[[{"content_id":10883,"domain_id":"0","lang_id":"fa","portal_id":"5","owner_id":"484","user_id":"1","view_accesslevel_id":"1","edit_accesslevel_id":"1","delete_accesslevel_id":"1","editor_id":"405","content_title":"روابط اسلامی بین «ترکیب شدن» و «ذوب شدن»","content_number":"0","content_date_event":"2015-06-11 04:34:00","content_summary":"ما اگر تشویق به «ترکیب شدن» می کنیم، ترکیبی مد نظر ماست که هر گروهی مسائل شخصی خودش را حفظ کند. نه ترکیبی که به «ذوب شدن و حل شدن» در دیگری بینجامد. ما به وحدت در راستای «تنوع» دعوت می کنیم. نه به وحدتی که به تغییر و تبدیل مذهبی منجر شود و یا به تشکیل اسلام بدون مذهب بینجامد.","content_summary_fill":"1","content_body":"استاد حسین الخشن&nbsp;\r\n\r\n\r\nمترجم: م.س.اقدامی&nbsp;\r\n\r\n\r\n\r\n\r\nدو رویکرد متضاد در روابط بین مذاهب\r\n\r\nدر دنیای اسلام ، دو رویکرد متضاد نسبت به روابط بین مذاهب &ndash; در حوزه ی کلام و فقه - وجود دارد.&nbsp;\r\n\r\nرویکرد اول: از گذشته تا به امروز، خواستار ادامه ی چیزی شبیه به قطع رابطه و خواستار برپایی نظامی مستقل و جدا از دیگران است.&nbsp;\r\n\r\nحتی برخی کار را به بالاتر از این می کشانند. و صحبت هایی می کنند که می شود آن را نوعی &laquo;تطهیر مذهبی&raquo; نامید. هدفشان این است که عرصه، یک رنگ مذهبی داشته باشد و بس.&nbsp;\r\n\r\nرویکرد دوم: اینان در نقطه ی مقابل دسته ی اول قرار دارند. و دعوت به همزیستی بین پیروان مذاهب مختلف اسلامی می کنند. و خواستار ترکیب شدن افراد با یکدیگر هستند تا جامعه ای همیار تشکیل شود که فرزندانش در غم و شادی یار یکدیگر باشند و اختلافات مذهبی، آن را چند پاره نکند.&nbsp;\r\n\r\nاما ما طرفدار رویکرد دوم هستیم. و این طرفداری نه از روی هوی و هوس است و نه از روی علاقه ای شخصی. بلکه منشا آن، حجت شرعی و مصلحت اسلامی است که با بررسی واقع گرایانه شرایط جهان، به آن رسیده ایم. اگر برای به دست آوردن فتوا، به کتاب و سنت رجوع کنیم، می بینیم که به ضرورت برادری، همکاری، همیاری و حمایت یکدیگر، در بین مسلمانان فتوا می دهند. و از این بالاتر، ما در این منابع، برای ساخت جامعه ای با تنوع &laquo;دینی&raquo;، مانعی نمی بینیم. چه برسد به تنوع &laquo;مذهبی&raquo;.&nbsp;\r\n\r\nو آن چه که مورد تاکید کتاب وسنت است را در سیره عملی رسول خدا (ص) نیز مشاهده می کنیم. رسولی که خودش اولین پایه های &laquo;جامعه ای با تنوع دینی&raquo; را بنا کرد. آنجا که به صراحت در &laquo;پیمان مدینه&raquo; ذکر می کند که مسلمانان و یهودیان در کنار اینکه می توانند بر دین و اعتقادات خویش باقی بمانند، همچنین می توانند با هم دیگر، جامعه ای دینی تشکیل دهند و &laquo;امت واحده&raquo; باشند. پیمانی که می توانست به تنظیم رابطه مسلمانان و یهودیان بینجامد. اما یهودیان نقض پیمان کردند و از آن روی برگرداندند.&nbsp;\r\n\r\nاهل بیت (ع) و دعوت به &laquo;ترکیب شدن&raquo;&nbsp;\r\n\r\nهمانطور که پیامبر (ص) دعوت به تشکیل جامعه ای با تنوع دینی کرد. امامان اهل بیت (ع) نیز راه او را در پیش گرفتند. و دعوت به همزیستی با دیگران &ndash; خصوصا با فرزندان جامعه ی اسلامی &ndash; می کردند.&nbsp;\r\n\r\nایشان در توصیه ها و آموزه هایشان نیز به شیعیانشان، می آموختند که با حضور در نماز جماعت مسلمانان، تشییع جنازه، عیادت از مریضان و اداء حقوقشان، با آنها ارتباط برقرار کنند و در جامعه ی اسلامی ترکیب شوند.(۱) چنان که در خبری صحیح آمده است که از برخی امامان سوال کردند: &laquo;چگونه باید با کسانی که همنشین ما هستند، و از قوم ما هستند، اما تابع امر ما نیستند، برخورد کنیم؟&raquo; که ایشان جواب دادند : &laquo;به امامانی که مقتدا و پیرو امرشان هستید نگاه کنید. پس انجام دهید آنچه را ایشان انجام می دهند. قسم به خدا &ndash; امامان شما - به عیادت مریضانشان می روند در تشییع جنازه شان حاضر می شوند، برای آنها و بر آنها شهادت می دهند و امانتشان را اداء می کنند. &raquo;(۲)&nbsp;\r\n\r\nاگر این روایات را در کنار حدیثی که ذکر کردیم قرار دهیم &ndash; که بر اصل برادری تاکید داشت &ndash; و حدیث را حمل بر احسن کنیم و اخذ به ظاهر کنیم، نتیجه ای که می گیریم این است که هدف اسلام، رسولش و رهبرانش &ndash; و در راس آنها اهل بیت (ع) &ndash; حفظ وحدت و یک پارچگی جامعه اسلامی، در عین تنوع مذهبی آن است. نه اینکه اهل سنت شهر خودشان را داشته باشند و شیعه نیز شهر خودشان را. اهل سنت، مسجد خودشان را داشته باشند و شیعه هم مسجد خودشان را . اهل سنت، بازار خودشان را داشته باشند و شیعه هم بازار خودشان را. بلکه باید مسجد، بازار و شهر برای همه مسلمانان باشد.&nbsp;\r\n\r\n\r\n \r\n\r\n\r\nقاعده &laquo; بازار مسلمانان &raquo; (۳)&nbsp;\r\n\r\nدرهمین سیاق، قاعده فقهی مهمی وجود دارد که فقهای مسلمان، آن را &laquo;قاعده سوق&raquo; نامیده اند که مفادش این است: &laquo;حکم هر چیزی که از جمله گوشت و پوست باشد و از بازار مسلمانان &ndash; با هر مذهبی که هستند - گرفته شود، حلال است و پاک و مباح. بنابراین خوردن و پوشیدن و نماز با آن نیز مجاز است. بدون این که لازم باشد از کیفیت ذبحش، منبعش و ...سوال شود.&raquo;&nbsp;\r\n\r\nدر روایت آمده است: &laquo;از ابالحسن (ع) درباره پوست ها و پوستین هایی که مردی از بازارهای جبل (مراد همدان و کرمانشاه و منطقه ی اطراف است)می خرد، پرسیدم: آیا اگر فروشنده آن غیر شیعی باشد، باید درباره پاکی آن سوال شود یا خیر؟&nbsp;\r\n\r\nجواب فرمودند: اگر دیدید مشرکان آن را می فروشند، باید سوال کنید. و اگر دیدید مسلمانان با آن نماز می خوانند، سوال نکنید.&raquo; (۴)&nbsp;\r\n\r\nدر حدیث صحیح دیگری آمده است : &laquo;از اباجعفر، درباره خرید گوشت از بازار مسلمانان &ndash; در حالی که نمی دانیم قصاب چه کرده است &ndash; سوال کردم. &nbsp;ایشان فرمودند: اگر در بازار مسلمانان باشد، بخور و سوال نکن. &raquo; (۵)&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;در روایت دیگری پس از اینکه امام از مساله ای نهی کردند، فرمودند: &laquo;اباجعفر (ع) می فرمود: خوارج به خاطر جهالتشان، بر نفس خود فشار و محدودیت وارد می ساختند. اما دین وسیع تر از آن است.&raquo; (۶)&nbsp;\r\n\r\nمدلول و معنای این روایات، واضح، روشن و بی مقدمه است. یعنی حلیت، اباحه و طهارت هر آنچه از بازار مسلمانان گرفته شود. هرچند معتقد به امامت اهل بیت (ع) نباشند. زیرا اگر نگوییم منظور از &laquo;بازار&raquo; در این روایات، فقط &laquo;بازار عامه&raquo; است &ndash; چون &laquo;بازار خاص&raquo; که وجود نداشته است &ndash; حداقل می توانیم بگوییم: &laquo;بازار&raquo; در این روایات شامل بازار &laquo;عامه مسلمانان&raquo; نیز می شود.&nbsp;\r\n\r\nهمچنین مدلول دیگری نیز دارد که مربوط به اجتماع اسلامی است. بدین شکل که از این روایات، می فهمیم که برای &laquo;پایداری جامعه ی اسلامی&raquo; حرص و اشتیاق بسیار زیادی وجود دارد. آن هم جامعه ای که هم بستگی و ارتباط داشته باشد، بدون اینکه اختلافات مذهبی بخواهند آن را چند پاره کنند.&nbsp;\r\n\r\nفقط ائمه اهل بیت (ع) نبوده اند که به قاعده ی &laquo;بازار&raquo; اشاره داشته اند. بلکه سایر مسلمانان نیز این قاعده را پذیرفته اند. از نافع نقل شده است که: &laquo; از ابن عمر در باره ی پنیری که زرتشتی ها می سازند سوال کردند. و او در جواب این گونه گفت: هر آنچه در بازار مسلمانان پیدا کنم می خرم و از آن سوال نمی کنم.&raquo; و از &laquo; زهری &raquo; نیز چنین چیزی روایت شده است. (۸) و ابن حزم در این باب ادعای اجماع کل امت را کرده است. مبنی بر این که &laquo;عصر به عصر و دوره به دوره، از علما نقل شده است که هر کس در عصر نبی (ص) و در مدینه در حضور ایشان بود، اگر می خواست چیزی بخرد، از خوردنی و پوشیدنی و مرکب و سواری گرفته تا آنچه به خدمت یا تملک در می آید و خلاصه هر چیزی...داخل بازار مسلمانان که می شد، و یا مسلمانی را می دید که چیزی می فروشد، از او خریداری می کرد. و ازهر آن چه که شخصا نمی دانست حرام است و یا گمان به حرام بودن آن نمی داشت &ndash; گمانی که جنبه ی حلالیت را از بین ببرد &ndash; مجاز بود خریداری کند.&nbsp;\r\n\r\nو این در حالی است که بدون شک در بازار، غصبی و سرقتی و یا آنچه به ناحق گرفته شده است، نیز وجود دارد. و این همه در زمان نبی (ص) صورت می پذیرفت. اما ایشان هیچ منعی از این کار نمی کردند. &raquo; (۹)&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n\r\n\r\nتهدیدات &laquo;ترکیب شدن&raquo;&nbsp;\r\n\r\nبرخی از مذاهب نسبت به &laquo;ترکیب شدن&raquo; و دعوت به آن، احساس خطر می کنند. زیرا هویتشان را از دست می دهند. و در دریای &laquo;اکثریت&raquo; ذوب می شوند. بنابراین جداماندن و کناره گیری از اکثریت را ترجیح می دهند. زیرا این جدایی وحدت داخلی اش را تقویت می کند و همبستگی پیروانشان را نیز افزایش می دهد. از دریچه ی همین تفکر است که برخی برای منطق و تفکر &laquo;جدایی از دیگران&raquo; نظریه پردازی می کنند. و به خاطر ترس از &laquo;ذوب شدن&raquo; در جریان مخالف -که نتیجه ی آن متلاشی شدن است - ایجاد فاصله و موانع روحی و فکری با مذاهب دیگر را ضروری می دانند.&nbsp;\r\n\r\nاما ما اجمالا و تفصیلا این تفکر را رد می کنیم. دلیلش این است که ما اگر تشویق به &laquo;ترکیب شدن&raquo; می کنیم، ترکیبی مد نظر ماست که هر گروهی مسائل شخصی خودش را حفظ کند. نه ترکیبی که به &laquo;ذوب شدن و حل شدن&raquo; در دیگری بینجامد. ما به وحدت در راستای &laquo;تنوع&raquo; دعوت می کنیم. نه به وحدتی که به تغییر و تبدیل مذهبی منجر شود و یا به تشکیل اسلام بدون مذهب بینجامد. (چنانکه برخی خواستار همین امر هستند.) ما دعوت می کنیم که مسلمان در را به روی برادر مسلمانش باز کند ، همچون کسی که هویت و مسائل شخصی برادر مسلمان خویش را می داند.&nbsp;\r\n\r\nخطرات دعوت به &laquo;جدایی&raquo;&nbsp;\r\n\r\nاین جدایی طلبی ها خطرات بسیاری دارد که از جمله آن می توان به این نکات اشاره کرد:&nbsp;\r\n\r\n۱ &ndash; سبب تشکیل نظام های طائفی و مذهبی تنگ نظر و کوته بین می شود. و این چیزی است که خطر شکل گیری و برپایی درگیری های مذهبی را به دنبال دارد. که درگیری به دیگر درگیری های نژادی و قومی و دینی مان اضافه می کند.&nbsp;\r\n\r\n۲- این جدایی طلبی ها بازتاب ترس ما از &laquo;دیگری&raquo; است. ترسی که توجیه ناپذیر است و نشانه ضعف بنای فکری ماست. زیرا کسی که فکر و عقیده اش را بر حجتی قوی و عقیده ای ریشه دار و مستحکم بنا کند، نباید از دیگران بترسد.&nbsp;\r\n\r\n۳ &ndash; تمرکز بر روی جدایی های مذهبی و عمق دادن به آن، و غفلت از نقاط اشتراک، همگی باعث برافروختن بغض مذهبی می شود و سبب شعله ور شدن آتش طائفه گری و مذهبی گری می شود که خشک و تر را با هم می سوزاند و حتی ممکن است بنا را بر سر همه خراب کند. و این درست در زمانی است که ما بیش از هر وقت دیگری به این نیازمندیم که شکاف اختلافات را کم کنیم و در مقابل خطرات خارجی که دین ما و تمام هویت و موجودیت اسلامی مان را تهدید می کند، در صف واحدی قرار گیریم.&nbsp;\r\n\r\n۴ &ndash; جدایی به این دلیل که &laquo;می ترسیم تحت تاثیر تفکرات گمراه شده و گمراه کننده ی طرف دیگر قرار بگیریم&raquo; در روزگار ما بی فایده است. زیرا با توجه به وسعت انقلاب اطلاعاتی و تکنولوژی های معاصر، ساز و کارهای ارتباط و تماس با تفکر دیگران، به گونه ای شده است که به سختی می توان مانع این ارتباط شد و یا حذفش کرد. خصوصا با توجه به این که انسان به طور طبیعی علاقه مند است که تفکر دیگران را بشناسد و بررسی کند. و ما هر چه به طرف دیگر ظلم کنیم و سرکوبش کنیم و تحریمش کنیم، به این میل و رغبت افزوده می شود. چنانکه می گویند: هر چیزی که از آن منع کنی، رغبت به آن بیش تر می شود.&nbsp;\r\n\r\nو از همین رو می گوییم: به جای این که چشم و گوشمان را به روی آن چه در خارج می گذرد ببندیم، بهتر است برای استحکام داخلی جامعه مان تلاش کنیم. و خودمان و جوانانمان را به جای سلاح &laquo;تعصبات تنگ نظرانه&raquo; ، به سلاح &laquo;فرهنگ&raquo; مسلح سازیم.&nbsp;\r\n\r\nبرگرفته از کتاب &laquo;عقلانیت تکفیری، بررسی تفکر: حذف کردن غیر از خود&raquo;&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nپانوشت:\r\n\r\n۱-کافی ج ۲ ص ۶۳۶ و الاستبصار ج ۳ ص ۱۲&nbsp;\r\n\r\n۲کافی ج ۲ ص ۶۳۶&nbsp;\r\n\r\n۳ &ndash; این قاعده در فقه ، قاعده ی &laquo; سوق المسلمین &raquo; نام دارد.&nbsp;\r\n\r\n۴- تهذیب الأحکام ج2 ص371.&nbsp;\r\n\r\n۵ &ndash; همان ج ۹ ص ۷۲&nbsp;\r\n\r\n۶ &ndash; همان ج ۲ ص ۳۶۸&nbsp;\r\n\r\n۷- کتاب طهارت - امام خمینی ج ۳ ص ۳۱۸&nbsp;\r\n\r\n۸ المصنف &ndash; عبد الرزاق ج4 ص539.&nbsp;\r\n\r\n۹- الإحکام فی أصول الأحکام ج6 ص749&nbsp;\r\n\r\n\r\n&nbsp;","content_html":"<div><span style=\"color:#FF0000;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">استاد حسین الخشن&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div>\r\n<div><span style=\"color:#FF0000;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">مترجم: م.س.اقدامی&nbsp;</span></span></span></div>\r\n</div>\r\n\r\n<p><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><img src=\"/file/5/attach/201506/12984_1751443598.jpg\" /></span></span></p>\r\n\r\n<div><span style=\"color:#0000FF;\"><span style=\"font-size: 14px; font-family: iransansn; background-color: transparent;\">دو رویکرد متضاد در روابط بین مذاهب</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">در دنیای اسلام ، دو رویکرد متضاد نسبت به روابط بین مذاهب &ndash; در حوزه ی کلام و فقه - وجود دارد.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">رویکرد اول: از گذشته تا به امروز، خواستار ادامه ی چیزی شبیه به قطع رابطه و خواستار برپایی نظامی مستقل و جدا از دیگران است.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">حتی برخی کار را به بالاتر از این می کشانند. و صحبت هایی می کنند که می شود آن را نوعی &laquo;تطهیر مذهبی&raquo; نامید. هدفشان این است که عرصه، یک رنگ مذهبی داشته باشد و بس.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">رویکرد دوم: اینان در نقطه ی مقابل دسته ی اول قرار دارند. و دعوت به همزیستی بین پیروان مذاهب مختلف اسلامی می کنند. و خواستار ترکیب شدن افراد با یکدیگر هستند تا جامعه ای همیار تشکیل شود که فرزندانش در غم و شادی یار یکدیگر باشند و اختلافات مذهبی، آن را چند پاره نکند.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">اما ما طرفدار رویکرد دوم هستیم. و این طرفداری نه از روی هوی و هوس است و نه از روی علاقه ای شخصی. بلکه منشا آن، حجت شرعی و مصلحت اسلامی است که با بررسی واقع گرایانه شرایط جهان، به آن رسیده ایم. اگر برای به دست آوردن فتوا، به کتاب و سنت رجوع کنیم، می بینیم که به ضرورت برادری، همکاری، همیاری و حمایت یکدیگر، در بین مسلمانان فتوا می دهند. و از این بالاتر، ما در این منابع، برای ساخت جامعه ای با تنوع &laquo;دینی&raquo;، مانعی نمی بینیم. چه برسد به تنوع &laquo;مذهبی&raquo;.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">و آن چه که مورد تاکید کتاب وسنت است را در سیره عملی رسول خدا (ص) نیز مشاهده می کنیم. رسولی که خودش اولین پایه های &laquo;جامعه ای با تنوع دینی&raquo; را بنا کرد. آنجا که به صراحت در &laquo;پیمان مدینه&raquo; ذکر می کند که مسلمانان و یهودیان در کنار اینکه می توانند بر دین و اعتقادات خویش باقی بمانند، همچنین می توانند با هم دیگر، جامعه ای دینی تشکیل دهند و &laquo;امت واحده&raquo; باشند. پیمانی که می توانست به تنظیم رابطه مسلمانان و یهودیان بینجامد. اما یهودیان نقض پیمان کردند و از آن روی برگرداندند.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-size: 14px; font-family: iransansn; color: rgb(0, 0, 255); background-color: transparent;\">اهل بیت (ع) و دعوت به &laquo;ترکیب شدن&raquo;&nbsp;</span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">همانطور که پیامبر (ص) دعوت به تشکیل جامعه ای با تنوع دینی کرد. امامان اهل بیت (ع) نیز راه او را در پیش گرفتند. و دعوت به همزیستی با دیگران &ndash; خصوصا با فرزندان جامعه ی اسلامی &ndash; می کردند.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">ایشان در توصیه ها و آموزه هایشان نیز به شیعیانشان، می آموختند که با حضور در نماز جماعت مسلمانان، تشییع جنازه، عیادت از مریضان و اداء حقوقشان، با آنها ارتباط برقرار کنند و در جامعه ی اسلامی ترکیب شوند.(۱) چنان که در خبری صحیح آمده است که از برخی امامان سوال کردند: &laquo;چگونه باید با کسانی که همنشین ما هستند، و از قوم ما هستند، اما تابع امر ما نیستند، برخورد کنیم؟&raquo; که ایشان جواب دادند : &laquo;به امامانی که مقتدا و پیرو امرشان هستید نگاه کنید. پس انجام دهید آنچه را ایشان انجام می دهند. قسم به خدا &ndash; امامان شما - به عیادت مریضانشان می روند در تشییع جنازه شان حاضر می شوند، برای آنها و بر آنها شهادت می دهند و امانتشان را اداء می کنند. &raquo;(۲)&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">اگر این روایات را در کنار حدیثی که ذکر کردیم قرار دهیم &ndash; که بر اصل برادری تاکید داشت &ndash; و حدیث را حمل بر احسن کنیم و اخذ به ظاهر کنیم، نتیجه ای که می گیریم این است که هدف اسلام، رسولش و رهبرانش &ndash; و در راس آنها اهل بیت (ع) &ndash; حفظ وحدت و یک پارچگی جامعه اسلامی، در عین تنوع مذهبی آن است. نه اینکه اهل سنت شهر خودشان را داشته باشند و شیعه نیز شهر خودشان را. اهل سنت، مسجد خودشان را داشته باشند و شیعه هم مسجد خودشان را . اهل سنت، بازار خودشان را داشته باشند و شیعه هم بازار خودشان را. بلکه باید مسجد، بازار و شهر برای همه مسلمانان باشد.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div>\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><img src=\"/file/5/attach/201506/12985_1756095858.jpg\" style=\"height: 100%; width: 100%;\" /> </span></span></div>\r\n</div>\r\n\r\n<div><span style=\"color:#0000FF;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">قاعده &laquo; بازار مسلمانان &raquo; (۳)&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">درهمین سیاق، قاعده فقهی مهمی وجود دارد که فقهای مسلمان، آن را &laquo;قاعده سوق&raquo; نامیده اند که مفادش این است: &laquo;حکم هر چیزی که از جمله گوشت و پوست باشد و از بازار مسلمانان &ndash; با هر مذهبی که هستند - گرفته شود، حلال است و پاک و مباح. بنابراین خوردن و پوشیدن و نماز با آن نیز مجاز است. بدون این که لازم باشد از کیفیت ذبحش، منبعش و ...سوال شود.&raquo;&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">در روایت آمده است: &laquo;از ابالحسن (ع) درباره پوست ها و پوستین هایی که مردی از بازارهای جبل (مراد همدان و کرمانشاه و منطقه ی اطراف است)می خرد، پرسیدم: آیا اگر فروشنده آن غیر شیعی باشد، باید درباره پاکی آن سوال شود یا خیر؟&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">جواب فرمودند: اگر دیدید مشرکان آن را می فروشند، باید سوال کنید. و اگر دیدید مسلمانان با آن نماز می خوانند، سوال نکنید.&raquo; (۴)&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">در حدیث صحیح دیگری آمده است : &laquo;از اباجعفر، درباره خرید گوشت از بازار مسلمانان &ndash; در حالی که نمی دانیم قصاب چه کرده است &ndash; سوال کردم. &nbsp;ایشان فرمودند: اگر در بازار مسلمانان باشد، بخور و سوال نکن. &raquo; (۵)&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">&nbsp;در روایت دیگری پس از اینکه امام از مساله ای نهی کردند، فرمودند: &laquo;اباجعفر (ع) می فرمود: خوارج به خاطر جهالتشان، بر نفس خود فشار و محدودیت وارد می ساختند. اما دین وسیع تر از آن است.&raquo; (۶)&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">مدلول و معنای این روایات، واضح، روشن و بی مقدمه است. یعنی حلیت، اباحه و طهارت هر آنچه از بازار مسلمانان گرفته شود. هرچند معتقد به امامت اهل بیت (ع) نباشند. زیرا اگر نگوییم منظور از &laquo;بازار&raquo; در این روایات، فقط &laquo;بازار عامه&raquo; است &ndash; چون &laquo;بازار خاص&raquo; که وجود نداشته است &ndash; حداقل می توانیم بگوییم: &laquo;بازار&raquo; در این روایات شامل بازار &laquo;عامه مسلمانان&raquo; نیز می شود.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">همچنین مدلول دیگری نیز دارد که مربوط به اجتماع اسلامی است. بدین شکل که از این روایات، می فهمیم که برای &laquo;پایداری جامعه ی اسلامی&raquo; حرص و اشتیاق بسیار زیادی وجود دارد. آن هم جامعه ای که هم بستگی و ارتباط داشته باشد، بدون اینکه اختلافات مذهبی بخواهند آن را چند پاره کنند.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">فقط ائمه اهل بیت (ع) نبوده اند که به قاعده ی &laquo;بازار&raquo; اشاره داشته اند. بلکه سایر مسلمانان نیز این قاعده را پذیرفته اند. از نافع نقل شده است که: &laquo; از ابن عمر در باره ی پنیری که زرتشتی ها می سازند سوال کردند. و او در جواب این گونه گفت: هر آنچه در بازار مسلمانان پیدا کنم می خرم و از آن سوال نمی کنم.&raquo; و از &laquo; زهری &raquo; نیز چنین چیزی روایت شده است. (۸) و ابن حزم در این باب ادعای اجماع کل امت را کرده است. مبنی بر این که &laquo;عصر به عصر و دوره به دوره، از علما نقل شده است که هر کس در عصر نبی (ص) و در مدینه در حضور ایشان بود، اگر می خواست چیزی بخرد، از خوردنی و پوشیدنی و مرکب و سواری گرفته تا آنچه به خدمت یا تملک در می آید و خلاصه هر چیزی...داخل بازار مسلمانان که می شد، و یا مسلمانی را می دید که چیزی می فروشد، از او خریداری می کرد. و ازهر آن چه که شخصا نمی دانست حرام است و یا گمان به حرام بودن آن نمی داشت &ndash; گمانی که جنبه ی حلالیت را از بین ببرد &ndash; مجاز بود خریداری کند.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">و این در حالی است که بدون شک در بازار، غصبی و سرقتی و یا آنچه به ناحق گرفته شده است، نیز وجود دارد. و این همه در زمان نبی (ص) صورت می پذیرفت. اما ایشان هیچ منعی از این کار نمی کردند. &raquo; (۹)&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div>&nbsp;</div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><img src=\"/file/5/attach/201506/12988_3691370656.jpg\" style=\"width: 100%; height: 100%;\" /></span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"color:#0000FF;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">تهدیدات &laquo;ترکیب شدن&raquo;&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">برخی از مذاهب نسبت به &laquo;ترکیب شدن&raquo; و دعوت به آن، احساس خطر می کنند. زیرا هویتشان را از دست می دهند. و در دریای &laquo;اکثریت&raquo; ذوب می شوند. بنابراین جداماندن و کناره گیری از اکثریت را ترجیح می دهند. زیرا این جدایی وحدت داخلی اش را تقویت می کند و همبستگی پیروانشان را نیز افزایش می دهد. از دریچه ی همین تفکر است که برخی برای منطق و تفکر &laquo;جدایی از دیگران&raquo; نظریه پردازی می کنند. و به خاطر ترس از &laquo;ذوب شدن&raquo; در جریان مخالف -که نتیجه ی آن متلاشی شدن است - ایجاد فاصله و موانع روحی و فکری با مذاهب دیگر را ضروری می دانند.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">اما ما اجمالا و تفصیلا این تفکر را رد می کنیم. دلیلش این است که ما اگر تشویق به &laquo;ترکیب شدن&raquo; می کنیم، ترکیبی مد نظر ماست که هر گروهی مسائل شخصی خودش را حفظ کند. نه ترکیبی که به &laquo;ذوب شدن و حل شدن&raquo; در دیگری بینجامد. ما به وحدت در راستای &laquo;تنوع&raquo; دعوت می کنیم. نه به وحدتی که به تغییر و تبدیل مذهبی منجر شود و یا به تشکیل اسلام بدون مذهب بینجامد. (چنانکه برخی خواستار همین امر هستند.) ما دعوت می کنیم که مسلمان در را به روی برادر مسلمانش باز کند ، همچون کسی که هویت و مسائل شخصی برادر مسلمان خویش را می داند.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-size: 14px; font-family: iransansn; color: rgb(0, 0, 255); background-color: transparent;\">خطرات دعوت به &laquo;جدایی&raquo;&nbsp;</span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">این جدایی طلبی ها خطرات بسیاری دارد که از جمله آن می توان به این نکات اشاره کرد:&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">۱ &ndash; سبب تشکیل نظام های طائفی و مذهبی تنگ نظر و کوته بین می شود. و این چیزی است که خطر شکل گیری و برپایی درگیری های مذهبی را به دنبال دارد. که درگیری به دیگر درگیری های نژادی و قومی و دینی مان اضافه می کند.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">۲- این جدایی طلبی ها بازتاب ترس ما از &laquo;دیگری&raquo; است. ترسی که توجیه ناپذیر است و نشانه ضعف بنای فکری ماست. زیرا کسی که فکر و عقیده اش را بر حجتی قوی و عقیده ای ریشه دار و مستحکم بنا کند، نباید از دیگران بترسد.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">۳ &ndash; تمرکز بر روی جدایی های مذهبی و عمق دادن به آن، و غفلت از نقاط اشتراک، همگی باعث برافروختن بغض مذهبی می شود و سبب شعله ور شدن آتش طائفه گری و مذهبی گری می شود که خشک و تر را با هم می سوزاند و حتی ممکن است بنا را بر سر همه خراب کند. و این درست در زمانی است که ما بیش از هر وقت دیگری به این نیازمندیم که شکاف اختلافات را کم کنیم و در مقابل خطرات خارجی که دین ما و تمام هویت و موجودیت اسلامی مان را تهدید می کند، در صف واحدی قرار گیریم.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">۴ &ndash; جدایی به این دلیل که &laquo;می ترسیم تحت تاثیر تفکرات گمراه شده و گمراه کننده ی طرف دیگر قرار بگیریم&raquo; در روزگار ما بی فایده است. زیرا با توجه به وسعت انقلاب اطلاعاتی و تکنولوژی های معاصر، ساز و کارهای ارتباط و تماس با تفکر دیگران، به گونه ای شده است که به سختی می توان مانع این ارتباط شد و یا حذفش کرد. خصوصا با توجه به این که انسان به طور طبیعی علاقه مند است که تفکر دیگران را بشناسد و بررسی کند. و ما هر چه به طرف دیگر ظلم کنیم و سرکوبش کنیم و تحریمش کنیم، به این میل و رغبت افزوده می شود. چنانکه می گویند: هر چیزی که از آن منع کنی، رغبت به آن بیش تر می شود.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">و از همین رو می گوییم: به جای این که چشم و گوشمان را به روی آن چه در خارج می گذرد ببندیم، بهتر است برای استحکام داخلی جامعه مان تلاش کنیم. و خودمان و جوانانمان را به جای سلاح &laquo;تعصبات تنگ نظرانه&raquo; ، به سلاح &laquo;فرهنگ&raquo; مسلح سازیم.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-size: 14px; font-family: iransansn; background-color: transparent;\">برگرفته از کتاب &laquo;عقلانیت تکفیری، بررسی تفکر: حذف کردن غیر از خود&raquo;&nbsp;</span></div>\r\n\r\n<div>&nbsp;</div>\r\n\r\n<div><span style=\"color:#0000FF;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">پانوشت:</span></span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">۱-کافی ج ۲ ص ۶۳۶ و الاستبصار ج ۳ ص ۱۲&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">۲کافی ج ۲ ص ۶۳۶&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">۳ &ndash; این قاعده در فقه ، قاعده ی &laquo; سوق المسلمین &raquo; نام دارد.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">۴- تهذیب الأحکام ج2 ص371.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">۵ &ndash; همان ج ۹ ص ۷۲&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">۶ &ndash; همان ج ۲ ص ۳۶۸&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">۷- کتاب طهارت - امام خمینی ج ۳ ص ۳۱۸&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">۸ المصنف &ndash; عبد الرزاق ج4 ص539.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">۹- الإحکام فی أصول الأحکام ج6 ص749&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<p><br />\r\n<span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">&nbsp;</span></span></p>","content_source":"","content_url":"","content_columns":"0","content_date_start":"2015-06-11 04:34:00","content_date_finish":"2015-06-11 04:34:00","content_date_register":"2015-06-08 13:35:20","content_date_last_edit":"2019-12-04 18:56:29","content_show_img":"1","content_show_details":"0","content_show_related_img":"0","content_show_slider":"0","content_show_title_slider":"0","content_comment":"1","content_score":"0","content_recorded":"0","content_confirmed":"0","content_status":"1","content_kind":"0","tag_id":"13497","tag_word":"ترجمه,ترجمه,ترجمه,سامان اقدامی,سامان اقدامی,سامان اقدامی,شیخ حسین الخشن,شیخ حسین الخشن,شیخ حسین الخشن,رابطه مذاهب اسلامی,رابطه مذاهب اسلامی,رابطه مذاهب اسلامی,مقاله,مقاله,مقاله","tag_service":"0","tag_total":"87","tag_soundex":"","attach_token":3699872246,"attach_date_register":"2015-06-11 11:21:34","attach_id":12987,"attach_file_ext":"jpg","attach_file_header":"image/jpeg","attach_img_type":"2","attach_img_width":"698","attach_img_height":"426","attach_file_media":"1","attach_show_watermark":"0","score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"visit_count":"11053","visit_date_last":"2026-05-27 03:35:09","attach_title":"وحدت شیعه و سنی","node_title":"اندیشه تقریب,برگزیده,جریان شناسی","ot_node_left_right":"[{\"node_id\":468, \"left\":87, \"right\":88},{\"node_id\":479, \"left\":23, \"right\":26},{\"node_id\":831, \"left\":43, \"right\":44}]","node_number":"15","allowable_node":"15","img_src":"./cache/5/attach/201506/12987_3699872246_698_426.jpg"}]]