[[{"content_id":10827,"domain_id":"0","lang_id":"fa","portal_id":"5","owner_id":"484","user_id":"1","view_accesslevel_id":"1","edit_accesslevel_id":"1","delete_accesslevel_id":"1","editor_id":"405","content_title":"از منظر پیامبر «ص» و امام صادق «ع»\r\n\r\nتکفیر","content_number":"0","content_date_event":"2015-05-17 11:35:54","content_summary":"هنگامی که یکی از اصحاب بر تکفیر اصرار داشت، امام در پاسخ به او گفت: آیا آنها به یگانگی خدا و رسالت پیامبر «ص» شهادت نداده اند و نماز نمیخوانند و روزه نمی گیرند و حج نمی روند؟ پس هنگامی که آن مرد بر تکفیر خود اصرار نمود؛ امام گفتند: سبحان الله، این سخن خوارج است.","content_summary_fill":"1","content_body":"&nbsp;شیخ علی حسن غلوم\r\n\r\nترجمه: فاطمه ازرقی&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nآغاز پدیده تکفیر در اسلام به زمانی برمی گردد که خوارج این بدعت زشت را پایه گذاری کردند. بدعتی که همچنان بواسطه آن اسلام ضربه می خورد. همانا پیامبر راستین اسلام صلی الله علیه و آله و سلم در جهت محکم کردن روابط بین مسلمانان و دور کردن آنها از افتادن در مسیر نابودی به شیوه های مختلف عمل نمودند؛ از آن جمله:&nbsp;\r\n\r\n1. تاکید بر بیان معیار اسلام و هر آنچه در از احکام حرمت بر آن اساس است:&nbsp;\r\n\r\nپیامبر (ص) چندین بار تاکید کردند که همانا شهادتین برای قضاوت در مورد مسلمان بودن شخص و تعامل با او صرف بیان ظاهری، کافی است. حتی اگر در باطن خلاف آن را قبول داشت و آن را به ظاهر نشان نمی داد. یکی از نمونه های آن به داستان فتح خیبر به دست حضرت علی&laquo;ع&raquo; بر می گردد؛ حضرت علی &laquo;ع&raquo; روایت میکنند که پیامبر &laquo;ص&raquo; به ایشان گفتند: با آنها بجنگ تا زمانی که شهادت دهند که خدایی جز خدای یگانه نیست و محمد(ص) فرستاده اوست. اگر چنین کردند تعرض به جان و اموال آنها بر تو ممنوع میگردد، مگر آنکه بواسطه عملی دیگر خونشان مباح شود و محاسبه آنها بر عهده خداوند است. معنی این جمله این است که عمل بر اساس ظاهر آنها از ما خواسته می شود. پس اگر بعضی از آنها خلاف آن را پنهان کردند، ما حق این را نداریم که باطن آنها را محاکمه کنیم بلکه این امر تنها متعلق به خداوند آگاه به رازهای پنهان سبحانه و تعالی است.&nbsp;\r\n\r\n2. تاکید بر حرمت خون مسلمان:&nbsp;\r\n\r\nنهی کردن از بازگشت به آداب جاهلی که حرمت خون را کوچک می شمرد. در روایتی از ابی بکره در صحیح بخاری آمده است: پیامبر &laquo;ص&raquo; مردم را مورد خطاب قرار داد و گفت: آیا می دانید امروز چه روزی است؟ گفتند: خدا و پیامبرش داناتراند. گمان کردند که آن را با نامی غیر از اسمی که بر آن است نام می برد. پس فرمود: آیا روز قربانی نیست؟ گفتیم: بله ای رسول خدا. فرمود: اینجا کدام سرزمین است؟ آیا سرزمین حرام نیست؟ گفتیم: بله ای رسول خدا. فرمود: پس همانا خون و اموال و ناموس تان بر هم دیگر حرام اند همانند حرمت این روز در این ماه و در این سرزمین. آیا رسالت خود را رساندم؟ گفتیم: بله. فرمود: خدایا تو شاهد باش. پس حاضران به غایبان بگویند. چه بسا یکی از شما این مطلب را به فرد شایسته تری برساند. پس اینگونه بود. فرمود: بعد از من همدیگر را تکفیر نکنید و گردن هم دیگر را نزنید.&nbsp;\r\n\r\n3. خودداری پیامبر از کشتن منافقان:&nbsp;\r\n\r\nبا وجود نقش منفی که منافقان داشتند و بر آن اصرار می ورزیدند، پیامبر از کشتن آنها خودداری می نمود. حتی با وجود آنکه قرآن به طور واضح و با شدت در سوره توبه از نفاق و منافقان سخن گفته است. و شاید از مهمترین علل این خودداری، جلوگیری از تکفیر بود که منجر به مباح گشتن خون ها می شد.&nbsp;\r\n\r\n4. اکتفاء به ظاهر حتی اگر احتمال خلاف آن داده شود:&nbsp;\r\n\r\nاسامه بن زید می گوید: من و یکی از انصار به مردی برخوردیم، هنگامی که بر او شمشیر کشیدیم، گفت: لا إله إلا الله، او را رها نکردیم تا آنکه او را کشتیم. هنگامی که نزد پیامبر &laquo;ص&raquo; رسیدیم، اتفاق را برای ایشان بازگو کردیم. پس گفتند: ای اسامه، تو از لا اله الا الله چه منظوری داری؟ گفتیم: ای رسول خدا، او لا إله إلا الله را از ترس کشته شدن گفت. گفتند: تو از لا اله الا الله چه منظوری داری؟ پس همچنان آن را تکرار می نمودند تا اینکه آرزو کردم در این مدت مسلمان نبودم، و در آن زمان مسلمان می شدم و او را نمی کشتم. پس گفتم: من با خدا عهد می بندم که زین پس کسی کهلا إله إلا الله را بگوید هرگز نکشم. پس پیامبر &laquo;ص&raquo; فرمودند:ای اسامه بعد از من چطور؟ نگرانی همیشگی پیامبر &laquo;ص&raquo; از تغییر حال مسلمانان بعد از خود در رابطه با کوتاهی کردن در این مسئله پنهان نبود، به طوری که ایشان از اسامه عهدی میگیرند که بعد از رحلتشان هیچ گاه کسی را تکفیر نکند و حرمت خون مسلمان را حفظ کند.&nbsp;\r\n\r\nو در روایتی روشن تر و قاطع تر آمده است که مقداد بن عمرو گفت: ای رسول خدا، اگر مردی از کفار را دیدم و با هم درگیر شدیم، سپس یکی از دستان من را با شمشیر قطع کرد و بعد از من به سمت درختی پناه برد و گفت: مسلمان شدم. آیا می توانم او را بعد از گفتن آن بکشم؟ پیامبر گفت: نه او را نکش.&nbsp;\r\n\r\n\r\n \r\n\r\n\r\nامام صادق و تکفیر:&nbsp;\r\n\r\nو بدینگونه نواده پیامبر &laquo;ص&raquo;، امام صادق &laquo;ع&raquo; را می بینیم که چگونه از همان راه و روش یعنی جلوگیری از تکفیر مسلمان و تاکید بر حرمت آن محافظت می کند. در زمانی که تکفیر امری است پذیرفته شده و گسترش یافته و به وسیله ای از وسایل پیروزی مذهبی یا رسیدن به اهداف سیاسی و حزبی یا رهایی از دشمنان یا دور کردن ذهن مردم از فساد حکومت و غیره تبدیل شده است و تکفیر شخص با کمترین شبهه یا اختلاف عقیدتی یا فقهی صورت می گرفت. از اینجا بود که امام صادق &laquo;ع&raquo; برای مقابله با این پدیده روش های متعددی را بکار گرفتند، از جمله:&nbsp;\r\n\r\n1.بیان معیار اسلام:&nbsp;\r\n\r\nاز عبدالله بن سنان روایت شده است که: از اباعبدالله پرسیدم با چه چیز یک شخص مسلمان به شمار می آید و ازدواج و ارث در رابطه با او جایز می گردد؟ و با چه چیز ریختن خون او حرام می شود؟ گفتند: با اسلام آوردن خون او حرمت پیدا می کند، اگر اسلام خود را نمایان سازد و ازدواج با او و ارث جایز می گردد.&nbsp;\r\n\r\n2.تفاوت قائل شدن بین اسلام و ایمان:&nbsp;\r\n\r\nعدم قائل شدن تفاوت بین اسلام و ایمان یکی از عللی است که منجر به ظهور تکفیر گشت. از آن جایی که بعضی از آیات و احادیث ایمان عده ای را نفی می کند، بعضی تصور می کنند که مانند این آیات و احادیث اسلام آنها را نیز نفی می کند، لذا به دنبال ساقط کردن اسلام شخص، کل حرمت شخص نیز سلب می شود. و از رو است که امام صادق &laquo;ع&raquo; فرق بین آنها و آثار و نتایجی که از هر کدام از آنها ناشی می شوند را روشن می سازد. در این رابطه از سماعه روایت شده است: به ابی عبدالله گفتم: ای امام جعفر صادق &laquo;علیه السلام&raquo; از اسلام و ایمان برایم بگو، آیا این دو با هم متفاوتند؟ گفت: اسلام عبارت است از شهادت به یگانگی خدا &laquo;أن لا اله الا الله&raquo; و تصدیق رسالت پیامبر &laquo;ص&raquo;. به وسیله آن ریختن خون شخص ممنوع و ازدواج با او و ارث رسیدن به او جایز می گردد و اکثر مردم اینگونه اند. و ایمان یعنی هدایت و آنچه از اسلام در قلب ها نقش می بندد و در عمل نمایان می گردد.&nbsp;\r\n\r\n3.مقابله با مواردی که دستاویزی برای تکفیر می شوند:&nbsp;\r\n\r\nمضمون بعضی از آیات متشابه یکی از راه هایی است که صاحبان عقیده تکفیر یا کسانی که فاقد معرفت کافی برای فتوا دادن هستند، بواسطه آن در موقعیت تکفیر می افتند.&nbsp;\r\n\r\nو از آن جمله آیه 106 سوره یوسف می باشد: (وَمَا یُؤْمِنُ أَکْثَرُهُمْ بِاللّهِ الاَّ وَهُم مُّشْرِکُونَ)، گروهی به این آیه متمسک شدند تا حکم به کفر و شرک عده ی زیادی از مسلمانان بدهند. امری که امام صادق &laquo;ع&raquo; آن را نفی نمود و فرمود: منظور از شرک در این آیه شرک در اطاعت است و نه در عبادت.&nbsp;\r\n\r\nآیا کسی می تواند تبعیتی که هر از چند گاه از هوای نفس و وسوسه شیطان می کند را نفی نماید؟ لذا بر اوست که بداند این آیه نمی خواهد تعداد زیادی از مسلمانان را بواسطه خارج کردن شان از دایره اسلام تکفیر کند بلکه می خواهد به آنها نسبت به پیروی از هوای نفس و وسوسه شیطان و تبعیت از اوامر ظالمانه ظالمان هشدار دهد. و بدینگونه امام &laquo;ع&raquo;موضع محکمی گرفتند در مقابل هر کسی که سعی نمود عدم اعتقاد به امامت اهل بیت &laquo;ع&raquo; را دستاویزی برای تکفیر سایر مسلمین قرار دهد.&nbsp;\r\n\r\nاز آن جمله روایت مفصلی از مباحثه ای است که بین ایشان و چند نفر از اصحاب شان شکل گرفت. هنگامی که یکی از اصحاب بر تکفیر اصرار داشت، امام در پاسخ به او گفت: آیا آنها به یگانگی خدا و رسالت پیامبر &laquo;ص&raquo; شهادت نداده اند و نماز نمیخوانند و روزه نمی گیرند و حج نمی روند؟ پس هنگامی که آن مرد بر تکفیر خود اصرار نمود؛ امام گفتند: سبحان الله، این سخن خوارج است.&nbsp;\r\n\r\nانحراف و نه گرایش:&nbsp;\r\n\r\nهمانا گرایش به مدرسه تکفیر شامل مذهب خاص و مشخصی نمی شود، بلکه این نوع تفکر ریشه در جهل نسبت به مفاهیم اسلام دارد و دلیلی است بر تعصب. راه و رسم تکفیر از تعالیم اسلامی گرفته نشده است و نه از آن استنباط می شود. همانا خداوند در آیه 94 سوره نساء می فرماید: (وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقَىٰ إِلَیْکُمُ السَّلَامَ لَسْتَ مُؤْمِنًا تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا)با این آیه خداوند مردم را از تبعیت هوای نفس و قضاوت سریع و برخورد جاهلانه با احکام اسلام بر حذر می داند و همچنین با هر آنچه که به پیامبر &laquo;ص&raquo; و آل ایشان نسبت داده می شود در حالی که با حقایق قرآن مخالف است. امام صادق &laquo;ع&raquo; از پیامبر راستین اسلام روایت می کنند که: با هر حقی حقیقتی است و با هر امر درستی نوری. پس هر چه با کتاب خدا موافق بود آن را بگیرید و هر آنچه با آن مخالف بود رها کنید.&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;&nbsp;","content_html":"<div><span style=\"color:#FF0000;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">&nbsp;شیخ علی حسن غلوم</span></span></span></div>\r\n\r\n<p><span style=\"color:#FF0000;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">ترجمه: فاطمه ازرقی&nbsp;</span></span></span></p>\r\n\r\n<div>&nbsp;</div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">آغاز پدیده تکفیر در اسلام به زمانی برمی گردد که خوارج این بدعت زشت را پایه گذاری کردند. بدعتی که همچنان بواسطه آن اسلام ضربه می خورد. همانا پیامبر راستین اسلام صلی الله علیه و آله و سلم در جهت محکم کردن روابط بین مسلمانان و دور کردن آنها از افتادن در مسیر نابودی به شیوه های مختلف عمل نمودند؛ از آن جمله:&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">1. تاکید بر بیان معیار اسلام و هر آنچه در از احکام حرمت بر آن اساس است:&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">پیامبر (ص) چندین بار تاکید کردند که همانا شهادتین برای قضاوت در مورد مسلمان بودن شخص و تعامل با او صرف بیان ظاهری، کافی است. حتی اگر در باطن خلاف آن را قبول داشت و آن را به ظاهر نشان نمی داد. یکی از نمونه های آن به داستان فتح خیبر به دست حضرت علی&laquo;ع&raquo; بر می گردد؛ حضرت علی &laquo;ع&raquo; روایت میکنند که پیامبر &laquo;ص&raquo; به ایشان گفتند: با آنها بجنگ تا زمانی که شهادت دهند که خدایی جز خدای یگانه نیست و محمد(ص) فرستاده اوست. اگر چنین کردند تعرض به جان و اموال آنها بر تو ممنوع میگردد، مگر آنکه بواسطه عملی دیگر خونشان مباح شود و محاسبه آنها بر عهده خداوند است. معنی این جمله این است که عمل بر اساس ظاهر آنها از ما خواسته می شود. پس اگر بعضی از آنها خلاف آن را پنهان کردند، ما حق این را نداریم که باطن آنها را محاکمه کنیم بلکه این امر تنها متعلق به خداوند آگاه به رازهای پنهان سبحانه و تعالی است.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">2. تاکید بر حرمت خون مسلمان:&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">نهی کردن از بازگشت به آداب جاهلی که حرمت خون را کوچک می شمرد. در روایتی از ابی بکره در صحیح بخاری آمده است: پیامبر &laquo;ص&raquo; مردم را مورد خطاب قرار داد و گفت: آیا می دانید امروز چه روزی است؟ گفتند: خدا و پیامبرش داناتراند. گمان کردند که آن را با نامی غیر از اسمی که بر آن است نام می برد. پس فرمود: آیا روز قربانی نیست؟ گفتیم: بله ای رسول خدا. فرمود: اینجا کدام سرزمین است؟ آیا سرزمین حرام نیست؟ گفتیم: بله ای رسول خدا. فرمود: پس همانا خون و اموال و ناموس تان بر هم دیگر حرام اند همانند حرمت این روز در این ماه و در این سرزمین. آیا رسالت خود را رساندم؟ گفتیم: بله. فرمود: خدایا تو شاهد باش. پس حاضران به غایبان بگویند. چه بسا یکی از شما این مطلب را به فرد شایسته تری برساند. پس اینگونه بود. فرمود: بعد از من همدیگر را تکفیر نکنید و گردن هم دیگر را نزنید.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">3. خودداری پیامبر از کشتن منافقان:&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">با وجود نقش منفی که منافقان داشتند و بر آن اصرار می ورزیدند، پیامبر از کشتن آنها خودداری می نمود. حتی با وجود آنکه قرآن به طور واضح و با شدت در سوره توبه از نفاق و منافقان سخن گفته است. و شاید از مهمترین علل این خودداری، جلوگیری از تکفیر بود که منجر به مباح گشتن خون ها می شد.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">4. اکتفاء به ظاهر حتی اگر احتمال خلاف آن داده شود:&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">اسامه بن زید می گوید: من و یکی از انصار به مردی برخوردیم، هنگامی که بر او شمشیر کشیدیم، گفت: لا إله إلا الله، او را رها نکردیم تا آنکه او را کشتیم. هنگامی که نزد پیامبر &laquo;ص&raquo; رسیدیم، اتفاق را برای ایشان بازگو کردیم. پس گفتند: ای اسامه، تو از لا اله الا الله چه منظوری داری؟ گفتیم: ای رسول خدا، او لا إله إلا الله را از ترس کشته شدن گفت. گفتند: تو از لا اله الا الله چه منظوری داری؟ پس همچنان آن را تکرار می نمودند تا اینکه آرزو کردم در این مدت مسلمان نبودم، و در آن زمان مسلمان می شدم و او را نمی کشتم. پس گفتم: من با خدا عهد می بندم که زین پس کسی کهلا إله إلا الله را بگوید هرگز نکشم. پس پیامبر &laquo;ص&raquo; فرمودند:ای اسامه بعد از من چطور؟ نگرانی همیشگی پیامبر &laquo;ص&raquo; از تغییر حال مسلمانان بعد از خود در رابطه با کوتاهی کردن در این مسئله پنهان نبود، به طوری که ایشان از اسامه عهدی میگیرند که بعد از رحلتشان هیچ گاه کسی را تکفیر نکند و حرمت خون مسلمان را حفظ کند.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">و در روایتی روشن تر و قاطع تر آمده است که مقداد بن عمرو گفت: ای رسول خدا، اگر مردی از کفار را دیدم و با هم درگیر شدیم، سپس یکی از دستان من را با شمشیر قطع کرد و بعد از من به سمت درختی پناه برد و گفت: مسلمان شدم. آیا می توانم او را بعد از گفتن آن بکشم؟ پیامبر گفت: نه او را نکش.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div>\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><img src=\"http://okhowah.ir/file/5/attach/201505/12812_3754281666.jpg\" style=\"height: 100%; width: 100%;\" /> </span></span></div>\r\n</div>\r\n\r\n<div><span style=\"color:#0000FF;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">امام صادق و تکفیر:&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">و بدینگونه نواده پیامبر &laquo;ص&raquo;، امام صادق &laquo;ع&raquo; را می بینیم که چگونه از همان راه و روش یعنی جلوگیری از تکفیر مسلمان و تاکید بر حرمت آن محافظت می کند. در زمانی که تکفیر امری است پذیرفته شده و گسترش یافته و به وسیله ای از وسایل پیروزی مذهبی یا رسیدن به اهداف سیاسی و حزبی یا رهایی از دشمنان یا دور کردن ذهن مردم از فساد حکومت و غیره تبدیل شده است و تکفیر شخص با کمترین شبهه یا اختلاف عقیدتی یا فقهی صورت می گرفت. از اینجا بود که امام صادق &laquo;ع&raquo; برای مقابله با این پدیده روش های متعددی را بکار گرفتند، از جمله:&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">1.بیان معیار اسلام:&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">از عبدالله بن سنان روایت شده است که: از اباعبدالله پرسیدم با چه چیز یک شخص مسلمان به شمار می آید و ازدواج و ارث در رابطه با او جایز می گردد؟ و با چه چیز ریختن خون او حرام می شود؟ گفتند: با اسلام آوردن خون او حرمت پیدا می کند، اگر اسلام خود را نمایان سازد و ازدواج با او و ارث جایز می گردد.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">2.تفاوت قائل شدن بین اسلام و ایمان:&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">عدم قائل شدن تفاوت بین اسلام و ایمان یکی از عللی است که منجر به ظهور تکفیر گشت. از آن جایی که بعضی از آیات و احادیث ایمان عده ای را نفی می کند، بعضی تصور می کنند که مانند این آیات و احادیث اسلام آنها را نیز نفی می کند، لذا به دنبال ساقط کردن اسلام شخص، کل حرمت شخص نیز سلب می شود. و از رو است که امام صادق &laquo;ع&raquo; فرق بین آنها و آثار و نتایجی که از هر کدام از آنها ناشی می شوند را روشن می سازد. در این رابطه از سماعه روایت شده است: به ابی عبدالله گفتم: ای امام جعفر صادق &laquo;علیه السلام&raquo; از اسلام و ایمان برایم بگو، آیا این دو با هم متفاوتند؟ گفت: اسلام عبارت است از شهادت به یگانگی خدا &laquo;أن لا اله الا الله&raquo; و تصدیق رسالت پیامبر &laquo;ص&raquo;. به وسیله آن ریختن خون شخص ممنوع و ازدواج با او و ارث رسیدن به او جایز می گردد و اکثر مردم اینگونه اند. و ایمان یعنی هدایت و آنچه از اسلام در قلب ها نقش می بندد و در عمل نمایان می گردد.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">3.مقابله با مواردی که دستاویزی برای تکفیر می شوند:&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">مضمون بعضی از آیات متشابه یکی از راه هایی است که صاحبان عقیده تکفیر یا کسانی که فاقد معرفت کافی برای فتوا دادن هستند، بواسطه آن در موقعیت تکفیر می افتند.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">و از آن جمله آیه 106 سوره یوسف می باشد: (وَمَا یُؤْمِنُ أَکْثَرُهُمْ بِاللّهِ الاَّ وَهُم مُّشْرِکُونَ)، گروهی به این آیه متمسک شدند تا حکم به کفر و شرک عده ی زیادی از مسلمانان بدهند. امری که امام صادق &laquo;ع&raquo; آن را نفی نمود و فرمود: منظور از شرک در این آیه شرک در اطاعت است و نه در عبادت.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">آیا کسی می تواند تبعیتی که هر از چند گاه از هوای نفس و وسوسه شیطان می کند را نفی نماید؟ لذا بر اوست که بداند این آیه نمی خواهد تعداد زیادی از مسلمانان را بواسطه خارج کردن شان از دایره اسلام تکفیر کند بلکه می خواهد به آنها نسبت به پیروی از هوای نفس و وسوسه شیطان و تبعیت از اوامر ظالمانه ظالمان هشدار دهد. و بدینگونه امام &laquo;ع&raquo;موضع محکمی گرفتند در مقابل هر کسی که سعی نمود عدم اعتقاد به امامت اهل بیت &laquo;ع&raquo; را دستاویزی برای تکفیر سایر مسلمین قرار دهد.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">از آن جمله روایت مفصلی از مباحثه ای است که بین ایشان و چند نفر از اصحاب شان شکل گرفت. هنگامی که یکی از اصحاب بر تکفیر اصرار داشت، امام در پاسخ به او گفت: آیا آنها به یگانگی خدا و رسالت پیامبر &laquo;ص&raquo; شهادت نداده اند و نماز نمیخوانند و روزه نمی گیرند و حج نمی روند؟ پس هنگامی که آن مرد بر تکفیر خود اصرار نمود؛ امام گفتند: سبحان الله، این سخن خوارج است.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"color:#0000FF;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">انحراف و نه گرایش:&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">همانا گرایش به مدرسه تکفیر شامل مذهب خاص و مشخصی نمی شود، بلکه این نوع تفکر ریشه در جهل نسبت به مفاهیم اسلام دارد و دلیلی است بر تعصب. راه و رسم تکفیر از تعالیم اسلامی گرفته نشده است و نه از آن استنباط می شود. همانا خداوند در آیه 94 سوره نساء می فرماید: (وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقَىٰ إِلَیْکُمُ السَّلَامَ لَسْتَ مُؤْمِنًا تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا)با این آیه خداوند مردم را از تبعیت هوای نفس و قضاوت سریع و برخورد جاهلانه با احکام اسلام بر حذر می داند و همچنین با هر آنچه که به پیامبر &laquo;ص&raquo; و آل ایشان نسبت داده می شود در حالی که با حقایق قرآن مخالف است. امام صادق &laquo;ع&raquo; از پیامبر راستین اسلام روایت می کنند که: با هر حقی حقیقتی است و با هر امر درستی نوری. پس هر چه با کتاب خدا موافق بود آن را بگیرید و هر آنچه با آن مخالف بود رها کنید.&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<p><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\">&nbsp;&nbsp;</span></span></p>","content_source":"","content_url":"","content_columns":"0","content_date_start":"2015-05-17 11:35:54","content_date_finish":"2015-05-17 11:35:54","content_date_register":"2015-05-17 11:42:35","content_date_last_edit":"2019-12-04 19:15:52","content_show_img":"1","content_show_details":"0","content_show_related_img":"0","content_show_slider":"0","content_show_title_slider":"0","content_comment":"1","content_score":"0","content_recorded":"0","content_confirmed":"0","content_status":"1","content_kind":"0","tag_id":"10871","tag_word":"تکفیر,تکفیر,ترجمه,ترجمه,شیخ علی حسن,شیخ علی حسن,فاطمه ازرقی,فاطمه ازرقی,مقاله,مقاله","tag_service":"0","tag_total":"108","tag_soundex":"","attach_token":4159801572,"attach_date_register":"2015-05-17 11:37:40","attach_id":12811,"attach_file_ext":"jpg","attach_file_header":"image/jpeg","attach_img_type":"2","attach_img_width":"500","attach_img_height":"378","attach_file_media":"1","attach_show_watermark":"0","score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"visit_count":"10938","visit_date_last":"2026-05-27 03:33:18","attach_title":"تکفیر","node_title":"اندیشه تقریب,برگزیده","ot_node_left_right":"[{\"node_id\":468, \"left\":87, \"right\":88},{\"node_id\":831, \"left\":43, \"right\":44}]","node_number":"10","allowable_node":"10","img_src":"./cache/5/attach/201505/12811_4159801572_500_378.jpg"}]]