[[{"content_id":10682,"domain_id":"0","lang_id":"fa","portal_id":"5","owner_id":"484","user_id":"1","view_accesslevel_id":"1","edit_accesslevel_id":"1","delete_accesslevel_id":"1","editor_id":"405","content_title":"یک شب با کاروان «سرزمین برادری» در مسجد مکی زاهدان\r\n\r\nسرمایۀ عظیمی را که با کج سلیقگی داریم از بین می بریم!","content_number":"0","content_date_event":"2015-02-24 10:00:55","content_summary":"دکتر الویری می پرسد: طلبه های شما معافیت خدمت هم دارند؟ مولوی دوباره لبخند می زند و می گوید: نه، باید خدمت بروند. این سؤال بیشتر از همه برای دکتر الویری که خود یک طلبه است، تعجب آور است.","content_summary_fill":"1","content_body":"مصیب علی اکبر زاده\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nمینی بوس تیم رسانه ای، زودتر از مینی بوس اعضای کاروان وارد مسجد مکی می شود. چشم طلبه هایی که در رفت وآمد هستند، ما را دنبال می کنند. پرسش را می شود در چشمان آن ها خواند. چند لحظۀ بعد، اعضای کاروان &laquo;سرزمین برادری&raquo; می رسند و نگاه ها از سمت ما به آن ها می چرخد؛ بنابراین ما اندکی از زیر بار نگاه ها راحت می شویم و هر کدام مشغول کار خودمان می شویم، عکاسی، فیلم برداری، یادداشت برداری و ...&nbsp;\r\n\r\nمسجد مکی و مدرسۀ علمیه دارالعلوم، یکی از بزرگ ترین مساجد و حوزه های علمیۀ اهل سنت در منطقه است. با معماری با شکوهی که وقتی کار ساخت وساز آن تمام شود، مطمئناً بر شکوه آن افزوده می شود.&nbsp;\r\n\r\nمولوی عبدالحمید، مدیر این مجموعه، حضور ندارد. داماد او، مولوی حافظ اسماعیل به استقبال کاروان می آید و با آغوش باز میهمانان را می پذیرد. میهمانان و از جملۀ آن ها دکتر الویری هم، با روی باز به طرف شان می روند.&nbsp;\r\n\r\nدر ایوان متوقف می شویم&nbsp;\r\n\r\nدکتر الویری مشتاق است و دوست دارد از این فرصت به دست آمده استفاده کند و هرچه بیشتر دربارۀ این مسجد و مدرسه بداند. در همان راهرو ورودی سؤالاتش را شروع می کند. هنوز چند دقیقه نشده است که آمده ایم و تازه از حیاط به ایوان رسیده ایم که پرسش و پاسخ گرم می شود و در همان ایوان متوقف می شویم.&nbsp;\r\n\r\n\r\n \r\n\r\n\r\nبه خاطر مشکل اقامت، طلبۀ خارجی نداریم&nbsp;\r\n\r\nطبیعی است که اولین سؤال های اعضای کاروان دربارۀ مدرسه، از تعداد طلبه های این جا باشد و بعد هم اینکه این طلبه ها بومی منطقه هستند یا از مناطق دیگر ایران هم می آیند؟ پاسخ می شنوند که این مدرسه از بیشتر مناطق سنی نشین ایران طلبه دارد. سؤال بعدی دربارۀ میزان طلبه های خارجی است. از چهرۀ مولوی حافظ اسماعیل مشخص است که دوست ندارد حرف های انتقادی بزند و با اکراه و البته لبخند می گوید تا چند سال پیش، از بیشتر کشورهای همسایه و حوزۀ دریای خزر طلبه داشتند؛ اما چند سالی است که به خاطر مشکلات اقامت، تنها خارجی هایی که مقیم ایران هستند می توانند در این مدرسه درس بخوانند و سایرین برای درس خواندن به کشورهای هند و پاکستان و عربستان می روند. امیرخانی از شیندن این حرف بر آشفته می شود و درِ گوشی با شهیدی فر صحبت می کند. می گوید این سرمایۀ عظیمی را که ما می توانیم از کشورهای همسایه برای خودمان فراهم کنیم، با کج سلیقگی داریم از بین می بریم.&nbsp;\r\n\r\nمولوی معادل کارشناسی است&nbsp;\r\n\r\nهمان جا مولوی حافط اسماعیل زهی یک دورۀ درجه شناسی علمای اهل سنت برای ما می گذارد و ما متوجه می شویم که درجۀ مولوی معادل مدرک لیسانس است. جالب این جاست که دکتر الویری هم از این درجه ها خبر ندارد؛ یعنی حوزه های علمیۀ شیعه و سنی هم با هم فرسنگ ها فاصله دارند و نمی دانند در حوزۀ دیگری چه می گذرد.&nbsp;\r\n\r\nمدرک مولوی در ایران اعتبار ندارد&nbsp;\r\n\r\nمولوی می گوید مدرک ما را در اندونزی و هند و دیگر کشورها قبول دارند، کمی مکث می کند و می گوید ولی در ایران طلبه های ما مشکل دارند.&nbsp;\r\n\r\nاعضای کاروان از تعداد مولوی های ایران می پرسند. مولوی حافظ اسماعیلی می گوید: آمار دقیقی نداریم. ما در هر سال 100 مولوی تربیت می کنیم و با احتساب مدرسه های دیگر استان، شاید در سال حدود 150 نفر مدرک مولوی می گیرند.&nbsp;\r\n\r\nسؤال های زیاد، برنامه ها را عوض می کند&nbsp;\r\n\r\nسؤال ها که زیاد می شود، برنامه تغییر می کند. یک گردش در محیط مسجد و مدرسه به برنامه اضافه می شود تا قدری بیشتر به سؤال ها جواب داده شود.&nbsp;\r\n\r\nسؤال ها هنوز پی درپی پرسیده می شود. بعضی ها برای پاسخ به سؤال ها، سراغ طلبه هایی می روند که به همراه ما حرکت می کنند. تمرکز بحث از بین می رود و تا به کتابخانه برسیم، هر کسی یکی را پیدا می کند و سؤالش را می پرسد. حالا دیگر سؤال ها دو طرفه شده است و میزبانان هم از میهمانان سؤال می پرسند.&nbsp;\r\n\r\nطلبه های اهل سنت معافیت تحصیلی ندارند&nbsp;\r\n\r\nدکتر الویری می پرسد: طلبه های شما معافیت خدمت هم دارند؟ مولوی دوباره لبخند می زند و می گوید: نه، باید خدمت بروند. این سؤال بیشتر از همه برای دکتر الویری که خود یک طلبه است، تعجب آور است.&nbsp;\r\n\r\nمعماری ترکیه هم ایرانی است&nbsp;\r\n\r\nمسجد مکی، بسیار بزرگ و باشکوه دارد ساخته می شود. با چهار گلدسته و حدود چهل گنبد و نیم گنبد. امیرخانی از طراحی و معماری مسجد می پرسد که می گویند که یک شرکت ایرانی ترکی کار معماری این مسجد را انجام داده است. حسام مظاهری می گوید پس برای همین است که طرح گنبد، شبیه معماری ترکیه است. یکی از مولوی ها اعتراض می کند و می گوید: این معماری هم ایرانی است، اصلا معماری ترکیه هم معماری ایرانی است که در زمان عثمانی به ترکیه رفته است. صرف نظر از اینکه حرفش درست است یا غلط، تعلق خاطرش به ایران ستودنی است. بلوچ هنوز به ایرانی بودن خود می نازد.&nbsp;\r\n\r\nکتاب های مرجع مذهب حنفی، اردو است&nbsp;\r\n\r\nبه کتابخانه می رویم و آنجا دوباره هرکسی می رود سراغ سؤال های خودش. در کتابخانه می فهمم که بلوچ ها، سنی حنفی و پیرو مکتب دیوبند هستند و عالمان دینی آن ها اهالی هند و پاکستان هستند؛ بنابراین زبان اصلی منابع دینی آن ها اردو است.&nbsp;\r\n\r\nکتاب های به زبان بلوچی اجازۀ چاپ نمی گیرد&nbsp;\r\n\r\nیکی از جوان های بلوچ، که قیافه اش به طلبه ها نمی خورد و بعدا می فهمم فعال رسانه ای استانی است، با محمدحسین قدمی صحبت می کند. دارد اعتراض می کند که ارشاد استان اجازۀ چاپ کتاب های به زبان بلوچی را نمی دهند. می گوید قریب به بیست میلیون بلوچ در ایران و کشورهای اطراف داریم و ما نمی توانیم برای آن ها کتاب چاپ کنیم. بعد از مرحوم کریم داد کزوری نام می برد که کتابی به نام &laquo;دلی پاهار&raquo; (=سوز دل) به زبان بلوچی نوشته است و در آن هم شعر برای امام راحل دارد و هم خاطره از شهید رجایی؛ یعنی کتاب کاملاً در چاچوب نظام است؛ اما چون زبان کتاب بلوچی است، اجازۀ چاپ در ایران نگرفته و در کراچی چاپ شده است.&nbsp;\r\n\r\nدفتر مولوی عبدالحمید بسیار ساده است&nbsp;\r\n\r\nبعد از کتابخانه، به دفتر مولوی عبدالحمید که در این دیدار حضور ندارند، می رویم. دفتر مولوی عبدالحمید هم مثل دفتر علمای خودمان ساده و بی آلایش است. اعضای کاروان روی زمین دور اتاق می نشینند و با میزبان ها گپ وگفت می کنند.&nbsp;\r\n\r\nاقامه نماز جماعت عشا به همراه برادران اهل سنت&nbsp;\r\n\r\nدقایقی در دفتر مولوی عبدالحمید می نشینیم. صدای اذان عشا بلند می شود. کاروان بعد از وقت نماز مغرب رسیده است؛ بنابراین به داخل مسجد مکی می رویم و نماز جماعت را به همراه برادران اهل سنت می خوانیم.&nbsp;\r\n\r\n\r\n \r\n\r\n\r\nمهمانی در تفرجگاه بلوچی براسان&nbsp;\r\n\r\n&laquo;براسان&raquo; به بلوچی می شود برادران و نام تفرجگاهی بلوچی است در شهر زاهدان که توسط چند برادر بناشده است و تناسب معنایی خوبی با موضوع برنامۀ ما دارد. بعد از نماز عشا، ادامۀ دیدار را به آن جا منتقل می شود. &nbsp;\r\n\r\n&nbsp;","content_html":"<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"color:#FF0000;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\"><span style=\"font-weight: bold;\">مصیب علی اکبر زاده</span></span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\">&nbsp;</div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\">مینی بوس تیم رسانه ای، زودتر از مینی بوس اعضای کاروان وارد مسجد مکی می شود. چشم طلبه هایی که در رفت وآمد هستند، ما را دنبال می کنند. پرسش را می شود در چشمان آن ها خواند. چند لحظۀ بعد، اعضای کاروان &laquo;سرزمین برادری&raquo; می رسند و نگاه ها از سمت ما به آن ها می چرخد؛ بنابراین ما اندکی از زیر بار نگاه ها راحت می شویم و هر کدام مشغول کار خودمان می شویم، عکاسی، فیلم برداری، یادداشت برداری و ...&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\">مسجد مکی و مدرسۀ علمیه دارالعلوم، یکی از بزرگ ترین مساجد و حوزه های علمیۀ اهل سنت در منطقه است. با معماری با شکوهی که وقتی کار ساخت وساز آن تمام شود، مطمئناً بر شکوه آن افزوده می شود.&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\">مولوی عبدالحمید، مدیر این مجموعه، حضور ندارد. داماد او، مولوی حافظ اسماعیل به استقبال کاروان می آید و با آغوش باز میهمانان را می پذیرد. میهمانان و از جملۀ آن ها دکتر الویری هم، با روی باز به طرف شان می روند.&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"color:#0000FF;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\"><span style=\"font-weight: bold;\">در ایوان متوقف می شویم&nbsp;</span></span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\">دکتر الویری مشتاق است و دوست دارد از این فرصت به دست آمده استفاده کند و هرچه بیشتر دربارۀ این مسجد و مدرسه بداند. در همان راهرو ورودی سؤالاتش را شروع می کند. هنوز چند دقیقه نشده است که آمده ایم و تازه از حیاط به ایوان رسیده ایم که پرسش و پاسخ گرم می شود و در همان ایوان متوقف می شویم.&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\">\r\n<div style=\"text-align:Center;margin:20px 0;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><img src=\"/file/5/attach/201502/12422_1712942198.jpg\" style=\"width: 100%;\" /> </span></span></span></div>\r\n</div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"color:#0000FF;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\"><span style=\"font-weight: bold;\">به خاطر مشکل اقامت، طلبۀ خارجی نداریم&nbsp;</span></span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\">طبیعی است که اولین سؤال های اعضای کاروان دربارۀ مدرسه، از تعداد طلبه های این جا باشد و بعد هم اینکه این طلبه ها بومی منطقه هستند یا از مناطق دیگر ایران هم می آیند؟ پاسخ می شنوند که این مدرسه از بیشتر مناطق سنی نشین ایران طلبه دارد. سؤال بعدی دربارۀ میزان طلبه های خارجی است. از چهرۀ مولوی حافظ اسماعیل مشخص است که دوست ندارد حرف های انتقادی بزند و با اکراه و البته لبخند می گوید تا چند سال پیش، از بیشتر کشورهای همسایه و حوزۀ دریای خزر طلبه داشتند؛ اما چند سالی است که به خاطر مشکلات اقامت، تنها خارجی هایی که مقیم ایران هستند می توانند در این مدرسه درس بخوانند و سایرین برای درس خواندن به کشورهای هند و پاکستان و عربستان می روند. امیرخانی از شیندن این حرف بر آشفته می شود و درِ گوشی با شهیدی فر صحبت می کند. می گوید این سرمایۀ عظیمی را که ما می توانیم از کشورهای همسایه برای خودمان فراهم کنیم، با کج سلیقگی داریم از بین می بریم.&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"color:#0000FF;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\"><span style=\"font-weight: bold;\">مولوی معادل کارشناسی است&nbsp;</span></span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\">همان جا مولوی حافط اسماعیل زهی یک دورۀ درجه شناسی علمای اهل سنت برای ما می گذارد و ما متوجه می شویم که درجۀ مولوی معادل مدرک لیسانس است. جالب این جاست که دکتر الویری هم از این درجه ها خبر ندارد؛ یعنی حوزه های علمیۀ شیعه و سنی هم با هم فرسنگ ها فاصله دارند و نمی دانند در حوزۀ دیگری چه می گذرد.&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"color:#0000FF;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\"><span style=\"font-weight: bold;\">مدرک مولوی در ایران اعتبار ندارد&nbsp;</span></span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\">مولوی می گوید مدرک ما را در اندونزی و هند و دیگر کشورها قبول دارند، کمی مکث می کند و می گوید ولی در ایران طلبه های ما مشکل دارند.&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\">اعضای کاروان از تعداد مولوی های ایران می پرسند. مولوی حافظ اسماعیلی می گوید: آمار دقیقی نداریم. ما در هر سال 100 مولوی تربیت می کنیم و با احتساب مدرسه های دیگر استان، شاید در سال حدود 150 نفر مدرک مولوی می گیرند.&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"color:#0000FF;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\"><span style=\"font-weight: bold;\">سؤال های زیاد، برنامه ها را عوض می کند&nbsp;</span></span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\">سؤال ها که زیاد می شود، برنامه تغییر می کند. یک گردش در محیط مسجد و مدرسه به برنامه اضافه می شود تا قدری بیشتر به سؤال ها جواب داده شود.&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\">سؤال ها هنوز پی درپی پرسیده می شود. بعضی ها برای پاسخ به سؤال ها، سراغ طلبه هایی می روند که به همراه ما حرکت می کنند. تمرکز بحث از بین می رود و تا به کتابخانه برسیم، هر کسی یکی را پیدا می کند و سؤالش را می پرسد. حالا دیگر سؤال ها دو طرفه شده است و میزبانان هم از میهمانان سؤال می پرسند.&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"color:#0000FF;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\"><span style=\"font-weight: bold;\">طلبه های اهل سنت معافیت تحصیلی ندارند&nbsp;</span></span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\">دکتر الویری می پرسد: طلبه های شما معافیت خدمت هم دارند؟ مولوی دوباره لبخند می زند و می گوید: نه، باید خدمت بروند. این سؤال بیشتر از همه برای دکتر الویری که خود یک طلبه است، تعجب آور است.&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"color:#0000FF;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\"><span style=\"font-weight: bold;\">معماری ترکیه هم ایرانی است&nbsp;</span></span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\">مسجد مکی، بسیار بزرگ و باشکوه دارد ساخته می شود. با چهار گلدسته و حدود چهل گنبد و نیم گنبد. امیرخانی از طراحی و معماری مسجد می پرسد که می گویند که یک شرکت ایرانی ترکی کار معماری این مسجد را انجام داده است. حسام مظاهری می گوید پس برای همین است که طرح گنبد، شبیه معماری ترکیه است. یکی از مولوی ها اعتراض می کند و می گوید: این معماری هم ایرانی است، اصلا معماری ترکیه هم معماری ایرانی است که در زمان عثمانی به ترکیه رفته است. صرف نظر از اینکه حرفش درست است یا غلط، تعلق خاطرش به ایران ستودنی است. بلوچ هنوز به ایرانی بودن خود می نازد.&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"color:#0000FF;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\"><span style=\"font-weight: bold;\">کتاب های مرجع مذهب حنفی، اردو است&nbsp;</span></span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\">به کتابخانه می رویم و آنجا دوباره هرکسی می رود سراغ سؤال های خودش. در کتابخانه می فهمم که بلوچ ها، سنی حنفی و پیرو مکتب دیوبند هستند و عالمان دینی آن ها اهالی هند و پاکستان هستند؛ بنابراین زبان اصلی منابع دینی آن ها اردو است.&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"color:#0000FF;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\"><span style=\"font-weight: bold;\">کتاب های به زبان بلوچی اجازۀ چاپ نمی گیرد&nbsp;</span></span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\">یکی از جوان های بلوچ، که قیافه اش به طلبه ها نمی خورد و بعدا می فهمم فعال رسانه ای استانی است، با محمدحسین قدمی صحبت می کند. دارد اعتراض می کند که ارشاد استان اجازۀ چاپ کتاب های به زبان بلوچی را نمی دهند. می گوید قریب به بیست میلیون بلوچ در ایران و کشورهای اطراف داریم و ما نمی توانیم برای آن ها کتاب چاپ کنیم. بعد از مرحوم کریم داد کزوری نام می برد که کتابی به نام &laquo;دلی پاهار&raquo; (=سوز دل) به زبان بلوچی نوشته است و در آن هم شعر برای امام راحل دارد و هم خاطره از شهید رجایی؛ یعنی کتاب کاملاً در چاچوب نظام است؛ اما چون زبان کتاب بلوچی است، اجازۀ چاپ در ایران نگرفته و در کراچی چاپ شده است.&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"color:#0000FF;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\"><span style=\"font-weight: bold;\">دفتر مولوی عبدالحمید بسیار ساده است&nbsp;</span></span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\">بعد از کتابخانه، به دفتر مولوی عبدالحمید که در این دیدار حضور ندارند، می رویم. دفتر مولوی عبدالحمید هم مثل دفتر علمای خودمان ساده و بی آلایش است. اعضای کاروان روی زمین دور اتاق می نشینند و با میزبان ها گپ وگفت می کنند.&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"color:#0000FF;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\"><span style=\"font-weight: bold;\">اقامه نماز جماعت عشا به همراه برادران اهل سنت&nbsp;</span></span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\">دقایقی در دفتر مولوی عبدالحمید می نشینیم. صدای اذان عشا بلند می شود. کاروان بعد از وقت نماز مغرب رسیده است؛ بنابراین به داخل مسجد مکی می رویم و نماز جماعت را به همراه برادران اهل سنت می خوانیم.&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\">\r\n<div style=\"text-align:Center;margin:20px 0;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><img src=\"/file/5/attach/201502/12423_3422688830.jpg\" style=\"width: 100%;\" /> </span></span></span></div>\r\n</div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"color:#0000FF;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\"><span style=\"font-weight: bold;\">مهمانی در تفرجگاه بلوچی براسان&nbsp;</span></span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\">&laquo;براسان&raquo; به بلوچی می شود برادران و نام تفرجگاهی بلوچی است در شهر زاهدان که توسط چند برادر بناشده است و تناسب معنایی خوبی با موضوع برنامۀ ما دارد. بعد از نماز عشا، ادامۀ دیدار را به آن جا منتقل می شود. &nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<p><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\">&nbsp;</span></span></span></p>","content_source":"","content_url":"","content_columns":"0","content_date_start":"2015-02-24 10:00:55","content_date_finish":"2015-02-24 10:00:55","content_date_register":"2015-02-24 10:26:56","content_date_last_edit":"2019-06-22 17:28:11","content_show_img":"1","content_show_details":"0","content_show_related_img":"0","content_show_slider":"0","content_show_title_slider":"0","content_comment":"1","content_score":"0","content_recorded":"0","content_confirmed":"0","content_status":"1","content_kind":"0","tag_id":"10084","tag_word":"خاطرات,سرزمین برادری,کاروان سرزمین برادری,مسجد مکی,در سرزمین برادری چه گذشت","tag_service":"0","tag_total":"298","tag_soundex":"","attach_token":1222067204,"attach_date_register":"2015-02-24 10:26:02","attach_id":12417,"attach_file_ext":"jpg","attach_file_header":"image/jpeg","attach_img_type":"2","attach_img_width":"485","attach_img_height":"529","attach_file_media":"1","attach_show_watermark":"0","score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"visit_count":"18499","visit_date_last":"2026-05-27 01:27:20","attach_title":"سرزمین برادری","node_title":"خاطرات وحدت","ot_node_left_right":"[{\"node_id\":828, \"left\":37, \"right\":38}]","node_number":"5","allowable_node":"5","img_src":"./cache/5/attach/201502/12417_1222067204_485_529.jpg"}]]