[[{"content_id":10525,"domain_id":"0","lang_id":"fa","portal_id":"5","owner_id":"484","user_id":"1","view_accesslevel_id":"1","edit_accesslevel_id":"1","delete_accesslevel_id":"1","editor_id":"405","content_title":"مبانی فقهی وحدت اسلامی\r\n\r\nاحترام مسلم در حوزه های سه گانه","content_number":"0","content_date_event":"2014-11-26 12:28:12","content_summary":"نکته ها، گفته ها و پیشنهادات مطرح شده درباره وحدت میان شیعه و سنی کمتر با دغدغه هایی فقهی درگیر شده است. جالب این که بحث های مطرح شده در باره وحدت از سوی فقها نیز در بسیاری از موارد در فضایی غیرفقهی و با ادبیاتی صرفاً اصلاحی اجتماعی شکل گرفته است.","content_summary_fill":"1","content_body":"دکتر احمد مبلغی\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nنکته ها، گفته ها و پیشنهادات مطرح شده درباره وحدت میان شیعه و سنی کمتر با دغدغه هایی فقهی درگیر شده است. جالب این که بحث های مطرح شده در باره وحدت از سوی فقها نیز در بسیاری از موارد در فضایی غیرفقهی و با ادبیاتی صرفاً اصلاحی اجتماعی شکل گرفته است.&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nفهرست مندرجات&nbsp;\r\n\r\n۱ - اهمیت بحث&nbsp;\r\n\r\n۲ - کوشش فقهی جهت ایجاد وحدت&nbsp;\r\n\r\n۳ - قاعده احترام مسلم&nbsp;\r\n\r\n۳.۱ - نقل های گوناگون قاعده در مجامع روایی&nbsp;\r\n\r\n۳.۲ - وجه دلالت قاعده بر وحدت&nbsp;\r\n\r\n۴ - بررسی قلمرو مفهومی و مصداقی واژه مسلم&nbsp;\r\n\r\n۵ - اطلاق کلمه مسلم بر اهل سنت از دیدگاه شیعه&nbsp;\r\n\r\n۵.۱ - قائلین بر انطباق&nbsp;\r\n\r\n۵.۱.۱ - ادله قائلین&nbsp;\r\n\r\n۵.۱.۲ - نتیجه گیری&nbsp;\r\n\r\n۵.۲ - عدم انطباق عنوان مسلم بر غیر شیعه&nbsp;\r\n\r\n۵.۲.۱ - ادله قائلین به عدم انطباق&nbsp;\r\n\r\n۵.۲.۱.۱ - محال بودن تغایر ایمان و اسلام&nbsp;\r\n\r\n۵.۲.۱.۲ - روایات حاکی از وقوع ارتداد بعد از پیامبر(ص)&nbsp;\r\n\r\n۶ - بررسی معنی و دامنه (احترام مسلم در حوزه های سه گانه)&nbsp;\r\n\r\n۷ - قاعده تجنب از فساد&nbsp;\r\n\r\n۸ - قاعده وحدت&nbsp;\r\n\r\n۹ - پانویس&nbsp;\r\n\r\n۱۰ - منبع&nbsp;\r\n\r\nاهمیت بحث\r\n\r\nطرح این بحث در فضایی فقهی، برخوردار از حاصل کاری است که نه تنها اهمیتی کمتر از نتایج حرکت صرفاً اصلاحی اجتماعی ندارد که روندهای منتهی به شکل یافتگی اجتماعی را معنی و منظوری مؤثرتر و جدیدتر می بخشد. نگاه اجتماعی غیرفقهی به وحدت ، این آسیب را در نهان دارد که به هرحال افقی فراتر از توصیه و تحسین وحدت و تبیین ضرورت آن را پیش روی خود نمی بیند، در حالی که مسئله وحدت گریزی توان خود را پیاپی از شکاف های میان شیعه و سنی می ستاندکه افزون بر داشتن ماهیتی اعتقادی، از هویتی فقهی برخوردار است. به نظر می رسد که برای کنار زدن دیدگاه های وحدت گریزانه باید وحدت را در فضایی قدرتمندتر، مؤثرتر و توان بخش تر مطرح و معنی کرد. طرح مبحث وحدت در فقه و جست وجوگری برای یافتن حکم فقهی آن ( وجوب ، حرمت و&hellip;) را باید پاسخی دانست که می توان به این وضعیت داد.&nbsp;\r\n\r\nالبته نباید پنداشت که طرح این پرسش فقهی از وحدت، دل بخواهانه و صرفاً در واکنش به ناکارآمدی یا عدم الزام آوری برداشت های توصیه ای اجتماعی به آن توجیه یافته است؛ چراکه درون مایه های فقهی، خود انجام مطالعه ای فقهی را در مورد وحدت می طلبد.&nbsp;\r\n\r\nدر این میان، تلاش های اندکی برای مطالعه فقهی وحدت صورت گرفته است. در کانون این تلاش ها یکی از فقیهان نامی مرحوم علامه شرف الدین قرار دارد که مطالب و مباحث او درباره وحدت، نگاه ها و رویکردهایی فقهی را همراه دارد و در مواردی به ضرورت وحدت بر اساس برداشت هایی اجتماعی فقهی اعتقاد یافته است.&nbsp;\r\n\r\nکوشش فقهی جهت ایجاد وحدت\r\n\r\nمرحوم شرف الدین در راه اثبات لزوم وحدت به ادله ای چند (که در حقیقت قواعد فقهی به شمار می آیند) استناد جسته است.&nbsp;\r\n\r\nاستفاده از ادله فقهی برای اثبات ضرورت مباحثی همچون وحدت، حاوی تلاشی ارزشمند برای بارورسازی لایه هایی از امکانات نادیده مانده در دل منابع فقهی است که یا اصولاً انکار شده اند و یا دست کم، موضوع تلاش هایی فراتر از ارتکازهای نامرئی کمتر قرار گرفته اند. آنچه در رویکرد و نگاه این فقیه اهمیت دارد، آن است که وی همان طور که گذشت برخلاف بسیاری از مصلحان وحدت گرا، وحدت را در دل فقه و در پرتو روابط شناخته شده در درون آن معنی و سپس مراد می کند. به این ترتیب، وحدت برای او یک حکم واجب شرعی است که اهمیتش را دلایل و قواعد فقهی توضیح می دهند.&nbsp;\r\n\r\nاین مقاله، سه قاعده فقهی را پی گیری می کند که در کلمات این مصلح بزرگ مورد تمسک قرار گرفته اند؛ البته وی در استدلال های خویش نامی از عنوان فقهی قواعد به میان نمی آورد، ولی در نهایت مباحث خود را در فضای تأثیرگذار مطالعه ای براساس این قواعد فقهی پیش می راند.&nbsp;\r\n\r\nقاعده احترام مسلم\r\n\r\nمرحوم شرف الدین با گشودن فصلی تحت عنوان (الشهادتان و حرمة المسلم) در کتاب الفصول المهمه، روایت هایی چند را از پیامبر (ص) و یا امامان (ع) ارائه می نماید که بر حرمت خون، مال و عرض مسلم دلالت دارند. وی به این روایات به چشم مبنایی فقهی برای وحدت نگاه می کند و با رجوع به آنها، ضرورت وحدت بین شیعه و سنی را به اثبات می رساند. [۱]&nbsp;\r\n\r\nبررسی قاعده احترام مسلم و شرح دیدگاه علامه شرف الدین درباره استفاده وحدت از آن را، با طرح چند محور به انجام می رسانیم.&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&larr; نقل های گوناگون قاعده در مجامع روایی&nbsp;\r\n\r\nاین روایت ها به چند صورت از پیامبر(ص) وارد شده است که به پاره ای از آنها اشاره می کنیم:&nbsp;\r\n\r\n(المسلم أخو المسلم، لا یحل له دمه وماله، إلا من طیبة نفسه.) [۲] [۳]&nbsp;\r\n\r\n(لایحل له دم امرء مسلم ولا ماله إلا بطیبة نفسه.) [۴] [۵]&nbsp;\r\n\r\nاین روایت مورد تمسک در کتاب های فقهی قرار گرفته است. [۶]&nbsp;\r\n\r\n(کل المسلم علی المسلم حرام دمه وماله وعرضه.) [۷]&nbsp;\r\n\r\n(المسلم علی المسلم حرام دمه وماله وعرضه.)&nbsp;\r\n\r\nاین روایت در صحیح مسلم [۸] [۹] نقل شده و شهید ثانی آن را به صورت مرسل در مسالک ذکر کرده است.&nbsp;\r\n\r\nمرحوم شرف الدین، روایت های دیگری را در کتاب الفصول المهمه از پیامبر(ص) و امام صادق (ع) و امام کاظم (ع) نقل می کند که با موارد فوق، هم افق، هم جهت و از حیث نتیجه مشترک هستند. همچون این روایت نبوی (المسلم اخو المسلم لا یظلمه ولا یسلمه، ومن کان فی حاجة اخیه کان الله فی حاجته، ومن فرج عن مسلم کربة فرج الله عنه کربة من کربات یوم القیامة، ومن ستر مؤمنا ستره الله یوم القیامة) [۱۰] [۱۱] این روایت امام صادق(ع) -المسلم اخو المسلم، وهو عینه ومرآته ودلیله لایخونه ولایخدعه ولا یظلمه ولایکذبه ولایغتابه- [۱۲] [۱۳] [۱۴]&nbsp;\r\n\r\nبا توجه به این که روایاتی از این دست و با این مضمون تا سرحدّ تواتر به پیش رفته اند و در سرتاسر فقه ، به مضمون مشترک آنها ( احترام خون ، مال و عرض مسلم) عمل و تمسک می گردد [۱۵] و نیز پاره ای از فقها برخی از این روایات(المسلم علی المسلم حرام دمه وماله وعرضه) را نبوی مشهور نامیده اند [۱۶] اصل قاعده مورد تردید قرار نگرفته و نزد شیعه و سنی جایگاهی محکم، متقن و انکارناپذیر را به خود اختصاص داده است.&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&larr; وجه دلالت قاعده بر وحدت&nbsp;\r\n\r\nقاعده (حرمت خون، مال و عرض مسلم) همانند هر قاعده دیگر، متشکل از یک موضوع و یک حکم است. موضوع این قاعده را خون مسلمان ، مال مسلمان و عرض مسلمان، و حکم آن را حرمت (یعنی حرمت تعدی به هر یک از این سه) تشکیل می دهد. به تعبیر دقیق تر، موضوع قاعده، تعدی به خون، مال و عرض مسلمان، و حکم، حرمت است. قاعده را به صورت دیگری نیز می توان تقریر کرد و آن این که:احترام جان، مال و عرض مسلمان واجب است. در این صورت، (احترام مسلمان) موضوع و (واجب) حکم به حساب می آید. در هر حال، روشن شدن پاسخ به پرسش از مبنی بودن این قاعده برای وحدت (و هم چنین روشن شدن دیدگاه مرحوم شرف الدین در این زمینه) به بررسی موضوع قاعده بستگی دارد که در زیر آن را در دو محور به سامان می رسانیم.&nbsp;\r\n\r\nبررسی قلمرو مفهومی و مصداقی واژه مسلم\r\n\r\nهر یک از شیعه و سنی، در بحثی مقدماتی، باید به این پرسش پاسخ دهند که آیا کلمه مسلم را در این روایات علاوه بر آن که منطبق بر خود می دانند، بر دیگری نیز منطبق می دانند یا نه؟ اگر این فراگیری پوشش دهی در انطباق ثابت شود، طبیعی است که در آن صورت مجال بحث از مبنی بودن قاعده برای وحدت شیعه و سنی فراهم می آید.&nbsp;\r\n\r\nپرونده این بحث در سه سطح قابل گشودن و پی گیری است. طرح شدن آن در سطح شیعی (و با رویکرد به فقه شیعه )، طرح شدن آن در سطحی سنی (و بر پایه مبانی فقه اهل سنت)، و طرح شدن آن در گفت وگویی مشترک میان شیعه و سنی (و با تمرکز بر مبانی هر دو گروه).&nbsp;\r\n\r\nبحثی را که مرحوم شرف الدین در این زمینه (در کتاب الفصول المهمه ) پیش کشیده، با رویکردی نزدیک و همخوان با سطح سوم انجام گرفته است؛ هرچند که وی در عین حال، دیدگاه های خود را نیز از جایگاه عالم شیعی در این بحث ارایه می کند. طرح شدن این محور حساس در خطاب ها و گفت وگوهای مرحوم شرف الدین با اهل سنت ، نشان از رویکرد هوش مندانه این عالم بزرگ در عرصه نگاه به تعامل بین شیعه و سنی دارد.&nbsp;\r\n\r\nبه رغم آن که بحث مرحوم شرف الدین در قلمروشناسی واژه مسلم به سطح سوم تعلق دارد، ولی از آن جا که موضوع مقاله، بررسی مبنای فقهی وحدت از دیدگاه اوست که عالمی شیعی به شمار می رود، بحث حاضر (قلمرو مفهومی و مصداقی موضوع قاعده) را در چارچوب بحث فقهی شیعی، و البته با تأکید بر دیدگاه های این علامه بزرگ به سامان می رسانیم و بحث از دیدگاه سنیان و یا بحث مشترک و مقارن را در این موضوع، به زمان دیگری وامی نهیم.&nbsp;\r\n\r\nاطلاق کلمه مسلم بر اهل سنت از دیدگاه شیعه\r\n\r\nآیا از دیدگاه عالمان شیعه، کلمه مسلم بر سنی نیز اطلاق می گردد؟&nbsp;\r\n\r\nدر پاسخ به این پرسش دو قول مشاهده می شود:&nbsp;\r\n\r\n&larr; قائلین بر انطباق&nbsp;\r\n\r\nاین قول، مشهور و رایج است. حتی می توان فراتر رفت و گفت:شهرت این قول تا سرحد اتفاق نزد شیعه به پیش تاخته است. مرحوم شرف الدین تعبیری دارد که شاید بتوان گفت او فراتر از این هم رفته است. وی می گوید:&nbsp;\r\n\r\n(هذا فی غایة الوضوح من مذهبنا لایرتاب فیه ذو اعتدال منّا)؛ [۱۷]&nbsp;\r\n\r\nاین (مسلمان بودن سنیان) در نهایت وضوح از مذهب ماست و صاحب اعتدال از ما در آن تردید روا نمی دارد.(مرحوم شرف الدین قول دوم را به لحاظ شاذ بودن، ضعیف بودن و خارج از اعتدال بودن به حساب نمی آورد.)&nbsp;\r\n\r\nدر سخن دیگری آن را در زمره واضحات شیعه به حساب می آورد. [۱۸]&nbsp;\r\n\r\nعبارات برخی از عالمان گذشته و معاصر که در زمره مشهور جای می گیرند را برای آشنایی بیشتر مرور کنیم:&nbsp;\r\n\r\nمحقق اردبیلی می گوید:ظاهر این است که مخالف، مسلمان است مادام که به انکار ضروری و یا عملی که با انجام آن از اسلام خارج می گردد، همچون نصب (نسبت به امامان(ع))، دست نزند. (والظاهر انه مسلم ما لم ینکر الضروری أو لم یفعل ما یخرج به عنه مثل النصب) [۱۹] در این زمینه صاحب جواهر سخنی محکم تر را ارائه می کند و می گوید:فساد قول به کفر مخالف آشکار است. [۲۰] آیةالله خویی نیز می گوید:مخالف، مسلمان و محکوم به طهارت است و آثار مسلم بر آن مترتب می گردد. (ان المخالف مسلم محکوم بالطهارة ویترتب علی المسلم من الآثار) [۲۱]&nbsp;\r\n\r\nمرحوم شرف الدین نیز که در زمره قائلان جدی این قول می گنجد، فصلی را تحت این فصل می گشاید که:(اسلام، اهل سنت را نیز همانند شیعه در بر می گیرد).(السنة کالشیعة یجمعهم الاسلام) [۲۲]&nbsp;\r\n\r\nمستند قول:مستند این قول را مجموعه ای از روایات تشکیل می دهد. صاحب جواهر از این روایات به (اخبار معتبره) یاد می نماید. مرحوم شرف الدین نیز برای اثبات مسلمان بودن سنیان، پاره ای از این روایات را ذکر می کند و می گوید:من در مقام استقصای تمام این روایات بر نیامده ام، چه آن که توضیح واضحات از حکمت به دور است. [۲۳]&nbsp;\r\n\r\n&larr;&larr; ادله قائلین&nbsp;\r\n\r\nمواردی را که این علامه بزرگ در کتاب خود آورده است، در زیر مرور می کنیم:&nbsp;\r\n\r\n۱. حسنه (و به نظر شرف الدین (صحیحه)) حمران بن اعین از امام باقر (ع):&nbsp;\r\n\r\n(والاسلام ما ظهر من قول أو فعل، وهو الذی علیه جماعة من الناس من الفرق کلّها، و به حقنت الدماء، وعلیه جرت المواریث، و جاز النکاح، واجتمعوا علی الصلوة والزکوة والصوم والحج، فخرجوا بذلک عن الکفر واضیفوا إلی الایمان)؛ [۲۴]&nbsp;\r\n\r\nاسلام عبارت است از آنچه از قول و فعل ظاهر می شود، و این همانی است که بر آن، جماعتی از مردم از همه فرقه ها هستند و به وسیله آن، خون ها صیانت یافت و بر آن ارث ها، جریان گرفت و توسط آن نکاح جایز شد، آنان بر نماز و زکات و روزه و حج (به وسیله آن) اجتماع یافته اند، پس به واسطه آن از کفر بیرون رفته و به ایمان اضافه شده اند.&nbsp;\r\n\r\nامام خمینی در مقام استدلال و یا استشهاد جهت اثبات کافی بودن شهادتین، به این روایت توجه نشان داده و از آن به حسنه حمران تعبیر می کند. [۲۵]&nbsp;\r\n\r\n۲. روایت سفیان بن سمط از امام صادق(ع):&nbsp;\r\n\r\n(الاسلام هو الظاهر الذی علیه الناس، شهادة أن لا اله الا الله و أنّ محمداً رسول الله(ص) وإقامة الصلوة، وایتاء الزکوة، وحج البیت وصیام شهر رمضان)؛ [۲۶]&nbsp;\r\n\r\nاسلام همان ظاهری است که مردم بر آن هستند، (یعنی) شهادت به این که جز الله هیچ خدایی نیست و محمد فرستاده خداوند است، و بپا داشتن نماز و دادن زکات و حج خانه خدا و روزه گرفتن در ماه رمضان .&nbsp;\r\n\r\n۳. روایت سماعه از امام صادق(ع):&nbsp;\r\n\r\n(الاسلام شهادة أن لا اله الا الله، والتصدیق برسول الله(ص) و به حقنت الدماء، وعلیه جرت المناکح والمواریث وعلی ظاهره جماعة الناس.) [۲۷]&nbsp;\r\n\r\n&larr;&larr; نتیجه گیری&nbsp;\r\n\r\nدلالت این روایات بر مدعی به دو طریق به اثبات می رسد:&nbsp;\r\n\r\nاوّل:در این روایات این تعابیر (والاسلام&hellip; هو الذی علیه جماعة من الناس من الفرق کلها) (والاسلام هو الظاهر الذی علیه الناس) و (علی ظاهره جماعة الناس) به چشم می آید و دلالت این جملات بر اسلام اهل سنت کاملاً آشکار است.&nbsp;\r\n\r\nدوم:این روایات، ملاک تحقق بخش به اسلام را شهادتین (و یا به همراه پاره ای از فروع دین همچون نماز، روزه، زکات و حج) معرفی می نمایند. و سنیان که به امامت معتقد نیستند برخوردار از این ملاک هستند.&nbsp;\r\n\r\nکلمات فقها نشان می دهد که از این روایات، هر دو استفاده را به عمل آورده اند.&nbsp;\r\n\r\nصاحب جواهر با اشاره به این روایات، دلالت آنها را بر تحقق یافتن اسلام به شهادتین و این که اسلام همانی است که بر آن جماعت مردم قرار دارند، یادآور می شود. [۲۸]&nbsp;\r\n\r\nآیةالله خویی نیز می گوید:&nbsp;\r\n\r\n(روایات بسیار بر این دلالت دارند که در داشتن معامله اسلامی شهادتینی که اکثر مردم بر آن هستند، ملاک می باشد.) [۲۹]&nbsp;\r\n\r\nامام خمینی و بسیاری از فقها نیز همین استفاده را کرده اند.امام خمینی در این زمینه با اشاره به مقتضای ادله می گوید:(ان الاسلام هو الشهادتان) [۳۰] و آیةالله گلپایگانی نیز می گوید:(ان ما یتحقق به الاسلام هو الاقرار بالشهادتین فقط بشرط عدم اظهار ما یخالف الاسلام کانکار الضروری [۳۱]&nbsp;\r\n\r\n&larr; عدم انطباق عنوان مسلم بر غیر شیعه&nbsp;\r\n\r\nطرفداران این قول، گروهی اندک هستند. این گروه بر مدعای خود، دلایلی را ارائه نموده اند، که مورد مناقشه و نقد طرفداران قول اوّل قرار گرفته است.&nbsp;\r\n\r\n&larr;&larr;&larr; محال بودن تغایر ایمان و اسلام&nbsp;\r\n\r\nدر حقیقت این دلیل از دو مقدمه تشکیل یافته است:&nbsp;\r\n\r\nمقدمه اول:هرکس مؤمن نباشد مسلمان نیست.&nbsp;\r\n\r\nاین مقدمه با توجه به محال بودن مغایرت ایمان با اسلام به دست می آید.&nbsp;\r\n\r\nمقدمه دوم:غیر شیعه، مؤمن نیست.&nbsp;\r\n\r\nنتیجه:غیر شیعه، مسلمان نیست. والایمان تستحیل مغایرته للاسلام، فمن لیس بمؤمن لیس بمسلم. [۳۲] [۳۳]&nbsp;\r\n\r\nمبنایی که مقدمه اوّل این دلیل را به اثبات می رساند، مورد مناقشه فقها قرار گرفته است. بنابراین مبنا، مغایرت ایمان با اسلام، محال می نماید. فقها با توجه به آیه شریفه (قالت الاعراب آمنا قل لم تؤمنوا ولکن قولوا أسلمنا) [۳۴]، تغایر و تفاوت پیدا کردن ایمان و اسلام را محال ندانسته اند. [۳۵] [۳۶]&nbsp;\r\n\r\nمرحوم شرف الدین نیز میان ایمان و اسلام تفاوت می گذارد. وی می گوید:از قول خداوند متعال (قالت الاعراب آمنا قل لم تؤمنوا ولکن قولوا اسلمنا) (سوره حجرات، آیه۱۴) به دست می آید که اسلام، عبارت از مجرد وارد شدن در دین و تسلیم سید مرسلین شدن و ایمان، عبارت از یقین ثابت در قلوب مؤمنان همراه با اعتراف زبانی به آن است. بر این اساس، ایمان اخص از اسلام به شمار می آید. و ما افزون بر این، ولایت را در تحقق ایمان معتبر می دانیم. [۳۷]&nbsp;\r\n\r\n&larr;&larr;&larr; روایات حاکی از وقوع ارتداد بعد از پیامبر(ص)&nbsp;\r\n\r\nامام خمینی این دلیل را نمی پذیرد و می گوید:اقرب آن است که ارتداد (در این روایات ) به معنای شکستن و نقض عهد ولایت مراد شده باشد، هرچند شکستن در ظاهر و از سر تقیه و نه ارتداد از اصل اسلام [۳۸]صورت پذیرد.&nbsp;\r\n\r\nاین قول (عدم انطباق کلمه مسلم بر غیر شیعه) به شیخ انصاری نیز نسبت داده شده است. شاید تأمل های پر حجم شیخ انصاری در مسئله که از شیوه همیشگی وی در داشتن رفت و برگشت های بسیار پیرامون روایات و ارائه نقد و ابرام های فراوان به هنگام استدلال ورزی جهت رد و یا اثبات یک قول نشئت می گیرد منشأ اشتباه در این نسبت شده است. از نظر امام خمینی نیز شیخ به این قول معتقد و ملتزم نشده است. وی می گوید:(انصاف این است که این ادعا را نمی توان پذیرفت که اسلام عبارت باشد از مجموع آنچه نبی اکرم (ص) آورده، و (در نتیجه) ترک التزام به بعضی از آنها به هر نحو موجب کفر می گردد.&nbsp;\r\n\r\nسپس بیان می دارد:&nbsp;\r\n\r\n(به همین جهت، شیخ اعظم بعد از کر و فر، ملتزم به آن نشده است.) [۳۹]&nbsp;\r\n\r\nمی توان هر یک از قلمرو مفهومی و مصداقی واژه اسلام را چنین جمع بندی کرد:&nbsp;\r\n\r\nالف. قلمرو مفهومی واژه اسلام:در تعریف اسلام می توان گفت که:(إن الاسلام هو الشهادتان). این تعبیر و تعریف در کلمات امام خمینی وارد شده است. [۴۰]&nbsp;\r\n\r\nب. قلمرو مصداقی اسلام:علاوه بر شیعه ، سنی نیز در قلمرو مصداقی واژه مسلم جای می گیرد.&nbsp;\r\n\r\nبررسی معنی و دامنه (احترام مسلم در حوزه های سه گانه)\r\n\r\nمی توان گفت دو تلقی در این زمینه شکل گرفته است. در تلقی بسیاری، احترام، معنی و تطبیقی محدود و کمرنگ می یابد. این فقیهان، در رویکردی فروکاهنده این حرمت و احترام را در چارچوب نگاهی نه چندان پردامنه و بیشتر کلیشه ای که فی المثل نباید دزدی کرد و نباید مسلمانی را کشت معنی کرده اند.&nbsp;\r\n\r\nدر مقابل رویکرد دیگری این قاعده را زیربنا و زیرساخت روابط اجتماعی و حقوقی به شمار می آورد و معتقد است از آن جا که این قاعده شامل سه حوزه اموال و آبرو و جان مسلمانان می شود، نقشی پایه ای در تأمین حقوق هر انسان مسلمان می یابد و همه عرصه های حقوقی مربوط به فرد را به نوعی دربر می گیرد. احترام در این تفسیر و نگاه کلان، صرفاً یک عدم تعرض محدود نیست؛ یک رابطه برخوردار از سطحی عالی و یک تعامل مبتنی بر اصل کرامت انسانی اسلامی و یک عامل شکل دهنده به نظم در جامعه اسلامی است. طبعاً یک جامعه شکل گرفته بر پایه احترام متقابل و عدم تعرض مستقیم و غیر مستقیم به حقوق دیگران، جامعه ای متحد، منسجم و جامعه ای خالی از عوامل تفرقه است. بر پایه این نگاه، تأکید بر مسلمان بودن به مثابه موضوع قاعده (و نه تأکید بر شیعه یا سنی بودن) توانایی بارور نشده اما قدرت مندی را برای گسترش وحدت میان شیعه و سنی به این قاعده بخشیده است. در حالی که نگاه اوّل، علاوه بر آن که فقه را از تطبیق کامل و صحیح این قاعده محروم نموده، راه را بر هرگونه برداشت تقریب گرایانه و وحدت خواهانه از آن نیز بسته است.&nbsp;\r\n\r\nمی توان گفت، مرحوم شرف الدین با توجه به مضمون پر مایه این قاعده که هر سه مورد خون، آبرو و جان مسلمانان را دربرمی گیرد و با توجه به انطباق کلمه مسلم بر هر یک از شیعه و سنی، از رهگذر آن به سمت وحدت گرایی گام برداشته است. وی در ابتدای فصلی که با عنوان ( شهادتین و حرمت مسلمان ) می گشاید، غرض خود را از طرح آن و در واقع، نگاه و تلقی خود را از معنی حرمت و نقش رعایت آن در وحدت امت اسلامی ارائه می نماید. وی می گوید:&nbsp;\r\n\r\n(این روایت ها -روایت های دال بر این که هرکس بگوید:(لا اله الا الله ومحمد رسول الله) خون، مال و آبروی او محترم است- را آوردم تا غافل متنبه و جاهل قانع گردد و بداند که امر مسلمانان آن گونه که برادران راه تعصب، تصور کرده اند، نیست&hellip; (آنان) که مسلمانان را شعبه شعبه و گروه گروه کرده اند؛ (در نتیجه) پاره ای پاره دیگر را تکفیر می کنند و عده ای از عده دیگر تبری می جویند.) [۴۱]&nbsp;\r\n\r\nقاعده تجنب از فساد\r\n\r\nمرحوم شرف الدین در برخی از بخش های کتاب خویش، اختلاف میان شیعه و سنی را از مصادیق فساد در زمین ، به شمار می آورد.&nbsp;\r\n\r\nدر واقع، دلیل از دو مقدمه تشکیل یافته است:&nbsp;\r\n\r\nمقدمه اوّل:تفرقه فساد در زمین است.&nbsp;\r\n\r\nمرحوم شرف الدین این مقدمه را به این صورت ارایه می نماید:&nbsp;\r\n\r\n(إن هذا التدابر بینهم عبث محض، وسفه صرف بل فساد فی الارض، واهلاک للحرث والنسل)؛ [۴۲]&nbsp;\r\n\r\nاین روی برتافتن مسلمانان از یکدیگر، بیهودگی محض و سفاهت صرف است بلکه در زمین فساد می آورد و حرث و نسل را هلاک می کند.&nbsp;\r\n\r\nمقدمه دوم:فساد در زمین حرام است.&nbsp;\r\n\r\nدر ذهنیت فقهی این فقیه، طرح قواعدی مانند فساد در زمین و تطبیق آن بر مواردی همچون اختلاف های مذهبی، در بستری از واقعیّت گرایی و آشنایی با زمان شکل گرفته است. بی گمان، تنفس در چنین ذهنیتی به این فقیه این امکان را بخشیده که توانایی تطبیق قواعدی همچون قاعده اجتناب از فساد را بر پدیده های عصر پیدا نماید.&nbsp;\r\n\r\nقاعده وحدت\r\n\r\nفراتر از آن که قواعدی وجود دارند که به وحدت می انجامند، می توان خود وحدت را قاعده ای فقهی به شمار آورد. از کلمات شرف الدین استفاده می شود که وی به خود وحدت به چشم قاعده ای فقهی نگاه می کرده است.&nbsp;\r\n\r\nوی در بخشی از کتاب مراجعات، به هنگام اظهار امیدواری برای رسیدن به راهی هموار که در آن اختلاف میان مسلمانان از بین برود و بیدار شوند و به طور جدی به زندگی بنگرند، می گوید:&nbsp;\r\n\r\n(راجعین إلی الاصل الدینی المفروض علیهم)؛ [۴۳]&nbsp;\r\n\r\nبازگشتگان به اصل دینی واجب گشته بر آنان.&nbsp;\r\n\r\nدر این عبارت دو واژه وجود دارد که در فقه جای و معنی می گیرد. آن دو، یکی واژه اصل و دیگری واژه فرض (واجب) است. می توان گفت که شرف الدین، به وحدت به چشم یک اصل (که به معنای قاعده نیز می تواند تفسیر شود) نگاه می کرده؛ حکمی که از نظر دین، عمل به آن واجب گشته است.&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nپانویس\r\n\r\n۱. &uarr; الفصول المهمه، ص۳۱.&nbsp;\r\n\r\n۲. &uarr; وسائل، باب۱۳۰ من ابواب العشرة من کتاب الحج و باب۳۵ حدیث۳ من ابواب جهاد العدو و باب۳ من ابواب مکان المصلی من کتاب الصلاة.&nbsp;\r\n\r\n۳. &uarr; عوالی اللئالی، ج۳، ص۴۱۸ وص۴۲۵.&nbsp;\r\n\r\n۴. &uarr; کافی، ج۷، ص۲۷۳.&nbsp;\r\n\r\n۵. &uarr; من لایحضره الفقیه، طبع نجف، ج۴، ص۶۷.&nbsp;\r\n\r\n۶. &uarr; الرسائل التسع، محقق حلی، ص۳۰۷.&nbsp;\r\n\r\n۷. &uarr; مسند احمد، ج۲، ص۲۷۷.&nbsp;\r\n\r\n۸. &uarr; صحیح مسلم، ج۴، ص۱۹۸۶.&nbsp;\r\n\r\n۹. &uarr; صحیح مسلم، ج۴، ص۲۵۶۴.&nbsp;\r\n\r\n۱۰. &uarr; اصول کافی، ج۲، ص۲۴۴.&nbsp;\r\n\r\n۱۱. &uarr; التاج الجامع، ج۵، ص۲۰.&nbsp;\r\n\r\n۱۲. &uarr; بحارالانوار، ج۲۷، ص۲۶۶.&nbsp;\r\n\r\n۱۳. &uarr; التاج الجامع، ج۵، ص۵۴.&nbsp;\r\n\r\n۱۴. &uarr; الفصول المهمه، ص۱۵-۲۰.&nbsp;\r\n\r\n۱۵. &uarr; کتاب النکاح، آیةالله خویی، ج۲، ص۱۵۳.&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;","content_html":"<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"color:#FF0000;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\"><span style=\"font-weight: bold;\">دکتر احمد مبلغی</span></span></span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\">&nbsp;</div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">نکته ها، گفته ها و پیشنهادات مطرح شده درباره وحدت میان شیعه و سنی کمتر با دغدغه هایی فقهی درگیر شده است. جالب این که بحث های مطرح شده در باره وحدت از سوی فقها نیز در بسیاری از موارد در فضایی غیرفقهی و با ادبیاتی صرفاً اصلاحی اجتماعی شکل گرفته است.&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\">&nbsp;</div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"color:#0000FF;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\"><span style=\"font-weight: bold;\">فهرست مندرجات&nbsp;</span></span></span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">۱ - اهمیت بحث&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">۲ - کوشش فقهی جهت ایجاد وحدت&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">۳ - قاعده احترام مسلم&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">۳.۱ - نقل های گوناگون قاعده در مجامع روایی&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">۳.۲ - وجه دلالت قاعده بر وحدت&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">۴ - بررسی قلمرو مفهومی و مصداقی واژه مسلم&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">۵ - اطلاق کلمه مسلم بر اهل سنت از دیدگاه شیعه&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">۵.۱ - قائلین بر انطباق&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">۵.۱.۱ - ادله قائلین&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">۵.۱.۲ - نتیجه گیری&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">۵.۲ - عدم انطباق عنوان مسلم بر غیر شیعه&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">۵.۲.۱ - ادله قائلین به عدم انطباق&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">۵.۲.۱.۱ - محال بودن تغایر ایمان و اسلام&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">۵.۲.۱.۲ - روایات حاکی از وقوع ارتداد بعد از پیامبر(ص)&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">۶ - بررسی معنی و دامنه (احترام مسلم در حوزه های سه گانه)&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">۷ - قاعده تجنب از فساد&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">۸ - قاعده وحدت&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">۹ - پانویس&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">۱۰ - منبع&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-weight: bold; font-size: 14px; font-family: iransansn; color: rgb(0, 0, 255); background-color: transparent;\">اهمیت بحث</span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">طرح این بحث در فضایی فقهی، برخوردار از حاصل کاری است که نه تنها اهمیتی کمتر از نتایج حرکت صرفاً اصلاحی اجتماعی ندارد که روندهای منتهی به شکل یافتگی اجتماعی را معنی و منظوری مؤثرتر و جدیدتر می بخشد. نگاه اجتماعی غیرفقهی به وحدت ، این آسیب را در نهان دارد که به هرحال افقی فراتر از توصیه و تحسین وحدت و تبیین ضرورت آن را پیش روی خود نمی بیند، در حالی که مسئله وحدت گریزی توان خود را پیاپی از شکاف های میان شیعه و سنی می ستاندکه افزون بر داشتن ماهیتی اعتقادی، از هویتی فقهی برخوردار است. به نظر می رسد که برای کنار زدن دیدگاه های وحدت گریزانه باید وحدت را در فضایی قدرتمندتر، مؤثرتر و توان بخش تر مطرح و معنی کرد. طرح مبحث وحدت در فقه و جست وجوگری برای یافتن حکم فقهی آن ( وجوب ، حرمت و&hellip;) را باید پاسخی دانست که می توان به این وضعیت داد.&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">البته نباید پنداشت که طرح این پرسش فقهی از وحدت، دل بخواهانه و صرفاً در واکنش به ناکارآمدی یا عدم الزام آوری برداشت های توصیه ای اجتماعی به آن توجیه یافته است؛ چراکه درون مایه های فقهی، خود انجام مطالعه ای فقهی را در مورد وحدت می طلبد.&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">در این میان، تلاش های اندکی برای مطالعه فقهی وحدت صورت گرفته است. در کانون این تلاش ها یکی از فقیهان نامی مرحوم علامه شرف الدین قرار دارد که مطالب و مباحث او درباره وحدت، نگاه ها و رویکردهایی فقهی را همراه دارد و در مواردی به ضرورت وحدت بر اساس برداشت هایی اجتماعی فقهی اعتقاد یافته است.&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-weight: bold; font-size: 14px; font-family: iransansn; color: rgb(0, 0, 255); background-color: transparent;\">کوشش فقهی جهت ایجاد وحدت</span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">مرحوم شرف الدین در راه اثبات لزوم وحدت به ادله ای چند (که در حقیقت قواعد فقهی به شمار می آیند) استناد جسته است.&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">استفاده از ادله فقهی برای اثبات ضرورت مباحثی همچون وحدت، حاوی تلاشی ارزشمند برای بارورسازی لایه هایی از امکانات نادیده مانده در دل منابع فقهی است که یا اصولاً انکار شده اند و یا دست کم، موضوع تلاش هایی فراتر از ارتکازهای نامرئی کمتر قرار گرفته اند. آنچه در رویکرد و نگاه این فقیه اهمیت دارد، آن است که وی همان طور که گذشت برخلاف بسیاری از مصلحان وحدت گرا، وحدت را در دل فقه و در پرتو روابط شناخته شده در درون آن معنی و سپس مراد می کند. به این ترتیب، وحدت برای او یک حکم واجب شرعی است که اهمیتش را دلایل و قواعد فقهی توضیح می دهند.&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">این مقاله، سه قاعده فقهی را پی گیری می کند که در کلمات این مصلح بزرگ مورد تمسک قرار گرفته اند؛ البته وی در استدلال های خویش نامی از عنوان فقهی قواعد به میان نمی آورد، ولی در نهایت مباحث خود را در فضای تأثیرگذار مطالعه ای براساس این قواعد فقهی پیش می راند.&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-weight: bold; font-size: 14px; font-family: iransansn; color: rgb(0, 0, 255); background-color: transparent;\">قاعده احترام مسلم</span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">مرحوم شرف الدین با گشودن فصلی تحت عنوان (الشهادتان و حرمة المسلم) در کتاب الفصول المهمه، روایت هایی چند را از پیامبر (ص) و یا امامان (ع) ارائه می نماید که بر حرمت خون، مال و عرض مسلم دلالت دارند. وی به این روایات به چشم مبنایی فقهی برای وحدت نگاه می کند و با رجوع به آنها، ضرورت وحدت بین شیعه و سنی را به اثبات می رساند. [۱]&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">بررسی قاعده احترام مسلم و شرح دیدگاه علامه شرف الدین درباره استفاده وحدت از آن را، با طرح چند محور به انجام می رسانیم.&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\">&nbsp;</div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">&larr; نقل های گوناگون قاعده در مجامع روایی&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">این روایت ها به چند صورت از پیامبر(ص) وارد شده است که به پاره ای از آنها اشاره می کنیم:&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">(المسلم أخو المسلم، لا یحل له دمه وماله، إلا من طیبة نفسه.) [۲] [۳]&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">(لایحل له دم امرء مسلم ولا ماله إلا بطیبة نفسه.) [۴] [۵]&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">این روایت مورد تمسک در کتاب های فقهی قرار گرفته است. [۶]&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">(کل المسلم علی المسلم حرام دمه وماله وعرضه.) [۷]&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">(المسلم علی المسلم حرام دمه وماله وعرضه.)&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">این روایت در صحیح مسلم [۸] [۹] نقل شده و شهید ثانی آن را به صورت مرسل در مسالک ذکر کرده است.&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">مرحوم شرف الدین، روایت های دیگری را در کتاب الفصول المهمه از پیامبر(ص) و امام صادق (ع) و امام کاظم (ع) نقل می کند که با موارد فوق، هم افق، هم جهت و از حیث نتیجه مشترک هستند. همچون این روایت نبوی (المسلم اخو المسلم لا یظلمه ولا یسلمه، ومن کان فی حاجة اخیه کان الله فی حاجته، ومن فرج عن مسلم کربة فرج الله عنه کربة من کربات یوم القیامة، ومن ستر مؤمنا ستره الله یوم القیامة) [۱۰] [۱۱] این روایت امام صادق(ع) -المسلم اخو المسلم، وهو عینه ومرآته ودلیله لایخونه ولایخدعه ولا یظلمه ولایکذبه ولایغتابه- [۱۲] [۱۳] [۱۴]&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">با توجه به این که روایاتی از این دست و با این مضمون تا سرحدّ تواتر به پیش رفته اند و در سرتاسر فقه ، به مضمون مشترک آنها ( احترام خون ، مال و عرض مسلم) عمل و تمسک می گردد [۱۵] و نیز پاره ای از فقها برخی از این روایات(المسلم علی المسلم حرام دمه وماله وعرضه) را نبوی مشهور نامیده اند [۱۶] اصل قاعده مورد تردید قرار نگرفته و نزد شیعه و سنی جایگاهی محکم، متقن و انکارناپذیر را به خود اختصاص داده است.&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\">&nbsp;</div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">&larr; وجه دلالت قاعده بر وحدت&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">قاعده (حرمت خون، مال و عرض مسلم) همانند هر قاعده دیگر، متشکل از یک موضوع و یک حکم است. موضوع این قاعده را خون مسلمان ، مال مسلمان و عرض مسلمان، و حکم آن را حرمت (یعنی حرمت تعدی به هر یک از این سه) تشکیل می دهد. به تعبیر دقیق تر، موضوع قاعده، تعدی به خون، مال و عرض مسلمان، و حکم، حرمت است. قاعده را به صورت دیگری نیز می توان تقریر کرد و آن این که:احترام جان، مال و عرض مسلمان واجب است. در این صورت، (احترام مسلمان) موضوع و (واجب) حکم به حساب می آید. در هر حال، روشن شدن پاسخ به پرسش از مبنی بودن این قاعده برای وحدت (و هم چنین روشن شدن دیدگاه مرحوم شرف الدین در این زمینه) به بررسی موضوع قاعده بستگی دارد که در زیر آن را در دو محور به سامان می رسانیم.&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-weight: bold; font-size: 14px; font-family: iransansn; color: rgb(0, 0, 255); background-color: transparent;\">بررسی قلمرو مفهومی و مصداقی واژه مسلم</span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">هر یک از شیعه و سنی، در بحثی مقدماتی، باید به این پرسش پاسخ دهند که آیا کلمه مسلم را در این روایات علاوه بر آن که منطبق بر خود می دانند، بر دیگری نیز منطبق می دانند یا نه؟ اگر این فراگیری پوشش دهی در انطباق ثابت شود، طبیعی است که در آن صورت مجال بحث از مبنی بودن قاعده برای وحدت شیعه و سنی فراهم می آید.&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">پرونده این بحث در سه سطح قابل گشودن و پی گیری است. طرح شدن آن در سطح شیعی (و با رویکرد به فقه شیعه )، طرح شدن آن در سطحی سنی (و بر پایه مبانی فقه اهل سنت)، و طرح شدن آن در گفت وگویی مشترک میان شیعه و سنی (و با تمرکز بر مبانی هر دو گروه).&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">بحثی را که مرحوم شرف الدین در این زمینه (در کتاب الفصول المهمه ) پیش کشیده، با رویکردی نزدیک و همخوان با سطح سوم انجام گرفته است؛ هرچند که وی در عین حال، دیدگاه های خود را نیز از جایگاه عالم شیعی در این بحث ارایه می کند. طرح شدن این محور حساس در خطاب ها و گفت وگوهای مرحوم شرف الدین با اهل سنت ، نشان از رویکرد هوش مندانه این عالم بزرگ در عرصه نگاه به تعامل بین شیعه و سنی دارد.&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">به رغم آن که بحث مرحوم شرف الدین در قلمروشناسی واژه مسلم به سطح سوم تعلق دارد، ولی از آن جا که موضوع مقاله، بررسی مبنای فقهی وحدت از دیدگاه اوست که عالمی شیعی به شمار می رود، بحث حاضر (قلمرو مفهومی و مصداقی موضوع قاعده) را در چارچوب بحث فقهی شیعی، و البته با تأکید بر دیدگاه های این علامه بزرگ به سامان می رسانیم و بحث از دیدگاه سنیان و یا بحث مشترک و مقارن را در این موضوع، به زمان دیگری وامی نهیم.&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-weight: bold; font-size: 14px; font-family: iransansn; color: rgb(0, 0, 255); background-color: transparent;\">اطلاق کلمه مسلم بر اهل سنت از دیدگاه شیعه</span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">آیا از دیدگاه عالمان شیعه، کلمه مسلم بر سنی نیز اطلاق می گردد؟&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">در پاسخ به این پرسش دو قول مشاهده می شود:&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-size: 14px; font-family: iransansn; background-color: transparent;\">&larr; قائلین بر انطباق&nbsp;</span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">این قول، مشهور و رایج است. حتی می توان فراتر رفت و گفت:شهرت این قول تا سرحد اتفاق نزد شیعه به پیش تاخته است. مرحوم شرف الدین تعبیری دارد که شاید بتوان گفت او فراتر از این هم رفته است. وی می گوید:&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">(هذا فی غایة الوضوح من مذهبنا لایرتاب فیه ذو اعتدال منّا)؛ [۱۷]&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">این (مسلمان بودن سنیان) در نهایت وضوح از مذهب ماست و صاحب اعتدال از ما در آن تردید روا نمی دارد.(مرحوم شرف الدین قول دوم را به لحاظ شاذ بودن، ضعیف بودن و خارج از اعتدال بودن به حساب نمی آورد.)&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">در سخن دیگری آن را در زمره واضحات شیعه به حساب می آورد. [۱۸]&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">عبارات برخی از عالمان گذشته و معاصر که در زمره مشهور جای می گیرند را برای آشنایی بیشتر مرور کنیم:&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">محقق اردبیلی می گوید:ظاهر این است که مخالف، مسلمان است مادام که به انکار ضروری و یا عملی که با انجام آن از اسلام خارج می گردد، همچون نصب (نسبت به امامان(ع))، دست نزند. (والظاهر انه مسلم ما لم ینکر الضروری أو لم یفعل ما یخرج به عنه مثل النصب) [۱۹] در این زمینه صاحب جواهر سخنی محکم تر را ارائه می کند و می گوید:فساد قول به کفر مخالف آشکار است. [۲۰] آیةالله خویی نیز می گوید:مخالف، مسلمان و محکوم به طهارت است و آثار مسلم بر آن مترتب می گردد. (ان المخالف مسلم محکوم بالطهارة ویترتب علی المسلم من الآثار) [۲۱]&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">مرحوم شرف الدین نیز که در زمره قائلان جدی این قول می گنجد، فصلی را تحت این فصل می گشاید که:(اسلام، اهل سنت را نیز همانند شیعه در بر می گیرد).(السنة کالشیعة یجمعهم الاسلام) [۲۲]&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">مستند قول:مستند این قول را مجموعه ای از روایات تشکیل می دهد. صاحب جواهر از این روایات به (اخبار معتبره) یاد می نماید. مرحوم شرف الدین نیز برای اثبات مسلمان بودن سنیان، پاره ای از این روایات را ذکر می کند و می گوید:من در مقام استقصای تمام این روایات بر نیامده ام، چه آن که توضیح واضحات از حکمت به دور است. [۲۳]&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-size: 14px; font-family: iransansn; background-color: transparent;\">&larr;&larr; ادله قائلین&nbsp;</span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">مواردی را که این علامه بزرگ در کتاب خود آورده است، در زیر مرور می کنیم:&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">۱. حسنه (و به نظر شرف الدین (صحیحه)) حمران بن اعین از امام باقر (ع):&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">(والاسلام ما ظهر من قول أو فعل، وهو الذی علیه جماعة من الناس من الفرق کلّها، و به حقنت الدماء، وعلیه جرت المواریث، و جاز النکاح، واجتمعوا علی الصلوة والزکوة والصوم والحج، فخرجوا بذلک عن الکفر واضیفوا إلی الایمان)؛ [۲۴]&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">اسلام عبارت است از آنچه از قول و فعل ظاهر می شود، و این همانی است که بر آن، جماعتی از مردم از همه فرقه ها هستند و به وسیله آن، خون ها صیانت یافت و بر آن ارث ها، جریان گرفت و توسط آن نکاح جایز شد، آنان بر نماز و زکات و روزه و حج (به وسیله آن) اجتماع یافته اند، پس به واسطه آن از کفر بیرون رفته و به ایمان اضافه شده اند.&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">امام خمینی در مقام استدلال و یا استشهاد جهت اثبات کافی بودن شهادتین، به این روایت توجه نشان داده و از آن به حسنه حمران تعبیر می کند. [۲۵]&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">۲. روایت سفیان بن سمط از امام صادق(ع):&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">(الاسلام هو الظاهر الذی علیه الناس، شهادة أن لا اله الا الله و أنّ محمداً رسول الله(ص) وإقامة الصلوة، وایتاء الزکوة، وحج البیت وصیام شهر رمضان)؛ [۲۶]&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">اسلام همان ظاهری است که مردم بر آن هستند، (یعنی) شهادت به این که جز الله هیچ خدایی نیست و محمد فرستاده خداوند است، و بپا داشتن نماز و دادن زکات و حج خانه خدا و روزه گرفتن در ماه رمضان .&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">۳. روایت سماعه از امام صادق(ع):&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">(الاسلام شهادة أن لا اله الا الله، والتصدیق برسول الله(ص) و به حقنت الدماء، وعلیه جرت المناکح والمواریث وعلی ظاهره جماعة الناس.) [۲۷]&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-size: 14px; font-family: iransansn; background-color: transparent;\">&larr;&larr; نتیجه گیری&nbsp;</span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">دلالت این روایات بر مدعی به دو طریق به اثبات می رسد:&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">اوّل:در این روایات این تعابیر (والاسلام&hellip; هو الذی علیه جماعة من الناس من الفرق کلها) (والاسلام هو الظاهر الذی علیه الناس) و (علی ظاهره جماعة الناس) به چشم می آید و دلالت این جملات بر اسلام اهل سنت کاملاً آشکار است.&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">دوم:این روایات، ملاک تحقق بخش به اسلام را شهادتین (و یا به همراه پاره ای از فروع دین همچون نماز، روزه، زکات و حج) معرفی می نمایند. و سنیان که به امامت معتقد نیستند برخوردار از این ملاک هستند.&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">کلمات فقها نشان می دهد که از این روایات، هر دو استفاده را به عمل آورده اند.&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">صاحب جواهر با اشاره به این روایات، دلالت آنها را بر تحقق یافتن اسلام به شهادتین و این که اسلام همانی است که بر آن جماعت مردم قرار دارند، یادآور می شود. [۲۸]&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">آیةالله خویی نیز می گوید:&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">(روایات بسیار بر این دلالت دارند که در داشتن معامله اسلامی شهادتینی که اکثر مردم بر آن هستند، ملاک می باشد.) [۲۹]&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">امام خمینی و بسیاری از فقها نیز همین استفاده را کرده اند.امام خمینی در این زمینه با اشاره به مقتضای ادله می گوید:(ان الاسلام هو الشهادتان) [۳۰] و آیةالله گلپایگانی نیز می گوید:(ان ما یتحقق به ال</span></span><span style=\"font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">اسلام هو الاقرار بالشهادتین فقط بشرط عدم اظهار ما یخالف الاسلام کانکار الضروری [۳۱]&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-size: 14px; font-family: iransansn; background-color: transparent;\">&larr; عدم انطباق عنوان مسلم بر غیر شیعه&nbsp;</span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">طرفداران این قول، گروهی اندک هستند. این گروه بر مدعای خود، دلایلی را ارائه نموده اند، که مورد مناقشه و نقد طرفداران قول اوّل قرار گرفته است.&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-size: 14px; font-family: iransansn; background-color: transparent;\">&larr;&larr;&larr; محال بودن تغایر ایمان و اسلام&nbsp;</span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">در حقیقت این دلیل از دو مقدمه تشکیل یافته است:&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">مقدمه اول:هرکس مؤمن نباشد مسلمان نیست.&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">این مقدمه با توجه به محال بودن مغایرت ایمان با اسلام به دست می آید.&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">مقدمه دوم:غیر شیعه، مؤمن نیست.&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">نتیجه:غیر شیعه، مسلمان نیست. والایمان تستحیل مغایرته للاسلام، فمن لیس بمؤمن لیس بمسلم. [۳۲] [۳۳]&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">مبنایی که مقدمه اوّل این دلیل را به اثبات می رساند، مورد مناقشه فقها قرار گرفته است. بنابراین مبنا، مغایرت ایمان با اسلام، محال می نماید. فقها با توجه به آیه شریفه (قالت الاعراب آمنا قل لم تؤمنوا ولکن قولوا أسلمنا) [۳۴]، تغایر و تفاوت پیدا کردن ایمان و اسلام را محال ندانسته اند. [۳۵] [۳۶]&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">مرحوم شرف الدین نیز میان ایمان و اسلام تفاوت می گذارد. وی می گوید:از قول خداوند متعال (قالت الاعراب آمنا قل لم تؤمنوا ولکن قولوا اسلمنا) (سوره حجرات، آیه۱۴) به دست می آید که اسلام، عبارت از مجرد وارد شدن در دین و تسلیم سید مرسلین شدن و ایمان، عبارت از یقین ثابت در قلوب مؤمنان همراه با اعتراف زبانی به آن است. بر این اساس، ایمان اخص از اسلام به شمار می آید. و ما افزون بر این، ولایت را در تحقق ایمان معتبر می دانیم. [۳۷]&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-size: 14px; font-family: iransansn; background-color: transparent; color: rgb(68, 68, 68);\">&larr;&larr;&larr; روایات حاکی از وقوع ارتداد بعد از پیامبر(ص)&nbsp;</span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">امام خمینی این دلیل را نمی پذیرد </span></span><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">و می گوید:اقرب آن است که ارتداد (در این روایات ) به معنای شکستن و نقض عهد ولایت مراد شده باشد، هرچند شکستن در ظاهر و از سر تقیه و نه ارتداد از اصل اسلام [۳۸]صورت پذیرد.&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">این قول (عدم انطباق کلمه مسلم بر غیر شیعه) به شیخ انصاری نیز نسبت داده شده است. شاید تأمل های پر حجم شیخ انصاری در مسئله که از شیوه همیشگی وی در داشتن رفت و برگشت های بسیار پیرامون روایات و ارائه نقد و ابرام های فراوان به هنگام استدلال ورزی جهت رد و یا اثبات یک قول نشئت می گیرد منشأ اشتباه در این نسبت شده است. از نظر امام خمینی نیز شیخ به این قول معتقد و ملتزم نشده است. وی می گوید:(انصاف این است که این ادعا را نمی توان پذیرفت که اسلام عبارت باشد از مجموع آنچه نبی اکرم (ص) آورده، و (در نتیجه) ترک التزام به بعضی از آنها به هر نحو موجب کفر می گردد.&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">سپس بیان می دارد:&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">(به همین جهت، شیخ اعظم بعد از کر و فر، ملتزم به آن نشده است.) [۳۹]&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">می توان هر یک از قلمرو مفهومی و مصداقی واژه اسلام را چنین جمع بندی کرد:&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">الف. قلمرو مفهومی واژه اسلام:در تعریف اسلام می توان گفت که:(إن الاسلام هو الشهادتان). این تعبیر و تعریف در کلمات امام خمینی وارد شده است. [۴۰]&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">ب. قلمرو مصداقی اسلام:علاوه بر شیعه ، سنی نیز در قلمرو مصداقی واژه مسلم جای می گیرد.&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-weight: bold; font-size: 14px; font-family: iransansn; color: rgb(0, 0, 255); background-color: transparent;\">بررسی معنی و دامنه (احترام مسلم در حوزه های سه گانه)</span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">می توان گفت دو تلقی در این زمینه شکل گرفته است. در تلقی بسیاری، احترام، معنی و تطبیقی محدود و کمرنگ می یابد. این فقیهان، در رویکردی فروکاهنده این حرمت و احترام را در چارچوب نگاهی نه چندان پردامنه و بیشتر کلیشه ای که فی المثل نباید دزدی کرد و نباید مسلمانی را کشت معنی کرده اند.&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">در مقابل رویکرد دیگری این قاعده را زیربنا و زیرساخت روابط اجتماعی و حقوقی به شمار می آورد و معتقد است از آن جا که این قاعده شامل سه حوزه اموال و آبرو و جان مسلمانان می شود، نقشی پایه ای در تأمین حقوق هر انسان مسلمان می یابد و همه عرصه های حقوقی مربوط به فرد را به نوعی دربر می گیرد. احترام در این تفسیر و نگاه کلان، صرفاً یک عدم تعرض محدود نیست؛ یک رابطه برخوردار از سطحی عالی و یک تعامل مبتنی بر اصل کرامت انسانی اسلامی و یک عامل شکل دهنده به نظم در جامعه اسلامی است. طبعاً یک جامعه شکل گرفته بر پایه احترام متقابل و عدم تعرض مستقیم و غیر مستقیم به حقوق دیگران، جامعه ای متحد، منسجم و جامعه ای خالی از عوامل تفرقه است. بر پایه این نگاه، تأکید بر مسلمان بودن به مثابه موضوع قاعده (و نه تأکید بر شیعه یا سنی بودن) توانایی بارور نشده اما قدرت مندی را برای گسترش وحدت میان شیعه و سنی به این قاعده بخشیده است. در حالی که نگاه اوّل، علاوه بر آن که فقه را از تطبیق کامل و صحیح این قاعده محروم نموده، راه را بر هرگونه برداشت تقریب گرایانه و وحدت خواهانه از آن نیز بسته است.&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">می توان گفت، مرحوم شرف الدین با توجه به مضمون پر مایه این قاعده که هر سه مورد خون، آبرو و جان مسلمانان را دربرمی گیرد و با توجه به انطباق کلمه مسلم بر هر یک از شیعه و سنی، از رهگذر آن به سمت وحدت گرایی گام برداشته است. وی در ابتدای فصلی که با عنوان ( شهادتین و حرمت مسلمان ) می گشاید، غرض خود را از طرح آن و در واقع، نگاه و تلقی خود را از معنی حرمت و نقش رعایت آن در وحدت امت اسلامی ارائه می نماید. وی می گوید:&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">(این روایت ها -روایت های دال بر این که هرکس بگوید:(لا اله الا الله ومحمد رسول الله) خون، مال و آبروی او محترم است- را آوردم تا غافل متنبه و جاهل قانع گردد و بداند که امر مسلمانان آن گونه که برادران راه تعصب، تصور کرده اند، نیست&hellip; (آنان) که مسلمانان را شعبه شعبه و گروه گروه کرده اند؛ (در نتیجه) پاره ای پاره دیگر را تکفیر می کنند و عده ای از عده دیگر تبری می جویند.) [۴۱]&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"color:#0000FF;\"><span style=\"font-weight: bold; font-size: 14px; font-family: iransansn; background-color: transparent;\">قاعده تجنب از فساد</span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">مرحوم شرف الدین در برخی از بخش های کتاب خویش، اختلاف میان شیعه و سنی را از مصادیق فساد در زمین ، به شمار می آورد.&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">در واقع، دلیل از دو مقدمه تشکیل یافته است:&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">مقدمه اوّل:تفرقه فساد در زمین است.&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">مرحوم شرف الدین این مقدمه را به این صورت ارایه می نماید:&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">(إن هذا التدابر بینهم عبث محض، وسفه صرف بل فساد فی الارض، واهلاک للحرث والنسل)؛ [۴۲]&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">این روی برتافتن مسلمانان از یکدیگر، بیهودگی محض و سفاهت صرف است بلکه در زمین فساد می آورد و حرث و نسل را هلاک می کند.&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">مقدمه دوم:فساد در زمین حرام است.&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">در ذهنیت فقهی این فقیه، طرح قواعدی مانند فساد در زمین و تطبیق آن بر مواردی همچون اختلاف های مذهبی، در بستری از واقعیّت گرایی و آشنایی با زمان شکل گرفته است. بی گمان، تنفس در چنین ذهنیتی به این فقیه این امکان را بخشیده که توانایی تطبیق قواعدی همچون قاعده اجتناب از فساد را بر پدیده های عصر پیدا نماید.&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"color:#0000FF;\"><span style=\"font-weight: bold; font-size: 14px; font-family: iransansn; background-color: transparent;\">قاعده وحدت</span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">فراتر از آن که قواعدی وجود دارند که به وحدت می انجامند، می توان خود وحدت را قاعده ای فقهی به شمار آورد. از کلمات شرف الدین استفاده می شود که وی به خود وحدت به چشم قاعده ای فقهی نگاه می کرده است.&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">وی در بخشی از کتاب مراجعات، به هنگام اظهار امیدواری برای رسیدن به راهی هموار که در آن اختلاف میان مسلمانان از بین برود و بیدار شوند و به طور جدی به زندگی بنگرند، می گوید:&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">(راجعین إلی الاصل الدینی المفروض علیهم)؛ [۴۳]&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">بازگشتگان به اصل دینی واجب گشته بر آنان.&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">در این عبارت دو واژه وجود دارد که در فقه جای و معنی می گیرد. آن دو، یکی واژه اصل و دیگری واژه فرض (واجب) است. می توان گفت که شرف الدین، به وحدت به چشم یک اصل (که به معنای قاعده نیز می تواند تفسیر شود) نگاه می کرده؛ حکمی که از نظر دین، عمل به آن واجب گشته است.&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\">&nbsp;</div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"color:#FF8C00;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\"><span style=\"font-weight: bold;\">پانویس</span></span></span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">۱. &uarr; الفصول المهمه، ص۳۱.&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">۲. &uarr; وسائل، باب۱۳۰ من ابواب العشرة من کتاب الحج و باب۳۵ حدیث۳ من ابواب جهاد العدو و باب۳ من ابواب مکان المصلی من کتاب الصلاة.&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">۳. &uarr; عوالی اللئالی، ج۳، ص۴۱۸ وص۴۲۵.&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">۴. &uarr; کافی، ج۷، ص۲۷۳.&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">۵. &uarr; من لایحضره الفقیه، طبع نجف، ج۴، ص۶۷.&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">۶. &uarr; الرسائل التسع، محقق حلی، ص۳۰۷.&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">۷. &uarr; مسند احمد، ج۲، ص۲۷۷.&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">۸. &uarr; صحیح مسلم، ج۴، ص۱۹۸۶.&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">۹. &uarr; صحیح مسلم، ج۴، ص۲۵۶۴.&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">۱۰. &uarr; اصول کافی، ج۲، ص۲۴۴.&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">۱۱. &uarr; التاج الجامع، ج۵، ص۲۰.&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">۱۲. &uarr; بحارالانوار، ج۲۷، ص۲۶۶.&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">۱۳. &uarr; التاج الجامع، ج۵، ص۵۴.&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">۱۴. &uarr; الفصول المهمه، ص۱۵-۲۰.&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\"><span style=\"font-style: normal;\">۱۵. &uarr; کتاب النکاح، آیةالله خویی، ج۲، ص۱۵۳.&nbsp;</span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"color: rgb(0, 0, 0); text-align: justify;\">&nbsp;</div>","content_source":"","content_url":"","content_columns":"0","content_date_start":"2014-11-26 12:28:12","content_date_finish":"2014-11-26 12:28:12","content_date_register":"2014-11-26 12:25:03","content_date_last_edit":"2019-12-07 16:14:41","content_show_img":"1","content_show_details":"0","content_show_related_img":"0","content_show_slider":"0","content_show_title_slider":"0","content_comment":"1","content_score":"0","content_recorded":"0","content_confirmed":"0","content_status":"1","content_kind":"0","tag_id":"11295","tag_word":"وحدت اسلامی,وحدت اسلامی,احمد مبلغی,احمد مبلغی,شبهات,شبهات,فقه و وحدت اسلامی,فقه و وحدت اسلامی,مقاله,مقاله","tag_service":"0","tag_total":"643","tag_soundex":"","attach_token":1008701362,"attach_date_register":"2014-11-26 12:24:52","attach_id":11945,"attach_file_ext":"jpg","attach_file_header":"image/jpeg","attach_img_type":"2","attach_img_width":"1280","attach_img_height":"800","attach_file_media":"1","attach_show_watermark":"0","score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"visit_count":"15493","visit_date_last":"2026-05-27 01:24:34","attach_title":"وحدت اسلامی","node_title":"اندیشه تقریب,برگزیده","ot_node_left_right":"[{\"node_id\":468, \"left\":87, \"right\":88},{\"node_id\":831, \"left\":43, \"right\":44}]","node_number":"10","allowable_node":"10","img_src":"./cache/5/attach/201411/11945_1008701362_1280_800.jpg"}]]