[[{"content_id":10836,"domain_id":"0","lang_id":"fa","portal_id":"5","owner_id":"484","user_id":"1","view_accesslevel_id":"1","edit_accesslevel_id":"1","delete_accesslevel_id":"1","editor_id":"405","content_title":"ولایت فقیه\r\n\r\n می تواند شکاف بین شیعه و سنی را از بین ببرد؟","content_number":"0","content_date_event":"2015-05-20 18:21:56","content_summary":"شاید اولین مانعی که ما با آن مواجه می شویم این است که خود نظریه ولایت فقیه نیز «مذهبی» شده و به عنوان واژه ای اختلافی وارد عرصه ی درگیری های مذهبی شده است. به طوری که در مقابل «شوری» قرار گرفته است. یعنی ولایت فقیه، «نظریه شیعی» نظام حاکمیت است و شوری ، «نظریه ی سنی» نظام حاکمیت.","content_summary_fill":"1","content_body":"&nbsp;پرسش هایی از استاد &laquo;حسین الخشن&raquo;\r\n\r\n\r\nترجمه: م. س. اقدامی&nbsp;\r\n\r\n\r\n\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n۱ - آیا برقراری نظامی &laquo; سیاسی &ndash; اسلامی &raquo; که مبتنی بر وحدت باشد، امکان پذیر است ؟&nbsp;\r\n\r\nتنوع مذهبی نباید مانعی در برابر تشکیل نظامی &laquo;سیاسی &ndash; اسلامی&raquo; باشد که در آن نظام، تمام تنوعات لحاظ شده است و تمام هویت های اجتماعی نیز در نظر گرفته می شود. زیرا اگر مشکل ساختار و مدل حاکمیت را حل کنیم &ndash; که در ادامه توضیح می دهیم که این مشکل قابل حل است &ndash; آنگاه می شود قوانینی در دولت های اسلامی تدوین شود که به تنوعات مذهبی احترام بگذارد، بدون آن که بخواهد هیچ کدام از آن ها را منحل کند. زیرا هدف اساسی حکومت اسلامی گسترش عدل و احقاق حقوق افراد جامعه است. و عدالت با چنین معیاری، باعث رضایت تمام تنوعات مذهبی است. زیرا از اختلافات مذهبی و حتی از اختلافات دینی نیز عبور می کند.&nbsp;\r\n\r\nما معتقدیم که در این عرصه باید فعالیتی اجتهادی با دیدی باز و به دور از تنگ نظری انجام شود. چنین اجتهادی می تواند در حل بسیاری از مشکلات فقهی نقش اساسی و مهمی را ایفا کند. و انعطاف پذیری خاصی را به ما ببخشد که باعث ساختن نظامی شود که حتی اختلافات دینی بین ادیان مختلف (مسیحی، یهودی، اسلامی...) را پشت سر بگذارد چه برسد به اختلافات مذهبی درون دینی.&nbsp;\r\n\r\nعلاوه بر نگرانی هایی که در این عرصه وجود دارد، ما در مقابل موانع پیچیده ی تاریخی هستیم که بر تمام دنیای اسلام سایه افکنده است. و همگی مانعی جدی هستند در برابر همبستگی و توافق مسلمانان برای تشکیل حکومتی اسلامی که تمام تنوعات را لحاظ کند و ویژگی های شخصی را نیز محترم شمارد.&nbsp;\r\n\r\nبرای از بین بردن این موانع، تبلیغ کنندگان ساختن چنین نظامی، باید به دنبال مصداق سازی باشند و همچنین خودشان را به اخلاص، بردباری و شفافیت آراسته کنند. و نیز شب و روز در راه پیروزی این تجربه بکوشند و به فکر عملی ساختن این قوانین باشند. بدون اینکه بخواهند سلیقه ای عمل کنند و یا مرتکب ظلمی شوند.&nbsp;\r\n\r\nآیا ولایت فقیه، می تواند شکاف بین شیعه و سنی را از بین ببرد؟ در صورت امکان، چگونه این کار انجام پذیر است؟&nbsp;\r\n\r\nبه نظر من، شکاف و تفرقه ی بین مسلمانان &ndash; سنی و شیعه &ndash;دلایل متعددی دارد. که پیچیده تر و عمیق تر از آن است که نظریه ی خاصی در نظام حاکمیت به تنهایی بخواهد آن را از بین ببرد. زیرا این دلایل به نوع نگاه تو به دیگران، برمی گردد و به تصویری که تو از آن ها در ذهن خودت ساخته ای. که این تصویر در بین ما، غالبا تصویر سیاهی است. درگیری های سیاسی که در طول تاریخ، به وقوع پیوسته است نیز در شکل دهی این تصویر نقش داشته است. و تلاش های کلامی - که بیشتر ناظر به &laquo;فقه تفرقه&raquo; است تا به &laquo;فقه تفاهم&raquo; &ndash; نیز در آن سهیم بوده اند.&nbsp;\r\n\r\nهر گروهی فکر می کند خودش حق است و دیگری باطل. به همین خاطر، بهشت فقط مخصوص پیروان اوست! همانطور که فقط پیروان او بر مدار حق و حقیقت هستند. و ریشه ی این تفکر هم، منطق &laquo;فرقه ناجیه&raquo; است که همچنان رایج است و تا به امروز بر تفکر ما حاکم است.&nbsp;\r\n\r\nاما درباره نقشی که ولایت فقیه در این زمینه می تواند ایفا کند نیز موانعی وجود دارد. شاید اولین مانعی که ما با آن مواجه می شویم این است که خود نظریه ولایت فقیه نیز &laquo;مذهبی&raquo; شده و به عنوان واژه ای اختلافی وارد عرصه ی درگیری های مذهبی شده است. به طوری که در مقابل &laquo;شوری&raquo; قرار گرفته است. یعنی ولایت فقیه، &laquo;نظریه شیعی&raquo; نظام حاکمیت است و شوری ، &laquo;نظریه ی سنی&raquo; نظام حاکمیت.&nbsp;\r\n\r\nپس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، سخنان طائفه ای و مذهبی، نه تنها در پی مذهبی کردن ولایت فقیه بوده است، بلکه آن را فرایندی شیطانی و بدعتی در دین شمرده است. و بدین وسیله بخش وسیعی از امت را تحریک کرده اند تا در مقابل این نظریه به مخالفت بپردازند.&nbsp;\r\n\r\nبا این حال امانت داری علمی ایجاب می کند که بگوییم:&nbsp;\r\n\r\nاولا: این جداسازی بین دو نظریه، درست نیست. نه &laquo;شوری&raquo; فقط نظریه ای سنی است و بس. ( همانطور که برخی از بزرگان شیعه آن را پذیرفته اند.) و نه ولایت فقیه، با اصول و مبانی اهل سنت مخالفت دارد. پس بنابراین پذیرفته نیست که فقیه سنی &ndash; بنابر اصول و مبانی اش &ndash; ولایت فقیه را بدعت و امری غیر شرعی بداند.&nbsp;\r\n\r\nثانیا: دلیل اجتهادی، نه تنها اثبات مشروعیت &laquo;ولایت فقیه&raquo; ـ به عنوان نظریه فقهی اسلام در حوزه ی حاکمیت &ndash; را تضمین می کند، بلکه بنابر اعتقاد برخی نظریه پردازان، از نظریه &nbsp;&laquo;شوری&raquo; نیز دور نیست و آن را باطل نمی کند. همانطور که تجربه &nbsp;عملی حال حاضر آن در ایران، این را نشان می دهد. و این یعنی، امکان همسان سازی این دو نظریه وجود دارد . بدین صورت که امت، فقیه بصیر عالم به زمانه را انتخاب کنند . حالا یا به شکل مستقیم و یا به شکل غیر مستقیم. بدین ترتیب که امت به شکل قانونی و مشروع، خبرگان را انتخاب کند و آنها نیز فقیه را انتخاب کنند.&nbsp;\r\n\r\n\r\n\r\n\r\n\r\nآیا علمای شیعه ، غیر از سخنان آشکاری که ابراز می دارند، واقعا به ایجاد نظام حاکمیت وحدت محور اهتمام می ورزند؟&nbsp;\r\n\r\nما نظریه فقهی جدی و مناسبی در باره چگونگی تشکیل &laquo;نظام حاکمیت اسلامی وحدت محور&raquo; نداریم . نظامی که تنوعات مذهبی را لحاظ کند و ویژگی های شخصی مذاهب و ادیان مختلف را در نیز در نظر بگیرد. نه تنها در بین علمای شیعه نداریم. بلکه در نزد دیگران هم چنین چیزی به چشم نمی خورد. زیرا این گونه نظریه ها باید از کلی گویی و سخنان پرتکلف خالی باشد تا بتواند جوابهای آشکار و صریحی به سوالات مهم و ضروری بدهد. سوالاتی مانند:&nbsp;\r\n\r\nآیا لازم است رئیس جمهور، حاکم و یا نخست وزیر منتسب به مذهب خاصی باشند؟&nbsp;\r\n\r\nآیا لازم است به مذهبی خاص به عنوان مذهب رسمی کشور ، تکیه شود؟ یا اینکه کافی است دینی رسمی را تعیین کنیم و از آن اقتباس کنیم؟&nbsp;\r\n\r\nچگونه اختلاف نظر مذهبی، نسبت به نظام حاکمیت را مدیریت کنیم؟ و در برپایی روابط و پیمان های بین المللی و یا در مسائل جنگ و صلح و...به کدام مذهب فقهی باید تکیه کنیم؟&nbsp;\r\n\r\nو از این قبیل سوال هایی که عقل اجتهادی می تواند برای آن جواب های فقهی مناسبی داشته باشد. جواب هایی که رخنه در وحدت امت ایجاد نکند. و نه تنها بر اسلامیت نظام حاکم، بلکه بر جامعیت آن هم اثر منفی نگذارد.","content_html":"<div><span style=\"color:#FF0000;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">&nbsp;پرسش هایی از استاد &laquo;حسین الخشن&raquo;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div>\r\n<div><span style=\"color:#FF0000;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">ترجمه: م. س. اقدامی</span></span><span style=\"font-size: 14px; font-family: iransansn; background-color: transparent;\">&nbsp;</span></span></div>\r\n</div>\r\n\r\n<p><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><img src=\"/file/5/attach/201505/12842_3551078096.jpg\" /></span></span></p>\r\n\r\n<div>&nbsp;</div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">۱ - آیا برقراری نظامی &laquo; سیاسی &ndash; اسلامی &raquo; که مبتنی بر وحدت باشد، امکان پذیر است ؟&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">تنوع مذهبی نباید مانعی در برابر تشکیل نظامی &laquo;سیاسی &ndash; اسلامی&raquo; باشد که در آن نظام، تمام تنوعات لحاظ شده است و تمام هویت های اجتماعی نیز در نظر گرفته می شود. زیرا اگر مشکل ساختار و مدل حاکمیت را حل کنیم &ndash; که در ادامه توضیح می دهیم که این مشکل قابل حل است &ndash; آنگاه می شود قوانینی در دولت های اسلامی تدوین شود که به تنوعات مذهبی احترام بگذارد، بدون آن که بخواهد هیچ کدام از آن ها را منحل کند. زیرا هدف اساسی حکومت اسلامی گسترش عدل و احقاق حقوق افراد جامعه است. و عدالت با چنین معیاری، باعث رضایت تمام تنوعات مذهبی است. زیرا از اختلافات مذهبی و حتی از اختلافات دینی نیز عبور می کند.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">ما معتقدیم که در این عرصه باید فعالیتی اجتهادی با دیدی باز و به دور از تنگ نظری انجام شود. چنین اجتهادی می تواند در حل بسیاری از مشکلات فقهی نقش اساسی و مهمی را ایفا کند. و انعطاف پذیری خاصی را به ما ببخشد که باعث ساختن نظامی شود که حتی اختلافات دینی بین ادیان مختلف (مسیحی، یهودی، اسلامی...) را پشت سر بگذارد چه برسد به اختلافات مذهبی درون دینی.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">علاوه بر نگرانی هایی که در این عرصه وجود دارد، ما در مقابل موانع پیچیده ی تاریخی هستیم که بر تمام دنیای اسلام سایه افکنده است. و همگی مانعی جدی هستند در برابر همبستگی و توافق مسلمانان برای تشکیل حکومتی اسلامی که تمام تنوعات را لحاظ کند و ویژگی های شخصی را نیز محترم شمارد.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">برای از بین بردن این موانع، تبلیغ کنندگان ساختن چنین نظامی، باید به دنبال مصداق سازی باشند و همچنین خودشان را به اخلاص، بردباری و شفافیت آراسته کنند. و نیز شب و روز در راه پیروزی این تجربه بکوشند و به فکر عملی ساختن این قوانین باشند. بدون اینکه بخواهند سلیقه ای عمل کنند و یا مرتکب ظلمی شوند.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">آیا ولایت فقیه، می تواند شکاف بین شیعه و سنی را از بین ببرد؟ در صورت امکان، چگونه این کار انجام پذیر است؟&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">به نظر من، شکاف و تفرقه ی بین مسلمانان &ndash; سنی و شیعه &ndash;دلایل متعددی دارد. که پیچیده تر و عمیق تر از آن است که نظریه ی خاصی در نظام حاکمیت به تنهایی بخواهد آن را از بین ببرد. زیرا این دلایل به نوع نگاه تو به دیگران، برمی گردد و به تصویری که تو از آن ها در ذهن خودت ساخته ای. که این تصویر در بین ما، غالبا تصویر سیاهی است. درگیری های سیاسی که در طول تاریخ، به وقوع پیوسته است نیز در شکل دهی این تصویر نقش داشته است. و تلاش های کلامی - که بیشتر ناظر به &laquo;فقه تفرقه&raquo; است تا به &laquo;فقه تفاهم&raquo; &ndash; نیز در آن سهیم بوده اند.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">هر گروهی فکر می کند خودش حق است و دیگری باطل. به همین خاطر، بهشت فقط مخصوص پیروان اوست! همانطور که فقط پیروان او بر مدار حق و حقیقت هستند. و ریشه ی این تفکر هم، منطق &laquo;فرقه ناجیه&raquo; است که همچنان رایج است و تا به امروز بر تفکر ما حاکم است.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">اما درباره نقشی که ولایت فقیه در این زمینه می تواند ایفا کند نیز موانعی وجود دارد. شاید اولین مانعی که ما با آن مواجه می شویم این است که خود نظریه ولایت فقیه نیز &laquo;مذهبی&raquo; شده و به عنوان واژه ای اختلافی وارد عرصه ی درگیری های مذهبی شده است. به طوری که در مقابل &laquo;شوری&raquo; قرار گرفته است. یعنی ولایت فقیه، &laquo;نظریه شیعی&raquo; نظام حاکمیت است و شوری ، &laquo;نظریه ی سنی&raquo; نظام حاکمیت.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، سخنان طائفه ای و مذهبی، نه تنها در پی مذهبی کردن ولایت فقیه بوده است، بلکه آن را فرایندی شیطانی و بدعتی در دین شمرده است. و بدین وسیله بخش وسیعی از امت را تحریک کرده اند تا در مقابل این نظریه به مخالفت بپردازند.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">با این حال امانت داری علمی ایجاب می کند که بگوییم:&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">اولا: این جداسازی بین دو نظریه، درست نیست. نه &laquo;شوری&raquo; فقط نظریه ای سنی است و بس. ( همانطور که برخی از بزرگان شیعه آن را پذیرفته اند.) و نه ولایت فقیه، با اصول و مبانی اهل سنت مخالفت دارد. پس بنابراین پذیرفته نیست که فقیه سنی &ndash; بنابر اصول و مبانی اش &ndash; ولایت فقیه را بدعت و امری غیر شرعی بداند.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">ثانیا: دلیل اجتهادی، نه تنها اثبات مشروعیت &laquo;ولایت فقیه&raquo; ـ به عنوان نظریه فقهی اسلام در حوزه ی حاکمیت &ndash; را تضمین می کند، بلکه بنابر اعتقاد برخی نظریه پردازان، از نظریه &nbsp;&laquo;شوری&raquo; نیز دور نیست و آن را باطل نمی کند. همانطور که تجربه &nbsp;عملی حال حاضر آن در ایران، این را نشان می دهد. و این یعنی، امکان همسان سازی این دو نظریه وجود دارد . بدین صورت که امت، فقیه بصیر عالم به زمانه را انتخاب کنند . حالا یا به شکل مستقیم و یا به شکل غیر مستقیم. بدین ترتیب که امت به شکل قانونی و مشروع، خبرگان را انتخاب کند و آنها نیز فقیه را انتخاب کنند.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div>\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><img src=\"/file/5/attach/201505/12843_3513976488.jpg\" style=\"height: 100%; width: 100%;\" /></span></span></div>\r\n</div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">آیا علمای شیعه ، غیر از سخنان آشکاری که ابراز می دارند، واقعا به ایجاد نظام حاکمیت وحدت محور اهتمام می ورزند؟&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">ما نظریه فقهی جدی و مناسبی در باره چگونگی تشکیل &laquo;نظام حاکمیت اسلامی وحدت محور&raquo; نداریم . نظامی که تنوعات مذهبی را لحاظ کند و ویژگی های شخصی مذاهب و ادیان مختلف را در نیز در نظر بگیرد. نه تنها در بین علمای شیعه نداریم. بلکه در نزد دیگران هم چنین چیزی به چشم نمی خورد. زیرا این گونه نظریه ها باید از کلی گویی و سخنان پرتکلف خالی باشد تا بتواند جوابهای آشکار و صریحی به سوالات مهم و ضروری بدهد. سوالاتی مانند:&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">آیا لازم است رئیس جمهور، حاکم و یا نخست وزیر منتسب به مذهب خاصی باشند؟&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">آیا لازم است به مذهبی خاص به عنوان مذهب رسمی کشور ، تکیه شود؟ یا اینکه کافی است دینی رسمی را تعیین کنیم و از آن اقتباس کنیم؟&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">چگونه اختلاف نظر مذهبی، نسبت به نظام حاکمیت را مدیریت کنیم؟ و در برپایی روابط و پیمان های بین المللی و یا در مسائل جنگ و صلح و...به کدام مذهب فقهی باید تکیه کنیم؟&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">و از این قبیل سوال هایی که عقل اجتهادی می تواند برای آن جواب های فقهی مناسبی داشته باشد. جواب هایی که رخنه در وحدت امت ایجاد نکند. و نه تنها بر اسلامیت نظام حاکم، بلکه بر جامعیت آن هم اثر منفی نگذارد.</span></span></div>","content_source":"","content_url":"","content_columns":"0","content_date_start":"2015-05-20 18:21:56","content_date_finish":"2015-05-20 18:21:56","content_date_register":"2015-05-20 18:49:44","content_date_last_edit":"2019-12-04 19:14:03","content_show_img":"1","content_show_details":"0","content_show_related_img":"0","content_show_slider":"0","content_show_title_slider":"0","content_comment":"1","content_score":"0","content_recorded":"0","content_confirmed":"0","content_status":"1","content_kind":"0","tag_id":"12295","tag_word":"ولایت فقیه,ولایت فقیه,ترجمه,ترجمه,سامان اقدامی,سامان اقدامی,حسین الخشن,حسین الخشن,ولایت فقیه و وحدت اسلامی,ولایت فقیه و وحدت اسلامی,نظریه شورا,نظریه شورا,مقاله,مقاله","tag_service":"0","tag_total":"3","tag_soundex":"","attach_token":4226742184,"attach_date_register":"2015-05-20 18:48:27","attach_id":12844,"attach_file_ext":"jpg","attach_file_header":"image/jpeg","attach_img_type":"2","attach_img_width":"701","attach_img_height":"466","attach_file_media":"1","attach_show_watermark":"0","score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"visit_count":"12878","visit_date_last":"2026-05-27 05:40:53","attach_title":"وحدت اسلامی","node_title":"اندیشه تقریب,برگزیده","ot_node_left_right":"[{\"node_id\":468, \"left\":87, \"right\":88},{\"node_id\":831, \"left\":43, \"right\":44}]","node_number":"14","allowable_node":"14","img_src":"./cache/5/attach/201505/12844_4226742184_701_466.jpg"}]]