size: 10pt;\">اولا: اختلافات بین مسلمین چه در مسائل کلامی و چه فقهی، به شیعه یا سنی بودن یا اشعری یا معتزلی بودن برنمی گردد بلکه اساسش، اختلاف مبانی علمی هر گروه بوده است که بعد پیروان، این مبانی را از روسای خود، گرفتند و روی این مبانی تعصب به خرج دادند تا آنجا که بعضی از متاخرین می گویند اصلا التزام به این مذهب، التزام به این مبانی است و مثلا یک حنفی حق ندارد به غیر مبانی حنفیه معتقد شود و عمل کند و اگر فقیه هم باشد باید در همین چهارچوب حنفی اجتهاد کند یعنی اقوال آنها را استخراج کند و از آنها دفاع کند و سعی در ابطال نظرات دیگران داشته باشد.&nbsp;</span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family: Tahoma; font-size: 10pt;\">لذا در کتاب &quot;الدر المختار&quot; آمده است که (فقهای متاخر حق بحث و ترجیح در آنچه متقدمین بحث کرده اند و به نتیجه رسانده اند را ندارد.)&nbsp;</span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family: Tahoma; font-size: 10pt;\">این مواضع درست نیست، بلکه این حرف ها را بعضی از متاخرین که روح فرقه گرایی داشته اند گفته اند و قوانینی وضع کرده اند که مذهب به این شکل درآمده که نشود در آن اجتهاد و مناقشه کرد و آنچه شایسته است را پذیرفت و یا سخنان خوب دیگران را پذیرفت.&nbsp;</span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family: Tahoma; font-size: 10pt;\">شیخ عز الدین بن عبدالسلام موضع این متاخرین را اینگونه توصیف کرده است:&nbsp;</span><span style=\"font-family: Tahoma; font-size: 10pt;\">در غایت تعجب است که این مجتهدین مقلد، همان نظر ضعیف قبلی را اتخاذ میکنند با این که برای اشکالاتش هیچ جوابی ندارند با این حال از همان تقلید می کنند و ادله کتاب و سنت را اخذ نمیکنند بلکه برای دفاع از نظر قبلی، آنها را تاویلات عجیب و غریب میکنند.&nbsp;</span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family: Tahoma; font-size: 10pt;\">ما علمایی میشناسیم که در تبعیت از ادله از هر مذهبی که میخواهد باشد، محکم هستند و به اینکه این نظر مخالف مذهبشان هست، وقعی نمی نهند.&nbsp;</span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family: Tahoma; font-size: 10pt;\">گاهی یک عالم حنفی با مذهبش یا یک عالم شافعی یا امامی با مذهبشان مخالفت می کنند و رای عالم مذهب دیگر را تقویت میکنند مثل مخالف ابن تیمیه و ابن قیم با تمام مذاهب اهل سنت در مسئله وقوع سه طلاق در یک مجلس.&nbsp;</span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family: Tahoma; font-size: 10pt;\">ثانیا:هم اتفاق و اتحاد و هم اختلاف امر لازم و لابد منه است. نمی توانیم مسلمین یا هر امت دیگری را تصور کنیم که در همه چیز متحد یا در همه چیز مختلف باشند. پس یک امت واحده، مواضع مشترک زیادی دارد که همین مواضع مشترک آنها را به هم پیوند زده است و یکی کرده است و همچنین نظرات متفاوت زیادی هم دارد که به دلیل اختلاف برداشت ها، ادله و مصالح گوناگون پدید آمده است. این امت به دلیل مواضع مشترک، یک امت واحد هستند و به دلیل نظرات گوناگون، به مذاهب مختلف تقسیم می شوند و عضو یک مذهب خاص بودن دلیل نمیشود از امت واحده بودن خارج شود همچنانکه عضو یک مذهب خاص بودن دلیل نمیشود از باقی فرق دیگر مسلمانتر باشی.&nbsp;</span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family: Tahoma; font-size: 10pt;\">و به همین دلیل است که انسان منصف نمی تواند بگوید: تمام مذهب من حق و صواب است و مذاهب دیگر همه به کلی باطل و اشتباه است، بلکه صرفا میتواند بگوید این نظر من است به حسب فهم و اجتهادم و من این را ترجیح میدهم نه اینکه به آن یقین داشته باشم. هر چند من مکلف به فهمم هستم اما احتمال دارد که نظر دیگری درست باشد.&nbsp;</span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family: Tahoma; font-size: 10pt;\">لذا عبارتی زیبا در همین رابطه مشهور شده است که اختلاف علمای منصف را، نشان می دهد و آن اینکه: نظر من درستی است که احتمال خطا نیز دارد. و نظر دیگری خطائی است که احتمال صحت نیز دارد.&nbsp;</span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family: Tahoma; font-size: 10pt;\">و هیچ مجتهدی نبوده است که از او جمله ای که دال بر بزرگواری علمی باشد نقل نکنند و او ابای از این نداشته باشد که مردم در همه ی گفتار های او از او تقلید کنند و نظرات دیگران را راسا باطل کنند.&nbsp;</span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family: Tahoma; font-size: 10pt;\">مثلا ابوحنیفه میگفته است: کسی که دلیل سخنم را نمیداند حق ندارد به خاطر کلام من فتوا بدهد.&nbsp;</span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family: Tahoma; font-size: 10pt;\">و وقتی فتوا میداد می گفت: این نظر نعمان بن ثابت است و این بهترین چیزی بود که به نظرم میرسید و هر کس بهتر از این بگوید پس سخن او به صواب نزدیکتر است.&nbsp;</span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family: Tahoma; font-size: 10pt;\">شافعی می گفته است: هر حدیثی که صحیح باشد، نظر من است و روزی به مزنی گفت: ای ابراهیم از هر چه من گفته ام تقلید مکن. بلکه خودت بررسی کن که این شیوه دینی است.&nbsp;</span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family: Tahoma; font-size: 10pt;\">امام احمد می گفته است: جایی که خداوند و رسولش ،نظر دارند، هیچ کس حق اظهار نظر ندارد. روزی به شخصی گفت: نه از من نه از مالک نه از اوزاعی نه از نخعی و نه از غیر ایشان تقلید نکن بلکه احکام دینت را از ادله دینی آنها بگیر.&nbsp;</span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family: Tahoma; font-size: 10pt;\">یک چنین نگاه منصفانه احیانا در برخی اهل علم نیست و یا تعصب یا مصالح شخصی آن را می پوشاند و باعث تشدید اختلافات و خصومت احیانا جدایی میشود.&nbsp;</span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family: Tahoma; font-size: 10pt;\">تاریخ علوم اسلامی از این اختلافات و تعصبات زیاد به یاد دارد که فرصت بیان و تحلیل عوامل آن نیست. کما اینکه صحنه های زیبای تفاوت دیدگاههای مودبانه ائمه بزرگ فرق مختلف که به خاطر علم و وسعت فکرشان بوده است نیز به خاطر دارد که باعث شکوفایی فقه اسلامی شده است.&nbsp;</span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family: Tahoma; font-size: 10pt;\">بهترین هدیه ای که علمای این دوره می توانند به امتشان بدهند این است که مباحث علمی را با انصاف و دوستی دنبال کنند و پیرو حق باشند از هر مذهبی که می خواهد باشد و خوب به نظرات طرف مقابل گوش دهند شاید دیدند که صحیح است و شاید کمکی شد که به نظر بهتری برسند.&nbsp;</span></div>","content_source":"","content_url":"","content_columns":"0","content_date_start":"2015-06-22 10:49:43","content_date_finish":"2015-06-22 10:49:43","content_date_register":"2015-06-22 11:15:37","content_date_last_edit":"2017-02-10 00:37:30","content_show_img":"1","content_show_details":"0","content_show_related_img":"0","content_show_slider":"0","content_show_title_slider":"0","content_comment":"1","content_score":"0","content_recorded":"0","content_confirmed":"0","content_status":"1","content_kind":"0","tag_id":"13497","tag_word":"ترجمه,ترجمه,ترجمه,ترجمه,اختلاف ائمه مذاهب,اختلاف ائمه مذاهب,اختلاف ائمه مذاهب,اختلاف ائمه مذاهب,اختلاف مذاهب اسلامی,اختلاف مذاهب اسلامی,اختلاف مذاهب اسلامی,اختلاف مذاهب اسلامی,محمد محمد مدنی,محمد محمد مدنی,محمد محمد مدنی,محمد محمد مدنی,محمد محمدمدنی,محمد محمدمدنی,محمد محمدمدنی,محمد محمدمدنی,مهدی وفایی,مهدی وفایی,مهدی وفایی,مهدی وفایی,مقاله,مقاله,مقاله,مقاله","tag_service":"0","tag_total":"87","tag_soundex":"","attach_token":3568214428,"attach_date_register":"2015-06-22 11:14:03","attach_id":13075,"attach_file_ext":"jpg","attach_file_header":"image/jpeg","attach_img_type":"2","attach_img_width":"700","attach_img_height":"445","attach_file_media":"1","attach_show_watermark":"0","score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"visit_count":"9811","visit_date_last":"2026-05-27 07:35:31","attach_title":"وحدت اسلامی","node_title":"برادری,برگزیده,جریان شناسی,سرویس نشریه","ot_node_left_right":"[{\"node_id\":457, \"left\":4, \"right\":47},{\"node_id\":459, \"left\":5, \"right\":6},{\"node_id\":468, \"left\":87, \"right\":88},{\"node_id\":479, \"left\":23, \"right\":26}]","node_number":"28","allowable_node":"28","img_src":"./cache/5/attach/201506/13075_3568214428_700_445.jpg"}]]