[[{"content_id":10669,"domain_id":"0","lang_id":"fa","portal_id":"5","owner_id":"370","user_id":"1","view_accesslevel_id":"1","edit_accesslevel_id":"1","delete_accesslevel_id":"1","editor_id":"405","content_title":"بخشی از خاطرات محسن اسلام زاده\r\n\r\nماجراهای من و راننده سلفی ام!","content_number":"0","content_date_event":"2015-02-20 11:37:00","content_summary":"در جلسه آخر از او پرسیدم نظر شما نسبت به ایران چیست؟ گفت «نسبت به ایران یکسری شبهه دارم که باید برای من حل شود.» بعد رو به ما کرد و گفت «ولی می دانم شماها آدم های خوبی هستید!»","content_summary_fill":"1","content_body":"&nbsp;محسن اسلام زاده&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nمولوی اهل سنت متاثر از شهید شیعه&nbsp;\r\n\r\nسال 86 و در اوج فعالیت های گروهک ریگی برای ساخت مستند &laquo;مرزبانان&raquo; به سیستان و بلوچستان رفتم. آنجا با یک تاریخ گمشده انقلاب روبه رو شدم. یک برهه ای که ما هیچ اطلاعی از آن نداشتیم و کمتر کسانی نیز بودند که از آن مطلع باشند. آن برهه دهه 60 بود که بچه های جهاد و سپاه بعد از انقلاب اسلامی به سیستان و بلوچستان رفته بودند و برای مردم اهل سنت آنجا خدمات فراوانی انجام داده بودند. ما توانستیم فیلم های آن زمان را پیدا کنیم و به آن نگاه مثبت، ایجابی و وحدتی که در آن زمان در سیستان و بلوچستان رایج بوده بپردازیم.&nbsp;\r\n\r\nیک مورد از آن خدمات این بود که بچه های سپاه در یک شب جمعه دیوارهای مسجد جامع شهر نیکشهر را بالا برده بودند. وقتی صبح مردم از خواب بیدار شدند، دیدند که بچه های سپاه و جهاد با اینکه شیعه بودند، دیوار مسجد اهل سنت را شبانه درست کرده اند تا اهل سنت بتوانند نماز جمعه را اقامه کنند. این کار بازتاب خیلی مثبتی داشت. امام جمعه محترم اهل سنت شهر نیکشهر، مولوی وحیدی فر، آنقدر تحت تاثیر این بچه های جهاد و سپاه قرار گرفته بود که اسم فرزند خود را به یاد &laquo;شهید حمید قلم بُر&raquo; (یکی از همان افرادی که دیوار مسجد را درست کردند) حمیدالله گذاشتند.&nbsp;\r\n\r\nداستان نماز پشت سر اهل سنت&nbsp;\r\n\r\nما می خواستیم به نماز جمعه اهل سنت نیکشهر وارد شوم. به یکی از رفقا زنگ زدم و گفتم می خواهم بروم نماز جمعه اهل سنت. گفت خب برو. گفتم می توانم پشت سر آنها نماز بخوانم. گفت آره، چرا نتوانی. من مردد بود. گفت مطمئنی؟ گفت برو شک نکن. این تردیدها به خاطر این بود که تا به حال از نزدیک با اهل سنت مواجه نشده بودم و در اجتماعات آنها شرکت نکرده بودم، لذا درباره آنها تخیلاتی در ذهن داشتم. اولین نمازی که پشت سر اهل سنت خواندم آنجا بود. مهر گذاشته بودم. یک بچه کوچک بلوچ آنجا بود، زیرچشمی به من نگاه می کرد و تعجب می کرد که این مهر چیست که این فرد گذاشته است؟ چرا دست باز نماز می خواند؟ برای من تجربه خیلی خوبی بود که بعدها چندین بار تکرار شد.&nbsp;\r\n\r\n\r\n \r\n\r\n\r\nمن و راننده سلفی ام!&nbsp;\r\n\r\nبرای ساخت مستندی به لیبی رفته بودم. لیبی اصلا شیعه ندارد و همه اهل سنت هستند. راننده ما هم که حدود سی روز با هم بودیم، سلفی بود. ولی با همدیگر نماز می خواندیم و به مساجد اهل سنت می رفتیم. این راننده سلفی مدام درخواست می کرد که بیا سر مُهر با هم بحث کنیم! من می گفتم چه لزومی دارد که ما با هم بحث کنیم. بحث را باید علما در مجامع علمی بحث کنند.&nbsp;\r\n\r\nیک بار که در شهر طرابلس می خواستم نماز بخوانم، مهر نگذاشتم و به جای آن دستمال کاغذی گذاشتم که کمتر سوال ایجاد شود. مردم می آمدند سوال می کردند که شما چرا دست باز می خوانید یا چرا دستمال کاغذی می گذارید و ... بعد یک نفر که از ظاهرش معلوم بود که از علمای آنهاست، جلو آمد و پرسید شما از مکتب قم نیستید؟! گفتم بله. متاسفانه شناخت از تشیع در آنجا خیلی کم است ولی محبت و ارادات آنها به اهل بیت &laquo;ع&raquo; بسیار زیاد بود. جریانات صوفی در لیبی حضور بسیار پررنگی دارند.&nbsp;\r\n\r\nنظر عالم سلفی درباره ایران&nbsp;\r\n\r\nپیش یک عالم سلفی که امام جمعه مسجد نور طرابلس بود، رفتیم. با اینکه سرش خیلی شلوغ بود 5جلسه به ما وقت داد و ما در نمازجمعه او هم شرکت کردیم و حدود 7ساعت مصاحبه از او گرفتیم. که این سوال را من در آخرین جلسه از او پرسیدم.&nbsp;\r\n\r\nضمنا همیشه او شبهاتی از ایران مطرح می کرد که برخی از آنها را پاسخ می دادیم و برخی را که نمی دانستیم می گفتیم نمی دانیم، این صداقت ما و هدایایی که از ایران برده بودیم روی او تاثیر گذاشته بود. ش\r\n\r\nدر جلسه آخر از او پرسیدم نظر شما نسبت به ایران چیست؟ گفت &laquo;نسبت به ایران یکسری شبهه دارم که باید برای من حل شود.&raquo; بعد رو به ما کرد و گفت &laquo;ولی می دانم شماها آدم های خوبی هستید!&raquo; این برای ما خیلی جای خوشحالی داشت که به عنوان نمادهای شیعه به آنجا رفتیم و توانستیم در دل آنها جا باز بکنیم. ای کاش مسئولین فرهنگی ما هم در آنجا قوی تر عمل می کردند. درست است که غرب و بعضی کشورهای عربی اجازه حضور پررنگ ما را در هیچ کشوری نمی دهند، اما باز هم ما برای همراه کردن افکار عمومی جهان اسلام، می توانستیم خیلی بهتر از این عمل کنیم. من خیلی متاسفم از اینکه می گویم ما خوب عمل نکردیم.&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;","content_html":"<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"color:#FF0000;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\"><span style=\"font-weight: bold;\">&nbsp;محسن اسلام زاده&nbsp;</span></span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\">&nbsp;</div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"color:#0000FF;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\"><span style=\"font-weight: bold;\">مولوی اهل سنت متاثر از شهید شیعه&nbsp;</span></span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\">سال 86 و در اوج فعالیت های گروهک ریگی برای ساخت مستند &laquo;مرزبانان&raquo; به سیستان و بلوچستان رفتم. آنجا با یک تاریخ گمشده انقلاب روبه رو شدم. یک برهه ای که ما هیچ اطلاعی از آن نداشتیم و کمتر کسانی نیز بودند که از آن مطلع باشند. آن برهه دهه 60 بود که بچه های جهاد و سپاه بعد از انقلاب اسلامی به سیستان و بلوچستان رفته بودند و برای مردم اهل سنت آنجا خدمات فراوانی انجام داده بودند. ما توانستیم فیلم های آن زمان را پیدا کنیم و به آن نگاه مثبت، ایجابی و وحدتی که در آن زمان در سیستان و بلوچستان رایج بوده بپردازیم.&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\">یک مورد از آن خدمات این بود که بچه های سپاه در یک شب جمعه دیوارهای مسجد جامع شهر نیکشهر را بالا برده بودند. وقتی صبح مردم از خواب بیدار شدند، دیدند که بچه های سپاه و جهاد با اینکه شیعه بودند، دیوار مسجد اهل سنت را شبانه درست کرده اند تا اهل سنت بتوانند نماز جمعه را اقامه کنند. این کار بازتاب خیلی مثبتی داشت. امام جمعه محترم اهل سنت شهر نیکشهر، مولوی وحیدی فر، آنقدر تحت تاثیر این بچه های جهاد و سپاه قرار گرفته بود که اسم فرزند خود را به یاد &laquo;شهید حمید قلم بُر&raquo; (یکی از همان افرادی که دیوار مسجد را درست کردند) حمیدالله گذاشتند.&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"color:#0000FF;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\"><span style=\"font-weight: bold;\">داستان نماز پشت سر اهل سنت&nbsp;</span></span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\">ما می خواستیم به نماز جمعه اهل سنت نیکشهر وارد شوم. به یکی از رفقا زنگ زدم و گفتم می خواهم بروم نماز جمعه اهل سنت. گفت خب برو. گفتم می توانم پشت سر آنها نماز بخوانم. گفت آره، چرا نتوانی. من مردد بود. گفت مطمئنی؟ گفت برو شک نکن. این تردیدها به خاطر این بود که تا به حال از نزدیک با اهل سنت مواجه نشده بودم و در اجتماعات آنها شرکت نکرده بودم، لذا درباره آنها تخیلاتی در ذهن داشتم. اولین نمازی که پشت سر اهل سنت خواندم آنجا بود. مهر گذاشته بودم. یک بچه کوچک بلوچ آنجا بود، زیرچشمی به من نگاه می کرد و تعجب می کرد که این مهر چیست که این فرد گذاشته است؟ چرا دست باز نماز می خواند؟ برای من تجربه خیلی خوبی بود که بعدها چندین بار تکرار شد.&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\">\r\n<div style=\"text-align:Center;margin:20px 0;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><img src=\"/file/5/attach/201502/12349_2698059268.jpg\" style=\"width: 100%;\" /> </span></span></span></div>\r\n</div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"color:#0000FF;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\"><span style=\"font-weight: bold;\">من و راننده سلفی ام!&nbsp;</span></span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\">برای ساخت مستندی به لیبی رفته بودم. لیبی اصلا شیعه ندارد و همه اهل سنت هستند. راننده ما هم که حدود سی روز با هم بودیم، سلفی بود. ولی با همدیگر نماز می خواندیم و به مساجد اهل سنت می رفتیم. این راننده سلفی مدام درخواست می کرد که بیا سر مُهر با هم بحث کنیم! من می گفتم چه لزومی دارد که ما با هم بحث کنیم. بحث را باید علما در مجامع علمی بحث کنند.&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\">یک بار که در شهر طرابلس می خواستم نماز بخوانم، مهر نگذاشتم و به جای آن دستمال کاغذی گذاشتم که کمتر سوال ایجاد شود. مردم می آمدند سوال می کردند که شما چرا دست باز می خوانید یا چرا دستمال کاغذی می گذارید و ... بعد یک نفر که از ظاهرش معلوم بود که از علمای آنهاست، جلو آمد و پرسید شما از مکتب قم نیستید؟! گفتم بله. متاسفانه شناخت از تشیع در آنجا خیلی کم است ولی محبت و ارادات آنها به اهل بیت &laquo;ع&raquo; بسیار زیاد بود. جریانات صوفی در لیبی حضور بسیار پررنگی دارند.&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"color:#0000FF;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\"><span style=\"font-weight: bold;\">نظر عالم سلفی درباره ایران&nbsp;</span></span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\">پیش یک عالم سلفی که امام جمعه مسجد نور طرابلس بود، رفتیم. با اینکه سرش خیلی شلوغ بود 5جلسه به ما وقت داد و ما در نمازجمعه او هم شرکت کردیم و حدود 7ساعت مصاحبه از او گرفتیم. که این سوال را من در آخرین جلسه از او پرسیدم.&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\">ضمنا همیشه او شبهاتی از ایران مطرح می کرد که برخی از آنها را پاسخ می دادیم و برخی را که نمی دانستیم می گفتیم نمی دانیم، این صداقت ما و هدایایی که از ایران برده بودیم روی او تاثیر گذاشته بود. ش</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\">در جلسه آخر از او پرسیدم نظر شما نسبت به ایران چیست؟ گفت &laquo;نسبت به ایران یکسری شبهه دارم که باید برای من حل شود.&raquo; بعد رو به ما کرد و گفت &laquo;ولی می دانم شماها آدم های خوبی هستید!&raquo; این برای ما خیلی جای خوشحالی داشت که به عنوان نمادهای شیعه به آنجا رفتیم و توانستیم در دل آنها جا باز بکنیم. ای کاش مسئولین فرهنگی ما هم در آنجا قوی تر عمل می کردند. درست است که غرب و بعضی کشورهای عربی اجازه حضور پررنگ ما را در هیچ کشوری نمی دهند، اما باز هم ما برای همراه کردن افکار عمومی جهان اسلام، می توانستیم خیلی بهتر از این عمل کنیم. من خیلی متاسفم از اینکه می گویم ما خوب عمل نکردیم.&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<p><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\">&nbsp;</span></span></span></p>","content_source":"","content_url":"","content_columns":"0","content_date_start":"2015-02-20 11:37:00","content_date_finish":"2015-02-20 11:37:00","content_date_register":"2015-02-18 11:42:42","content_date_last_edit":"2019-06-22 17:39:36","content_show_img":"1","content_show_details":"0","content_show_related_img":"0","content_show_slider":"0","content_show_title_slider":"0","content_comment":"1","content_score":"0","content_recorded":"0","content_confirmed":"0","content_status":"1","content_kind":"0","tag_id":"10084","tag_word":"خاطرات,خاطرات,خاطرات,محسن اسلام زاده,محسن اسلام زاده,محسن اسلام زاده,لیبی,لیبی,لیبی","tag_service":"0","tag_total":"298","tag_soundex":"","attach_token":3653736596,"attach_date_register":"2015-02-18 11:45:43","attach_id":12348,"attach_file_ext":"jpg","attach_file_header":"image/jpeg","attach_img_type":"2","attach_img_width":"700","attach_img_height":"466","attach_file_media":"1","attach_show_watermark":"0","score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"visit_count":"13232","visit_date_last":"2026-05-27 01:24:43","attach_title":"سلفیت","node_title":"برگزیده,پیشنهادها,خاطرات وحدت","ot_node_left_right":"[{\"node_id\":468, \"left\":87, \"right\":88},{\"node_id\":480, \"left\":29, \"right\":30},{\"node_id\":828, \"left\":37, \"right\":38}]","node_number":"9","allowable_node":"9","img_src":"./cache/5/attach/201502/12348_3653736596_700_466.jpg"}]]