[[{"content_id":10437,"domain_id":"0","lang_id":"fa","portal_id":"5","owner_id":"370","user_id":"1","view_accesslevel_id":"1","edit_accesslevel_id":"1","delete_accesslevel_id":"1","editor_id":"405","content_title":"حکایت عشق حمید سرکوهی به امام رضا و اهل بیت علیهم السلام\r\n\r\nاین مسیر شیعه و سنی ندارد!","content_number":"0","content_date_event":"2014-09-06 13:16:41","content_summary":"چهار روز پیاده  روی آن هم با پای معیوب و شانه ای که پلاتین یادگاری از همان تصادف آزرده اش می کند، حکایت عشق حمید سرکوهی به امام رضا و اهل بیت است.","content_summary_fill":"1","content_body":"حمید سرکوهی\r\n\r\n، زائر پیاده امام رضا (از برادران اهل سنت روستای شورچۀ علیای سرخس)&nbsp;\r\n\r\n\r\n&laquo; این مسیر شیعه و سنی ندارد. کسی که بخواهد به عشق آقا زیارت برود، به شیعه و سنی نگاه نمی کند... . سال 87 یک تصادفی کردم که باعث شد ضربه مغزی شوم. دقیقاً نمی دانم ولی یک ماهی در کما بودم. شب ولادت آقا امام رضا، آقا را خواب دیدم. بیمارستان بودم که به هوش آمدم. نذر کردم به عشق آقا که ما را شفا داده بود، این راه را برای شهادتش، برای ولادتش پیاده بیایم. هشت سال به عشق آقا این راه را می خواهم بیایم.&raquo;\r\n\r\nاز منطقه سنی نشین روستای شورچۀ علیای سرخس می آمد. بی تاب زیارت بود. بعد از آن تصادف شدید، پایش ضرب خورده و شانه اش را هم دکترها پلاتین گذاشته اند. اما می گفت پیاده رفتن به عشق آقا کار سختی نیست.\r\nهمه خانواده و اهالی روستای حمید سرکوهی ارادتمند اهل بیت اند. عمو و پسر عمویش هم هر سال با کاروان پیادۀ زیارت امام رضا همراه می شوند. هر سال تاسوعا و عاشورا در خانۀ خودشان آشپزی می کنند. مرحوم پدرش آشپز حسینیه روستا بوده. علم روستا هر سال به عشق امام حسین و یارانش توی روستا می چرخد و پدر حمید هر سال زیر علم امام حسین سینه می زده.\r\n\r\nتصادف نقطۀ شروع عشق حمید به امام رضا نبوده، اما او را نمک گیر آقا کرد. سال 87 وقتی ضربۀ مغزی شد، یک ماه به کما رفت. خدا خواست و در شب میلاد امام رضا، خواب آقا را دید. همان جا نذر کرد تا هشت سال به عشق امام، پیاده برای زیارت تا مشهد برود و برگردد.\r\n\r\nچهار روز پیاده روی آن هم با پای معیوب و شانه ای که پلاتین یادگاری از همان تصادف آزرده اش می کند، حکایت عشق حمید سرکوهی به امام رضا و اهل بیت است.\r\n\r\nوقتی از دور گنبد طلا را می بیند خستگی و سختی راه از تنش در می رود. با تمام عشق و ارادت و خلوص دست به سینۀ مجروحش می گذارد و می گوید: &laquo;السلام علیک یا علی بن موسی الرضا.&raquo;\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;","content_html":"<p><strong><span style=\"color:#FF0000;\"><span style=\"font-family: iransansn; font-size: 14px; background-color: transparent;\">حمید سرکوهی</span></span></strong></p>\r\n\r\n<p><strong><span style=\"color:#FF0000;\"><span style=\"font-family: iransansn; font-size: 14px; background-color: transparent;\">، زائر پیاده امام رضا (از برادران اهل سنت روستای شورچۀ علیای سرخس)&nbsp;</span></span></strong></p>\r\n\r\n<p><br />\r\n<span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">&laquo; این مسیر شیعه و سنی ندارد. کسی که بخواهد به عشق آقا زیارت برود، به شیعه و سنی نگاه نمی کند... . سال 87 یک تصادفی کردم که باعث شد ضربه مغزی شوم. دقیقاً نمی دانم ولی یک ماهی در کما بودم. شب ولادت آقا امام رضا، آقا را خواب دیدم. بیمارستان بودم که به هوش آمدم. نذر کردم به عشق آقا که ما را شفا داده بود، این راه را برای شهادتش، برای ولادتش پیاده بیایم. هشت سال به عشق آقا این راه را می خواهم بیایم.&raquo;</span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">از منطقه سنی نشین روستای شورچۀ علیای سرخس می آمد. بی تاب زیارت بود. بعد از آن تصادف شدید، پایش ضرب خورده و شانه اش را هم دکترها پلاتین گذاشته اند. اما می گفت پیاده رفتن به عشق آقا کار سختی نیست.<br />\r\nهمه خانواده و اهالی روستای حمید سرکوهی ارادتمند اهل بیت اند. عمو و پسر عمویش هم هر سال با کاروان پیادۀ زیارت امام رضا همراه می شوند. هر سال تاسوعا و عاشورا در خانۀ خودشان آشپزی می کنند. مرحوم پدرش آشپز حسینیه روستا بوده. علم روستا هر سال به عشق امام حسین و یارانش توی روستا می چرخد و پدر حمید هر سال زیر علم امام حسین سینه می زده.</span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">تصادف نقطۀ شروع عشق حمید به امام رضا نبوده، اما او را نمک گیر آقا کرد. سال 87 وقتی ضربۀ مغزی شد، یک ماه به کما رفت. خدا خواست و در شب میلاد امام رضا، خواب آقا را دید. همان جا نذر کرد تا هشت سال به عشق امام، پیاده برای زیارت تا مشهد برود و برگردد.</span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">چهار روز پیاده روی آن هم با پای معیوب و شانه ای که پلاتین یادگاری از همان تصادف آزرده اش می کند، حکایت عشق حمید سرکوهی به امام رضا و اهل بیت است.</span></span></p>\r\n\r\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:iransansn;\">وقتی از دور گنبد طلا را می بیند خستگی و سختی راه از تنش در می رود. با تمام عشق و ارادت و خلوص دست به سینۀ مجروحش می گذارد و می گوید: &laquo;السلام علیک یا علی بن موسی الرضا.&raquo;</span></span><br />\r\n&nbsp;</p>\r\n\r\n<p>&nbsp;</p>","content_source":"","content_url":"","content_columns":"0","content_date_start":"2014-09-06 13:16:41","content_date_finish":"2014-09-06 13:16:41","content_date_register":"2014-09-06 13:19:25","content_date_last_edit":"2019-06-23 18:08:19","content_show_img":"1","content_show_details":"0","content_show_related_img":"0","content_show_slider":"0","content_show_title_slider":"0","content_comment":"1","content_score":"0","content_recorded":"0","content_confirmed":"0","content_status":"1","content_kind":"0","tag_id":"10216","tag_word":"اهل سنت,امام رضا ع نزد اهل سنت,امام رضا","tag_service":"0","tag_total":"162","tag_soundex":"","attach_token":1368056018,"attach_date_register":"2014-09-06 13:19:11","attach_id":11692,"attach_file_ext":"jpg","attach_file_header":"image/jpeg","attach_img_type":"2","attach_img_width":"991","attach_img_height":"423","attach_file_media":"1","attach_show_watermark":"0","score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"visit_count":"13186","visit_date_last":"2026-05-27 01:24:44","attach_title":"اهل سنت","node_title":"خاطرات وحدت","ot_node_left_right":"[{\"node_id\":828, \"left\":37, \"right\":38}]","node_number":"3","allowable_node":"3","img_src":"./cache/5/attach/201409/11692_1368056018_991_423.jpg"}]]