[[{"content_id":10656,"domain_id":"0","lang_id":"fa","portal_id":"5","owner_id":"506","user_id":"1","view_accesslevel_id":"1","edit_accesslevel_id":"1","delete_accesslevel_id":"1","editor_id":"401","content_title":"بیوگرافی شاه ولی الله دهلوی\r\n\r\nاو که بود و چه می گفت؟","content_number":"0","content_date_event":"2015-02-11 16:06:20","content_summary":"تجددگرایان مسلمان نظیر علامه محمد اقبال لاهوری (م ۹۳۸) و فضل الرحمن (م ۱۹۸۸) در او شخصیت وحدت بخش تفرقه ها و تحزب ها و فرقه گرایی های فقهی/قوقی و ایدئولوژیک می دیدند که دعوتگر به اجتهادی نوین است و روی آوردن به باطن کتاب و سنت","content_summary_fill":"1","content_body":"* سید محمد سرکشیکیان\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nابوالفیاض قطب الدین احمد بن عبدالرحیم معروف به &laquo;شاه ولی الله دهلوی&raquo; و &laquo;محدث دهلوی&raquo; ( ۱۱۱۴ ـ ۱۱۷۶ ق / ۱۷۵۳ ـ ۱۷۶۲ م ) دانشمند مسلمان ( قرآن شناس، حدیث پژوه، فقه پژوه و متکلم) و اسلام شناس و اصلاحگری عرفانی مشرب، در قرن دوازدهم هجری / هجدهم میلادی در شبه قاره ی هند، متولد شد.&nbsp;\r\n\r\nوی دارای آثار عدیده، در حدود یکصد اثر به دو زبان فارسی و عربی است که از آن میان در حدود سی و پنج اثر چاپ و به انگلیسی و زبانهای دیگر ترجمه شده است. اولین معلم او پدرش شاه عبدالرحیم عمری (م ۱۱۳۱ / ۱۷۱۹ م)، موسس و مدیر مدرسه ی علمیه ی رحیمیه در دهلی بود. معروف است که در هفت سالگی قرآن کریم را حفظ کرد. سپس استاد و مدیر مدرسه ی پدر گردید.&nbsp;\r\n\r\nحضور در حجاز&nbsp;\r\n\r\nدر سال ۱۱۴۳ به حج رفت و این فریضه ی دینی واجب را به جای آورد؛ و چهارده ماه در حرمین شریفین، به ویژه مدینه رحل اقامت افکند. شاه ولی الله معاصر محمدبن عبدالوهاب بود و بعید نیست که استادان آنها هم در حجاز یکی بوده باشند؛ اما با این حال هیچ مدرکی دال بر اینکه آن دو یکدیگر را ملاقات کرده و یا تحت تأثیر همدیگر بوده باشند، در دست نیست.&nbsp;\r\n\r\nاز جمله استادان شاه ولی الله در حجاز، شیخ ابوطاهر محمدبن ابراهیمی الکردی، شیخ سلیمان مغربی (دانشمندی از شمال افریقا)، شیخ السناوی و تاج الدین حنفی بودند. این امر و برخی شباهتهای دیگر در شعارهای اصلاحی و دیدگاههای شاه ولی الله و ابن عبدالوهاب باعث شده است که برخی از نویسندگان غربی، جنبش شاه ولی الله و فرزندانش و سیداحمد بارلی و حرکتهای دیگر پیرو آنها را در هند متأثر از جنبش وهابیت بدانند؛ در حالی که با توجه به اختلافات بنیادین فکری و برخی مسائل متفاوت مورد توجه آنان، این نظر نمی تواند درست باشد.&nbsp;\r\n\r\nبازگشت به هند&nbsp;\r\n\r\nوی در سال ۱۱۴۵ ق / ۱۷۳۲ م به هند بازگشت. یک دهه ی بعد از بازگشت، کتاب علمی ـ اجتماعی خود حجت الله البالغه را به عربی نوشت.&nbsp;\r\n\r\nتاثیرگذاری بر اندیشمندان و جریان ها&nbsp;\r\n\r\nتجددگرایان مسلمان نظیر علامه محمد اقبال لاهوری (م ۹۳۸) و فضل الرحمن (م ۱۹۸۸) در او شخصیت وحدت بخش تفرقه ها و تحزب ها و فرقه گرایی های فقهی/قوقی و ایدئولوژیک می دیدند که دعوتگر به اجتهادی نوین است و روی آوردن به باطن کتاب و سنت. او زندگینامه ی کوتاهی از خود نوشت به نام الجزء اللطیف فی ترجمه العبد الضعیف (به فارسی) و در کتاب انفاس العارفین هم اشاراتی به زندگینامه خود دارد. نهضت فرهنگی و اجتماعی ـ سیاسی ای که او ، فرزندان (به ویژه عبدالعزیز از میان پنج پسرش) و شاگردانش به بار آورند، به تعبیر عبیدالله سندی ( م ۱۹۴۴ ) &laquo; نهضت ولی الله &raquo; نام گرفت.&nbsp;\r\n\r\nپس از تاسیس پاکستان و استقلال آن، شاه ولی الله به صورت قهرمان ملی و متفکر سیاسی ـ اجتماعی تلقی شد؛ و به او همان شأنی را دادند که به عارف مسلمان هندی و مصلح دینی ـ اجتماعی قرن هفدهم میلادی یعنی شیخ احمد سرهندی داده بودند.&nbsp;\r\n\r\nامروزه، چنان که اشاره شد، نهضتهای بزرگ دینی اسلامی در گستره ی جنوب آسیا (دیوبندیه) خود را ملهم از آراء و آثار شاه ولی الله و فرزندش شاه عبدالعزیز می دانند . جنبش هایی نظیر اهل حدیث، حتی پیروان مولانا مودودی، در زندگی و آثار شاه ولی الله، بازگشت به مبانی اصلی شریعت، طرد سیاسی تاثیرات و نفوذ فرهنگی / استعماری بیگانه، و در یک کلام، سرچشمه ی اعتقادات اصلاح طلبانه ی خود را می یابند.&nbsp;\r\n\r\nآثار و تالیفات&nbsp;\r\n\r\nآثار او به دو زبان عربی و فارسی نوشته شده است. بعضی از آثار او به زبان فارسی که زبان رسمی و ادبی هشتصد ساله ی هندوستان از عهد غزنویان تا استعمار بریتانیا بوده است، عبارتند از :&nbsp;\r\n\r\n۱ ـ الطاف القدس فی معرفه لطائف النفس ( چاپ هند ، ۱۹۶۴ م )&nbsp;\r\n\r\n۲ ـ الانتباه فی سلاسل اولیاء الله&nbsp;\r\n\r\n۳ ـ اتحاف النبیه فی ما یحتاج الیه المحدث و الفقیه ( لاهور ، ۱۹۶۹ م ) .&nbsp;\r\n\r\nو مهمتر از نظر بحث و تحقیق ، آثار قرآن پژوهی اوست که برجسته ترین آنها عبارتند از :&nbsp;\r\n\r\n۴ ـ فتح الرحمن فی ترجمه ی القرآن که پایان ترجمه و پاکنویس آن به تصریح خود شاه ولی الله در ۱۱۵۱ ق / ۱۷۳۸ م بوده و در کراچی و بعضی شهرهای هند کراراً چاپ شده است.&nbsp;\r\n\r\n۵ ـ الفوز الکبیر فی اصول التفسیر که رساله ای کم حجم و پر مغز درباره ی اصول و مبانی تفسیر قرآن است که هم به مسائل زبانی / ادبی و بلاغی و هم عناصر و ارکان و اصول تفسیر نگاری در پنج مبحث و بخش اصلی پرداخته است. ( کراچی ، ۱۹۶۴ م )&nbsp;\r\n\r\n۶ ـ المقدمه فی قوانین الترجمه رساله ای کوتاه و چاپ نشده در باب اصول و روشهای درست ترجمه ی قرآن است .&nbsp;\r\n\r\n۷ ـ نامه های فارسی او در چندین کتابخانه از کتابخانه های هند نگهداری می شود که گزینه هایی از آنها به اردو ترجمه و چاپ شده است.&nbsp;\r\n\r\nمنش فکری و اعتقادی&nbsp;\r\n\r\nنهضت شاه ولی در آغاز به منظور اصلاح اندیشه های دینی و خرافات زدایی ایجاد شد. شاه ولی الله که از فساد و انحطاط جامعه اسلامی و تباهی و تفرقه مذهبی، فکری و اجتماعی مسلمان سنی در هند رنج می برد، به ضرورت اصلاح و نوآوری و تحول فکری با اوضاع و احوال عصر پی برد. او به رغم گرایشهای صوفیانه اش که حتی مستقیما در تعالیم فرقه نقشبندی ریشه داشت، شعارهای اصلاحی سرداد و به منظور بازگرداندن اسلام به شهرت و اعتبار اولیه، به نفی و رد خرافات و بدعتها و پیرایه ها و طرح شعار بازگشت به اسلام راستین و بویژه رفع تفرقه و تشتت از میان مسلمانان سنی و ایجاد وحدت تلفیق میان مذاهب اسلامی (غیر از تشیع) و آشتی دادن پیروان آن مذاهب و مکاتب صوفیانه همت گماشت.&nbsp;\r\n\r\nاز نظر اقتصادی- اجتماعی، او به عقب ماندگی و فقر مردم که بر اثر زندگی اشرافی و پرتجمل طبقات بالا و فرمانروایان گریبانگیر آنها شده بود توجه کرد تا حدی با تمایلات مساوات جویانه و سوسیالیستی در صدد حل و رفع آن مسائل بود.&nbsp;\r\n\r\nاو از نظر سیاسی به استعمار غربی و انگلستان و حضور و نفوذ آنها توجه اساسی نکرد، شاید به دلیل اینکه هنوز تهاجم و سلطه سیاسی و نظامی غربیان در اواسط قرن 18 م./12 هجری در مراحل اولیه شکل گیری خود بود اما با احساس خطر از فروپاشی قدرت و حاکمیت سیاسی سنتی مسلمانان در هند و روی کار آمدن طوایف غیرمسلمانی چون هندوها و سیکها و سلطه آنها بر مسلمانان، به مبارزاتی عملی به منظور حفظ و پاسداری از حوزه اسلامی هندوستان و قدرتمند ماندن مسلمانان آنجا دست زد.\r\n\r\nویژگیها و مواضع فکری- سیاسی&nbsp;\r\n\r\nجنبش شاه ولی الله در ابتدا جنبشی فکری و اصلاحی بود؛ اما پس از او، پسرش شاه عبدالعزیز (1746-1824 م.) و نوه اش شاه اسماعیل (1781-1831 م.) آن را به یک جنبش اجتماعی-سیاسی تبدیل کردند و علیه سلطه انگلستان موضع گرفتند. این جنبش دارای دوجنبه داخلی و خارجی بود و دو هدف مهم داشت: یکی جلوگیری از انحطاط داخلی و رفع آن و دیگری مبارزه با تهدید و تهاجم خارجی.&nbsp;\r\n\r\nاختلافات اساسی با ابن عبدالوهاب&nbsp;\r\n\r\n1) تصوف&nbsp;\r\n\r\nاولین اختلاف بنیادین شاه ولی الله این بود که وی یک عالم نقشبندی متفکر و متکلم بود که در افکار اصلاحی خود مایه های استدلالی و کلامی و بویژه گرایشهای صوفیانه داشت. از همین دیدگاه، شکلی که وی برای اسلام تصفیه شده خود در نظر می گرفت آشکارا رنگ تصوّف داشت. البته او فساد و انحطاطی را که در روشهای عملی صوفیان پدید آمده بود و نیز اشتباه و انحرافات صوفیان زمان خود را طرد می کرد. او صوفی بود، ولی به بی قیدیها و فراخ رویهایی که جامعه فاسد و منحط در زمینه مذهبی تحمل می کرد حمله می نمود. اهمیت او به عنوان متفکر از اینجا ناشی می شود که مخصوصا سعی کرده است تفسیری از اسلام به عمل آورد تا یک تصوّف خالص را با یک سنت عاری از آلایش منطبق سازد.&nbsp;\r\n\r\nدر مقابل اندیشه وهابیت که بشدت ضد تصوف و عرفان مسلکی است، وی گرایشهای وحدت وجودی صوفیانه را با معتقدات مذهبی آشتی داد.&nbsp;\r\n\r\nولی الله که بشدت نگران وجود اختلاف در جامعه اسلامی بود، کوشید تا عقاید دو مکتب و طریقه تصوّف رایج زمان یعنی مکتب وحدت وجود متأثر از فلسفه ابن عربی و مکتب وحدت شهود شیخ احمد سرهندی را با هم تلفیق کند. به اعتقاد او اختلاف عقاید دو مکتب بی اهمیت و جزئی است و هر دو در کلیات و اصول دارای عقاید مشترکی هستند. بدین طریق وی می خواست به تفرقه و اختلاف مکاتب فقهی و صوفیانه که جامعه اسلامی را طعمه خود کرده بود خاتمه دهد و وحدتی عقیدتی، معنوی و مذهبی را در میان مسلمانان سنی برقرار کند.&nbsp;\r\n\r\n2) رویکرد کلامی و عقلگرا(ماتریدی)&nbsp;\r\n\r\nدومین اختلاف اساسی اینکه شاه ولی الله به رغم گرایشهای بنیادگرا و صوفیانه و طرد مکتب اصالت عقل، در عین حال دارای گرایشهای کلامی، عقلی، علمی، اجتهادی و نو نیز بود و به همین سبب با ابن عبدالوهاب که ظاهرگرا و حدیثی بود، اختلاف جدی داشت.&nbsp;\r\n\r\nاو به عنوان یک متکلم، آثار کلامی ممتازی به زبان عربی و فارسی، در اغلب رشته ها، نوشته است. آثاری چون تأویل الاحادیث (در تعبیر احادیث نبوی)، المسوی (در شرح الموطا مالک بن انس)، التفهیمات الالهیه و خیرالکثیر (در تصوّف)، فیوض الحرمین (کارنامه تجارب عملی و معنوی وی در حجاز) و مجموعه اشعار، از این دسته اند. او همچنین کتاب عقدالجید فی احکام الاجتهاد والتقلید را نیز با نظر مثبت نسبت به مسأله اجتهاد نوشته و در آن به مسائل اجتهاد و تقلید توجه کرده است. این اثر به عنوان یک منبع ضروری از جانب متکلمان، بنیادگرایان و تجددطلبان به طور یکسانی مورد استفاده قرار گرفته است.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nبرجسته ترین اثر کلامی وی&nbsp;\r\n\r\nکتاب حجة الله البالغه او که در آن شریعت را در لباس برهان ارائه کرده است، از دیدگاه کلام به الهیات می پردازد و در باب مسائل مذهبی روشی را مورد استفاده قرار می دهد که می توان بنیادگرایی پیش از عصر جدید تعریف کرد. کتاب مزبور، فلسفه اولی و روانشناسی مذهب را به لحاظ جدلی مورد بحث قرار می دهد. در فصول جامعه شناسی آن، مؤلف نسبت به تاریخ بشر دیدگاهی تکاملگرا و به اخلاق فردی به همان اندازه می پردازد که به سازمان اجتماعی؛ مخصوصاً توضیح المسائل جامعه اسلامی و پایگاه نهاد خلافت و سلطنت و اشراف زمیندار را در آن برعهده می گیرد.&nbsp;\r\n\r\nولی الله در این اثر و برخی از آثر دیگرش فلسفه خود را بر شالوده های اجتماعی و اقتصادی استوار کرد و چون با مسأله زوال قدرت سیاسی مسلمانان در شبه قاره هند مواجه بود، برای تشخیص و ریشه یابی بیماریهایی که در آن ایام، تشکیلات سیاسی و جامعه به آن دچار بود، علل و عوامل مؤثر را تجزیه و تحلیل کرد و پیشنهادهایی را برای درمان آن بیماریها ارائه کرد و طی آن به کاوش وسیع در ابعاد مختلف اقتصاد، جامعه شناسی، تاریخ و سیاست دست زد.&nbsp;\r\n\r\nوی مناسبات پایدار میان تولیدکنندگان و مصرف کنندگان را مورد بررسی قرار داد و این حکم را داد که در یک جامعه متوازن هرکس باید وسیله رفاه و سعادت خود را فراهم سازد. سپس خاطرنشان ساخت که چگونه گروههایی که افراد جامعه انگل و طفیلی گردیدند و بدین ترتیب توازن اجتماع را برهم زدند.&nbsp;\r\n\r\nولی الله با دیدگاهی جهانی و بشری، در نوشته های خود اسلام را نهضتی اجتماعی و مذهبی برخاسته از احتیاجات طبیعی بشر معرفی می کرد و عقیده داشت که آنچه در اسلام حلال و حرام شمرده می شود، عینا با اوامر و نواهی مشابه در سایر جوامع سازگار است؛ زیرا حس اخلاقی فطری بشر در تمام ادیان و جوامع یکی است. او با رد نظر کسانی که قائل به ارتباطی میان قوانین دینی با عقل و احتیاجات طبیعی بشر نیستند، آن را سوء تفاهمی از ناحیه کوته نظران می دانست.&nbsp;\r\n\r\n3) جایگاه تقلید در اندیشه وی(حنفی مذهب)&nbsp;\r\n\r\nسومین اختلاف بنیادین وی با ابن عبدالوهاب این بود که وی پیشنهاد کرد که شخص مسلمان در همه مسائل مربوز به اعتقاد یا آیین و مراسم می تواند از احکام هریک از چهار مکتب اصلی فقهی (مالکی، شافعی، حنفی، حنبلی) تبعیت کند و نه تنها مقلدان مذاهب اربعه را تکفیر نکرد بلکه خود را حنفی میدانست. برخلاف اندیشه ابن عبدالوهاب که با شعار : اما الوهابیه و اما السیف (یا اندیشه وهابیگرى و یا شمشیر ) به تکفیر و کشتار همه فرق مسلمانان پرداخت. البته از نظر شاه ولی الله اجتهاد در تمام زمانها جایز است و باب اجتهاد در ائمه اربعه بسته نشده است و عالمان دین میتوانند با مراجعه به متون اصیل اسلام (قرآن و احادیث) با تلاشی همه جانبه به درک اصول اسلامی در مسائل مختلف بپردازند.&nbsp;\r\n\r\nهمچنین اگرچه بنیادگرایی شاه ولی الله همانند عبدالوهاب، بر رد قطعی شرک استوار است که خدا یکی است و هیچ یک از صفات او را نمی توان به پیامبران یا قدیسان نسبت داد(که این عقیده همه مسلمانان نیز هست) اما به نظر وی اینان ممکن است شفیع به حساب آیند(جواز اصل توسل به ارواح اولیاء الله)، اگرچه نمی توان از آنها چیزی خواست یا به آنها استغاثه کرد. هیچ کس به جز خدا نباید مستقیم یاغیرمستقیم پرستیده شود.&nbsp;\r\n\r\nدر مجموع شاه ولی الله برخلاف ابن عبدالوهاب می خواست بیش از آنچه نفی و طرد میکند بسازد و نوآوری کند. برداشت او از اسلام به سبب گرایشهای عقلی، کلامی، اجتهادی و نیز صوفیانه بسیار عمیق، غنی و انعطاف پذیرتر بود.&nbsp;\r\n\r\nمسئله خلافت اسلامی&nbsp;\r\n\r\nوی در مسأله خلافت بشدت معتقد به ضرورت و لزوم خلافت جهانی بود و مطابق نظرگاه کهن، آن را حق ویژه و انحصاری قریش می دانست. درک او از ساخت جامعه اسلامی براساس احیای نظریه خلافت جهانی بنا شده بود. با این حال او و پیروانش هم نسبت به امپراتوری مغولی هند و هم نسبت به خلافت عثمانی موضعی طرفدارانه داشتند. او آرزو داشت که قدرت سیاسی مسلمانان هند را به نحوی، همانند حاکمیت مغولها و با الگویی نسبتا مطابق با الگوی مغول به ایشان بازگرداند و وحدت مسلمانان را نیز به منظور بازگشت به قدرت و اعتبار اولیه تحقق بخشد؛ قدرت و اعتباری که تا حدی شامل قرون میانه و همچنین دوران عظمت و شکوه مغولها می شد.&nbsp;\r\n\r\nدلیل این امر آن بود که سرنوشت و حاکمیت سیاسی مسلمانان هند با سرنوشت و حاکمیت سیاسی مغلولهای مسلمان گره خورده بود. بخصوص که طوایف غیرمسلمان نظیر سیکها و هندوها این حاکمیت را تهدید می کردند و ولی الله هم بیش از همه نگران سقوط حاکمیت مسلمانان به دست هندوها و یا سیکها بود؛ تا آنجا که حاکم افغانستان را به سرکوبی آنها دعوت کرد. فرزندان و پیروان او نیز، بویژه بعد از سقوط امپراتوری مغول در هند و جایگزینی انگستان به جای آن، طرفدار حفظ و بقای خلافت و امپراتوری عثمانی بودند و جنبش خلافت در هند نیز در ادامه همین مسأله و در اوج آن به وقوع پیوست.&nbsp;\r\n\r\nمواضع وی ضد شیعیان&nbsp;\r\n\r\nموضع گیری خصمانه شاه ولی الله نسبت به شیعیان نیز با همان دیدگاه بنیادگرایانه بود. او به رغم گرایشهای اصلاحی صوفیانه، کلامی و علمی و نوآورانه خود، با شعار بازگشت به قرآن وسنت و طرد شرک و بدعت و با عنوان طرفداری از وحدت مسلمین(!) به عقاید مذهب شیعه حمله کرد و بدین طریق به درگیریها و جدالهای موجود میان اهل سنت و شیعیان در هند دامن زد و سنتی غلط، غیرمنطقی و مخالف دعوت اصلاح و وحدت مسلمانان را برای پیروان خود به جا گذاشت.&nbsp;\r\n\r\nوضعیت سیاسی اجتماعی شیعیان هند و تاثیرات آن در نگاه شاه ولی الله&nbsp;\r\n\r\nاین در حالی بود که درگیریها و خونریزیهای شدیدی میان گروههای مختلف شیعه و سنی در هند آن زمان جریان داشت. در میان شیعیان، سادات بارهه در طول قرون متوالی در هند، بویژه در زمان اکبرشاه و در اواخر حکومت اورنگ زیب دارای قدرت و نفوذ فراوان، حتی در سطح حاکمیت سیاسی، بودند. آنها با برخی از سیاستهای امپراتوران مغولی هند موافق نبودند و همین امر باعث شده بود که آنها در مواردی با هندوان علیه مغولان و از جمله در مقابل اورنگ زیب هم صدا شوند و با حاکمان مرهته نیز پیمانی ضدّ مغولها ببندند و بدین ترتیب به سرنوشتی مشابه آنها دچار شوند؛ بویژه در دوران حکومت محمدشاه و بسال 1737 م./1150هجری که در ناحیه مظفرنگار قتل عام شدند و عملاً قدرتشان از بین رفت؛ هرچند که اعتبار و نفوذ آنها در میان حاکمان مغولی هند، همچنان تا سال 1853 م./1270هجری باقی ماند.&nbsp;\r\n\r\nظهور سادات بارهه و بعدها سلسله شیعه مذهب وزرای نواب اوده، به کینه کشیهای تلخی میان سنی و شیعه منجر گردید. این نزاعهای عمومی در آثار کلامی این دوره نیز به چشم می خورد. ولی الله و پسرش عبدالعیز آثار ضدشیعی متعددی به رشته تحریر درآوردند.&nbsp;\r\n\r\nادامه اینگونه خصومتها و اختلافات، در کنار سوابق تاریخی آن، تأثیر خود را بر اندیشه و عمل رهبران و علمای سنی حتی اندیشمندی چون شاه ولی الله گذاشت و آنها به جای برخورد سازنده در کاهش و تخفیف این درگیریها، خود مسبب و تشدید کننده آن بودند. شاه ولی الله در همین زمینه یکی از آثار ضدشیعه شیخ احمد سرهندی را به عربی ترجمه کرد و خود نیز کتابی با عنوان ازالة الخفاء علیه شیعه نوشت و همان تعصب شدید را نسبت به شیعیان ابراز کرد.&nbsp;\r\n\r\nبه هر حال ولی الله برخلاف دعوت اصلاحی و شعار وحدت اسلامی خود، بدون ارزیابی و تجزیه و تحلیل منطقی و عقلی و جامعه شناختی و سیاسی آثار و عوارض موضع گیریهای ضد شیعی خود، شیوه برخورد و سیره منفی و بسیار زیانبخشی را علیه اتحاد امت اسلام از خود به جا نهاد.","content_html":"<h3 style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-size:14px;\">* سید محمد سرکشیکیان</span></h3>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\">&nbsp;</div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\">ابوالفیاض قطب الدین احمد بن عبدالرحیم معروف به &laquo;شاه ولی الله دهلوی&raquo; و &laquo;محدث دهلوی&raquo; ( ۱۱۱۴ ـ ۱۱۷۶ ق / ۱۷۵۳ ـ ۱۷۶۲ م ) دانشمند مسلمان ( قرآن شناس، حدیث پژوه، فقه پژوه و متکلم) و اسلام شناس و اصلاحگری عرفانی مشرب، در قرن دوازدهم هجری / هجدهم میلادی در شبه قاره ی هند، متولد شد.&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\">وی دارای آثار عدیده، در حدود یکصد اثر به دو زبان فارسی و عربی است که از آن میان در حدود سی و پنج اثر چاپ و به انگلیسی و زبانهای دیگر ترجمه شده است. اولین معلم او پدرش شاه عبدالرحیم عمری (م ۱۱۳۱ / ۱۷۱۹ م)، موسس و مدیر مدرسه ی علمیه ی رحیمیه در دهلی بود. معروف است که در هفت سالگی قرآن کریم را حفظ کرد. سپس استاد و مدیر مدرسه ی پدر گردید.&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"color:#0000FF;\"><span style=\"font-weight: bold; font-size: 14px; font-family: iransansn; background-color: transparent;\">حضور در حجاز&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\">در سال ۱۱۴۳ به حج رفت و این فریضه ی دینی واجب را به جای آورد؛ و چهارده ماه در حرمین شریفین، به ویژه مدینه رحل اقامت افکند. شاه ولی الله معاصر محمدبن عبدالوهاب بود و بعید نیست که استادان آنها هم در حجاز یکی بوده باشند؛ اما با این حال هیچ مدرکی دال بر اینکه آن دو یکدیگر را ملاقات کرده و یا تحت تأثیر همدیگر بوده باشند، در دست نیست.&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\">از جمله استادان شاه ولی الله در حجاز، شیخ ابوطاهر محمدبن ابراهیمی الکردی، شیخ سلیمان مغربی (دانشمندی از شمال افریقا)، شیخ السناوی و تاج الدین حنفی بودند. این امر و برخی شباهتهای دیگر در شعارهای اصلاحی و دیدگاههای شاه ولی الله و ابن عبدالوهاب باعث شده است که برخی از نویسندگان غربی، جنبش شاه ولی الله و فرزندانش و سیداحمد بارلی و حرکتهای دیگر پیرو آنها را در هند متأثر از جنبش وهابیت بدانند؛ در حالی که با توجه به اختلافات بنیادین فکری و برخی مسائل متفاوت مورد توجه آنان، این نظر نمی تواند درست باشد.&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"color:#0000FF;\"><span style=\"font-weight: bold; font-size: 14px; font-family: iransansn; background-color: transparent;\">بازگشت به هند&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\">وی در سال ۱۱۴۵ ق / ۱۷۳۲ م به هند بازگشت. یک دهه ی بعد از بازگشت، کتاب علمی ـ اجتماعی خود حجت الله البالغه را به عربی نوشت.&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"color:#0000FF;\"><span style=\"font-weight: bold; font-size: 14px; font-family: iransansn; background-color: transparent;\">تاثیرگذاری بر اندیشمندان و جریان ها&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\">تجددگرایان مسلمان نظیر علامه محمد اقبال لاهوری (م ۹۳۸) و فضل الرحمن (م ۱۹۸۸) در او شخصیت وحدت بخش تفرقه ها و تحزب ها و فرقه گرایی های فقهی/قوقی و ایدئولوژیک می دیدند که دعوتگر به اجتهادی نوین است و روی آوردن به باطن کتاب و سنت. او زندگینامه ی کوتاهی از خود نوشت به نام الجزء اللطیف فی ترجمه العبد الضعیف (به فارسی) و در کتاب انفاس العارفین هم اشاراتی به زندگینامه خود دارد. نهضت فرهنگی و اجتماعی ـ سیاسی ای که او ، فرزندان (به ویژه عبدالعزیز از میان پنج پسرش) و شاگردانش به بار آورند، به تعبیر عبیدالله سندی ( م ۱۹۴۴ ) &laquo; نهضت ولی الله &raquo; نام گرفت.&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\">پس از تاسیس پاکستان و استقلال آن، شاه ولی الله به صورت قهرمان ملی و متفکر سیاسی ـ اجتماعی تلقی شد؛ و به او همان شأنی را دادند که به عارف مسلمان هندی و مصلح دینی ـ اجتماعی قرن هفدهم میلادی یعنی شیخ احمد سرهندی داده بودند.&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\">امروزه، چنان که اشاره شد، نهضتهای بزرگ دینی اسلامی در گستره ی جنوب آسیا (دیوبندیه) خود را ملهم از آراء و آثار شاه ولی الله و فرزندش شاه عبدالعزیز می دانند . جنبش هایی نظیر اهل حدیث، حتی پیروان مولانا مودودی، در زندگی و آثار شاه ولی الله، بازگشت به مبانی اصلی شریعت، طرد سیاسی تاثیرات و نفوذ فرهنگی / استعماری بیگانه، و در یک کلام، سرچشمه ی اعتقادات اصلاح طلبانه ی خود را می یابند.&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-weight: bold; font-size: 14px; font-family: iransansn; color: rgb(0, 0, 255); background-color: transparent;\">آثار و تالیفات&nbsp;</span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\">آثار او به دو زبان عربی و فارسی نوشته شده است. بعضی از آثار او به زبان فارسی که زبان رسمی و ادبی هشتصد ساله ی هندوستان از عهد غزنویان تا استعمار بریتانیا بوده است، عبارتند از :&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\">۱ ـ الطاف القدس فی معرفه لطائف النفس ( چاپ هند ، ۱۹۶۴ م )&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\">۲ ـ الانتباه فی سلاسل اولیاء الله&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\">۳ ـ اتحاف النبیه فی ما یحتاج الیه المحدث و الفقیه ( لاهور ، ۱۹۶۹ م ) .&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\">و مهمتر از نظر بحث و تحقیق ، آثار قرآن پژوهی اوست که برجسته ترین آنها عبارتند از :&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\">۴ ـ فتح الرحمن فی ترجمه ی القرآن که پایان ترجمه و پاکنویس آن به تصریح خود شاه ولی الله در ۱۱۵۱ ق / ۱۷۳۸ م بوده و در کراچی و بعضی شهرهای هند کراراً چاپ شده است.&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\">۵ ـ الفوز الکبیر فی اصول التفسیر که رساله ای کم حجم و پر مغز درباره ی اصول و مبانی تفسیر قرآن است که هم به مسائل زبانی / ادبی و بلاغی و هم عناصر و ارکان و اصول تفسیر نگاری در پنج مبحث و بخش اصلی پرداخته است. ( کراچی ، ۱۹۶۴ م )&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\">۶ ـ المقدمه فی قوانین الترجمه رساله ای کوتاه و چاپ نشده در باب اصول و روشهای درست ترجمه ی قرآن است .&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\">۷ ـ نامه های فارسی او در چندین کتابخانه از کتابخانه های هند نگهداری می شود که گزینه هایی از آنها به اردو ترجمه و چاپ شده است.&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-weight: bold; font-size: 14px; font-family: iransansn; color: rgb(0, 0, 255); background-color: transparent;\">منش فکری و اعتقادی&nbsp;</span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\">نهضت شاه ولی در آغاز به منظور اصلاح اندیشه های دینی و خرافات زدایی ایجاد شد. شاه ولی الله که از فساد و انحطاط جامعه اسلامی و تباهی و تفرقه مذهبی، فکری و اجتماعی مسلمان سنی در هند رنج می برد، به ضرورت اصلاح و نوآوری و تحول فکری با اوضاع و احوال عصر پی برد. او به رغم گرایشهای صوفیانه اش که حتی مستقیما در تعالیم فرقه نقشبندی ریشه داشت، شعارهای اصلاحی سرداد و به منظور بازگرداندن اسلام به شهرت و اعتبار اولیه، به نفی و رد خرافات و بدعتها و پیرایه ها و طرح شعار بازگشت به اسلام راستین و بویژه رفع تفرقه و تشتت از میان مسلمانان سنی و ایجاد وحدت تلفیق میان مذاهب اسلامی (غیر از تشیع) و آشتی دادن پیروان آن مذاهب و مکاتب صوفیانه همت گماشت.&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\">از نظر اقتصادی- اجتماعی، او به عقب ماندگی و فقر مردم که بر اثر زندگی اشرافی و پرتجمل طبقات بالا و فرمانروایان گریبانگیر آنها شده بود توجه کرد تا حدی با تمایلات مساوات جویانه و سوسیالیستی در صدد حل و رفع آن مسائل بود.&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\">او از نظر سیاسی به استعمار غربی و انگلستان و حضور و نفوذ آنها توجه اساسی نکرد، شاید به دلیل اینکه هنوز تهاجم و سلطه سیاسی و نظامی غربیان در اواسط قرن 18 م./12 هجری در مراحل اولیه شکل گیری خود بود اما با احساس خطر از فروپاشی قدرت و حاکمیت سیاسی سنتی مسلمانان در هند و روی کار آمدن طوایف غیرمسلمانی چون هندوها و سیکها و سلطه آنها بر مسلمانان، به مبارزاتی عملی به منظور حفظ و پاسداری از حوزه اسلامی هندوستان و قدرتمند ماندن مسلمانان آنجا دست زد.</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-weight: bold; font-size: 14px; font-family: iransansn; color: rgb(0, 0, 255); background-color: transparent;\">ویژگیها و مواضع فکری- سیاسی&nbsp;</span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\">جنبش شاه ولی الله در ابتدا جنبشی فکری و اصلاحی بود؛ اما پس از او، پسرش شاه عبدالعزیز (1746-1824 م.) و نوه اش شاه اسماعیل (1781-1831 م.) آن را به یک جنبش اجتماعی-سیاسی تبدیل کردند و علیه سلطه انگلستان موضع گرفتند. این جنبش دارای دوجنبه داخلی و خارجی بود و دو هدف مهم داشت: یکی جلوگیری از انحطاط داخلی و رفع آن و دیگری مبارزه با تهدید و تهاجم خارجی.&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-weight: bold; font-size: 14px; font-family: iransansn; color: rgb(0, 0, 255); background-color: transparent;\">اختلافات اساسی با ابن عبدالوهاب&nbsp;</span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\">1) تصوف&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\">اولین اختلاف بنیادین شاه ولی الله این بود که وی یک عالم نقشبندی متفکر و متکلم بود که در افکار اصلاحی خود مایه های استدلالی و کلامی و بویژه گرایشهای صوفیانه داشت. از همین دیدگاه، شکلی که وی برای اسلام تصفیه شده خود در نظر می گرفت آشکارا رنگ تصوّف داشت. البته او فساد و انحطاطی را که در روشهای عملی صوفیان پدید آمده بود و نیز اشتباه و انحرافات صوفیان زمان خود را طرد می کرد. او صوفی بود، ولی به بی قیدیها و فراخ رویهایی که جامعه فاسد و منحط در زمینه مذهبی تحمل می کرد حمله می نمود. اهمیت او به عنوان متفکر از اینجا ناشی می شود که مخصوصا سعی کرده است تفسیری از اسلام به عمل آورد تا یک تصوّف خالص را با یک سنت عاری از آلایش منطبق سازد.&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\">در مقابل اندیشه وهابیت که بشدت ضد تصوف و عرفان مسلکی است، وی گرایشهای وحدت وجودی صوفیانه را با معتقدات مذهبی آشتی داد.&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\">ولی الله که بشدت نگران وجود اختلاف در جامعه اسلامی بود، کوشید تا عقاید دو مکتب و طریقه تصوّف رایج زمان یعنی مکتب وحدت وجود متأثر از فلسفه ابن عربی و مکتب وحدت شهود شیخ احمد سرهندی را با هم تلفیق کند. به اعتقاد او اختلاف عقاید دو مکتب بی اهمیت و جزئی است و هر دو در کلیات و اصول دارای عقاید مشترکی هستند. بدین طریق وی می خواست به تفرقه و اختلاف مکاتب فقهی و صوفیانه که جامعه اسلامی را طعمه خود کرده بود خاتمه دهد و وحدتی عقیدتی، معنوی و مذهبی را در میان مسلمانان سنی برقرار کند.&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-weight: bold; font-size: 14px; font-family: iransansn; color: rgb(0, 0, 255); background-color: transparent;\">2) رویکرد کلامی و عقلگرا(ماتریدی)&nbsp;</span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\">دومین اختلاف اساسی اینکه شاه ولی الله به رغم گرایشهای بنیادگرا و صوفیانه و طرد مکتب اصالت عقل، در عین حال دارای گرایشهای کلامی، عقلی، علمی، اجتهادی و نو نیز بود و به همین سبب با ابن عبدالوهاب که ظاهرگرا و حدیثی بود، اختلاف جدی داشت.&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\">او به عنوان یک متکلم، آثار کلامی ممتازی به زبان عربی و فارسی، در اغلب رشته ها، نوشته است. آثاری چون تأویل الاحادیث (در تعبیر احادیث نبوی)، المسوی (در شرح الموطا مالک بن انس)، التفهیمات الالهیه و خیرالکثیر (در تصوّف)، فیوض الحرمین (کارنامه تجارب عملی و معنوی وی در حجاز) و مجموعه اشعار، از این دسته اند. او همچنین کتاب عقدالجید فی احکام الاجتهاد والتقلید را نیز با نظر مثبت نسبت به مسأله اجتهاد نوشته و در آن به مسائل اجتهاد و تقلید توجه کرده است. این اثر به عنوان یک منبع ضروری از جانب متکلمان، بنیادگرایان و تجددطلبان به طور یکسانی مورد استفاده قرار گرفته است.</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\">&nbsp;<img src=\"/file/5/attach/201502/12310_3653941972.jpg\" style=\"text-align: center; height: 100%; width: 100%;\" /></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"color:#0000FF;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\"><span style=\"font-weight: bold;\">برجسته ترین اثر کلامی وی&nbsp;</span></span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\">کتاب حجة الله البالغه او که در آن شریعت را در لباس برهان ارائه کرده است، از دیدگاه کلام به الهیات می پردازد و در باب مسائل مذهبی روشی را مورد استفاده قرار می دهد که می توان بنیادگرایی پیش از عصر جدید تعریف کرد. کتاب مزبور، فلسفه اولی و روانشناسی مذهب را به لحاظ جدلی مورد بحث قرار می دهد. در فصول جامعه شناسی آن، مؤلف نسبت به تاریخ بشر دیدگاهی تکاملگرا و به اخلاق فردی به همان اندازه می پردازد که به سازمان اجتماعی؛ مخصوصاً توضیح المسائل جامعه اسلامی و پایگاه نهاد خلافت و سلطنت و اشراف زمیندار را در آن برعهده می گیرد.&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\">ولی الله در این اثر و برخی از آثر دیگرش فلسفه خود را بر شالوده های اجتماعی و اقتصادی استوار کرد و چون با مسأله زوال قدرت سیاسی مسلمانان در شبه قاره هند مواجه بود، برای تشخیص و ریشه یابی بیماریهایی که در آن ایام، تشکیلات سیاسی و جامعه به آن دچار بود، علل و عوامل مؤثر را تجزیه و تحلیل کرد و پیشنهادهایی را برای درمان آن بیماریها ارائه کرد و طی آن به کاوش وسیع در ابعاد مختلف اقتصاد، جامعه شناسی، تاریخ و سیاست دست زد.&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\">وی مناسبات پایدار میان تولیدکنندگان و مصرف کنندگان را مورد بررسی قرار داد و این حکم را داد که در یک جامعه متوازن هرکس باید وسیله رفاه و سعادت خود را فراهم سازد. سپس خاطرنشان ساخت که چگونه گروههایی که افراد جامعه انگل و طفیلی گردیدند و بدین ترتیب توازن اجتماع را برهم زدند.&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\">ولی الله با دیدگاهی جهانی و بشری، در نوشته های خود اسلام را نهضتی اجتماعی و مذهبی برخاسته از احتیاجات طبیعی بشر معرفی می کرد و عقیده داشت که آنچه در اسلام حلال و حرام شمرده می شود، عینا با اوامر و نواهی مشابه در سایر جوامع سازگار است؛ زیرا حس اخلاقی فطری بشر در تمام ادیان و جوامع یکی است. او با رد نظر کسانی که قائل به ارتباطی میان قوانین دینی با عقل و احتیاجات طبیعی بشر نیستند، آن را سوء تفاهمی از ناحیه کوته نظران می دانست.&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-weight: bold; font-size: 14px; font-family: iransansn; color: rgb(0, 0, 255); background-color: transparent;\">3) جایگاه تقلید در اندیشه وی(حنفی مذهب)&nbsp;</span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\">سومین اختلاف بنیادین وی با ابن عبدالوهاب این بود که وی پیشنهاد کرد که شخص مسلمان در همه مسائل مربوز به اعتقاد یا آیین و مراسم می تواند از احکام هریک از چهار مکتب اصلی فقهی (مالکی، شافعی، حنفی، حنبلی) تبعیت کند و نه تنها مقلدان مذاهب اربعه را تکفیر نکرد بلکه خود را حنفی میدانست. برخلاف اندیشه ابن عبدالوهاب که با شعار : اما الوهابیه و اما السیف (یا اندیشه وهابیگرى و یا شمشیر ) به تکفیر و کشتار همه فرق مسلمانان پرداخت. البته از نظر شاه ولی الله اجتهاد در تمام زمانها جایز است و باب اجتهاد در ائمه اربعه بسته نشده است و عالمان دین میتوانند با مراجعه به متون اصیل اسلام (قرآن و احادیث) با تلاشی همه جانبه به درک اصول اسلامی در مسائل مختلف بپردازند.&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\">همچنین اگرچه بنیادگرایی شاه ولی الله همانند عبدالوهاب، بر رد قطعی شرک استوار است که خدا یکی است و هیچ یک از صفات او را نمی توان به پیامبران یا قدیسان نسبت داد(که این عقیده همه مسلمانان نیز هست) اما به نظر وی اینان ممکن است شفیع به حساب آیند(جواز اصل توسل به ارواح اولیاء الله)، اگرچه نمی توان از آنها چیزی خواست یا به آنها استغاثه کرد. هیچ کس به جز خدا نباید مستقیم یاغیرمستقیم پرستیده شود.&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\">در مجموع شاه ولی الله برخلاف ابن عبدالوهاب می خواست بیش از آنچه نفی و طرد میکند بسازد و نوآوری کند. برداشت او از اسلام به سبب گرایشهای عقلی، کلامی، اجتهادی و نیز صوفیانه بسیار عمیق، غنی و انعطاف پذیرتر بود.&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"color:#0000FF;\"><span style=\"font-weight: bold; font-size: 14px; font-family: iransansn; background-color: transparent;\">مسئله خلافت اسلامی&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\">وی در مسأله خلافت بشدت معتقد به ضرورت و لزوم خلافت جهانی بود و مطابق نظرگاه کهن، آن را حق ویژه و انحصاری قریش می دانست. درک او از ساخت جامعه اسلامی براساس احیای نظریه خلافت جهانی بنا شده بود. با این حال او و پیروانش هم نسبت به امپراتوری مغولی هند و هم نسبت به خلافت عثمانی موضعی طرفدارانه داشتند. او آرزو داشت که قدرت سیاسی مسلمانان هند را به نحوی، همانند حاکمیت مغولها و با الگویی نسبتا مطابق با الگوی مغول به ایشان بازگرداند و وحدت مسلمانان را نیز به منظور بازگشت به قدرت و اعتبار اولیه تحقق بخشد؛ قدرت و اعتباری که تا حدی شامل قرون میانه و همچنین دوران عظمت و شکوه مغولها می شد.&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\">دلیل این امر آن بود که سرنوشت و حاکمیت سیاسی مسلمانان هند با سرنوشت و حاکمیت سیاسی مغلولهای مسلمان گره خورده بود. بخصوص که طوایف غیرمسلمان نظیر سیکها و هندوها این حاکمیت را تهدید می کردند و ولی الله هم بیش از همه نگران سقوط حاکمیت مسلمانان به دست هندوها و یا سیکها بود؛ تا آنجا که حاکم افغانستان را به سرکوبی آنها دعوت کرد. فرزندان و پیروان او نیز، بویژه بعد از سقوط امپراتوری مغول در هند و جایگزینی انگستان به جای آن، طرفدار حفظ و بقای خلافت و امپراتوری عثمانی بودند و جنبش خلافت در هند نیز در ادامه همین مسأله و در اوج آن به وقوع پیوست.&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"color:#0000FF;\"><span style=\"font-weight: bold; font-size: 14px; font-family: iransansn; background-color: transparent;\">مواضع وی ضد شیعیان&nbsp;</span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\">موضع گیری خصمانه شاه ولی الله نسبت به شیعیان نیز با همان دیدگاه بنیادگرایانه بود. او به رغم گرایشهای اصلاحی صوفیانه، کلامی و علمی و نوآورانه خود، با شعار بازگشت به قرآن وسنت و طرد شرک و بدعت و با عنوان طرفداری از وحدت مسلمین(!) به عقاید مذهب شیعه حمله کرد و بدین طریق به درگیریها و جدالهای موجود میان اهل سنت و شیعیان در هند دامن زد و سنتی غلط، غیرمنطقی و مخالف دعوت اصلاح و وحدت مسلمانان را برای پیروان خود به جا گذاشت.&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-weight: bold; font-size: 14px; font-family: iransansn; color: rgb(0, 0, 255); background-color: transparent;\">وضعیت سیاسی اجتماعی شیعیان هند و تاثیرات آن در نگاه شاه ولی الله&nbsp;</span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\">این در حالی بود که درگیریها و خونریزیهای شدیدی میان گروههای مختلف شیعه و سنی در هند آن زمان جریان داشت. در میان شیعیان، سادات بارهه در طول قرون متوالی در هند، بویژه در زمان اکبرشاه و در اواخر حکومت اورنگ زیب دارای قدرت و نفوذ فراوان، حتی در سطح حاکمیت سیاسی، بودند. آنها با برخی از سیاستهای امپراتوران مغولی هند موافق نبودند و همین امر باعث شده بود که آنها در مواردی با هندوان علیه مغولان و از جمله در مقابل اورنگ زیب هم صدا شوند و با حاکمان مرهته نیز پیمانی ضدّ مغولها ببندند و بدین ترتیب به سرنوشتی مشابه آنها دچار شوند؛ بویژه در دوران حکومت محمدشاه و بسال 1737 م./1150هجری که در ناحیه مظفرنگار قتل عام شدند و عملاً قدرتشان از بین رفت؛ هرچند که اعتبار و نفوذ آنها در میان حاکمان مغولی هند، همچنان تا سال 1853 م./1270هجری باقی ماند.&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\">ظهور سادات بارهه و بعدها سلسله شیعه مذهب وزرای نواب اوده، به کینه کشیهای تلخی میان سنی و شیعه منجر گردید. این نزاعهای عمومی در آثار کلامی این دوره نیز به چشم می خورد. ولی الله و پسرش عبدالعیز آثار ضدشیعی متعددی به رشته تحریر درآوردند.&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\">ادامه اینگونه خصومتها و اختلافات، در کنار سوابق تاریخی آن، تأثیر خود را بر اندیشه و عمل رهبران و علمای سنی حتی اندیشمندی چون شاه ولی الله گذاشت و آنها به جای برخورد سازنده در کاهش و تخفیف این درگیریها، خود مسبب و تشدید کننده آن بودند. شاه ولی الله در همین زمینه یکی از آثار ضدشیعه شیخ احمد سرهندی را به عربی ترجمه کرد و خود نیز کتابی با عنوان ازالة الخفاء علیه شیعه نوشت و همان تعصب شدید را نسبت به شیعیان ابراز کرد.&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\">به هر حال ولی الله برخلاف دعوت اصلاحی و شعار وحدت اسلامی خود، بدون ارزیابی و تجزیه و تحلیل منطقی و عقلی و جامعه شناختی و سیاسی آثار و عوارض موضع گیریهای ضد شیعی خود، شیوه برخورد و سیره منفی و بسیار زیانبخشی را علیه اتحاد امت اسلام از خود به جا نهاد.</span></span></span></div>","content_source":"","content_url":"","content_columns":"0","content_date_start":"2015-02-11 16:06:20","content_date_finish":"2015-02-11 16:06:20","content_date_register":"2015-02-11 16:07:03","content_date_last_edit":"2025-02-14 11:58:48","content_show_img":"1","content_show_details":"0","content_show_related_img":"0","content_show_slider":"0","content_show_title_slider":"0","content_comment":"1","content_score":"0","content_recorded":"0","content_confirmed":"0","content_status":"1","content_kind":"0","tag_id":"10673","tag_word":"جریان شناسی,جریان شناسی,دیوبند,دیوبند,دیوبندیه,دیوبندیه,شاه ولی الله دهلوی,شاه ولی الله دهلوی,دیوبندیه را بهتر بشناسیم,دیوبندیه را بهتر بشناسیم,سید محمد سرکشیکیان,سید محمد سرکشیکیان","tag_service":"0","tag_total":"72","tag_soundex":"","attach_token":3759254428,"attach_date_register":"2015-02-11 19:40:12","attach_id":12309,"attach_file_ext":"jpg","attach_file_header":"image/jpeg","attach_img_type":"2","attach_img_width":"800","attach_img_height":"600","attach_file_media":"1","attach_show_watermark":"0","score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"visit_count":"22003","visit_date_last":"2026-05-27 02:21:09","attach_title":"دیوبندیه","node_title":"خطوط,سرویس نشریه","ot_node_left_right":"[{\"node_id\":457, \"left\":4, \"right\":47},{\"node_id\":495, \"left\":24, \"right\":25}]","node_number":"12","allowable_node":"12","img_src":"./cache/5/attach/201502/12309_3759254428_800_600.jpg"}]]