[[{"content_id":10251,"domain_id":"0","lang_id":"fa","portal_id":"5","owner_id":"503","user_id":"1","view_accesslevel_id":"1","edit_accesslevel_id":"1","delete_accesslevel_id":"1","editor_id":"405","content_title":"زندگینامه\r\n\r\nمروری گذرا بر زندگی اقبال لاهوری","content_number":"0","content_date_event":"2014-05-28 19:28:27","content_summary":"اقبال اما در آرای سیاسی و اجتماعی خود پیرو سید جمال الدین اسدآبادی (افغانی) بود. اقبال وی را به عنوان مرشد و استاد خود قلمداد می کند","content_summary_fill":"1","content_body":"&nbsp;تولد در خانواده ای مذهبی\r\n\r\nدکتر محمد اقبال لاهوری در 22 فوریه 1872 میلادی در شهر سیالکوت از ایالت پنجاب دیده به جهان گشود. خانواده اقبال خانواده ای متدین بود. به همین دلیل وقتی اقبال چهار سال و چهار ماه داشت، پدرش او را به تعلیم قرآن و علوم دینی تشویق کرد. اقبال تحصیلات مقدماتی خود را در خانه پدری و دبستان سیالکوت و در محضر دوستان فاضل پدرش چون شیخ میرحسن شمس العلما به پایان رسانید. سپس برای ادامه تحصیل راهی لاهور شد. زمانی که در کالج این شهر تحصیل می کرد به سرودن شعر و غزلیات و ارائه نظریات اجتماعی و اصلاحی و سیاسی خویش نیز می پرداخت. تا این که در سن 22 سالگی وارد اورینتال لاهور شد و تحصیلات دانشگاهی خود را شروع کرد. اقبال در دانشگاه فلسفه آموخت.&nbsp;\r\n\r\nاز فلسفه تا اقتصاد\r\n\r\nاما فعالیت وی و ذوق و قریحه اش فقط در عالم شعر و شاعری و فلسفه محدود نبود بلکه در عالم اقتصاد نیز حرفی برای گفتن داشت، تا جائیکه در سال 1901 میلادی کتابی در همین زمینه به زبان اردو نوشت.&nbsp;\r\n\r\nاقبال برای ادامه تحصیلات عالی عازم اروپا شد. او دو رشته فلسفه و حقوق را همزمان با هم خواند. تز دکتری خود را تحت عنوان &laquo; توسعه و تکامل ماوراءالطبیعه در ایران&raquo; با عالی ترین درجه گذرانید. سپس وارد دانشگاه مونیخ آلمان شد و به سبب تالیفات ارزنده خود درجه استادی فلسفه را اخذ کرد.&nbsp;\r\n\r\nاقبال در زمان اقامت در اروپا از نزدیک با افکار اندیشمندان و فلاسفه اروپایی آشنایی یافت. اقبال که تحت رهبری و تعلیم شیخ میرحسن شمس العلماء مولوی با فرهنگ اسلامی آشنایی پیدا کرده بود، طریق جدید بحث و مطالعات اندیشه غربیان را نیز در دانشگاه نزد سر توماس آرنولد آموخت. او در آثار خود بعضی از این تفکرات را قبول و بعضی دیگر را به شدت رد می کند. اقبال در میان متفکران غربی، بیشترین علاقه را به گوته شاعر و فیلسوف آلمانی داشت. ایشان مدتی نیز در دانشگاه لندن به تدریس زبان و ادبیان فارسی پرداخت.&nbsp;\r\n\r\nشیفته مولانا\r\n\r\n\r\n\r\nاما از میان شعرای ایرانی بیشتر از همه به مولانا ارادت ورزیده است. این علاقه تا جایی بود که کتاب مثنوی او را قرآن عجم معرفی می کند:&nbsp;\r\n\r\nروی خود بنمود پیر حق سرشت&nbsp;\r\n\r\nکو بحق حرف قرآن نوشت&nbsp;\r\n\r\nمثنوی مولوی معنوی&nbsp;\r\n\r\nهست قرآن در زبان پهلوی&nbsp;\r\n\r\nاو بعد از اتمام تحصیلات خود به وطن خود بازگشت و به عنوان استاد فلسفه وارد دانشگاه دولتی لاهور شد اما پس از مدتی از استادی در این دانشگاه انصراف داد.&nbsp;\r\n\r\nاقبال اما در آرای سیاسی و اجتماعی خود پیرو سید جمال الدین اسدآبادی (افغانی) بود. اقبال وی را به عنوان مرشد و استاد خود قلمداد می کند و در مثنوی جاویدنامه می سراید:&nbsp;\r\n\r\nسیدالسادات مولانا جمال&nbsp;\r\n\r\nزنده از گفتار او سنگ و سفال&nbsp;\r\n\r\nگفت مشرق زین دو کس بهتر نزاد&nbsp;\r\n\r\nناخن شان عقده های ما گشاد&nbsp;\r\n\r\nاو در برهه ای از تاریخ کار خود را آغاز کرد که جهان اسلام از نظر سیاسی مغلوب غرب گردیده و از نظر فرهنگی و فکری نیز &laquo;هویت&raquo; و &laquo;شخصیت&raquo; خویش را در مقابل غرب به تدریج فراموش می کرد. در جهان اسلام از قرن نوزدهم میلادی نفوذ استعمار به سرعت افزایش یافت و به سختی می توان یک سرزمین اسلامی را پیدا کرد که به طور مستقیم یا غیرمستقیم زیر یوغ استعمار کهن یا استعمار نو قرار نگرفته باشد. لذا دغدغه اصلی اش مواجهه با غرب بود.&nbsp;\r\n\r\nپایه گذار کشور پاکستان\r\n\r\nاقبال در سال 1927 به عضویت مجلس قانونگذاری و شورای ایالتی پنجاب رسیده بود. او همچنین در حزب مسلم لیگ عضوی برجسته و صاحب نظر بود و ریاست شعبه این حزب در شهر الله آباد را به عهده داشت.&nbsp;\r\n\r\nاقبال پیشنهاد تشکیل دولت پاکستان را برای اولین بار در جلسه سالیانه حزب مسلم بیگ در الله آباد ارائه داد. او در این کنگره گفت: در هندوستان بنا به اختلافات مذهبی و تشتت آراء و عقاید موجود نباید انتظار داشت که هندو و مسلمان به اتحاد برسند و تحت رژیم واحدی قرار بگیرند. تنها علاج این نابسامانی این است که به جامعه مسلمین این شبه قاره خودمختاری داده شود و مسلمانان در ایالتی از شمال غربی یا غرب این سرزمین حکومت مستقل و جداگانه ای داشته باشند. او در سال 1932 در کنفرانسى که در لندن براى بنیان گذارى قانون اساسى شبه قاره هند و پاکستان ترتیب داده شده بود شرکت نمود.&nbsp;\r\n\r\nاقبال برای اینکه مسلمانان بتوانند از ضعف و زبونی رها شوند و از تفرقه و تشتتی که آن ها را به پرتگاه زوال کشانیده است نجات یابند، فکر ملیت را در جامعه دینی واحد را پیشنهاد داد. ملیت مسلمان جامعه اسلامی اوست. اقبال به مسلمانان پیام می داد که ملیت منطقه ای و قومی را از خاطر بزدایند و وحدت دینی را ملاک تشکیل جامعه بدانند.&nbsp;\r\n\r\nاو نمایندگی مردم مسلمان شبه قاره را در اولین موتمر اسلامی فلسطین در بیت المقدس را به عهده داشته است. اقبال در نهایت در 21 آوریل سال 1938 به دلیل بیماری از دنیا رفت.&nbsp;\r\n\r\nآثار اقبال\r\n\r\nکتاب عمیق و فلسفى علامه اقبال &laquo;احیاى فکر دینى در اسلام&raquo; است، که در سال 1930 در لاهور به چاپ رسیده و در سال 1336 هجرى شمسى توسط دکتر احمد آرام، به فارسى ترجمه شده است. آثار منظوم علامه محمد اقبال، به فارسى عبارتند از:&nbsp;\r\n\r\nاسرار خودى / رموز بیخودى / پیام شرق / زبور عجم / جاویدنامه / مسافر / چه باید کرد؟&nbsp;\r\n\r\nآثار او به زبان اردو عبارت است از:&nbsp;\r\n\r\nبانگ درا / خضر راه / طلوع اسلام / بال جبرئیل / ضرب کلیم / شکوه / جواب شکوه / سیر فلک / ارمغان حجاز به فارسى و اردو.&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;","content_html":"<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"color:#0000FF;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\"><span style=\"font-weight: bold;\">&nbsp;تولد در خانواده ای مذهبی</span></span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\">دکتر محمد اقبال لاهوری در 22 فوریه 1872 میلادی در شهر سیالکوت از ایالت پنجاب دیده به جهان گشود. خانواده اقبال خانواده ای متدین بود. به همین دلیل وقتی اقبال چهار سال و چهار ماه داشت، پدرش او را به تعلیم قرآن و علوم دینی تشویق کرد. اقبال تحصیلات مقدماتی خود را در خانه پدری و دبستان سیالکوت و در محضر دوستان فاضل پدرش چون شیخ میرحسن شمس العلما به پایان رسانید. سپس برای ادامه تحصیل راهی لاهور شد. زمانی که در کالج این شهر تحصیل می کرد به سرودن شعر و غزلیات و ارائه نظریات اجتماعی و اصلاحی و سیاسی خویش نیز می پرداخت. تا این که در سن 22 سالگی وارد اورینتال لاهور شد و تحصیلات دانشگاهی خود را شروع کرد. اقبال در دانشگاه فلسفه آموخت.&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"color:#0000FF;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\"><span style=\"font-weight: bold;\">از فلسفه تا اقتصاد</span></span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\">اما فعالیت وی و ذوق و قریحه اش فقط در عالم شعر و شاعری و فلسفه محدود نبود بلکه در عالم اقتصاد نیز حرفی برای گفتن داشت، تا جائیکه در سال 1901 میلادی کتابی در همین زمینه به زبان اردو نوشت.&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\">اقبال برای ادامه تحصیلات عالی عازم اروپا شد. او دو رشته فلسفه و حقوق را همزمان با هم خواند. تز دکتری خود را تحت عنوان &laquo; توسعه و تکامل ماوراءالطبیعه در ایران&raquo; با عالی ترین درجه گذرانید. سپس وارد دانشگاه مونیخ آلمان شد و به سبب تالیفات ارزنده خود درجه استادی فلسفه را اخذ کرد.&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\">اقبال در زمان اقامت در اروپا از نزدیک با افکار اندیشمندان و فلاسفه اروپایی آشنایی یافت. اقبال که تحت رهبری و تعلیم شیخ میرحسن شمس العلماء مولوی با فرهنگ اسلامی آشنایی پیدا کرده بود، طریق جدید بحث و مطالعات اندیشه غربیان را نیز در دانشگاه نزد سر توماس آرنولد آموخت. او در آثار خود بعضی از این تفکرات را قبول و بعضی دیگر را به شدت رد می کند. اقبال در میان متفکران غربی، بیشترین علاقه را به گوته شاعر و فیلسوف آلمانی داشت. ایشان مدتی نیز در دانشگاه لندن به تدریس زبان و ادبیان فارسی پرداخت.&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"color:#0000FF;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\"><span style=\"font-weight: bold;\">شیفته مولانا</span></span></span></span></span></div>\r\n\r\n<p><span style=\"color:#0000FF;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\"><img src=\"/file/5/attach/201405/10836_3789772316.jpg\" style=\"float:Left;margin:20px;margin-Left:0;\" /></span></span></span></span></p>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\">اما از میان شعرای ایرانی بیشتر از همه به مولانا ارادت ورزیده است. این علاقه تا جایی بود که کتاب مثنوی او را قرآن عجم معرفی می کند:&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\">روی خود بنمود پیر حق سرشت&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: center;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\">کو بحق حرف قرآن نوشت&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\">مثنوی مولوی معنوی&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: center;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\">هست قرآن در زبان پهلوی&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\">او بعد از اتمام تحصیلات خود به وطن خود بازگشت و به عنوان استاد فلسفه وارد دانشگاه دولتی لاهور شد اما پس از مدتی از استادی در این دانشگاه انصراف داد.&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\">اقبال اما در آرای سیاسی و اجتماعی خود پیرو سید جمال الدین اسدآبادی (افغانی) بود. اقبال وی را به عنوان مرشد و استاد خود قلمداد می کند و در مثنوی جاویدنامه می سراید:&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\">سیدالسادات مولانا جمال&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: center;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\">زنده از گفتار او سنگ و سفال&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\">گفت مشرق زین دو کس بهتر نزاد&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: center;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\">ناخن شان عقده های ما گشاد&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\">او در برهه ای از تاریخ کار خود را آغاز کرد که جهان اسلام از نظر سیاسی مغلوب غرب گردیده و از نظر فرهنگی و فکری نیز &laquo;هویت&raquo; و &laquo;شخصیت&raquo; خویش را در مقابل غرب به تدریج فراموش می کرد. در جهان اسلام از قرن نوزدهم میلادی نفوذ استعمار به سرعت افزایش یافت و به سختی می توان یک سرزمین اسلامی را پیدا کرد که به طور مستقیم یا غیرمستقیم زیر یوغ استعمار کهن یا استعمار نو قرار نگرفته باشد. لذا دغدغه اصلی اش مواجهه با غرب بود.&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"color:#0000FF;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\"><span style=\"font-weight: bold;\">پایه گذار کشور پاکستان</span></span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\">اقبال در سال 1927 به عضویت مجلس قانونگذاری و شورای ایالتی پنجاب رسیده بود. او همچنین در حزب مسلم لیگ عضوی برجسته و صاحب نظر بود و ریاست شعبه این حزب در شهر الله آباد را به عهده داشت.&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\">اقبال پیشنهاد تشکیل دولت پاکستان را برای اولین بار در جلسه سالیانه حزب مسلم بیگ در الله آباد ارائه داد. او در این کنگره گفت: در هندوستان بنا به اختلافات مذهبی و تشتت آراء و عقاید موجود نباید انتظار داشت که هندو و مسلمان به اتحاد برسند و تحت رژیم واحدی قرار بگیرند. تنها علاج این نابسامانی این است که به جامعه مسلمین این شبه قاره خودمختاری داده شود و مسلمانان در ایالتی از شمال غربی یا غرب این سرزمین حکومت مستقل و جداگانه ای داشته باشند. او در سال 1932 در کنفرانسى که در لندن براى بنیان گذارى قانون اساسى شبه قاره هند و پاکستان ترتیب داده شده بود شرکت نمود.&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\">اقبال برای اینکه مسلمانان بتوانند از ضعف و زبونی رها شوند و از تفرقه و تشتتی که آن ها را به پرتگاه زوال کشانیده است نجات یابند، فکر ملیت را در جامعه دینی واحد را پیشنهاد داد. ملیت مسلمان جامعه اسلامی اوست. اقبال به مسلمانان پیام می داد که ملیت منطقه ای و قومی را از خاطر بزدایند و وحدت دینی را ملاک تشکیل جامعه بدانند.&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\">او نمایندگی مردم مسلمان شبه قاره را در اولین موتمر اسلامی فلسطین در بیت المقدس را به عهده داشته است. اقبال در نهایت در 21 آوریل سال 1938 به دلیل بیماری از دنیا رفت.&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"color:#0000FF;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-style: normal;\"><span style=\"font-weight: bold;\">آثار اقبال</span></span></span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\">کتاب عمیق و فلسفى علامه اقبال &laquo;احیاى فکر دینى در اسلام&raquo; است، که در سال 1930 در لاهور به چاپ رسیده و در سال 1336 هجرى شمسى توسط دکتر احمد آرام، به فارسى ترجمه شده است. آثار منظوم علامه محمد اقبال، به فارسى عبارتند از:&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\">اسرار خودى / رموز بیخودى / پیام شرق / زبور عجم / جاویدنامه / مسافر / چه باید کرد؟&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\">آثار او به زبان اردو عبارت است از:&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\"><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\">بانگ درا / خضر راه / طلوع اسلام / بال جبرئیل / ضرب کلیم / شکوه / جواب شکوه / سیر فلک / ارمغان حجاز به فارسى و اردو.&nbsp;</span></span></span></div>\r\n\r\n<div style=\"text-align: justify;\">&nbsp;</div>\r\n\r\n<p><span style=\"font-family:iransansn;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"color: rgb(0, 0, 0); font-style: normal;\">&nbsp;</span></span></span></p>","content_source":"","content_url":"","content_columns":"0","content_date_start":"2014-05-28 19:28:27","content_date_finish":"2014-05-28 19:28:27","content_date_register":"2014-05-28 19:36:02","content_date_last_edit":"2019-10-08 16:16:35","content_show_img":"1","content_show_details":"0","content_show_related_img":"0","content_show_slider":"0","content_show_title_slider":"0","content_comment":"1","content_score":"0","content_recorded":"0","content_confirmed":"0","content_status":"1","content_kind":"0","tag_id":"11159","tag_word":"اقبال لاهوری,اقبال لاهوری,ستاره بلند شرق,ستاره بلند شرق,زندگینامه اقبال لاهوری,زندگینامه اقبال لاهوری","tag_service":"0","tag_total":"11","tag_soundex":"","attach_token":3004070964,"attach_date_register":"2014-05-28 19:32:51","attach_id":10835,"attach_file_ext":"jpg","attach_file_header":"image/jpeg","attach_img_type":"2","attach_img_width":"600","attach_img_height":"600","attach_file_media":"1","attach_show_watermark":"0","score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"visit_count":"15378","visit_date_last":"2026-05-27 04:40:20","attach_title":"اقبال لاهوری","node_title":"السابقون,سرویس نشریه","ot_node_left_right":"[{\"node_id\":457, \"left\":4, \"right\":47},{\"node_id\":493, \"left\":16, \"right\":17}]","node_number":"6","allowable_node":"6","img_src":"./cache/5/attach/201405/10835_3004070964_600_600.jpg"}]]